رفتن به مطلب
Negarita

احكام خانواده مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى (ره )

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]توجه

O آيا انسان مى تواند در برخورد با افراد وسواسى ((از جمله همسر)) قسم دروغ ياد كند؟ مثلا دستگيره در اصلا نجس نبوده و ما دست خود را به آن زده ايم و بعدا ايشان از ما بپرسد: آيا دستت را آب كشيدى ؟ و ما در جواب براى جلوگيرى از آب كشيدن بى مورد چيزهاى ديگر، به دروغ قسم ياد كنيم كه دستمان را آب كشيده ايم ؟

باسمه تعالى ؛ قسم دروغ جايز نيست ، ولى سعى كند طورى قسم ياد كند كه دروغ نباشد مثل اين كه قسم بخورد كه نجس نيست[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]فصل سوم : توليد نسل و تنظيم خانواده

يك . باردارى طبيعى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:

اى امّسلمه ! هنگامى كه زن باردار مى شود، پداش كسى را دارد كه با جان و مالش در راه خداى بزرگ جهاد كرده است . و هنگامى كه فرزندش را به دنيا مى آورد، به او گفته مى شود خدا گناهان تو را آمرزيد، كار را دوباره از سر بگير.

و هنگامى كه كودكش را شير مى دهد، براى هر شيردادنى پاداش آزاد كردن بنده اى از فرزندان اسماعيل ((پيغمبر)) را به او مى دهند

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:

پداش زن از هنگام باردارى تا زايمان و شير دادن همانند پاداش مرزدار در راه خداست ، و اگر زن در اين فاصله از دنيا برود، پاداش شهيد را دارد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:

بهشت زير پاى مادران است[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]استفتا

آميزش در هنگام باردارى

O آيا در دوران آبستنى و باردارى ، مقاربت و نزديكى جايز است يا خير؟

باسمه تعالى ؛ مقاربت در حال حمل مانع ندارد

نكته

از نظر پزشكى ، روابط جنسى در زنانى كه حاملگى طبيعى دارند، اگر با اعتدال همراه باشد تا اواخر حاملگى نيز امكان پذير بوده ، ضايعه يا عفونتى ايجاد نمى كند. اما در صورت سابقه سقط جنين و يا زايمان زودرس ، احتياط كردن لازم است . برخى زنان در دوران باردارى - بويژه در اواخر آن - از مقاربت متنفر مى شوند كه دليل جسمى و روحى دارد. درد و ناراحتى حاصل شده از نزديكى ، علت جسمى تنفر از روابط جنسى ، و تصور صدمه به جنين علت روانى آن است .

در هر حال ، آميزش جنسى بايد با ملايمت انجام گيرد و بهتر است كه در اواخر باردارى از آن پرهيز شود

يادسپارى

O زن حامله و زنى كه بچه شير مى دهد، ممكن است حيض ‍ ببينند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]اء. سقط جنين

سقط جنين معمولا داراى عوارضى مانند عفونت ، خونريزى شديد، سوراخ شدن رحم ، نارسايى كليوى و شوك ميكربى است .

علامه حلى و مرحوم شيخ محمدحسن نجفى ((صاحب جواهر)) در كتاب ((جواهر الكلام ، ج 43، ص 370)) به استناد روايت امام سجاد و امام باقر و امام كاظم عليهم السلام فاصله هر يك از مراحل رشد جنين را چهل روز دانسته اند

بارى ، سقط جنين جايز نيست و ديه آن بدين صورت است :

ديه سقط جنين در مرحله نطفه اگر در رحم مستقر شده باشد 20 دينار، و در مرحله علقه [ مرحله تعلق گرفتن به ديواره رحم ] 40 دينار، و در مرحله مضغه [تكه گوشتى به اندازه يك بار جويدن ] 60 دينار، و در مرحله اى كه حالت استخوانى دارد و هنوز گوشت روى آن را نپوشانده است 80 دينار، و اگر گوشت روى آن را پوشانده و خلقتش [از نظر جسمى ] تمام و كامل شده باشد 100 دينار، و چنانچه روح در جنين دميده شده و جريان يافته باشد، 1000 دينار [= 3529 گرم طلاى خالص ] يعنى ديه كامل است ، در صورتى كه مسلمان آزاده و پسر باشد، ولى اگر دختر باشد، ديه او 500 ديناراست [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]استفتائات

1. O آيا بعد از انعقاد نطفه از بين بردن آن جايز است يا خير؟

باسمه تعالى ؛ بعد از انعقاد نطفه جايز نيست

2. O زنى حامله شده است و اكنون يك ماه و نيم دارد. دكترها مى گويند حاملگى براى مادر خطر جانى دارد و موجب فلج شدن وى خواهد گشت . آيا سقط جنين براى چنين مادرى جايز است يا خير؟

باسمه تعالى ؛ اگر ضرر و خطر جانى براى مادر دارد، قبل از دميده شدن روح در جنين اسقاط جايز است

يادسپارى

O چنانچه زن به دست خودش سقط جنين كند بايد ديه آن را بپردازد و هيچ سهمى از اين ديه ندارد

O بنابر احتياط جنينى كه پيش از دميده شدن روح در آن ، سقط شده نجس ‍ است

ب . غسل مسّ جنين

براى مس جنين بچه مرده حتى بچه سقطشده اى كه چهارماه او تمام شده ، غسل مس ميت واجب است . بلكه بهتر است براى مس بچه سقط شده اى كه از چهار ماه كمتر دارد غسل كرد.

بنابراين اگر بچه چهارماهه اى مرده به دنيا بيايد، مادر او بايد غسل مس ‍ ميت كند، بلكه اگر از چهارماه كمتر هم داشته باشد بهتر است مادر او غسل نمايد

ج . غسل جنين

بچه سقط شده را اگر چهار ماه يا بيشتر دارد، بايد غسل بدهند. و اگر چهارماه ندارد، بايد در پارچه اى بپيچند و بدون غسل دفن كنند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]دو. باردارى مصنوعى ((تلقيح ))

در كشورهاى اروپايى گفت و گوى شديدى در اين باره هست كه آيا اگر مرد عقيم بوده ، قادر به بارور ساختن همسرش نباشد و با همسرش موافقت كند كه با نطفه و اسپرم مرد بيگانه به طور مصنوعى و بدون آميزش جنسى آبستن شود، جايز است يا نه ؟

اين مشكل در مجلس شوراى انگلستان مطرح شد و كميسيونى خاص براى تحقيق در اين زمينه تعيين شد.

در ايتاليا پاپ اين عمل را تحريم كرد. در فرانسه پزشكان اظهار داشتند در صورتى كه با موافقت زن و شوهر باشد جايز است . در پاره اى ديگر از كشورهاى اروپايى ، دولت آنها نوزاد مصنوعى را به عنوان كودك شرعى و قانونى زن و شوهر به رسميت شناخته است ، مگر در صورتى كه شوهر قانونى به آن اعتراض داشته باشد

اكنون فتوا و نظر حضرت امام خمينى قدس سره را در اين زمينه از نظر مى گذرانيم :

1. وارد نمودن منى مرد را در رحم زوجه او با آلاتى مثل آب دزدك اشكال ندارد، لكن بايد از مقدمات حرام احتراز نمايند. پس اگر مرد با رضايت زن ، اين عمل را خودش انجام دهد و منى خود را به وجه حلالى به دست بياورد مانع ندارد

2. اگر منى مرد را در رحم زنش وارد نمودند چه به وجه حلال يا حرام ، و از آن بچه توليد شد، اشكالى نيست كه بچه مال مرد و زن است و همه احكام فرزند را دارد

3. جايز نيست داخل نمودن منى اجنبى را در رحم زن اجنبيه ، چه با اجازه زن باشد يا نه ، و چه شوهر داشته باشد يا نه ، و چه با اجازه شوهر باشد يا نباشد

4. اگر منى مردى را داخل رحم زن اجنبيه نمودند و معلوم شد بچه از آن منى است ، پس اگر اين عمل به طور شبهه بوده ، مثل آنكه گمان مى كرد زن خودش هست ، و زن نيز گمان مى كرد منى شوهر هست ، و بعد از عمل معلوم شد از شوهر نيست ، اشكالى نيست كه بچه شرعا از اين مرد و زن است و تمام احكام فرزندى را دارد. و لكن اگر از روى علم و عمد باشد، محل اشكال است ، و بايد احتياط در حميع مسائل مراعات شود. لكن اشكالى نيست كه اگر اين بچه دختر باشد، پدر نمى تواند او را به زنى بگيرد و اگر پسر باشد نمى تواند مادرش را بگيرد، و نمى تواند دختر به محارمش - اگر به عقد صحيح بود - شوهر كند، و پسر محارمش را بگيرد، لكن بايد در تمام مسائل ديگر احتياط نمايد

نكته مهم

مقام معظم رهبرى حضرت آيت الله خامنه اى - مد ظله العالى - نظر خاصى در مورد باردارى مصنوعى دارند كه شايسته است از دفتر استفتائات ايشان پرسيده شود.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]سه . كنترل مواليد و جلوگيرى از باردارى

اشكالى در جايز بودن عزل نيست . و عزل عبارت است از بيرون آوردن عضو تناسلى ((مرد از رحم زن )) هنگام بيرون ريختن منى و ريختن منى بيرون رحم زن غير دائمى و غير آزاده .

و همچنين عزل جايز است اگر زن دائمى و آزاده ، اجازه اين كار را به شوهر بدهد. و در صورتى كه اجازه ندهد، اين كار باز هم ((بنا بر اقوا)) جايز اما مكروه است . البته در زنى كه معلوم است بچه دار نمى شود يا پير يا زبان دراز يا بدزبان است و يا بچه را شير نمى دهد، بعيد نيست كه مكروه نيز نباشد

اما به استفتائاتى در مورد جلوگيرى از باردارى و سترون سازى توجه كنيم :

استفتائات

محضر مبارك زعيم عاليقدر و مرجع عظماى تقليد

حضرت امام خمينى مد ظله العالى

چون در زمينه مسائل مربوط به پيشگيرى و قطع حاملگى و سقط درمانى كه در ارتباط با ضرورتهاى پزشكى انجام مى شود مشكلاتى از جهت تطبيق با مسائل شرع مقدس ممكن است پيش آيد و چه بسا عدم آگاهى از آن به تصميمات خلاف منجر گردد، تقاضا مى شود به سوالات مربوط به اين موضوع پاسخ فرماييد تا اين استفتا مرجعى براى پزشكان و كليه سازمانهاى وابسته به امور پزشكى و يا ذى نفع در مساله فوق واقع گردد:

1. O آيا ضرورت تعهد و پاى بندى به شرع مقدس - علاوه بر تخصص ‍ پزشكى - از جهت تصميم گيرى در اين امر مهم مورد تاييد و تاكيد حضرت عالى مى باشد؟

باسمه تعالى ؛ پزشك علاوه بر تخصص بايد مورد وثوق باشد كه كارش را روى موازين انجام دهد

2. O آيا پيشگيرى موقت از حاملگى در مورد افراد سالم با استفاده از وسايل و موادى كه مانع از ايجاد نطفه مى شود جايز است ؟

باسمه تعالى ؛ مانع ندارد به شرط آنكه موجب عقيم شدن و فساد عضو نشود

3. O استفاده از وسيله پيشگيرى موقت به نام ((آى . يو. دى .)) ((d.u.i)) كه هنوز چگونگى تاءثير آن در زمينه جلوگيرى از حاملگى به طور قطع و يقين مشخص نشده است ولى عقيده غالب ، با توجه به آخرين مطالعات ، جلوگيرى از جايگزينى نطفه در رحم پس از تشكيل آن مى باشد چه صورت دارد؟

باسمه تعالى ؛ اگر محرز نيست كه موجب سقط جنين است و موجب عقيم شدن و فساد عضو نيست مانع ندارد و چنانچه موجب سقط است جايز نيست ، و در هر صورت ، بايد مراعات احكام لمس و نظر نيز بشود

4. O آيا قطع دائم و از بين بردن امكان آبستنى براى هميشه در افراد سالم مجاز است ؟

باسمه تعالى ؛ جايز نيست [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

5. O بستن لوله هاى رحمى منجر به قطع دائم حاملگى مى شود و ايجاد زمينه براى امكان آبستنى مجدد مستلزم عمل جراحى ميكروسكوبيك و دقيقى است كه در مراكز مجهز امكان پذير است و شانس حاملگى مجدد در بهترين مراكز دنيا در حدود 50 درصد مى باشد. با در نظر گرفتن شرايط فوق آيا بستن لوله هاى رحمى در بانوان سالم مجاز است ؟

باسمه تعالى ؛ در فرض مرقوم جايز نيست

6. O اين جانب داراى ده فرزند مى باشم و از نظر كثرت اولاد در زحمت هستم ، مى خواهم لوله هاى رحمم را ببندم ، آيا شرعا جايز است يا خير؟

باسمه تعالى ؛ اگر موجب نازائى دائمى نشود و ضرر به مزاج و عضو نرساند و شوهر راضى باشد و عمل همراه با ارتكاب محرم شرعى نباشد، اشكال ندارد

7. O در مواردى كه امكان وجود نقايص مادرزادى جسمى و عقلى و روانى به طور سرشتى و يا اكتسابى در مورد جنس مطرح مى باشد ((مثل انواع بيمارى هاى ارثى و يا ناشى از تاءثير مواد و داروها و اشعه ايكس و غيره ...)) مى توان به سقط جنين مبادرت نمود؟ و آيا از اين نظر تفاوتى بين جنين زير و يا بالاى چهارماه وجود دارد؟

باسمه تعالى ؛ سقط جنين جايز نيست و فرق نمى كند

8. O آيا قطع دائم حاملگى در مورد بيمارانى كه حاملگى براى آنان خطر جانى دارد و امكان بهبود وضع جسمى و روانى آنان از نظر مساعد شدن براى حاملگى در آينده هم وجود ندراد، به عبارت ديگر ضرورتهاى پزشكى ايجاب مى كند كه هيچ گاه و يا حتى الامكان حامله نشوند، جايز است ؟

باسمه تعالى ؛ اگر راهى به غير آن براى جلوگيرى از حاملگى باشد قطع دائم جايز نيست و در غير اين صورت ، با وجود ضرورت كه خوف خطر جانى است ، مانع ندارد

9. O آيا قطع دائم حاملگى در بانوانى كه زمينه مساعد براى به دنيا آوردن فرزندان ناقص الخلقه و يا با بيمارى هاى ارثى جسمى و روانى را دارند ((بويژه در مواردى كه نمونه هاى ثابت شده قلبى در زايمانهاى پيشين داشته اند)) مجاز است ؟

باسمه تعالى ؛ جايز نيست

10. O آيا سقط درمانى در مورد بيماران پيشرفته اى كه ادامه حاملگى براى مادر خطر جانى در پى دارد با سن جنينى زير چهارماه مجاز است ؟

باسمه تعالى ؛ اگر خوف خطر جانى هست با تشخيص دكتر مورد وثوق قبل از ولوج روح مانع ندارد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

11. O در مواردى كه سن جنين از چهارماه گذشته و ادامه حاملگى خطر جانى براى مادر داشته باشد، سقط درمانى ((اختتام حاملگى )) مجاز است ؟

باسمه تعالى ؛ بعد از ولوج روح جايز نيست

12. O در مواردى كه سن جنين از چهار ماه گذشته است و به علت بيمارى بسيار پيشرفته مادر ادامه حاملگى مغايرت قطعى با حيات مادر دارد، اختتام حاملگى مجاز مى باشد؟

باسمه تعالى ؛ حكم مساله قبل را دارد

13. O در مورد مادران بيمارى كه ادامه حاملگى مغايرت با حيات مادر پيدا مى كند و سن جنين از چهارماه بيشتر است ، ليكن جنين از نظر سنى در وضعيتى است كه امكان ادامه حيات وى خارج از رحم مادر وجود ندارد و بعد از مرگ او هم فوت خواهد نمود. آيا مى توان به منظور نجات حداقل يك نفر يعنى مادر به حاملگى خاتمه داد؟

باسمه تعالى ؛ بايد تا آخرين ساعات امكان حفظ حيات مادر منتظر بمانند، چنانچه در آن هنگام جنين در وضعى باشد كه امكان ادامه حياتش نيست سقط او جهت حفظ حيات مادر مانعى ندارد

14. O با خصوصياتى كه در مورد بستن لوله هاى رحمى مطرح شد ((سوال 5))، آيا اين عمل در مورد بيمارانى كه به دلايل طبى لازم است حتى الامكان براى هميشه حامله نشوند، جايز است ؟

آيا در مورد مادرانى كه خصوصيات آنان در سوال 9 توضيح داده شد، جايز است ؟

باسمه تعالى ؛ در صورت خوف خطر جانى جواب همان است كه در ذيل سوال 8 ذكر شد.

و در غير مورد خطر جانى و همچنين در مورد مادرانى كه خصوصيات آنان در سوال 9 ذكر شده جايز نيست

15. O آيا دلايلى مثل مشكلات اقتصادى و اجتماعى و تعداد اولاد و سن مجوزى براى قطع دائم حاملگى و يا سقط جنين مى باشد؟

باسمه تعالى ؛ آنچه ذكر شده ، مجوز نيست [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

16. O اخيرا در مردان عملى طبى انجام مى گيرد كه مجارى خروج منى را گره مى زنند، به طورى كه در هنگام مقاربت فقط مقدارى آب لزج كه هميشه با منى همراه است خارج مى شود.

بفرماييد حكم احتلام اين چنين افراد كه منى از آنها خارج نمى شود چيست ؟

باسمه تعالى ؛ اگر بدون مقاربت آبى از انسان در حال خواب يا بيدارى خارج شود و صفات منى را نداشته باشد حكم جنابت مترتب نمى شود، مگر آنكه يقين كند منى از او خارج شده است

17. O پس از اهداى سلام و تقديم تحيات محترما نظر حضرت عالى را در مورد چند وسيله جلوگيرى از حاملگى ناخواسته جويا مى شود:

اء. راجع به وسيله اى كه به نام ((آى . يو. دى )) معروف است و آن عبارت است از وسيله اى فنر مانند كه در داخل رحم قرار مى دهند و باعث مى شود كه سلول تخم در جدار رحم ، لانه گزينى نكند.

ب . در مورد بستن لوله هاى تخمدان در زنان و بستن لوله هاى منى در برادران كه در مورد زنان اين مستلزم عمل جراحى است و در مورد مردان نيز مستلزم يك عمل كوچك و جزئى مى باشد.

اين دو مورد سابقا در ايران رايج بود، ولى پس از پيروزى انقلاب در هر دو مورد دستور داده شد كه متوقف بماند، اما بعضى افراد خود راغت و شايق به اين نوع جلوگيرى مى باشند.

مستدعى است نظر حضرت عالى را براى ابلاغ به ملت اعلام فرماييد؟

باسمه تعالى ؛ جلوگيرى از حمل مانع ندارد و با رضاى طرفين و اگر خيلى مضر نباشد و مستلزم خلاف شرع نباشد، جايز است

18. O چنين مرسوم است كه زنان براى جلوگيرى از باردارى ناخواسته و سقط جنين هايى كه خطر مرگ دارد، با رضايت شوهر از مواد و وسايلى مانند قرص ، آى . يو. دى ، كلاهك ديافراگم ، كرم ، ژله و آمپول كه عمل همگى آنان نهايتا ممانعت از ملاقات و انعقاد نطفه مى باشد استفاده مى كنند. و مردان با رضايت همسران از كاندم ((پوشش پلاستيكى )) و روش عزل بهره مى گيرند.

مستدعى است حكم شرعى موارد مذكور را مرقوم فرماييد؟

باسمه تعالى ؛ امور مذكوره در صورتى كه مستلزم ضرر يا فساد عضو نباشد، با رضايت شوهر مانع ندار[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

19. O با سلام ؛ حضرت عالى در پاسخ به جواز استفاده از آى . يو. دى ، ذكر كرده ايد كه : ((اگر استفاده از اين وسيله ((آى . يو. دى )) مستلزم لمس يا نظر حرام باشد جايز نيست .)) لطفا ذكر بفرماييد كه آيا كار گذاشتن آى . يو. دى در رحم زن جزء موارد پزشكى محسوب شده و پزشك يا ماماى زن و عندالاضطرار پزشك مرد، مى تواند اين عمل را انجام دهد همان طور كه در ساير امراض متداول است . و يا اين كه اين مساله مورد غير پزشكى بوده و تنها از طريق محرم به عورت زن ((همچون شوهر)) مى توان اين دستگاه را كار گذاشت ؟

باسمه تعالى ؛ خود اين عمل اگر موجب سقط يا عقيم شدن نباشد اشكال ندارد، و حرمت لمس و نظر به قوت خود باقى است و اضطرارى در بين نيست ، چون مى شود از راههاى ديگر جلوگيرى از عمل نمود

20. O يكى از راههاى جلوگيرى از انعقاد نطفه اين است كه ابزارى در دهانه رحم نصب مى كنند كه اين عمل موجب خونريزى مى شود و ممكن است اين خونريزى مدت زيادى طول بكشد. با توجه به اين كه اين خونريزى عمدى مى باشد، آيا حيض محسوب مى شود؟ و به طور كلى اين عمل جايز است يا خير؟

باسمه تعالى ؛ عمل مزبور اگر موجب نقص عضو يا نازايى دائمى زن شود و يا آنكه سبب كشتن نطفه مستقر در رحم گردد و يا آنكه همراه با ارتكاب عمل حرام خارجى از قبيل نظر غير به عورت زن باشد حرام است ؛ در غير صور ذكر شده اشكال ندارد. و خونريزى اگر در ايام عادت باشد و در سه روز مستمر باشد حكم حيض دارد و در صورتى كه بيش از ايام عادت ادامه پيدا كند و از ده روز بگذرد، زائد بر ايام عادت ، استحاضه محسوب است

21. O بانويى كه مدت 10 تا 20 روز عادت ماهانه اش عقب افتاده و نمى داند كه حامله است ، آيا مى تواند از طريق تزريق آمپولهاى مخصوص ، رگل شود؟

باسمه تعالى ؛ اگر يقين به انعقاد نطفه در رحم ندارد، مراجعه به طبيب براى تنظيم عادت ماهانه اشكال ندارد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]چهار. زايمان و نفاس

اء. تعريف نفاس

1. از وقتى كه اولين جزء بچه از شكم مادر بيرون مى آيد، هر خونى كه زن مى بيند، اگر پيش از ده روز يا سر ده روز قطع شود، خون نفاس است . و زن را در حال نفاس ، نفساء مى گويند

2. خونى كه زن پيش از بيرون آمدن اولين جزء بچه مى بيند نفاس ‍ نيست

3. لازم نيست كه خلقت بچه تمام باشد، بلكه اگر خون بسته اى هم از رحم زن خارج شود و خود زن بداند، يا چهار نفر قابله بگويند كه اگر در رحم مى ماند انسان مى شد، خونى كه تا ده روز ببيند خون نفاس ‍ است

4. هر گاه شك كند كه چيزى سقط شده يا نه ، يا چيزى كه سقط شده اگر مى ماند انسان مى شد يا نه ، لازم نيست وارسى كند، و خونى كه از او خارج مى شود شرعا خون نفاس نيست

ب . مدت نفاس

1. ممكن است خون نفاس يك آن ، بيشتر نيايد، ولى بيشتر از ده روز نمى شود

2. ... نفاس حداقلى ندارد و بدين جهت ممكن است در تمام ده روز فقط يك لحظه خون نفاس باشد. و اگر زنى اصلا خونى نبيند و يا پس از گذشت ده روز از زايمانش ببيند، اصلا نفاس ندارد. و حداكثر نفاس ده روز است كه آغاز شمارش آن از هنگام جدا شدن بچه است ، نه از هنگام شروع در زايمان . و اگر زايمان در اول روز باشد، شب آخر از ده روز محسوب نمى شود. و اگر زايمان در شب باشد، خود اين شب جزء نفاس است ، ولى از ده روز حساب نمى شود. و اگر زايمان در وسط روز باشد تا وسط روز يازدهم تلفيق مى شود و نفاس است .

و اگر دو قلو زاييد، آغاز نفاس زن پس از جدا شدن بچه اول و آغاز دهه نفاس از هنگام جدا شدن بچه دوم است[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

ج . كارهاى دوران نفاس

1. توقف در مسجد و رساندن جايى از بدن به خط قرآن و كارهاى ديگرى كه بر حائض حرام است بر نفساء هم حرام است . و آنچه بر حائض ‍ واجب و مستحب و مكروه است ، بر نفساء هم واجب و مستحب و مكروه مى باشد

2. طلاق دادن زنى كه در حال نفاس مى باشد باطل است . و نزديكى كردن با او حرام مى باشد.

و اگر شوهرش با او نزديكى كند، احتياط واجب آن است كه به دستورى كه در احكام حيض [رساله توضيح المسائل ] گفته شده كفاره بدهد

3. وقتى زن از خون نفاس پاك شد، بايد غسل كند و عبادتهاى خود را به جا آورد. و اگر دوباره خون ببيند، چنانچه روزهايى كه خون ديده با روزهايى كه در وسط پاك بوده ، روى هم ده روز يا كمتر از ده روز باشد، تمام آن نفاس ‍ است . و اگر روزهايى كه پاك بوده روزه گرفته باشد بايد قضا نمايد

4. اگر زن از خون نفاس پاك شود و احتمال دهد كه در باطن خون هست ، بايد مقدارى پنبه داخل فرج نمايد و كمى صبر كند كه اگر پاك است ، براى عبادتهاى خود غسل كند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]د. احكام نفساء

1. اگر خون نفاس زن از ده روز بگذرد، چنانچه در حيض عادت دارد به اندازه روزهاى عادت او نفاس و بقيه استحاضه است . و اگر عادت ندارد تا ده روز نفاس و بقيه استحاضه مى باشد، و احتياط مستحب آن است كسى كه عادت دارد از روز بعد از عادت و كسى كه عادت ندارد بعد از روز دهم تا روز هجدهم زايمان ، كارهاى استحاضه را به جا آورد و كارهايى را كه بر نفساء حرام است ترك كند

2. زنى كه عادت حيضش كمتر از ده روز است ، اگر بيشتر از روزهاى عادتش ‍ خون نفاس ببيند، بايد به اندازه روزهاى عادت خود نفاس قرار دهد، و بعد از آن تا روز دهم مى تواند عبادت را ترك نمايد يا كارهاى مستحاضه را انجام دهد، ولى ترك عبادت ، يك روز يا دو روز خيلى خوب است . پس اگر از ده روز بگذرد به اندازه روزهاى عادتش نفاس است و بقيه استحاضه است و اگر عبادت را ترك كرده بايد قضا كند

3. زنى كه در حيض عادت دارد، اگر بعد از زاييدن تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه پى در پى خون ببيند، به اندازه روزهاى عادت او نفاس است و ده روز از خونى كه بعد از نفاس مى بيند اگر چه در روزهاى عادت ماهانه اش باشد استحاضه است ، مثلا زنى كه عادت حيض او از بيستم هر ماه بيست و هفتم آن است ، اگر روز هفدهم تا ده روز حتى خونى كه در روزهاى عادت خود كه از بيستم تا بيست و هفتم است مى بيند، استحاضه مى باشد، و بعد از گذشتن ده روز، اگر خونى را كه مى بيند در روزهاى عادتش باشد، حيض ‍ است چه نشانه هاى حيض را داشته باشد يا نداشته باشد، و اگر در روزهاى عادتش نباشد اگر چه نشانه هاى حيض را داشته باشد، بايد آن را استحاضه قرار دهد

4. زنى كه در حيض عادت ندارد، اگر بعد از زايمان تا يك ماه يا بيشتر از يك ماه خون ببيند، ده روز اول آن نفاس و ده روز دوم آن استحاضه است و خونى كه بعد از آن مى بيند، اگر نشانه حيض را داشته باشد حيض وگرنه آن هم استحاضه مى باشد

5. اگر خون زايمان سر ده روز يا پيش از آن قطع شود، تمام اين خونى كه ديده است نفاس خواهد بود، چه تمام ده روز را خون ببيند يا چند روز از آن را، چه در حيض عادت داشته باشد يا نه ، و آن پاكى اى را كه در بين دو خون يا چند خون واقع مى شود بنابر اقوا در حكم نفاس است .

بنابراين اگر پس از زايمان ، يك روز خون ببيند و قطع شود، سپس روز دهم خون ببيند، همه ده روز نفاس است . و همچنين اگر يك روز در ميان تا روز دهم خون ببيند، همه ده روز نفاس خواهد بود.

ولى چنانچه فقط روز دهم پس از زايمان خون ببيند، تنها همان روز دهم ، نفاس است و روزهايى كه پيش از آن پاك بوده به تمامى طهر است [و نفاس نيست ]. و اگر روز سوم و دهم زايمان خون ديد، نفاس او هشت روز است

6. بايد بين نفاس و حيض پس از آن ، حداقل طهر كه ده روز است فاصله بيفتد. پس اگر از وقت زايمان تا روز هفتم خون ببيند آن گاه پس از روز دهم سه روز يا بيشتر خون ببيند، حيض نيست بلكه استحاضه است ، اگرچه احتياط آن است كه تا روز هجدهم بين وظايف نفساء و مستحاضه جمع كند، در صورتى كه صاحب عادت نباشد، همان طورى كه گذشت . ولى فاصله شدن حداقل طهر بين نفاس و حيض پيش از آن بنابر اقوا لازم نيست . بنابراين اگر پيش از زايمان ، سه روز يا بيشتر خون ببيند - چه متصل به زايمان و يا به فاصلهكمتر از ده روز - حيض است . بويژه اگر در وقت عادت باشد

7. اگر خون تا يك ماه يا كمتر و يا بيشتر از آن ادامه پيدا كند، پس از گذشت مدت عادت در صاحب عادت و مدت ده روز در زنى كه عادت ندارد، محكوم به استحاضه است . ولى پس از گذشت ده روز از خون نفاس ممكن است كه حيض باشد. بنابراين اگر صاحب عادت بوده است و روزهاى ديدن خون مصادف با آن عادت باشد، محكوم به حيض است . و در غير اين صورت بايد به صفات و تميز رجوع كند. و چنانچه صفات و تميز نداشت بايد به خويشان خود رجوع كند، وگرنه هفت روز را حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد و به تفصيلى كه در حيض گذشت مراجعه شود

8. اگر خون نفاس ظاهرا قطع شود، بايد به گونه اى كه در حيض گذشت استظهاركند. پس اگر خون واقعا قطع شده بود، بايد مانند حائض ‍ براى آنچه مشروط به غسل است غسل كند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]يادسپارى

O بنابر احتياط مضغه و بچه دان و پاره گوشتى كه هنگام زايمان با بچه بيرون مى آيد، نجسند

استفتائات

مشاهده خون پس از ايام نفاس

O اين جانب بعد از زايمان و گذشت ايام نفاس ، طبق دستور رساله غسل نفاس را انجام دادم و بعد از آن هم به مدت چهل روز خون استحاضه مى ديدم كه براى آنها هم غسل انجام داده ام ، ولى بعضى مى گويند كه روز هيجدهم مى بايست يك غسل انجام مى دادم ، لطفا بفرماييد: آيا روز هيجدهم نيز غسل دارد يا نه ؟

باسمه تعالى ؛ روز هيجدهم غسل ندارد، ولى در غير ايام حيض خونى كه ديده مى شود حكم استحاضه را دارد كه در رساله ذكر شده است [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]آميزش پس از زايمان

O آيا نزديكى با همسر در زمان استحاضه ، مانند ايام حيض حرام است ؟ ضمنا چند روز پس از زايمان مى توان با همسر نزديكى كرد؟

باسمه تعالى ؛ در مستحاضه حرام نيست ، ولى بايد بعد از غسل باشد على الاحوط. و بعد از زايمان تا محكوم به نفاس است جايز نيست و تعيين حد ايام نفاس در رساله مذكور است

سقط بچه

O از زنى بچه اى سقط شده و تا يك ماه از آلودگى پاك نشد. سپس او را كورتاژ كردند و بقيه اى مثلا انگشتى را از بقاياى بچه درآوردند. چون بچه در حقيقت الان بتمامه منفصل شده ، آيا آلودگى اين مدت به ضميمه ايام نفاس ‍ تماما نفاس است يا خير و تكليف نماز و روزه هاى او چيست ؟

باسمه تعالى ؛ در فرض سوال تمام محكوم به نفاس ‍ است

يادسپارى

O در نخستين روزهاى پس از زايمان ، رحم زن ترشحات مختلفى را آغاز مى كند. هرگاه بوى اين ترشحات ، نامطبوع و زننده شود، نشانه عفونت است . و اگر ترشحات رحم بيش از دو هفته ادامه يابد، نشانه باقى ماندن تكه اى از جفت در رحم و يا عدم انقباضات رحمى است

نكته

هنگامى كه خداوند به امام سجادعليه السلام فرزندى عطا مى فرمود، حضرت از پسر يا دختر بودن فرزند سوال نمى فرمودند، بلكه مى پرسيدند: آيا فرزند، سالم است ؟ اگر سالم بود مى فرمودند: خدا را شكر مى كنم كه فرزندى ناسالم به من عطا نفرمود[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]فصل چهارم : حقوق و وظايف خانواده

يك . حقوق و وظايف همسران

برخى از حقوق و وظايف زن و شوهر عبارتند از:

1. زنى كه عقد دائمى شده نبايد بدون اجازه شوهر از خانه بيرون رود، و بايد خود را براى لذتى كه او مى خواهد تسليم نمايد و بدون عذر شرعى از نزديكى كردن او جلوگيرى نكند.

و اگر در اينها از شوهر اطاعت كند، تهيه غذا و لباس و منزل او و لوازم ديگرى كه در كتب ذكر شده بر شوهر واجب است ، و اگر تهيه نكند چه توانايى داشته باشد، يا نداشته باشد مديون زن است

2. اگر زن در كارهايى كه در مساله پيش گفته شد اطاعت شوهر را نكند گناهكار است ، و حق غذا و لباس و منزل و همخوابى ندارد، ولى مهر او از بين نمى رود

3. مرد حق ندارد زن خود را به خدمت خانه مجبور كند

4. مخارج سفر زن اگر بيشتر از مخارج وطن باشد با شوهر نيست ، ولى اگر شوهر مايل باشد كه زن را سفر ببرد بايد خرج سفر او را بدهد

5. زنى كه از شوهر اطاعت مى كند اگر مطالبه خرجى كند و شوهر ندهد مى تواند جهت الزام شوهر بر پرداخت نفقه به حاكم شرع و اگر ممكن نباشد به عدول مؤ منين ، و اگر آن هم ممكن نباشد به فساق مؤ منين مراجعه نمايد، و چنانچه الزام شوهر بر دادن نفقه ممكن نباشد مى تواند در هر روز به اندازه خرجى آن روز بدون اجازه از مال او بردارد، و اگر ممكن نيست چنانچه ناچار باشد كه معاش خود را تهيه كند، در موقعى كه مشغول تهيه معاش ‍ است اطاعت شوهر بر او واجب نيست

6. مرد نمى تواند زن دائمى خود را به طورى ترك كند كه نه مثل زن شوهردار باشد نه مثل زن بى شوهر، لكن واجب نيست هر چهار شب يك شب نزد او بماند

7. شوهر نمى تواند بيش از چهار ماه ، نزديكى با عيال دائمى خود را ترك كند

8. مرد بايد نسبت به كارهايى كه همسرش از روى ناآگاهى انجام داده است ، گذشت داشته باشد و با او ترشرويى نكند

9. اگر زن به واسطه گرفتن روزه مستحبى حق شوهرش از بين برود، و همچنين اگر شوهر او را از گرفتن روزه مستحبى باز دارد، بنابر احتياط واجب بايد خوددارى كند

10. نذر زن بى اجازه شوهرش باطل است ، [ ولى ] اگر زن با اجازه شوهر نذر كند شوهرش نمى تواند نذر او را به هم بزند، يا او را از عمل كردن به نذر باز دارد.

11. اگر شوهر از قسم خوردن زن جلوگيرى كند، قسم او صحيح نيست

12. اگر زن بدون اجازه شوهر قسم بخورد، قسم او بعيد نيست صحيح نباشد، لكن نبايد احتياط را ترك كند

13. اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهرى بيرون نبرد و مرد هم قبول كند، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]استفتائات

آرايش زن و رضايت همسر

O آرايش كردن زن ، خود را براى غير همسر در بعضى مجالس زنانه مثل عروسى يا مهمانى زنانه و... چه حكمى دارد؟ و در صورتى كه مورد رضايت همسر نباشد چه حكمى دارد؟

باسمه تعالى ؛ در صورتى كه نامحرم او را نبيند اشكال ندارد، ولى سعى شود تا توافق بين زن و همسر حاصل شود

لباس زن و رضايت همسر

O اگر جهت شركت در يك مهمانى خاصى زن بخواهد لباس مخصوصى را بپوشد، ولى همسر وى راضى نباشد و نپوشيدن آن لباس نيز موجب هتك آن زن نباشد، و در صورت استفاده زن از آن لباس چه بسا موجب ناراحتى خانوادگى و ايجاد اختلاف شود، از نظر شرعى اين پوشيدن چه حكمى دارد و آيا جايز هست يا خير؟

باسمه تعالى ؛ اگر پوشيدن لباسى موجب اختلاف و مفسده باشد، بايد از پوشيدن آن اجتناب شود. و شوهر هم نبايد از لباسى كه متعارف اقران همسر او مى پوشند جلوگيرى كند

توطّن زن

O آيا زن در توطّن يا مسافرت تابع مرد است ؟ در چه شرايطى و تا چه حدى ؟

باسمه تعالى ؛ ميزان قصد خود زن است

حدود اطاعت از شوهر

O حدود اطاعت از شوهر تا چه حدى است ؟

باسمه تعالى ؛ در مطلق استمتاعات و خروج زن از منزل بايد اطاعت از شوهر باشد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]دو. ترك حقوق و وظايف همسران

اء. نشوز زن

نشوز زن يا رعايت نكردن حقوق شوهر عبارت است از بيرون رفتن زن از اطاعت شوهر در امورى كه بر زن واجب است و آنها عبارتند از:

1. تمكين نكردن خويش براى شوهر در كاميابى و امور جنسى .

2. از بين نبردن آنچه مايه تنفر و ضد كاميابى و لذت بردن امور جنسى است .

3. ترك پاكيزگى و آرايش خود در صورتى كه شوهر خواستار آن باشد.

4. بيرون رفتن از خانه بدون اجازه شوهر و غير اينها.

ولى ترك اطاعت از شوهر در مواردى كه بر زن واجب نيست ، باعث نشوز وى نمى شود.

بنابراين اگر زن از خدمات خانه و خواسته هاى شوهر كه مربوط به كاميابى در امور جنسى نمى شود مانند جارو كردن ، خياطى ، آشپزى يا جز آن حتى آب دادن و پهن كردن رختخواب خوددارى كند، نشوز وى شمرده نمى شود

يادسپارى

O اگر زن بدون اجازه شوهر سفرى برود كه بر او واجب نباشد، بايد نماز را تمام بخواند. ولى اگر مثل سفر حج واجب باشد، بايد نماز را شكسته بخواند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]استفتائات

حكم اطاعت نكردن زن از شوهر

O اگر زنى در زندگى اولا اطاعت از شوهر نكرد؛ ثانيا براى شوهرش ارزش ‍ قائل نبود؛ ثالثا اسرار زندگى را در همه جا فاش نمود؛ رابعا در زندگى مرتب دروغ گفت تكليف مرد از نظر شرعى با چنين زنى چيست ؟

باسمه تعالى ؛ بايد او را امر به معروف و نهى از منكر نماييد

مقيد نبودن زن به مسائل شرعى

O چندين سال است كه ازدواج كرده ام ، خودم خيلى دنبال مسائل دينى و شرعى هستم و مقلد امام مى باشم ، ولى متاسفانه همسرم زياد به مسائل دينى اهميت نمى دهد و بعضى اوقات پس از خيلى سر و صدا يك دفعه نماز مى خواند و چند دفعه نمى خواند و اين امر مرا زياد رنج مى دهد، در اينجا وظيفه من چيست ؟

1. آيا خوردن غذايى كه او درست مى كند از نظر شرعى جايز است ؟

2. آيا در اين مورد، در روز قيامت ، من مسوول نيستم ؟

3. آيا در اثر بى توجهى او به دين ، بايد او را طلاق داد؟

باسمه تعالى ؛ اگر منكر خدا يا رسول يا يكى از ضروريات دين نيست پاك است و بايد او را امر به معروف كنيد، و اگر موثر نباشد شما معذور هستيد و لازم نيست طلاق دهيد و اختيار طلاق در دست خود شماست

ب . نشوز مرد

نشوز مرد با رعايت نكردن حقوق زن عبارت است از:

ستم و آزار به زن و انجام ندادن حقوق واجبى كه زن بر عهده شوهر دارد، مانند پرداخت هزينه هاى زن از سوى شوهر

يادسپارى

O براى آگاهى از راههاى درمان نشوز زن و مرد به كتاب تحريرالوسيلة ، ج 2، ص 305 - 307 و يا به ترجمه آن مراجعه كنيد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]ج . احكام طلاق

آيا به ياد مى آوريم لحظات شيرين و مقدس ازدواج را؟

همان زمانى كه اشك شوق مادر همچون شبنم بر گونه هايش جارى مى شد، و با زبانى لرزان به دخترش مى گفت : ((دخترم به آرزوى خود رسيدم و شكر خدا كه عروسى تو را ديدم )).

همان وقتى كه پدر، آغوش پرمهر و محبت خود را باز مى كرد و پسرش را در آغوش مى فشرد و به او مى گفت : ((پسرم بر تو مبارك باد، ساليانى است كه در انتظار چنين روزى بودم )).

همان لحظاتى كه خواهر و برادر با لبخندى شيرين و با شور و هيجانى سرشار از شوق و شادى مى گفتند: ((پيوندتان مبارك باد)).

آن هنگامى كه خردسالان با شاخه اى از گل شادى ، احساسات پاك خود را ابراز مى كردند و با شيرين زبانى مى گفتند: ((عروسى تان مبارك باد)).

آن زمانى كه خويشان و نزديكان با دستانى گرم و صميمى و با بوسه هايى پر از مهر و صفا خداحافظى مى كردند و مى گفتند: ((ان شاءالله به پاى يكديگر پير شويد)).

آرى ، آيا به ياد مى آوريم لحظات شيرين و مقدس ازدواج را؟

آيا مگر آن قند و شاخه نبات ، بجز پيامى شيرين پيام ديگرى داشتند؟ مگر آن چراغهاى رنگى ، بجز نور شادى نور ديگرى مى پاشيدند؟

مگر آن لباس هاى سفيد، بجز خبر انس و الفت و آشتى خبر ديگرى مى دادند؟

مگر آن شب ، بجز سرود زيبايى و جاودانگى سرود ديگرى مى نواختند؟ اينك پس از آن همه چگونه مى توان نظاره گر از هم گسستن آن پيوند زيبا و مقدس بود؟

چگونه مى توان به جاى آن اشك شوق ، اشك غم و اندوه را بر چهره مادر ديد؟

چگونه مى توان به جاى آن آغوش پرمهر و محبت پدر، آغوشى سرد و بى روح را احساس كرد؟

به كدام قيمتى مى توان لبخند شيرين خواهر و برادر را با چهره اى غم گرفته و اندوهناك معاوضه نمود؟

به كدام بهايى مى توان گل شادى خردسالان را در پاييز جدايى ، پژمرده ديد؟

كدام طاقت و توانى است كه حاضر است به جاى صداى دلنشين ((بابا)) و ((مامان )) فرزندان ، گريه تنهايى آنان را بشنود؟

آيا مگر دوست نداريم كه فضاى خانه بوى عشق و محبت و ايثار دهد، و بوسه هاى شيرين بر گونه هاى حريرگون كودكان بنشيند و عطر دل انگيز آن به مشام رسد؟

آيا سزاوار است كه كودكان معصوم ، بى پناه شوند و فداى ((غرور)) پدر و ((لجاجت )) مادر گردند؟

آيا مگر ((طلاق )) مبغوضترين كار حلال در پيشگاه خداوند نيست ؟

بارى ، از اين رو بود كه قلم نگارنده ، توان آن نداشت كه از ((طلاق )) سخنى گويد و يا احكام آن را روى صفحه كاغذ به رشته تحرير كشد.

اميد است كه با ((گذشت )) پدران و ((پيشقدمى )) مادران ، دوباره نور شادى و سرور را به خانه و خانواده آورد، و بيش از اين قلب شكستنى و نازنين فرزندان را آزرده نكند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]سه . حقوق فرزندان و وظايف پدر و مادر

برخى از حقوق فرزندان كه بر عهده پدر و مادر است عبارتند از:

اء. غسل ولادت ، گفتن اذان و اقامه ، كامگشايى

در صورتى كه براى نوزاد زيان نداشته باشد، مستحب است هنگام تولد، او را غسل دهند؛ و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه را بگويند: و كام او را با آب فرات و تربت حضرت سيدالشهداءعليه السلام بگشايند.

ب . نامگذارى

نامگذارى نوزاد با نامهاى خوب ، مستحب و از حقوق فرزند بر پدر است . و بهترين نام ها هر نامى است كه بندگى خدا - جل شاءنه - را در بر داشته باشد؛ مانند: عبدالله ، عبدالرحيم ، عبدالرحمن ، و مانند آنها. و پس از آن ، نامهاى پيامبران و امامان عليهم السلام است كه بهترين آنها نام ((محمد)) است . بلكه اگر داراى چهار فرزند است كراهت دارد نام يكى از آنان ((محمد)) نباشد. و همچنين مكروه است اگر نام او ((محمد)) است كنيه او را ((ابوالقاسم )) بگذارد

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايند:

اى على ! حق فرزند بر پدر اين است كه نام زيبا براى او انتخاب و ادب و اخلاقش را نيكو كند و كار شايسته اى براى وى برگزيند

امام رضا از پدرانش عليهم السلام نقل مى كند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند:

هرگاه نام فرزند خود را محمد گذاشتيد، به او احترام بگذاريد و برايش جا باز كنيد و با وى ترشرويى نكنيد

((سكونى مى گويد: بر امام صادق عليه السلام وارد شدم در حالى كه غمگين و اندوهناك بودم . حضرت به من فرمودند: سكونى چرا غمگينى ؟

عرض كردم : دخترى نصيبم شده است ...

حضرت فرمودند: او را چه نام نهاده اى ؟

عرض كردم : ((فاطمه )).

حضرت فرمودند: آه ! آه !... اكنون كه او را ((فاطمه )) نام نهاده اى دشنامش مده . نفرينش مكن و او را كتك مزن

امام باقر از پدرانش عليهم السلام نقل مى فرمايند:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم نامهاى زشت و نازيباى مردان و شهرها را تغيير مى دادند [و به جاى آنها نامهاى زيبا و نيكو را برمى گزيدند][/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]ج . ختنه كردن

1. ختنه كردن پسر واجب است . و اگر تا پس از بلوغ تاخير بيفتد بر پسر واجب است كه خودش را ختنه كند حتى اگر كافر ختنه نشده اى مسلمان شود واجب است كه ختنه شود اگر چه سالخورده باشد. و تا زمان بلوغ بر ولى پسر واجب نيست كه او را ختنه كند. پس چنانچه پسر بدون ختنه بالغ شد بر خودش ختنه كردن واجب است . اگرچه احوط آن است كه ولى اش ‍ وى را ختنه كند

2. ختنه شدن ذاتا واجب است و شرط صحت در طواف حج يا عمره است چه آن دو واجب باشند يا مستحب . ولى بنابر اقوا شرط صحت نماز نيست چه رسد به ساير عبادات

3. اگر كسى بچه اى را ختنه كند و ضررى به آن بچه برسد يا بميرد، چنانچه بيشتر از معمول بريده باشد ضامن است . و اگر بيشتر از معمول نبريده باشد ضامن نيست

د. وليمه و مهمانى

وليمه دادن هنگام تولد بچه مستحب است و اين يكى از پنج موردى است كه وليمه دادن در آنها سنت و مستحب است ، همان گونه كه يكى از آن موارد در هنگام ختنه كردن است . و معتبر نيست كه وليمه در همان روز اول تولد داده شود، بلكه تاخير آن تا چند روز نيز اشكالى ندارد. و ظاهر اين است كه چنانچه ختنه در روز هفتم و يا پيش از آن صورت گيرد و در روز ختنه به نيت وليمه تولد و ختنه ، وليمه داده شود، هر دو كار مستحب انجام شده است [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]ه . عقيقه كردن

1. از مستحباتى كه بر آن تاكيد شده ، عقيقه و قربانى كردن براى نوزاد پسر و دختر است . و مستحب است براى نوزاد پسر، حيوان نر و براى نوزاد دختر، حيوان ماده عقيقه شود. و مستحب است كه عقيقه را در روز هفتم انجام دهند. و چنانچه از روز هفتم به تاخير بيفتد - چه با عذر و چه بدون عذر - عقيقه ساقط نمى شود. بلكه اگر براى فرزند عقيقه ندادند و او بالغ شد، مستحب است كه فرزند براى خودش عقيقه دهد. و چنانچه در زمان حيات نيز عقيقه ندهد، مستحب است پس از مرگ وى برايش عقيقه دهند. و عقيقه بايد يكى از چهارپايان سه گانه باشد: گوسفند ((ميش يا بز))، گاو و شتر، و صدقه دادن پول عقيقه به جاى آن كافى نيست و جاى آن را نمى گيرد... و مستحب است پا و ران عقيقه را به ماماى بچه اختصاص ‍ دهند. و چنانچه آن ربعى از عقيقه را كه پا و ران عقيقه در آن است به ماما بدهند، بعيد نيست كه هر دو كار مستحب را انجام داده باشند. و در صورتى كه ماما نباشد سهم او را به مادر مى دهند تا آن را صدقه بدهد

2. در عقيقه مخير هستند بين اين كه آن را به صورت گوشت خام يا پخته شده تقسيم كنند. و يا اين كه آن را بپزند و عده اى از مؤ منان - دست كم ده نفر - را دعوت كنند. و اگر بيشتر از ده نفر باشند بهتر است . و مهمانان از آن بخورند و براى نوزاد دعا كنند. و اشكالى ندارد كه عقيقه مطابق آنچه متعارف است پخته شود، و گاهى گفته مى شود بهتر آن است كه با آب و نمك پخته شود. ولى بهتر بودن اين كار معلوم نيست

امام صادق عليه السلام مى فرمايند:

[سلامتى ] هر فرزندى در گرو عقيقه است [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]و. شير دادن

1. براى شير دادن بچه بهتر از هر كس مادر اوست ...

2. نهايت شير دادن دو سال كامل است . و جايز است تا سه ماه كمتر از اين مدت ، آن را كاهش داد. يعنى در بيست و يك ماهگى كودك را از شير گرفت ، ولى در صورت امكان و عدم ضرورت ، كمتر از اين مدت جايز نيست

نكته

ام اسحاق مى گويد: مشغول شير دادن يكى از دو پسرم محمد و اسحاق بودم . امام صادق عليه السلام به من فرمودند: ام اسحاق ! او را از يك پستان شير نده . بلكه از هر دو پستان شير بده ، زيرا يكى از آن دو پستان غذا و ديگرى آب است

ز. نگهدارى و تعليم و تربيت ((حضانت ))

1. مادر براى نگهدارى و تربيت فرزند و آنچه مربوط به اين دو مى شود، مانند مصلحت نگهدارى او در ايام شيرخوارگى يعنى دو سال سزاوارتر است ، در صورتى كه مادر آزاد، مسلمان و عاقل باشد، خواه فرزند پسر باشد يا دختر، خواه مادر - خودش - وى را شير داده باشد يا ديگرى . پس ‍ جايز نيست پدر در اين مدت ، فرزند را از مادر جدا كند و بگيرد اگر چه - بنا بر احتياط - مادر، او را از شير گرفته باشد. و هنگامى كه مدت شيرخوارگى پايان يافت ، پدر نسبت به پسر، و مادر نسبت به دختر سزاوارتر است تا اين كه دختر به 7 سالگى برسد كه در اين صورت پدر براى نگهدارى و تربيت دختر شايسته تر است . و چنانچه مادر پيش از 7 سالگى دختر به وسيله فسخ يا طلاق از پدر جدا شود، تا زمانى كه با ديگرى ازدواج نكرده است حقش از بين نمى رود.

بنابراين اگر مادر ازدواج كند حق نگهدارى و تربيت وى از پسر و دختر ساقط مى شود و براى پدر باقى مى ماند. و در صورتى كه مادر از شوهر دوم جدا شود، بعيد نيست كه دوباره حق حضانت مادر برگردد. و احوط در اين مورد مصالحه و توافق از راه مسالمت آميز است

2. اگر پدر پس از انتقال حضانت به او يا پيش از آن بميرد، مادر براى حضانت فرزند - چه پسر و چه دختر - هر چند با ديگرى ازدواج كرده باشد از وصى پدر و همچنين ساير خويشان پدر حتى پدر پدر و مادر پدر - تا چه رسد به ديگران - سزاوارتر است . همانگونه كه اگر مادر در زمانى مسوول حضانت فرزند است بميرد، پدر از ديگران سزاوارتر است .

3. براى ولى جايز است بچه را به شخص درستكارى دهد كه صنعت يا خواندن يا خط و نوشتن يا حساب و علوم عربى و غير اينها از علومى كه براى دين و دنياى او سودمند است به او بياموزد.

و بر ولى لازم است بچه را زا فساد اخلاقى حفظ كند، تا چه رسد از چيزى كه براى عقايد او زيان داشته باشد

4. واجب است بر ولى كه كودكانش را از هر چيزى كه براى آنان و يا ديگران زيان دارد، و همچنين از هر چيزى كه يقين دارد شارع مقدس به خاطر فساد در آن ، نبودش را در اجتماع خواسته است مانند غيبت باز دارد

5. براى جلوگيرى بچه از مس خط قرآن واجب نيست ، ولى اگر مس نمودن او بى احترامى به قرآن باشد، بايد او را از اين كار باز دارند

6. كودكان به ده سالگى كه مى رسند در بستر خواب از يكديگر جدا شوند، و در روايتى وارد شده است كه اين كار در شش سالگى انجام گيرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×