رفتن به مطلب
tofighi

احكام روزه (نویسنده:آيت الله سيد محمد شاهرودى)

پست های پیشنهاد شده

بسم الله الرحمن الرحيم

 

« الحمد لله رب العالمين وصلى الله على نبينا محمد وآله الطاهرين واللعن على اعدائهم اجمعين الى يوم الدين » .

قال الله العظيم فى كتابه الكريم :

 

(يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون ).

 

( اى اهل ايمان بر شما روزه داشتن فرض گرديده چنانكه بر امم سابقه نيز فرض شده بود، و اين دستور براى آن است كه شما پرهيز كار شويد ) (1) .

 

دين مقدس اسلام فروع زيادى دارد كه معروف و مهم از آن ، ده فرع مى باشد :

 

1ـ نماز 2ـ روزه 3ـ خمس 4ـ زكات 5ـ حج 6ـ جهاد 7 ـ أمر به معروف 8ـ نهى از منكر 9ـ ولايت اهل بيت (عليهم السلام)10 ـ برائت و بيزارى جستن از دشمنان اهل بيت (عليهم السلام)

 

پس بر هر مسلمانى واجب است كه اين واجبات عبادى را بجا آورد ، يعنى احكام آنها را فرا گيرد و هر كدام را در زمان ومكان خود انجام دهد ويكى از مهمترين عبادات روزه گرفتن است .

 

روزه اقسامى دارد كه شامل روزه هاى واجب ، روزه هاىمستحب ، روزه هاى حرام وروزه هاى مكروه مى باشد .

 

وما در اين جزوه چگونگى بجا آوردن روزه ماه رمضان ، كه از روزه هاى واجب است وشرايط قضاى آن و بقيه احكام ومسائل آن را بيان خواهيم كرد .

 

كسى كه منكر روزه ماه رمضان باشد و افطار كردن در آن را حلال بداند و باداشتن علم وقصد افطار كند ، مرتد است و نيز كسى كه افطار كردن در روز ماه رمضان را حلال بداند ، حتى اگر افطار نكند ، مرتد است وكسى كه منكر روزه ماه رمضان نباشد ولى در روز ماه رمضان افطار كند ، بايد تعزير شود ، واگر دوباره بعد از تعزير افطار كرد بار ديگر تعزير مى شود ودر مرتبه سوم اگر افطار نمود كشته مى شود .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

راه ثابت شدن اول ماه

اول ماه قمرى به چند امر ثابت مى شود :

 

1ـ آنكه خود انسان هلال ماه رمضان را ببيند .

 

2ـ سى روز از اول ماه شعبان بگذرد كه اين را « اكمال عده » مى نامند .

 

3ـ دو مرد عادل بگويند كه هلال را ديده ايم ولى اگر صفت هلال را برخلاف يكديگر بگويند، اول ماه ثابت نمى شود .

 

4ـ ديدن هلال نزد مردم شايع شود، و عده اى كه از گفته آنان يقين پيدا مى شود ، بگويند ماه را ديده ايم ، و همچنين است هر چيزى كه به واسطه آن يقين پيدا شود .

 

5ـ حاكم شرع ، يعنى مجتهد عادل جامع الشرائط حكم كند كه اول ماه شده ، و در اين صورت حكم او حتى براى حاكم شرعى ديگر هم معتبر است مگر آنكه خلاف اين مطلب برايش اثبات شود يا بداند دليل حاكم اول براى اثبات اول ماه اشتباه مى باشد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تعريف روزه

روزه آن است كه شخص مكلف ، با قصد قربت يعنى براى انجام دادن فرمان خداوند ، از اذان صبح ( طلوع فجر صادق ) تا اذان مغرب از كارهاى دهگانه اى كه بعداً شرح داده مى شود وبه آن مفطرات روزه مى گويند، خوددارى كند .

 

قبل از وارد شدن در شرح و تفصيل احكام بايد بدانيم روزه بر چه كسانى واجب است :

 

كسانى مكلف به روزه هستند كه شرايط وجوب روزه و شرايط صحت روزه در آنها موجود باشد ، مگر عده اى كه بعداً اسثنا مى كنيم كه مجاز به خوردن روزه هستند .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - سورة بقرة ، آية 183 .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شرايط روزه ماه رمضان

 

 

1ـ شرايط وجوب روزه :

 

1- اينكه انسان از اول طلوع فجر به حد بلوغ شرعى رسيده باشد .

 

رسيدن به حد بلوغ شرعى به يكى از اين چند امر حاصل مى شود :

 

الف ـ اگر پسر است پانزده سالش كامل وداخل در شانزده سالگى شود واگر دختر است نه سالش كامل وداخل در ده سالگى شود .

 

ب ـ موى زبر و خشن بر زهار و بالاى عورت پسر يا دختر برويد .

 

ج ـ خارج شدن منى از پسر چه در خواب چه در بيدارى و خارج شدن خون حيض از دختر .

 

البته ديدن خون حيض بتنهائى بلوغ را اثبات نمى كند ، بلكه اگر شك كردند در اينكه نه سالش تمام شده يانه ، ديدن خون نشانگر اين است كه نه سالش تمام شده است، واما اگر يقين داشته باشند كه نه سالش تمام نشده و خون ببيند ، اين خون استحاضه است اگر چه داراى صفات حيض باشد .

 

همچنين روئيدن موى خشن در دختر اطمينان مى آورد به اينكه دختر نه سالش تمام شده است ولى در جائى كه يقين داريم دختر داخل درده سال نشده ، بلوغ را اثبات نمى كند .

 

2ـ اينكه در تمام روز عاقل باشد .

 

3ـ در روز بيهوش نشده باشد .

 

4ـ مرضى نداشته باشد كه روزه برايش ضرر داشته باشد.

 

5ـ مسافر نباشد يا در سفرى باشد كه نمازش شكسته نمى شود . ( وفصل جداگانه اى براى احكام مسافر در ماه رمضان قرار خواهيم داد ) .

 

6ـ اينكه زن حتى براى لحظه اى در روز حيض يانفاس نباشد .

 

 

يادآورى

اين شرائطى كه ذكر شد ، شرايط وجوب روزه بود . پس هر كسى كه واجد اين شرايط باشد روزه بر او واجب است .

 

ولكن آيا روزه اين شخص صحيح ومقبول است يا نه ، متوقف بر شرايط ديگرى است كه شرايط صحت ناميده مى شود .

 

پس كسى كه داراى شرايط وجوب وشرايط صحت باشد روزه بر او واجب است ( بخاطر دارا بودن شرايط وجوب ) وروزه اش نيز صحيح ومقبول خواهد بود ( بخاطر دارا بودن شرايط صحت ) .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2ـ شرايط صحت روزه :

 

1ـ تمام شرائطى كه در وجوب روزه ذكر شد غير از شرط بلوغ ، زيرا روزه غير بالغ نيز صحيح است ، ولى روزه مجنون

ومريض ومسافر وحائض ونفساء صحيح نيست .

 

2ـ اسلام

 

3ـ اينكه روزه دار مست نباشد .

 

4ـ نيت و قصد قربت به خداوند از اذان صبح تا اذان مغرب ، و فصل جداگانه اى در باب نيت و احكام آن خواهد آمد .

 

5ـ از تمام چيزهائى كه روزه را باطل مى كند ( مفطرات ) خوددارى كند كه شرح آن خواهد آمد .

 

6ـ اگر در شب جنب شده باشد قبل از اذان صبح غسل جنابت كند .

 

7ـ اگر زن قبل از طلوع فجر ( اذان صبح ) از حيض يا نفاس پاك شد غسل كند .

 

8ـ زن اگر مستحاضه كثيره يامتوسطه است غسلهايش را در روز انجام دهد .

 

 

 

 

« مسائل »

1ـ اگر ديوانه قبل از طلوع فجر عاقل شود روزه آن روز بر او واجب مى شود .

 

ولى اگر در بين روز عاقل شود ، اگر چه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده ، روزه بر او واجب نيست بلكه مستحب است از چيزهائى كه روزه را باطل مى كند خود دارى كند مگر آنكه در شب قبل ، قبل از آنكه ديوانه شود نيت روزه كند ، بعد از آن ديوانه شود و در روز عاقل شود كه در اين صورت بايد بنابر احتياط واجب روزه آن روز را تمام كند ، و قضاى آن را هم بجا آورد و همچنين است كسى كه در شب نيت كرده بعد مست يا بيهوش شود و در روز ، مستى او زائل شود يا بهوش آيد .

 

2ـ اگر مريض در روز ماه رمضان بعد از ظهر حالش خوب شد مى تواند آنروز را افطار كند ، ولى اگر قبل از

ظهر حالش خوب شد وچيزى از مفطرات را انجام نداده باشد ، بنابر احتياط واجب بايد نيت كند وآنروز را روزه بگيرد .

 

3ـ روزه براى حائض ونفساء جايز نيست، و بمحض ديدن خون روزه آنها باطل مى شود .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چيزهائى كه روزه را باطل مى كند

 

( مفطرات )

 

 

1ـ 2ـ خوردن وآشاميدن : پس اگر روزه دار غذا يانوشيدنى را وارد معده كند ، چه از راه معمول ومتعارف ( دهان ) وچه از راه غير متعارف ( بينى ) ، روزه اش باطل مى شود .

 

3ـ جماع : اگر به مقدار حشفه ، ( يعنى ختنه گاه وآن سر آلت است تا محل ختنه ) داخل شود ، چه منى بيرون بيايد وچه بيرون نيايد ، روزه باطل مى شود ، ولى اگر كمتر از مقدار ختنه گاه داخل شود ومنى هم بيرون نيايد ، روزه باطل نمى شود .

 

4ـ استمناء : اگر روزه دار استمناء كند ، يعنى با خود كارى كند كه منى از او خارج شود، روزه اش باطل مى شود .

 

5ـ دروغ بستن به خدا وپيغمبر (صلى الله عليه وآله وسلم)روزه را باطل مى كند و دروغ بستن بر بقيه معصومين يعنى حضرت زهراء سلام الله عليها ودوازده امام (عليهم السلام)وبقيه پيغمبران وجانشينان پيغمبران هم بنابر احتياط واجب روزه را باطل مى كند .

 

6ـ فروبردن تمام سر در آب مبطل روزه است ، فرقى ندارد كه بقيه بدنش در آب باشد يا نباشد .

 

7ـ باقى ماندن بر جنابت وحيض ونفاس تااذان صبح بصورت عمدى ، روزه ماه رمضان و قضاى آن را باطل مى كند . بلكه در قضاى ماه رمضان اگر تا صبح بر جنابت باقى بود روزه او باطل مى شود حتى اگر بصورت غير عمد باشد .

 

همچنين در واجب موسّع ، كه مقيد به روز خاصى نيست ، مثل روزه نذر غير معين اگر بصورت غير عمدى تا صبح بر جنابت باقى بماند ، احتياط مستحب بطلان آن است .

 

8ـ رساندن غبار غليظ به حلق مبطل روزه است بنابر احتياط واجب ، وبنابر احتياط واجب بايد غبارى را هم كه غليظ نيست به حلق نرساند .

 

وهمچنين بنابر احتياط واجب دود غليظ وبخار غليظ نيز مانند غبار ، روزه را باطل مى كند .

 

9ـ اماله كردن ( تنقيه ) باچيز روان چه باآب باشد وچه بامايعى غير از آب، اگر چه براى مداوا باشد روزه را باطل مى كند .

 

10ـ استفراغ كردن عمدى اگر چه به سبب مرض و مانند آن ناچار باشد ، روزه را باطل مى كند، ولى كفاره ندارد ، ولى اگر سهواً يا بى اختيار استفراغ كند روزه باطل نمى شود .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« مسائل »

1ـ خوردن و آشاميدن عمدى روزه را باطل مى كند چه زياد باشد وچه كم باشد ، حتى اگر ذره اى از غذا يا قطره اى از نوشيدنى باشد .

 

2ـ در باطل شدن روزه فرقى نيست در اينكه خوردن وآشاميدن آن چيز معمول باشد مثل آب ونان ، يااينكه معمول نباشد مثل خاك وشيره درخت .

 

3ـ رساندن دارو به داخل بدن از غير راه دهان روزه را باطل نمى كند مثل اينكه دارو را در چشم يا در گوش ويا بر زخم بريزند ويا اينكه شخص آمپول غير غذائى (1) استعمال كند .

 

4ـ كسى كه مى خواهد روزه بگيرد لازم نيست پيش از اذان دندانهايش را خلال كند، اگر چه احتمال دهد كه غذائى كه در بين دندان مانده داخل حلق مى شود .

 

5ـ اگر انسان يقين كند يا اطمينان داشته باشد كه اگر خلال نكند غذائى كه بين دندان مانده در روز وارد حلق مى شود واجب است خلال كند .

 

6ـ فرو بردن اخلاط سروسينه كه به فضاى دهان نرسيده اشكال ندارد (2) .

 

7ـ جايز است شخص روزه دار براى وضوى واجب يامستحب مضمضه يا استنشاق كند .

 

8ـ مسواك باچيز خشك جايز است بلكه باچيز تر نيز اشكالى ندارد .

 

9ـ روزه دار نبايد رطوبت خارجى را فرو برد ، همچنين اگر چيزى را در دهانش خيس كرد واز دهانش بيرون آورد ( مانند مسواك ) ، اگر بخواهد دو باره آن چيز تر را در دهانش بگذارد بايد رطوبت آنرا فرو نبرد واگر فرو ببرد روزه اش باطل مى شود .

 

10- جويدن غذا براى بچه ياپرنده وچشيدن غذا ومانند اينها كه معمولاً به حلق نمى رسد ، اگر چه اتفاقاً به حلق برسد ، روزه را باطل نمى كند ، ولى اگر انسان از اول بداند كه به حلق مى رسد روزه اش باطل مى شود وبايد قضاى آنرا بگيرد وكفاره هم بر او واجب است .

 

11ـ جماع ، روزه زن و مرد جماع كننده را باطل مى كند .

 

12ـ محتلم شدن در روز ماه رمضان روزه را باطل نمى كند .

 

13ـ روزه دارى كه در روز ماه رمضان محتلم شده ، مى تواند بول كند واستبراء نمايد، اگر چه بداند بواسطه بول يااستبراء كردن باقيمانده منى از مجرى بيرون مى آيد .

 

14ـ كسى كه در روز ماه رمضان محتلم شده واجب نيست فوراً غسل را انجام دهد اگر چه احتياط مستحب اين است كه فوراً غسل كند .

 

15ـ اگر انسان بعد از طلوع فجر از خواب بيدار شد وخود را محتلم ديد ، چه بداند جنابتش از شب بوده وچه بداند جنابت بعد از طلوع فجر بوده وچه وقتش را نداند روزه اش صحيح است .

 

البته در قضاى ماه رمضان اگر بداند جنابتش از شب بوده روزه اش باطل است .

 

16ـ كسى كه در شب ماه رمضان براى هيچكدام از غسل وتيمم وقت ندارد ، حرام است خود را جنب كند مثلاً باهمسرش

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - احتياط واجب آنست كه روزه دار از استعمال آمپولى كه بجاى غذا بكار مى رود خود دارى كند ولى تزريق آمپولى كه عضو را بى حس مى كند اشكال ندارد (توضيح المسائل م 1585).

 

2 - ولى اگر داخل فضاى دهان شود، بنابر احتياط واجب بلكه خالى از قوت نيست كه نبايد آنرا فرو ببرند. (توضيح المسائل م 1589).

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نزديكى كند . واگر خود را جنب كرد روزه اش باطل است وقضا وكفاره بر او واجب مى شود (1) .

 

17ـ اگر براى آنكه بفهمد وقت دارد يانه ، جستجو نمايد وگمان كند كه به اندازه غسل وقت دارد وخود را جنب كند وبعد بفهمد وقت تنگ بوده ، چنانچه تيمم كند روزه اش صحيح است . واگر بدون جستجو گمان كند كه وقت دارد وخود را جنب نمايد وبعد بفهمد وقت تنگ بوده وبا تيمم روزه بگيرد ، بايد بنابر احتياط مستحب روزه آن روز را قضا كند .

 

18ـ اگر زن نزديك اذان صبح از حيض يانفاس پاك شود وبراى هيچكدام از غسل وتيمم وقت نداشته باشد ، يابعد از اذان بفهمد كه پيش از اذان پاك شده بايد براى نماز صبح غسل كند و چنانچه روزه اى را كه مى گيرد مثل روزه ماه رمضان واجب معين باشد روزه اش صحيح است (2) .

 

وهمچنين اگر مرد علم به جنابت پيدا كند و براى غسل و تيمم وقت نداشته باشد ، بايد براى نماز صبح غسل كند و روزه اش صحيح است .

 

19ـ اگر شك كند كه تمام سر زير آب رفته يانه ، روزه اش صحيح است .

 

20ـ اگر بر روى سر آب بريزد ، اگر چه در يك لحظه آب ريخته شده تمام سر را بگيرد روزه اش صحيح است .

 

21ـ اگر انسان را مجبور كنند كه روزه خود را باطل كند ، روزه او باطل مى شود وقضا بر او واجب مى شود .

 

22ـ اگر روزه خود را بخاطر تقيّه افطار كند مثلاً در شهر كسانى باشد كه پيش آنان آنروز عيد است و براى حفظ جان و مال خود مجبور شود كه مثل آنان افطار كند ، روزه اش باطل است و واجب است قضا آن را بجا آورد .

 

23ـ اگر چيزى به زور در گلوى روزه دار بريزند يا سر او را به زور در آب فرو برند ، روزه او باطل نمى شود .

 

24ـ اگر شخص روزه دار يادش برود كه روزه است ، و كارى انجام دهد كه روزه را باطل مى كند مثل اينكه غذا بخورد ويا سرش را در آب فرو ببرد ويا غبار غليظ داخل حلقش كند ويااينكه باهمسرش نزديكى كند روزه او صحيح است .

 

واگر در بين انجام كارى كه روزه را باطل مى كند يادش بيايد كه روزه است بايد فوراً آن كار را ترك كند .

 

25ـ اگر روزه دار مجبور شود كه سرش را در آب فرو ببرد ، مثل آنكه بخواهد غريقى را از آب نجات دهد ، روزه اش باطل مى شود و قضا بر او واجب مى گردد .

 

26ـ اگر شخص روزه دار مضطر ومجبور شود به اماله بامايع بخاطر مرض ومثل آن، روزه اش باطل مى شود وقضا بر او واجب مى گردد.

 

27ـ اگر جنب در ماه رمضان غسل را فراموش كند وبعد از يك روز ياچند روز يادش بيايد ، بايد قضاى آن روزهائى را كه غسل نكرده بجا آورد واگر در عدد روزها شك كرد ، بنا را بر كمتر بگذارد ، مثلاً اگر نمى داند سه روز جنب بوده يا چهار روز ، روزه سه روز را قضا كند .

 

28ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند يا عادتش چنين است كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند وبا اين تصميم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحيح است .

 

29ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند يا احتمال مى دهد كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه نخواهد بعد از بيدار شدن غسل كند ، ياترديد داشته باشد كه غسل كند يانه، در صورتى كه بخوابد وبيدار نشود ، روزه اش باطل است وقضا وكفاره دارد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - ولى اگر براى تيمم وقت دارد، چنانچه خود را جنب كند ، بايد تيمم نمايد وروزه بگيرد واحوط مستحبى آنست كه قضاى آنرا بجا آورد . ( توضيح المسائل م 1632 ) .

 

2 - واگر روزه مستحب ياروزه اى باشد كه مثل روزه كفاره وقت آن معين نيست، صحيح بودن آن اشكال دارد. (توضيح المسائل م 1648).

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

30ـ كسى كه در شب ماه رمضان جنب است ومى داند كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه غفلت داشته باشد كه بعد از بيدار شدن بايد غسل كند ، در صورتى كه بخوابد وتا اذان صبح خواب بماند بنابر احتياط واجب قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

 

31ـ اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد وبيدار شود وبداند يا عادتش چنين است كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود وتصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند، چنانچه دوباره بخوابد وتا اذان بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، واگر از خواب دوم بيدار شود وبراى مرتبه سوم بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود ، قضاى روزه بر او واجب مى شود واحتياط استحبابى دادن كفاره است .

 

32ـ حكم خواب چهارم وپنجم همان حكم خواب سوم است .

 

33ـ بنابر احتياط واجب خوابى را كه در آن محتلم شده ، بايد خواب اول حساب كند در جائى كه بعد از احتلام دوباره خوابيده باشد .

 

34ـ اگر مواظبت نكند وغبار يا بخار يادود ومانند اينها داخل حلق شود ، چنانچه يقين يا اطمينان داشته كه به حلق نمى رسد روزه اش صحيح است ، واگـر گمان مى كرده كه به حلق مى رسد ، بنابر احتياط واجـب بايد آن روز را قضا كنـد .

 

35ـ اگر در روزه ماه رمضان عمداً استفراغ كند يادر شب جنب شود وبه تفصيلى كه در مسأله (31) گفته شد بيدار شود ودوباره بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود ، فقط بايد قضاى آنروز را بگيرد . ولى اگر كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند عمداً انجام دهد ، در صورتى كه مى دانست آن كار روزه را باطل مى كند ، قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

 

اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه غير جماع كار ديگرى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد براى همه آنها يك كفاره كافى است ، ولى در جماع اگر تكرار شد كفاره نيز تكرار مى شود .

 

36ـ براى هفت گروه مستحب است در ماه رمضان اگر چه روزه نيستند از كارى كه روزه را باطل مى كند ، خوددارى نمايند :

 

أ : مسافرى كه بعد از ظهر به شهرش يا به جائى كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد ويااينكه قبل از ظهر برسد ولى كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده باشد .

 

ب : مريضى كه در بين روز بهبودى يافته وكارى كه كه روزه را باطل كند انجام داده ويا اينكه كارى كه روزه را باطل كند انجام نداده ولى بعد از ظهر بهبودى يافته است .

 

جـ : زن حائض يانفسائى كه در بين روز پاك شوند .

 

د : كافرى كه در بين روز مسلمان شده ولى كارى كه روزه را باطل مى كند انجام داده ويااينكه كارى انجام نداده ولى بعد از ظهر مسلمان شده است .

 

هـ : بچه اى كه در بين روز بالغ شده است .

 

ولى اگر اين بچه در شب نيت روزه كرده بود استحباباً سپس در روز بالغ شد ، واجب است كه روزه آن روز را تمام كنـد .

 

واگر قبل از ظهر بالغ شد وكارى كه روزه را باطل كند انجام نداده واجب است كه نيت كند وروزه بگيرد .

 

و : ديوانه اى كه در روز عاقل شده است اگر چه كارى كه باطل كننده روزه است انجام نداده باشد .

 

ز : شخص بيهوشى كه در روز به هوش آمده است اگر چه كارى كه روزه را باطل كند انجام نداده باشد .

 

 

يادآورى

هرگاه ماه رمضان ثابت شود ، و شخص هم داراى شرايط وجوب و صحت روزه باشد ، بر او واجب است كه از طلوع فجر صادق ( اذان صبح ) تا زوال حمره مشرقيّه ( اذان مغرب ) ، با قصد و نيت انجام فرمان خداوند عالم ، از كارهائى كه روزه را باطل مى كند خوددارى كند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نيت يعنى قصد قربت ، و آن اين است كه انسان قصد و عزم داشته باشد بر انجام دادن روزه بخاطر نزديك شدن به خداوند متعال ، يا از آن جهت كه خداوند شايسته عبادت است ، يا به جهت شكران نعمت خداوند ، يا به جهت طلب رضايت او ، يا بخاطر ترس از عذاب الهى يا بخاطر كسب ثواب او .

 

وقت نيت روزه واجب معين مثل روزه ماه رمضان ، از اول شب است تا آخرين جزء زمانى شب كه مقارن با طلوع فجر است . و اين وقت براى كسى كه فراموش كرده نيت كند يا خواب مانده يا جاهل است ، ادامه دارد تا اذان ظهر .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« مسائل »

1ـ در نيت روزه اخلاص براى خدا شرط است يعنى بايد عمل را فقط براى خدا انجام دهد مثل بقيه عبادات ، پس اگر چيزى كه منافات با اخلاص دارد با نيت همراه شود خصوصاً ريا ، روزه را باطل مى كند . فرقى نمى كند كه از اول ريا در نيت او بوده يا در بين عمل قصد ريا كند .

 

ولى اگر بعد از اتمام عمل ريا كند ، مثل آن كه به جهت منافع دنيوى مثل ستايش كردن ديگران از او يا بدست آوردن مقام يا مال ، ديگران را از روزه اى كـه گرفته خبر كند ، روزه او صحيح است ، گرچه عمل حرامى را مرتكب شده است .

 

2ـ شخص روزه دار بايد تا وقت افطار بر نيت خود باقى بماند و نيت او ادامه داشته باشد ، و بهم خوردن نيت به آن است كه قصد كند روزه خود را باطل كند و از آن دست بكشد ، يا اينكه در نگهداشتن يا باطل كردن روزه متردد شود ، يا قصد كند يكى از مفطرات را مرتكب شود ، كه اين امور با ادامه داشتن نيت منافات دارد و روزه را باطل مى كند وقضا واجب مى شود .

 

3ـ انسان مى تواند در ماه رمضان براى هر روز نيت جداگانه كند ، وبهتر اين است كه در اول ماه نيت روزه كند براى همه ماه وبراى هر روز نيت را تجديد كند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« مسائل »

1ـ در نيت روزه اخلاص براى خدا شرط است يعنى بايد عمل را فقط براى خدا انجام دهد مثل بقيه عبادات ، پس اگر چيزى كه منافات با اخلاص دارد با نيت همراه شود خصوصاً ريا ، روزه را باطل مى كند . فرقى نمى كند كه از اول ريا در نيت او بوده يا در بين عمل قصد ريا كند .

 

ولى اگر بعد از اتمام عمل ريا كند ، مثل آن كه به جهت منافع دنيوى مثل ستايش كردن ديگران از او يا بدست آوردن مقام يا مال ، ديگران را از روزه اى كـه گرفته خبر كند ، روزه او صحيح است ، گرچه عمل حرامى را مرتكب شده است .

 

2ـ شخص روزه دار بايد تا وقت افطار بر نيت خود باقى بماند و نيت او ادامه داشته باشد ، و بهم خوردن نيت به آن است كه قصد كند روزه خود را باطل كند و از آن دست بكشد ، يا اينكه در نگهداشتن يا باطل كردن روزه متردد شود ، يا قصد كند يكى از مفطرات را مرتكب شود ، كه اين امور با ادامه داشتن نيت منافات دارد و روزه را باطل مى كند وقضا واجب مى شود .

 

3ـ انسان مى تواند در ماه رمضان براى هر روز نيت جداگانه كند ، وبهتر اين است كه در اول ماه نيت روزه كند براى همه ماه وبراى هر روز نيت را تجديد كند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سفر در ماه رمضان واحكام آن

 

 

اگر مسافر داراى اين هفت شرط باشد نبايد روزه بگيرد :

 

1ـ اينكه مسافر نيت كند كه هشت فرسخ مسير ممتد را طى كند، به اين صورت كه از شهرش به جائى برود ويا از جائى به شهرش برگردد ، ويا اينكه مجموع رفت وبرگشتش هشت فرسخ بشود ، به شرط آنكه مسافت رفتنش كمتر از چهار فرسخ نباشد ( بنابر احتياط ) ، پس در جائى كه رفتنش سه فرسخ وبرگشتش پنج فرسخ باشد بايد احتياط كند .

 

و فرقى نمى كند كه رفت و برگشتش متصل به هم و بلافاصله انجام شود يا آنكه بين رفتن و برگشتن فاصله شود و كمتر از ده روز ، در آن محل اقامت كند .

 

2ـ اينكه سفر قبل از ظهر باشد ، پس اگر بعد از ظهر سفر كند بايد روزه خود را تمام كند وقضا بر او واجب نيست .

 

3ـ اينكه به حد ترخص برسد ، يعنى جائى كه ديوارهاى شهر را نبيند و صداى اذان آن را نشنود و قبل از رسيدن به اين مسافت نبايد روزه خود را باطل كند .

 

4ـ اينكه نيت نكند قطع كردن سفر را ، و قطع سفر به چند چيز محقق مى شود :

 

اينكه نيت كند كه ده روز يا بيشتر در جائى توقف كند ، يا از وطن خود عبور كند ، يا سى روز يا بيشتر در جائى توقف كند و مردد باشد كه سفر كند يا همانجا بماند . و مانند اين مورد اخير است اگر قصد داشته باشد كه روز بعد حركت كند و حركت نكند و باز قصد كند روز ديگر حركت كند و از آن محل حركت نكند تا سى روز .

 

5ـ اينكه سفرش ، سفر شغلى نباشد مثل راننده وساربان و دريانورد .

 

6ـ اينكه خانه به دوش و كوچ نشين نباشد ، و مقصود كسانى هستند كه مسكن معينى ندارند و هميشه براى يافتن آب و چراگاه مناسب براى حيوانات خود در حال كوچ هستند .

 

7ـ سفرش ، سفر مباح وجايز باشد، پس اگر سفرش براى معصيت باشد مثل دزدى يا گناه ديگر، بايد روزه بگيرد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« مسائل »

1ـ هرگاه مسافرى كه داراى شرايط مذكور است ، از روى جهل به حكم ، روزه گرفت ، اگر در بين روز فهميد كه مسافر نبايد روزه بگيرد ، روزه او باطل مى شود ، و اگر تا بعد از مغرب نفهميد ، روزه آن روز او صحيح مى باشد .

 

2ـ اگر كسى فراموش كرد كه روزه مسافر باطل است ودر سفر روزه گرفت ، روزه اش باطل است وبايد قضا كند .

 

3ـ اگر مسافرى قبل از اينكه به حد ترخص برسد ، روزه خود را باطل كند ، بنابر احتياط واجب هم كفاره بر او واجب است وهم قضاء .

 

4ـ اگر مسافر پيش از ظهر به وطنش برسد ، يابه جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند ، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده ، بايد آن روز را روزه بگيرد وقضا بر او واجب نيست ، واگر يكى از مفطرات را قبل از رسيدن به آن محل انجام داده ، روزه آن روز بر او واجب نيست وقضا بر او واجب مى شود .

 

5ـ اگر مسافر بعد از ظهر به وطنش برسد ، يابه جائى برسد كه مى خواهد ده روز در آنجا بماند ، نبايد آن روز را روزه بگيرد چه كارى كه روزه را باطل كند انجام داده باشد يا انجام نداده باشد وبايد قضاى آن روز را بجا آورد .

 

6ـ در اماكن چهارگانه اى كه مسافر بدون قصد اقامت ده روز ، مخير است در اينكه نمازش را شكسته ياتمام بخواند نمى تواند روزه واجب ماه رمضان را بگيرد و آن چهار مكان :

 

« 1ـ مسجد الحرام 2ـ مسجد پيامبر(ص) 3ـ مسجد كوفه 4ـ حائر حسينى (عليه السلام) » مى باشد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مواردى كه روزه باطل نمى شود وقضا

 

نيز واجب نمى گردد :

1 ـ اگر آسمان ابرى يا غبار آلود باشد ، و شخص روزه دار يقين يا اطمينان پيدا كند كه مغرب شده و افطار كند ، و بعد بفهمد كه مغرب نشده بوده ، روزه او صحيح است و قضا ندارد .

 

2 ـ اگر روزه دار از روى سهو و غفلت يا بخاطر فراموشى يكى از كارهائى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، روزه او باطل نمى شود .

 

3ـ كسى كه در شب جنب است ومى داند يا عادتش چنين است كه اگر بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود ، چنانچه تصميم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند وبا اين تصميم بخوابد وتا اذان خواب بماند روزه اش صحيح است .

 

4ـ اگر براى خنك شدن يابى جهت مضمضه كند ، يعنى آب در دهان بگرداند وبعد فراموش كند كه روزه است وآب را فرو برد ، روزه اش صحيح است .

 

5ـ اگر براى وضوى نماز واجب مضمضه كند وبى اختيار آب فرو رود ، روزه اش صحيح است .

 

6ـ اگر كسى تحقيق كرد وفهميد كه صبح نشده وكارى كه روزه را باطل مى كند انجام داد ، وبعد معلوم شد كه صبح بوده است ، روزه او صحيح است .

 

7ـ اگر به علتى مانند مرض ياحيض يانفاس نتواند روزه ماه رمضان را بگيرد ، ودر همان مرض ياحيض يانفاس بميرد ، قضا بر او واجب نيست .

 

8ـ تنقيه كردن شىء جامد روزه را باطل نمى كند ، گرچه احتياط مستحب در ترك آن است .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مواردى كه فقط قضا واجب است :

1ـ اگر در ماه رمضان بدون اينكه تحقيق كند صبح شده يا نه ، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده ، فقط قضا بر او واجب مى شود چه آنكه تحقيق كردن براى او ممكن بوده يا عاجز از تحقيق باشد .

 

و همچنين است اگر تحقيق كند ، و يقين پيدا نكند كه صبح شده ، بلكه گمان به صبح پيدا كند يا شك داشته باشد كه صبح شده يا نه .

 

2ـ اگر براى نجات دادن غريق سر خود را در آب فرو ببرد فقط قضا واجب است .

 

3ـ اگر در هواى صاف به واسطه تاريكى يقين كند كه مغرب شده وافطار كند ، بعد معلوم شود مغرب نبوده است قضا آن روز بر او واجب مى شود .

 

4ـ هرگاه به واسطه اعتماد بر يك نفر عادل يا دو شخص عادل كه مى گويند مغرب شده ، روزه خود را افطار كند وبعد معلوم شود كه مغرب نبوده است فقط قضا بر او واجب مى شود .

 

5 ـ اگر كسى بگويد صبح شده وانسان به گفته او يقين نكند ، ياخيال كند شوخى مى كند وكارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده است بايد قضاى آن روز را بجا آورد .

 

6ـ اگر كسى بگويد صبح نشده وانسان به جهت اعتماد بر گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد ، بعد معلوم شود صبح بوده ، واجب است قضاى آنروز را بجا آورد .

 

7ـ هر گاه براى خنك شدن يابى جهت مضمضه كند ، يعنى آب در دهان بگرداند وبى اختيار فرو رود قضا بر او واجب مى شود .

 

8ـ اگر جنب در شب ماه رمضان بخوابد وبيدار شود و بداند يا عادتش چنين است كه اگر دوباره بخوابد پيش از اذان صبح بيدار مى شود وتصميم هم داشته باشد كه بعد از بيدار شدن غسل كند ، چنانچه دوباره بخوابد و تا اذان بيدار نشود ، بايد روزه آن روز را قضا كند ، واگر از خواب بيدار شود وبراى مرتبه سوم بخوابد وتا اذان صبح بيدار نشود قضاى آن روز بر او واجب مى شود واحتياط استحبابى آنست كه كفاره هم بدهد .

 

9ـ اگر در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند وبا حال جنابت يك روز ياچند روز روزه بگيرد قضاى آن روزها بر او واجب مى شود .

 

10ـ هر گاه كسى در نيت روزه اخلال كند ، قضاى آن

بر او واجب مى شود ، مثل آنكه فراموش كند نيت كند ،

ياغافل شود ، يا نيت نكند و بخوابد و بعد از اذان ظهر

بيدار شود ، كه وقت نيت كردن گذشته است . همچنين است اگر قصد ريا داشته باشد ، يا نيت كند روزه اش را قطع كند ،

يا مردد شود در قطع يا ادامه روزه ، يا قصد كند انجام دادن يكى از مفطرات را ، كه در تمام اين موارد روزه باطل است و فقط قضاى آن واجب است ، البته اگر مفطرات را مرتكب نشود .

 

11ـ اگر كسى قبل از ظهر سفرى برود كه در آن نماز شكسته مى شود ، ويا اينكه بعد از ظهر از سفر به شهرش يا به جائى كه مى خواهد ده روز بماند برسد ، ويا اينكه قبل از ظهر برسد ولى در آن روز كارى كه روزه را باطل كند انجام داده باشد قضاى آن روز بر او واجب مى شود .

 

12ـ زن حائض و نفساء در روزهائى كه خون مى بينند نبايد روزه بگيرند و بايد قضاى ايام حيض ونفاس را بجا آورند .

 

13ـ مسافرى كه فراموش كند روزه ماه رمضان در سفر باطل است ، و روزه بگيرد قضاى آن روز بر او واجب است .

 

14ـ اگر روزه دار در روز ماه رمضان عمداً استفراغ كند فقط قضاى آن روز بر او واجب مى شود .

 

15ـ اگر كسى با بوسيدن ويا نگاه به زن اجنبيه وامثال آن منى از او خارج شود و قصد بيرون آمدن منى را نداشته باشد وعادت او نيز چنين نباشد كه با آن كار منى از او خارج شود بنابر احتياط مستحب قضاى آن روز را بجا آورد .

 

16ـ اگر كسى به جهت مرض و امثال آن نتواند روزه بگيرد يا روزه براى او ضرر داشته باشد ، بايد قضاى آن را بجا آورد .

 

17ـ كسى كه به جهت مستى يا بيهوشى كه تا بعد از ظهر روز ماه رمضان استمرار داشته، روزه او فوت شده است قضاى آن را بايد بجا آورد .

 

18ـ مرتد چه فطرى وچه ملى بايد روزه ايام ارتدادش را قضا كند (1) .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مواردى كه علاوه بر قضاء ، كفاره

 

تخييرى واجب است

1ـ كسى كه يكى از مفطرات را ، غير از استفراغ عمدى و بقاء بر جنابت به تفصيلى كه سابقاً ذكر شد ، عمداً و بدون اكراه و اجبار انجام دهد، قضا و كفاره بر او واجب مى شود ، فرقى نمى كند كه عالم به حكم باشد يا جاهل مقصّر ، اما جاهل قاصر ، يعنى كسى كه جهل او از روى تقصير و كوتاهى نبوده و بدنبال ياد گرفتن احكام روزه بوده ولى ملتفت ومتوجه به اين مسئله نشده يا نتوانسته آنرا ياد بگيرد ، فقط قضا بر او واجب مى شود .

 

2ـ اگر مسافر قبل از اينكه به حد ترخص برسد روزه خود را باطل كند ، بنابر احتياط واجب قضا وكفاره بر او واجب مى شود .

 

 

 

 

يادآورى

كسى كه در دو مورد قبل كفاره بر او واجب شده است مخير است در اينكه يكى از سه مورد زير را انتخاب كند ، اگر چه احتياط استحبابى اينست كه اگر مى تواند ترتيب را مراعات كند :

 

1ـ يك بنده مؤمن آزاد كند .

 

2ـ دو ماه پى در پى روزه بگيرد ، يعنى سى و يك روز را بدون فاصله انداختن بين روزها روزه بگيرد ، و مى تواندبقيه روزها را با فاصله روزه بگيرد .

 

3ـ شصت فقير را اطعام دهد ، واطعام به اين است كه يا آنها را سير كند ويا به هر كدام يك مُدّ كه تقريباً ده سير است طعام يعنى گندم ويا جو يا نان وامثال آن بدهد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مواردى كه قضا وكفاره وتعزير دارد :

 

 

اگر روزه دار در ماه رمضان بازن خود كه روزه دار است جماع كند ، وزن نيز راضى باشد، بر هر كدام قضا وكفاره وتعزير واجب مى شود وتعزير هر كدام بيست وپنج ضربه شلاق است . ولى اگر زن راضى نباشد ومرد او را مجبور كند بر جماع پس مرد هم بايد خود كفاره بدهد وتعزير شود وهم كفاره زن را بپردازد واز طرف او نيز تعزير شود .

 

و كسى كه بواسطه مسافرت يامرض و امثال آن روزه نمى گيرد ، نمى تواند زن روزه دار خود را مجبور به جماع كند ، ولـى اگر او را مجبور نمايـد ، لازم نيست از طرف زن كفاره بدهـد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مواردى كه قضا وفديه واجب مى شود :

 

 

1ـ اگر بواسطه عذرى غير از مرض مثلاً براى مسافرت ، تمام ماه يا بعض از ماه را روزه نگرفته باشد وعذر او تا رمضان بعد باقى بماند ، بنابر احتياط واجب بايد روزهائى را كه روزه نگرفته قضا نمايد وبراى هر روز يك مد طعام ( فديه ) به فقير بدهد (1) .

 

2ـ اگر در ماه رمضان به جهت عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود ، و تا رمضان آينده عمداً يا از روى تسامح و بى اعتنايى ، قضاى روزه را نگيرد ، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز فديه بدهد .

 

همچنين است اگر هنوز به ماه رمضان بعد نرسيده باشد ، ولى به واسطه مرض و امثال آن ، در هنگامى كه وقت براى قضا تنگ شده است ، نتواند روزه قضاى خود را بجا آورد .

 

3ـ اگر بخاطر عذرى تمام ماه رمضان يابعضى از آن را روزه نگيرد ، و بعد از ماه رمضان عذرش برطرف شود و قصد داشته باشد كه قضا را بجا آورد ، ولى وقت تنگ شود ودر تنگى وقت عذرى پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد وبراى هر روز فديه بپردازد (2) .

 

4ـ زن شيردهى كه شير او كم است و روزه گرفتن براى او يا براى شيرخوار ضرر دارد ، ( فرقى نمى كند كه شيردهنده مادر باشد يا دايه ) در صورتى كه زن ديگرى كه به بچه شير دهد پيدا نمى شود ، بايد روزه خود را بخورد ، و بعداً قضاى آنرا بجا آورد و براى هر روز فديه بدهد .

 

5ـ زنى كه وضع حمل او نزديك است ، اگر روزه براى او يا فرزندش ضرر دارد ، بايد روزه خود را بخورد ، و بعداً قضا كند و فديه بدهد .

 

وفديه عبارت است از يك مُدّ ( تقريباً ده سير ) طعام ( يعنى گندم يا جو يا آرد اينها ، يا نان يا برنج يا مويز يا خرما ) كه به فقير داده مى شود .

 

 

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - و اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد ، قضاى روزهائى را كه نگرفته بر او واجب نيست وبايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد . ( توضيح المسائل م 1712 ) .

 

2 - به فديه دادن در اين سه مورد، كفاره تأخير قضاى روزه ماه رمضان مى گويند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مواردى كه قضا وفديه واجب مى شود :

 

 

1ـ اگر بواسطه عذرى غير از مرض مثلاً براى مسافرت ، تمام ماه يا بعض از ماه را روزه نگرفته باشد وعذر او تا رمضان بعد باقى بماند ، بنابر احتياط واجب بايد روزهائى را كه روزه نگرفته قضا نمايد وبراى هر روز يك مد طعام ( فديه ) به فقير بدهد (1) .

 

2ـ اگر در ماه رمضان به جهت عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود ، و تا رمضان آينده عمداً يا از روى تسامح و بى اعتنايى ، قضاى روزه را نگيرد ، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز فديه بدهد .

 

همچنين است اگر هنوز به ماه رمضان بعد نرسيده باشد ، ولى به واسطه مرض و امثال آن ، در هنگامى كه وقت براى قضا تنگ شده است ، نتواند روزه قضاى خود را بجا آورد .

 

3ـ اگر بخاطر عذرى تمام ماه رمضان يابعضى از آن را روزه نگيرد ، و بعد از ماه رمضان عذرش برطرف شود و قصد داشته باشد كه قضا را بجا آورد ، ولى وقت تنگ شود ودر تنگى وقت عذرى پيدا كند ، بايد قضا را بگيرد وبراى هر روز فديه بپردازد (2) .

 

4ـ زن شيردهى كه شير او كم است و روزه گرفتن براى او يا براى شيرخوار ضرر دارد ، ( فرقى نمى كند كه شيردهنده مادر باشد يا دايه ) در صورتى كه زن ديگرى كه به بچه شير دهد پيدا نمى شود ، بايد روزه خود را بخورد ، و بعداً قضاى آنرا بجا آورد و براى هر روز فديه بدهد .

 

5ـ زنى كه وضع حمل او نزديك است ، اگر روزه براى او يا فرزندش ضرر دارد ، بايد روزه خود را بخورد ، و بعداً قضا كند و فديه بدهد .

 

وفديه عبارت است از يك مُدّ ( تقريباً ده سير ) طعام ( يعنى گندم يا جو يا آرد اينها ، يا نان يا برنج يا مويز يا خرما ) كه به فقير داده مى شود .

 

 

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - و اگر به واسطه مرضى روزه رمضان را نگيرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بكشد ، قضاى روزهائى را كه نگرفته بر او واجب نيست وبايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد . ( توضيح المسائل م 1712 ) .

 

2 - به فديه دادن در اين سه مورد، كفاره تأخير قضاى روزه ماه رمضان مى گويند .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مسائلى در كفاره

 

 

1ـ اگر روزه دار در يك روز ماه رمضان چند مرتبه يكى از مفطرات روزه را ( غير از جماع ) مرتكب شود ، براى همه آنها يك كفاره كافى است. همچنين است اگر چند نوع از مفطرات را انجام دهد، مثل آنكه هم بخورد وهم بياشامد وهم تمام سرش را در آب فرو ببرد .

 

ولى اگر در روز ماه رمضان بازن خود مكرراً جماع كند براى هر دفعه ، يك كفاره تخييرى و اگر جماع او حرام

باشد مثلاً زنا كند ، براى هر دفعه يك كفاره جمع واجب مى شود .

 

2ـ كسى كه عمداً روزه خود را باطل كرده ، اگر مسافرت كند كفاره از او ساقط نمى شود چه سفرش قبل از ظهر باشد وچه بعد از ظهر .

 

ولـى اگر روزه خود را باطل كرد وبعـد عذرى مانند حيض يانفاس يامرض براى او پيدا شد ، كفاره بر او

واجب نيست .

 

3ـ كسى كه از هر سه قسم كفاره روزه عاجز است ، مخير است در اينكه هجده روز روزه بگيرد يا به هر مقدارى كه وسعش مى رسد به فقرا اطعام بدهد ، واگر از اين دو نيز عاجز بود بايد آن مقدار كه مى تواند از روزه واطعام انجام دهد واگر از هر دو به طور كلى عاجز بود بايد بجاى كفاره استغفار كند ، اگر چه مثلاً يك مرتبه بگويد استغفر الله واحتياط واجب آنست كه هر وقت بتواند ، كفاره را بدهد .

 

4ـ اگر قضاى روزه رمضان را تا سال بعد عقب بيندازد ، بايد قضا را بجا آورد وبراى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد ، واين كفاره تأخير فقط براى سال دوم است وبراى سالهاى بعد تكرار نمى شود ، مثلاً اگر قضاى روزه رمضان را تا سه سال يا بيشتر بجا نياورد ، كفاره تأخير فقط براى سال دوم است ، وسالهاى بعدى كفاره ندارد .

 

5ـ كسى كه بايد براى هر روز يك مد طعام به فقير بدهد ، مى تواند كفاره چند روز از يك رمضان يا چند رمضان را به يك فقير بدهد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قضاى روزه ماه رمضان

 

 

قضاى روزه ماه رمضان بر كسى كه روزه از او فوت شده وداراى شرايط زير باشد واجب مى گردد :

 

1ـ بلوغ : پس اگر بچه بالغ شود واجب نيست قضاى روزه هاى زمان كودكى را بجا آورد .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - يا به هر كدام يك مد طعام بدهد. و چنانچه هر سه برايش ممكن نباشد، هر كدام كه ممكن است بايد انجام دهد.

 

ولى اگر به خدا و پيغمبر(ص) نسبت دروغ بدهد، گرچه روزه خود را با حرام باطل كرده، كفاره جمع بر او واجب نمى شود.

 

 

 

2ـ عقل : پس اگر ديوانه عاقل شود ، واجب نيست روزه هاى وقتى را كه ديوانه بوده قضا نمايد (1) .

 

3ـ اسلام : پس اگر كافر اصلى مسلمان شود ، واجب نيست روزه هاى وقتى را كه كافر بوده قضا نمايد .

 

پس بنابر اين قضاى روزه ماه رمضان بر افراد زير واجب مى باشد :

 

1ـ حائض ونفساء ، اگر چه قضاى نماز بر آنان واجب نيست .

 

2ـ مسافرى كه قبل از ظهر سفر كرده ، ويا بعد از ظهر از سفر برگشته ياقبل از ظهر برگشته ولى كارى كه روزه را باطل كند انجام داده است .

 

3ـ مريضى كه روزه برايش ضرر دارد .

 

4ـ مرتد ، پس اگر مسلمانى كافر شود ودوباره مسلمان گردد، روزه هاى وقتى را كه كافر بوده بايد قضا نمايد .

 

5ـ غير از اينها كسانى كه روزه خود را باطل كرده اند ويا روزه نگرفته اند كه سابقاً گذشت .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

« مسائل »

1ـ واجب نيست كه انسان قضاى روزه ماه رمضان را فوراً انجام دهد ، ولى تأخير آن تا ماه رمضان آينده جايز نيست و موجب دادن فديه ( كفاره تأخير ) مى شود ، و اگر فديه را داد ، هر قدر بعد از آن تأخير كند ، فديه دو مرتبه لازم نمى شود .

 

2ـ اگر كسى بخاطر مرض ، روزه ماه رمضان را نگيرد و مرضش تا رمضان سال بعد استمرار پيدا كند قضا از او ساقط مى شود و بايد براى هر روز ، يك مد طعام صدقه بدهد .

 

3ـ اگر مرض شخص ، تاسه سال ادامه پيدا كند ( يعنى تا رمضان سال سوم ) و بعد از آن مرض او برطرف شود فديه براى سال اول و دوم ، و قضا براى سال سوم بر او واجب مى شود .

 

ولى اگر مرضش تا رمضان سال چهارم استمرار پيدا كند فديه براى سال سوم هم واجب مى شود ، و بايد سال چهارم را قضا كند و به همين ترتيب .

 

4ـ باطل كردن روزه قضاى ماه رمضان در بعد از ظهر جايز نيست و موجب كفاره مى شود ، و كفاره آن اين

است كه به ده فقير هر كدام يك مُد طعام بدهد . و اگر

وقت قضا تنگ نباشد مى تواند صبـح ، روزه خود را باطل كنــد .

 

ودر صورتى كه روزه قضا از طرف ميت مى گيرد ، مستحب است كه بعد از ظهر ، روزه را باطل

نكنــد .

 

5ـ بعد از مرگ پدر، قضاى روزه بر پسر بزرگتر واجب مى شود وهمچنين است مادر بنابر احتياط مستحب كه ترك آن سزاوار نيست .

 

فرقى نيست كه اموالى از ميت باقى مانده باشد يا خير و بنابر احتياط واجب فرقى نيست كه بدون عذر روزه از او فوت شده باشد يا به جهت عذرى مانند سفر و مرضى كه تا سال بعد طول نكشيده است .

 

6ـ پسر بزرگتر مى تواند شخصى را اجير كند تا روزه هاى فوت شده پدرش را انجام دهد .

 

7ـ اگر ميت وصيت كرده باشد كه براى روزه او اجير بگيرند بعد از آنكه اجير ، روزه او را بطور صحيح بجا آورد ، بر پسر بزرگتر چيزى واجب نيست .

 

8ـ اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اول شوال ، يا يقين داشته باشد كه ماه رمضان است و عمداً روزه خود را باطل كند ، بعد معلوم شود اول شوال بوده قضا و كفاره بر او واجب نيست .

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1 - مگر آنكه در شب عاقل باشد و نيت روزه كند ، سپس ديوانه شود و در روز دو مرتبه عاقل شود ، كه بايد روزه آن روز را تمام كند و بنابر احتياط واجب قضاى آن را هم بجا آورد .

 

 

 

9ـ اگر انسان شك كند كه آخر رمضان است يا اول شوال ، وعمداً روزه خود را باطل كند، بعد معلوم شود آخر رمضان بوده ، كفاره وقضا بر او واجب مى شود .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

كسانى كه مى توانند روزه خود را در

 

ماه رمضان افطار كنند :

1ـ پيرمرد و پيرزنى كه نمى توانند روزه بگيرند يا روزه گرفتن براى آنها مشقت دارد .

 

2ـ كسى كه مرض تشنگى دارد، و از شدت تشنگى نمى تواند روزه بگيرد يا روزه گرفتن براى او مشقت دارد .

 

3ـ زنى كه زائيدن او نزديك است وروزه براى خودش يا حملش ضرر دارد .

 

4ـ زن شيرده كه شير او كم است، و روزه گرفتن براى او يا شيرخوار ضرر دارد، در صورتى كه زن شيرده ديگرى موجود نباشد .

 

واين چهار گروه روزه خود را افطار مى كنند و بايد فديه بدهند ، يعنى براى هر روز كه افطار كرده اند ، يك مد طعام به فقير بدهند . و زن حامله و شيرده علاوه بر اين كفاره بايد بعداً قضاى روزه ها را بجا آورند .

 

همچنين كسى كه مرض تشنگى دارد اگر خوب شود و پيرمرد و پيرزن اگر برايشان روزه گرفتن ميسر شود ، بايد قضاى روزه ها را هم بجا آورد .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زكات فطره

 

 

كسى كه در هنگام غروب شب عيد فطر ، شرايط زير را داشته باشد ، بايد از طرف خود و از طرف كسانى كه نان خور او حساب مى شوند ، زكات فطره بپردازد . وفرقى نمى كند كه نان خور او مسلمان باشد يا كافر ، كوچك باشد يا بزرگ ، دادن مخارجش بر او واجب باشد يا نه ، در شهر خود او باشد يا در شهر ديگر (1) .

 

 

 

 

شرائط واجب شدن زكات فطره :

 

 

1ـ بالـغ وعاقل باشد ، پس بر بچه وديوانه واجب نمى شود .

 

2ـ فقير نباشد ، پس بر كسى كه مخارج سال خود وعيالاتش را ندارد ، و كسب يا محل درآمدى هم ندارد كه بتواند مخارج سال خود وعيالاتش را تأمين كند ، زكات فطره واجب نيست .

 

3ـ آزاد باشد ، پس بر عبد وبنده واجب نيست .

 

4ـ هشيار باشد پس كسى كه موقع غروب شب عيد فطر بيهوش است ، زكاة فطرة بر او واجب نيست .

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×