رفتن به مطلب
Negarita

كوتاه درباره مهمترین آرایه های ادبی

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]پس از سنایی مولانا جلال الدین اینگونه تصاویر را گسترش داد:

 

هر کسی رویی به سویی برده اند

وین عزیزان رو به بی سو کرده اند

هر کبوتر می پرد زی جانبی

وین کبوتر جانب ِ بی جانبی

هر عقابی می پرد از جا به جا

وین عقابان راست بی جایی سرا

ما نه مرغان هوا ، نی خانگی

دانه ی ما دانه ی بی دانگی

 

پارادوکس در دوره ی گسترش عرفان - در نظم و بویژه در نثر - در اوج قرار گرفت . برای نمونه به این تصویر شگفت انگیز پارادوکسی ابویزید بسطامی اشاره می شود :

روشن تر از خاموشی چراغی ندیدم

 

و حافظ هم از این مسأله دور نماند :

اگر چه مستی عشقم خراب کرد ، ولی

اساس هستی ما زان خراب ، آباد است ( از خرابی ، آباد بودن )

" حافظ"

 

 

در دوره ی سبک هندی تصاویر از آنهم بالاتر می رود . در میان شاعران سبک هندی " بیدل " بیشترین تصاویر پارادوکسی را در شعر خود آورده از قبیل :

 

غیر عریانی لباسی نیست تا پوشد کسی

از خجالت چون صدا در خویش پنهانیم ما

 

سیر آیینه ی دل ضبط نفس می خواهد

ورنه آزادی ما اینهمه محبوس نبود

 

به عیش خاصیت شیشه های می داریم

که خنده بر لب ما قاه قاه می گرید [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]و بعد از آن به همه ی دوره های شعر پارسی تا شعر نو راه یافت .

 

هوشنگ ایرانی که شعرش جای تأمل بسیار دارد در یکی از کارهایش پارادوکس را بصورت زیر به کار می برد:

در تنهایی بی پایانش

رؤیای نیستی ها را زدود

سکون هستی را دریافت

ازتهی لبریز گردید ...

هوشنگ ایرانی یکی از استعدادهای برجسته ی شعر سپید که متأسفانه بخاطر اصطلاح " جیغ بنفش " همواره مورد تمسخر قرار گرفت ، است . مهمترین ویژگی شعر هوشنگ ایرانی این بود که سعی می کرد واژگان را در جهتی بر خلاف عادت به کار ببرد و اصلا ً چرا راه دور برویم همین ترکیب " جیغ بنفش " خود نشانگر " جور دیگر اندیشیدن " است .

 

اخوان ثالث :

از تهی سرشار

جویبار لحظه ها جاری است .

 

شفیعی کدکنی:

جایی که نان گرسنه شد و آب تشنه زیست ...

 

پیرایه یغمایی: "

تا بیاندازم گره در جان باد

تا بشویم آب را در چاه یاد!

 

 

 

 

دکتر شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر پارادوکس را بیان نقیضی می خواند . در همین کتاب آمده است که :

پارادوکس در ادبیات فرنگی نیز کاربرد بسیار دارد . برای نمونه می توان در این عبارات شکسپیر در رومئو و ژولیت تجلی آن را دریافت :

 

O heavy light ness ! Serious vanity !

Feather of Lead . bright smoke !

Cold fire sick health !

 

مأخذ:

 

موسیقی شعر ؛ دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ؛ چاپ اول 1358؛ تهران انتشارات آگاه

شاعر آینه ها ، بررسی سبک هندی و شعر بیدل ؛ دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی ؛ چاپ اول 1366 ؛ تهران انتشارات آگاه[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

17- حس آمیزی :

آمیخته كردن دو یا چند حس است در كلام كه با ایجاد موسیقی معنوی به تأثیر سخن می افزاید و سبب زیبایی آن می شود . مانند : دیدی چه گفت - بوی تلخ - قیافه بامزه - برخورد سرد

مثال:

از این شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم// كه سر تا پای حافظ را چرا در زر نمی گیری

شعر تر شیرین آمیختگی حواس شنوایی، لامسه و چشایی

از صدای سخن عشق ندیدم خوش تر// یادگاری که در این گنبد دوّار فتاد

دیدن صدا:آمیخته شدن دوحس بینایی و شنوایی

 

 

18- ایهام :

آوردن واژه ای با حداقل دو معنی قابل قبول كه یكی نزدیك به ذهن و دیگری دور از ذهن باشد.

مثال:

خانه زندان است و تنهایی ملال // هر كه چون سعدی گلستانش نیست

گلستان به دو معنی باغ و كتاب گلستان سعدی است

هر كا و نكاشت مهروز خوبی گل نچید // در رهگذار باد نگهبان لاله بود

لاله به معنی گل لاله و چراغ لاله است

نرگس مست نوازشگر مردمدارش // خون عاشق به قدح گر بخورد ، نوشش باد

نرگس مست مردم دار : چشمی كه دارای مردمك است و خوش رفتار با مردم .

استاد مسلم ایهام حافظ است

ایهام تناسب:

آوردن واژه ای است با حداقل دومعنی كه تنها یك معنی آن مورد نظر است و معنی دیگر با برخی واژه ها ی كلام تناسب و مراعات نظیر دارد

مثال:

هركاو نكاشت مهر وز خوبی گلی نچید // در رهگذارباد نگهبان لاله بود

گل لاله با كاشتن،گل ،چیدن،باد، مراعات نظیر است

از اسب پیاده شو بر نطع زمین رخ نه // زیر پی پیلش بین مات شده ی نعمان

رخ= چهره و مهره ای در شطرنج

پیل= فیل مهره ای در شطرنج

اسب ،پیل ،رخ،پیاده،مات مراعات نظیر اند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

19- لّف و نشر:

دویا چند واژه در كنار هم در یك بخش كلام آورده شود و توضیح مربوط به آن ها در بخش دیگر آورده شود

مثال:

افروختن وسوختن و جامه دریدن پروانه زمن، شمع زمن، گل زمن آموخت

ای شاهد افلاكی در مستی و در پاكی من چشم تو را مانم ،تو اشك مرا مانی

ای شاهد افلاكی من در مستی به چشم تو می مانم و تودر پاكی به اشك من می مانی

در مستی و ودر پاكی (لّف) و من چشم تو را مانم ،تو اشك مرا مانی (نشر مرتب )است

 

20- اغراق:

هرگاه وجود حالتی یا صفتی را برای كسی یا چیزی بیان كنیم كه محال یا بسیار غیر عادی باشد اغراق پدید می آید

اغراق مناسب ترین اسباب برای تصویر یك دنیای حماسی است ،بنابراین از آن در شاهنامه وآثار حماسی دیگر بسیار استفاده شده.

مثال:

بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران // كز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

مانند ابربهار گریستن وگریه ی در آلودی که حتی سنگ را هم به ناله وا می دارد بیانی آمیخته به اغراق است

هر شبنمی در این ره،صد بحرآتشین است // دردا كه این معما شرح و بیان ندارد

قطره ی ناچیز شبنم را در راه عشق صد دریای آتشین تصّور کردن بیانی اغراق آمیز است. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×