رفتن به مطلب
Negarita

ترجمه تحريرالوسيله امام خمينى (قدس سره )

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 2 - اگر آب تنقيه از انسان خارجج شود و با آن چيزى ازغائط نباشد وضو باطل ميشود و همچنين است در صورتيكه در بيرون آمدن غائط با آن شك داشته باشد و همينطور كرم و يا هسته اى هم كه از بيرون آيد و آلوده به غائط نباشد وضو را باطل نمى كند.

 

 

مساءله 3 - كسيكه بول يا غائطش بدون اختيار از او خارج مى شود و غالب اوقات از او مى چكد اگر از اول نماز تاآخرش به اندازيكه گنجايش وضو گرفتن و نماز خواندن باختصار يعنى اكتفا بمقدار واجب از چكيدن باز مى ايستد بايد تا رسيدن آن وقت صبر كند آنگاه وضوء و نمازش را بجاى آورد و اگر بآن مقدار هم از چكيدن باز نمى ايستد مسئله دو صورت دارد يكى اينكه چكيدن باز نمى ايستد مسئله دو صورت دارد يكى اينكه چكيدن آنها در وسط نماز يك بار يا دو بار و يا حداكثر سه بازباشد و خلاصه بقدرى باشد كه تكرار وضوء در اثناء نماز برايش حرج و مشقت نداشته باشد و دوم اينكه چكيدن بول - از كسيكه مبتلا به سلس البول است - و چكيدن غائط از كسيكه مبسطون است يعنى شكم روه داشته بادش آنقدر پشت سر هم است كه اگر بخواهد بعد از هر چكه اى وضو بگيرد و نماز را از آنجا كه مانده ادامه دهد حرج لازم مى آيد در صورت اول شخص مبسطون باشد وضو بگيرد و ظرفى آب كنار خود گذاشته همينكه چيزى از او خارج شد - نماز را در همانجا تعطيل نموده - بدون درنگ وضوء بگيرد و نماز را از آنجا كه مانده ادامه دهد و به احتياط نزديكتر آنست كه بعد از اين نمازش ‍ - كه با چند وضو خوانده - نمازى ديگر با يك وضو بخواند و براى مسلولين نزديكتر به احتياط اين است كه همان عمل مبطون را انجام دهد هر چند كه جواز اكتفاء اوبيك وضوء براى هر يك نماز و بدون تجديد در اثناء نماز خالى از قوت نيست .

 

و اما در صورت دوم كه چكيدن بول در مبتلا به سلس و چكيدن غائط در مبطون متصل و بدون مهلت است احتياط واجب آنست كه مكلف براى هر نمازى يك وضوء بگيرد و جائز نيست كه با يك وضوء دو نماز بخواند چه اينكه نماز واجب باشد و چه مستحب و چه مختلف هر چند كه لازم نبودن اين تكليف براى سلوس درصورت نچكيدن بين دو نماز بعيد نيست پس او مى تواند با يك وضوء چند نماز بخواند بشرطى كه بين دو نماز بول از او نچكد هرچند كه در اثناء نمازها ازاو بچكد لكن ترك احتياط سزاوار نيست و احتمال قوى آنست كه مبتلاى به سلس الريح حكم مبطون را دارد بلكه بعيد نيست بگوئيم او نيز مبطون است .[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 4 - واجب است بر مسلوس خوددارى از اينكه بولش بجامه اش برسد و تحفظ از آن باين وسيله حاصل مى شود كه كيسه اى پر از پنبه و امثال آن بخود به بندد و ظاهرا عوض كردن آن كيسه و يا تطهير آن پنبه براى هر نماز واجب نيست ، بله نزديك به احتياط آن است كه اگر امكان دارد و حرجى نيست نوك آلت رجوليت خود را آب بكشد بر مبطون نيز واجب است بهرطريقى كه برايش امكان دارد از تعدى نجاست به لباسش جلوگيرى كند همچنانكه نزديكتر به احتياط براى او نيز اين استكه اگر امكان دارد و حرجى لازم نمى آيد محل خروج نجاست را براى نماز تطهير كند.

 

 

مساءله 5 - بر مسلوس و مبطون واجب نيست بعد از بهبودى يافتن نمازهاى گذشته خود را كه به آن نحو خوانده قضا كند، بله ظاهرا نمازى كه در روز بهبودش بطريق گذشته خوانده در صورتيكه وقت داشته باشد واجب است با طهارت اعاده كند.[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]فصل - چيزهائى كه براى آن وضو گرفته مى شود

 

 

چيزهائى كه براى آن وضو گرفته مى شود چند قسم است :

 

اول - چيزهائى است كه وضوء درصحت آن دخالت دارد مانند نماز و طواف

 

دوم - در برطرف كردن حرمت آن مؤ ثر است مانند لمس كردن خطوط قرآن كريم .

 

سوم - در كمال آن دخالت دارد مانند قرائت قرآن كريم

 

چهارم - در برطرف كردن كراهت از اعماليكه انجام آنها بدون داشتن وضوء مكروه است مؤ ثر است چون خوردن در حال جنايت كه اگر شخص جنب وضوء بگيرد آن كراهت برطرف مى شود.

 

اما قسم اول :

 

پس وضو شرط است براى نماز چه واجب و چه نافله چه اداء و چه قضاء و قضاء چه از خود مكلف باشد و چه از ديگرى و نيز در انجام اجزائى كه از نمازش فراموش كرده و باحتياط نزديكتر آن است كه در دو سجده سهو نيز وضوء داشته باشد هرچند كه قوى تر از اين بنظر مى رسد كه در سجده سهو نيز شرط نيست و همچنين در طوافيكه جزء حج و عمره واجب ميباشد شرط است و باحتياط واجب در طواف عمره مستحبى نيز شرط است .

 

اما قسم دوم :

 

پس وضوء شرط است براى جائز شدن برخورد بدن با خطوط قرآن و بنابراين لمس كردن آن بر كسى كه وضوء ندارد حرام است و در اين تكليف هيچ فرقى بين آيات و كلمات و حروف و مد و تشديد و اعراب قرآن نيست اسماء خدايتعالى و صفات خاصه به آن حضرت نيز در اين حكم ملحق بقرآن است هرچند كه در غير قرآن باشد.

و اما اينكه آيا اسماء انبياء و امامان عليهم السلام و ملائكه نيز ملحق به آن هستند يا نه محل تاءمل و اشكال است البته نزديكتر به احتياط آنستكه بدون وضوء به آن اسماء و مخصوصا دو نوع اول لمس نكند.[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 1 - در حرمت لمس كردن - خطوط قرآن و ملحقات آن - فرقى بين اجزاء بدن نيست چه با اجزاء ظاهرى باشد و چه باطنى (چون زبان )، بله جواز تماس دادن مو با خطوط قرآن بعيد نيست همچنانكه بين انواع خطوط فرقى نيست و همه آنها مشمول اين حكم است چه خط متداول و مرسوم و چه متروك و همچنين فرقى نيست بين انواع كتابت چه با قلم نوشته شده باشد و چه با چات و يا عكس بردارى و امثال آن .

اما قسم سوم :

چند قسم است كه ذكر همه آنها در اين كتاب مختصر مناسب نيست و در اينكه وضو گرفتن خودش عملى مستحب باشد تاءمل است .

 

 

مساءله 2 - مستحب است براى كسى كه وضوء دارد مجددا وضوء بگيرد و ظاهرا وضوء گرفتن براى نوبت سوم و چهارم و بيشتر جائز باشد و اگر بعد از وضوء تجديدى فهميد كه با وضوء نبوده وضوئش صحيح است و احتياج به وضوء ديگر نيست .[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]گفتار در احكام خلل

 

 

مساءله 1 - اگر يقين دارد باينكه حدثى از او سرزده و شك يا ظن دارد در اينكه بعد از آن وضوء گرفته بايد وضوء بگيرد هرچند كه شك او دراثناء عمل پيدا شده باشد بنابراين اگر بعد از شروع به نماز شك كند كه وضوء داشته يا نه بايد نماز را بشكند و وضوءبگيرد و نزديك تر به احتياط آنست كه آن نماز را تمام كند و نمازى ديگر با طهارتى جديد بخواند و اگر شكش بعد از تمام شدن نماز پيدا شده بنا مى گذارد بر اينكه نمازش صحيح انجام شده و براى نماز بعدى وضوء بگيرد و اگر يقين دارد به اينكه طهارت داشته ولى شك مى كند دراينكه حدثى از او سر زده يا نه بنا مى گذارد بر اينكه وضئش ‍ صحيح است و باطل نشده و اگر بداشتن طهارت و بصدور حدث هر دو يقين دارد ولى شك دارد در اينكه كدام اول بوده و كدام دوم در اينصورت اقوى اين است كه وضوء بگيرد حتى با علم به تاريخ وضوء البته اين در صورتى است كه علم به حالت سابقه بر يقين به حدث و طهارت را نداشته باشد و گر نه وظيفه اش بنابر اقوى اين است كه بنا را بر ضد آن حالت بگذارد به اين معنا كه اگر يقين دارد باينكه قبل از تعيين به آن دو (يقين بطهارت و يقين بحدث ) وضوء نداشته بنا را بگذارد بر اينكه الان وضوء دارد و اگر يقين دارد باينكه وضوء داشته بنا را بگذارد بر اينكه الان وضوء ندارد اين حكم كسى است كه تاريخ وضوء و حدث برايش مجهول است حال كسى هم كه تاريخ ضد حالت سابقه را مى داند همين است و اما كسى كه تاريخ مثل حالت سابقه را مى داند چه اينكه حالت سابقه حدث باشد و چه طهارت بايد بنا بگذارد بر اينكه محدوث است و وضوء بگيرد لكن در همه صوريكه ذكر شد سزاوار آنست كه احتياط راترك نكند.

و اگر يقين كندباينكه در وضوئى كه گرفته شستن يك عضو را جا گذاشته و با مسح عضوى را ترك كرده در صورتى كه مفسده اى از قبيل فوت موالات و مانند آن پيش نيامده بايد وظيفه آن عضو و ما بعد آن را انجام دهد و در غير اينصورت يعنى اگر مفسده اى از قبيل فوت موالات و مانند آن پيش آمده باشد وضوء را از سر بگيرد.

و اگر در يكى از كارهاى وضوء شك كند دراينكه انجام داده يا نه اگر شكش ‍ در حال وضوء است بايد آن كار را انجام دهد و رعايت ترتيب و موالات و ساير احكام معتبر در وضو را بنمايد و دراين مسئله ظن حكم شك را دارد و كسى كه بسيار شك مى كند اعتبارى به شكش نيست همچنانكه اعتبارى به شك بعد از فراغت از وضوء نيست چه اينكه شكش در فعلى از افعال وضوء باشد يا درشرطى از شروط آن .[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 2 - اگر مكلف وضوء داشته بمنظور تجديد آن وضوئى ديگر گرفته و نماز خوانده سپس بطور اجمال يقين كند كه يكى از آن دو وضوء باطل بوده اين يقين اجماليتر هيچ اثرى ندارد نه نسبت به نماز ى كه خوانده و نه نسبت به نمازهائى كه بعدا مى خواند و اما اگر بعد از وضوء اول نمازى و بعد از وضوء دوم نيز نمازى خوانده باشد آنگاه آن علم اجمالى برايش پيدا شده باشد نماز دوميش بطور قطع درست است همچنانكه نمازهائى كه بعدا با اين دو وضوء مادام كه شكسته نشده ميخواند صحيح است و بعيد نيست بصحت نماز اول نيز حكم كنيم هر چند كه نزديكتر به احتياط اعاده آنست .

 

 

مساءله 3 - اگر دو بار پشت سر هم وضوء بگيرد و يك و يا چند نماز بعد از آندو بخواند و سپس يقين كند كه بعد از يكى از آن دو وضوء حدثى از او سرزده نمازهائى كه خوانده محكوم بصحت است ولى براى نمازهاى بعديش ‍ واجب است وضوء بگيرد و اما اگر بعد از هر وضوئى نمازى خوانده باشد و آنگاه يقين كند كه بعد از يكى از آندو وضوء يا يكى از چند وضوء قبل از نماز محدث شده واجب است كه همه نمازها را اعاده كند (البته اين در صورتى است كه نمازها در عدد ركعات مختلف باشند مثلا نماز مغرب و عشاء و صبح باشد)، بله اگر عدد ركعات نمازهائى كه خوانده متفق باشد مثلا هر دو چهار ركعتى (يعنى ظهر و عصر) باشد ظاهرا كافى است تنها يك نماز را اعاده كند و نيت كند نمازى را مى خوانم كه در ذمه من مانده هر چند كه نزديك تر به احتياط اين است كه هر دو نماز را اعاده كند.[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]فصل در وضوء جبيره

 

 

مساءله 1 - كسى كه در قسمتى از اعضاء وضوئش جبيره (چيزى كه بر روى زخم و يا عضو شكسته مى بندند) دارد اگر مى تواند آنرا بردارد بايد بردارد و زير آنرا اگر شستنى است بشويد و اگر مسح كردنى است مسح كند، اگر جبيره در عضوى است كه بايد شسته شود برداشتنش واجب نيست آنچه واجب است رساندن آب بزير آن است بنحوى كه همان شستن با حفظ شرائطش عمل آيد هرچند كه حبيره بر روى عضو باشد، بله از محلى كه بايد مسح شود بايد جبيره برداشته شود و اگر برداشتن آن ممكن نيست اگربر روى عضوى است كه بايد مسح شود روى همان جبيره دست مى كشد و اگر بر روى عضوى است كه بايد شسته شود اگر ممكن است آب را به نحوى كه مسماى شستن باشد با شرائطش عمل بيايد واجب است اين كار را بكند و اگر ممكن نيست دست را بر روى جبيره مى كشد.

 

 

مساءله 2 - در وضوء جبيره دست كشيدن بر تمامى نقاط عضوى كه بايد شسته شود واجب است ، بله نقاطى كه دست كشيدن بر روى آنها دشوار و يا غيرممكن است مثل بين نخهاى روى جبيره دست كشيدن واجب نيست و اما در اعضائى كه بايد مسح شود مسح بر روى جبيره بهمان كيفيت و مقدارى است كه اگر جبيره نبود بر روى عضو بايد مسح مى كرد پس لازم است مسح بر جبيرهه نيز با دست وترى دست باشد بخلاف جبيره اى كه بر روى عضو شستنى قرار دارد (كه باتر كردن دست با آب جديد روى جبيره را دست مى كشد).[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 3 - ظاهرا در احكام جبيره فرقى نيست بين اينكه قسمتى از يك عضو جبيره داشته باشد يا آنكه جبيره همه عضو را فراگرفته باشد خصوصا در عضوى كه بايد مسح شود و اما اگر جبيره بيشتر اعضاء وضو را فراگرفته (مثلا در اثر سوختگى هم صورت و هم دو دست سوخته و باندپيچى شده باشد) احتياط ترك نشود به اينكه هم وضوء جبيره اى بگيرد و هم تيمم كند (البته اگر تيمم بدون حائل ممكن باشد) هرچند كفايت تيمم بعيد نيست ، بله در صورتى كه حائل همه نقاط عضو تيمم را نيز فراگرفته و تيمم بر پوست دست و پيشانى ممكن نباشد متعينا بايد بر روى جبيره وضوء بگيرد.

 

 

مساءله 4 - اگر جبيره - باند يا چسب - قسمتى از اطراف زخم و يا شكستگى را كه سالم است نيز گرفته باشد (كه معمولا مى گيرد) اگر به مقدارى باشد كه بر حسب متعارف بستن نقطه آسيب ديده بدون آن مقدار ممكن نيست آن مقدار نيز حكم محل آسيب را دارد و در وضوء بر روى آن دست مى كشد و اما اگر زيادتر از معمول باشد(مثلا براى پانسمان زخم يك انگشت همه دست را تا مچ بسته باشند) دراين صورت اگر برداشتن باند و شستن آن مقدارى كه صحيح است امكان دارد بايد آن را برداشته مقدار صحيح را بشويد و سپس باند را روى موضع گذاشته دست روى آن بكشد و اگر امكان ندارد دست روى همه آن باند و حائل مى كشد و احتياط را به اينكه تيمم را ضميمه آن كند ترك ننمايد.[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 5 - اگر دست كشيدن بر روى جبيره بخاطر نجس كردن آن ممكن نيست پارچه اى روى آن بطورى مى گذارد كه آن نيز جزئى از باند زخم شمرده شود و روى آن دست مى كشد.

 

مساءله 6 - اقوى در زخم روبازى كه شستن آن امكان ندارد جواز اكتفا به شستن اطراف آن زخم است و نزديك تر به احتياط اينست كه علاوه براين پارچه اى روى زخم بگذارد و دست بر روى آن بكشد.

 

مساءله 7 - اگر عضو وضوء بدون زخمى و كوركى و شكستگى ، وضعى دارد كه آب برايش ضرر دارد بايد مكلف تيمم كند، بله اگر آب مضر به قسمتى از عضو باشد و مكلف بتواند ساير قسمت ها را بشويد بعيد نيست كه اكتفا بشستن همان مقدار كافى بوده و تكليف وضوء به تكليف تيمم منتقل نشود ولى نزديك تر به احتياط آنست كه علاوه بر آن تيمم نيز بكند و اين احتياط نبايد ترك شود و از اين هم نزديك تر به احتياط اين است كه اول پارچه اى روى آن قسمت گذاشته دست بر روى آن بكشد و در آخر تيمم هم بكند و همچنين وظيفه مكلف تيمم كردن است درجائى كه شكستگى و يا زخم در غير اعضاء وضو باشد ولى استعمال آب در اعضاء وضوء مضر بحال عضو ديگرى است كه يا زخم است و يا شكسته است .[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]مساءله 8 - در چشم دردى كه وضوء براى آن مضر است تكليف تيمم كردن است و اما اگر شستن صورت و اطراف چشم بدون اينكه آب بچشم برسد و ضررى بحال چشم داشته باشد ممكن است بعيد نيست كه اكتفاء به آن جائز باشد ولى بى اشكال هم نيست .

بنابراين احتياط به ضميمه كردن تيمم به وضوء ترك نشود و اگر احتياط كند و پارچه اى روى چشم گذاشته دست بر روى آن بكشد و بعد از وضوء اينچنينى تيمم كند خوب است .

 

 

مساءله 9 -اگر مانعى به پوست عضو وضوء چسبيده (مانند قير و امثال آن ) كه برطرف كردنش ممكن نيست دست بر روى آن مى كشد و نزديك تر به احتياط آنست كه طورى دست بكشد كه كمترين مسماى شستن حاصل گردد و از اينهم نزديك تر آنست كه تيمم را نيز ضميمه كند.

 

 

مساءله 10 - كسيكه بقسمتى از اعضاء بدنش جبيره هست و يكى از موجبات غسل برايش پيش آمده ، بدن را ميشويد و آن قسمت را دست مى كشد البته در صورتى كه شرائطى كه در وضوء جبيره گفته شد را داشته باشد و احتياط بآنست كه غسل را ترتيبى انجام دهد نه ارتماسى .[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×