رفتن به مطلب
Negarita

احكام خانواده مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى (ره )

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]نام كتاب : احكام خانواده مطابق با فتاواى حضرت امام خمينى (ره )

نام مولف : عبدالرحيم موگهى

 

سخن ناشر

 

آيا شما در زندگى زناشويى و روابط خانوادگى با سوالاتى از اين قبيل روبه رو نبوده ايد:

- آيا در انتخاب مرجع تقليد، زن و فرزند بايد از مرد يا سرپرست خانواده پيروى كنند و يا خود داراى حق انتخاب هستند؟

- چنانچه سرپرست خانواده نماز نخواند يا خمس ندهد و يا طهارت را رعايت نكند، آيا زن و فرزندانش مى توانند از اموال و خوراك و پوشاكى كه وى تهيه مى كند، استفاده نمايند؟

- آيا اعضاى خانواده بايد خمس هديه ، زيورآلات و مواد خوراكى اضافى را بپردازند؟

- آيا باردارى با شيوه هاى جديد مانند (i.v.f) و (i.u.i) اشكال دارد؟

- آيا جلوگيرى از باردارى با نصب (i.u.d) جايز است ؟

كتاب احكام خانواده در پى آن است كه پاسخگوى بسيارى از سوالات شما در زمينه مسائل خانوادگى باشد اميد است كه مقبول و مطبوعتان افتد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]طليعه

تكليف :

بسم الله الرحمن الرحيم

سروده اى است شيوا در گلستان بشريت ،

گلواژه اى است زيبا در بوستان انسانيت ،

خلعتى است آراسته بر قامت بلند آدميت ،

تكليف :

شرافت است و كرامت ،

چراغ هدايت است و كليد سعادت ،

عروج انسان از خاك تا افلاك است و از خود تا خدا.

تكليف :

لبيك به آيت قرآنى ((امانت )) است و بر دوش گرفتن بار مسووليت ،

عمل به احكام شريعت است و وصول به انوار حقيقت ،

قرب به درگاه رحمان است و بعد از كمينگاه شيطان .

تكليف :

گام نهادن در طاعت از رسالت است و جام گرفتن از كوثر ولايت ،

رفتن به ضيافت دوست و به شهادت رسيدن در حضور اوست .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]پس :

براى اين چنين انسان ((تكليف پذيرى )) زيبنده باد كه سروش غيبى بسرايد:

فتبارك الله احسن الخالقين

اينك تذكراتى چند:

O تمامى احكام و مسائل شرعى اين كتاب طبق فتاوا و نظريات مرجع كم نظير شيعه و بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران ، حضرت آية الله العظمى امام خمينى قدس سره ، تنظيم و تدوين شده است . از اين رو، پس از ارتحال ملكوتى آن حضرت ، هر يك از مقلدان ايشان پس از انتخاب مرجع تقليد خود - طبق شرايط مذكور در رساله ها - بايد توجه كنند كه بر اساس فتواى مرجع فعلى شان تا چه حدودى مى توانند بر تقليد از حضرت امام خمينى قدس سره باقى بمانند و به فتاوا و نظريات ايشان عمل نمايند.

O براى اين كه تطبيق احكام شرعى مذكور در اين كتاب با ماءخذشان اشتباهى صورت نگيرد، حتما به كتابهاى مورد استفاده در اين زمينه - بويزه رساله توضيح المسائل تصحيح شده - كه نامشان در ((گزيده مآخذ و منابع )) اين نوشتار ذكر شده است ، مراجعه شود.

O نگارنده در پى آن بوده است تا احكام مهم و مورد نياز هر قسمت را ذكر كند، اما انتخاب و گزيش مسائل را با توجه به شرايط زمان و مكان و مخاطبان به عهده مدرسان و استادان احكام نهاده است .

O فهرست علائم اختصارى كه در اين كتاب به كار رفته ، به صورت زير است :

ج = جلد

س = سؤ ال

ص = صفحه

م = مساءله

= نقل از

يا زهرا

عبدالرحيم موگهى (شميم )

قم مقدس ، 17/6/80[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]فصل اول : احكام تقليد

دين عزيز اسلام شامل دو بخش است :

1. اصول دين ؛

2. فروع دين .

اصول دين اسلام شامل پنج اصل توحيد، عدل ، نبوت ، امامت و معاد است . عقيده مسلمان به اصول دين بايد از روى ((دليل )) باشد، و نمى تواند بدون دليل از شخص ديگرى تقليد و پيروى كند

فروع دين اسلام شامل تكاليف الهى و دستورهاى دينى است كه به آنها ((احكام )) مى گويند.

احكام اسلامى بخش مهم و گسترده اى از دين عزيز اسلام را تشكيل مى دهند و دربردارنده برنامه عملى و صحيح زندگى و وظايف فردى و اجتماعى انسان هستند. اين برنامه زندگى از سوى خدا و به وسيله پيامبر گرامى اش ، حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم ، براى تاءمين سعادت دنيا و آخرت انسانها فرستاده شده است .

فروع دين و احكام اسلام بسيارند، ولى مهمترين آنها عبارتند از: نماز، روزه ، خمس ، زكات ، حج ، جهاد، امر به معروف ((بازداشتن از بديها))، تولّى ((دوستى با دوستان خدا)) و تبرّى ((دشمنى با دشمنان خدا)).

به دليلهايى كه در پى گفته خواهد شد، بيشتر مردم در غالب احكام الهى و فروع دين بايد از شخص ديگرى كه شرايط آن خواهد آمد، تقليد و پيروى كنند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]يك . تكليف و تقليد

شخص عاقل هنگامى كه بالغ مى شود، به حد ((تكليف )) رسيده است ؛ يعنى از سوى خداى بزرگ شايستگى تكليف هاى الهى و دستورهاى دينى را دارد. به همين جهت ، برخى از علماى اسلام سالروز به تكليف رسيدن خود را جشن مى گيرند.

كسى را كه به حد تكليف رسيده است ((مكلف )) مى نامند. و بيشتر مكلفان شخصا نمى توانند تكاليف الهى و احكام اسلامى را كه گسترده و دقيق و بسيارند، از منابع و مدارك آن مانند قرآن و احاديث معتبر استنباط و استخراج كنند. از اين رو بايد احكام اسلامى را از دانشمندانى كه ساليانى دراز در اين زمينه به تحصيل و تحقيق پرداخته و در اين راه تلاش بسيار ((= اجتهاد)) كرده اند، ياد بگيرند و به آنها عمل كنند. و اين يادگيرى و به كارگيرى همانند هنگامى است كه انسان بيمار مى شود و از مسائل پزشكى و درمان بيمارى خود آگاهى ندارد و به پزشك مراجعه مى كند، و يا همانند هنگامى است كه انسان قصد ساختن خانه و مغازه اى را دارد و به سراغ مهندس و معمار مى رود و به نظريات و دستورهاى او عمل و از وى پيروى مى كند.

به چنين دانشمندانى كه در راه به دست آوردن قوانين الهى او احكام فقه اسلامى تلاش و اجتهاد كرده اند، ((مجتهد)) يا ((فقيه )) مى گويند. و پيروى و دنباله روى از مجتهد در يادگيرى فروع دين و تكاليف الهى و به كارگيرى دستورهاى او را ((تقليد)) مى نامند.

كسى كه از مجتهد پيروى مى كند ((مقلد)) و مجتهدى كه ديگران از وى پيروى مى كنند، ((مرجع تقليد)) يا ((مقلد)) ناميده مى شود.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]دو. نشانه هاى بلوغ

همان گونه كه گفته شد، هنگامى احكام و تكاليف الهى بر انسان واجب مى شوند كه عاقل و بالغ باشد.

نشانه هاى بلوغ براى بچه ها و فرزندان يكى از سه نشانه زيرين است كه هر كدام از اين نشانه ها در آنان زودتر آشكار مى شود، همان نشانه بلوغشان خواهد بود:

1. روييدن و بيرون آمدن موى زبر و درشت در قسمت زير شكم و بالاى شرمگاه و اندام تناسلى ؛

2. بيرون آمدن منى ((در خواب باشد يا بيدارى ))؛

3. تمام شدن 9 سال قمرى در دختران و 15 سال قمرى در پسران

نكته مهم

طبق سال شمسى و شناسنامه اى ، دختران تقريبا در سن 8 سال و 8 ماه و 22 روز، و پسران تقريبا در سن 14 سال و 6 ماه و 16 روز بالغ مى شوند، زيرا هر سال قمرى 10 روز و 18 ساعت از سال شمسى كمتر است .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]سه . شرايط مرجع تقليد

تقليد در احكام عمل كردن به دستور مجتهد است . و از مجتهدى بايد تقليد كرد كه مرد و بالغ و عاقل و شيعه دوازده امامى و حلال زاده و زنده و عادل باشد.

و نيز بنابر احتياط واجب بايد از مجتهدى تقليد كرد كه حريص به دنيا نباشد و از مجتهدين ديگر اعلم باشد، يعنى در فهميدن احكام خدا از تمام مجتهدين زمان خود استادتر باشد

چهار. راههاى شناخت مرجع تقليد

مجتهد و اعلم را از سه راه مى توان شناخت :

اول : آنكه خود انسان يقين كند، مثل آنكه از اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

دوم : آنكه دو نفر عالم عادل كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند، به شرط آنكه دو نفر عالم عادل ديگر با گفته آنان مخالفت ننمايند.

سوم : آنكه عده اى از اهل علم كه مى توانند مجتهد و اعلم را تشخيص دهند و از گفته آنان اطمينان پيدا مى شود، مجتهد بودن يا اعلم بودن كسى را تصديق كنند

پنج . راههاى به دست آوردن فتواى مرجع تقليد

به دست آوردن فتوا، يعنى دستور مجتهد چهار راه دارد:

اول : شنيدن از خود مجتهد؛

دوم شنيدن از دو نفر عادل كه فتواى مجتهد را نقل كنند؛

سوم : شنيدن از كسى كه مورد اطمينان و راستگوست ؛

چهارم : ديدن در رساله مجتهددر صورتى كه انسان به درستى آن رساله اطمينان داشته باشد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]حكم انجام اعمال بدون تقليد

اگر مكلف مدتى اعمال خود را بدون تقليد انجام دهد، در صورتى اعمال او صحيح است كه بفهمد به وظيفه واقعى خود رفتار كرده است ، يا عمل او با فتواى مجتهدى كه وظيفه اش تقليد از او بوده ، يا با فتواى مجتهدى كه فعلا بايد از او تقليد كند، مطابق باشد

استفتائات

O آيا درست است كه تقليد افراد خانواده ((همسر و فرزند)) تابع سرپرست خانواده مى باشد؟

باسمه تعالى ؛ در تقليد تبعيت نيست

O بنده هم اكنون 17 ساله مى باشم و تقريبا در سن 14 سالگى شروع به بلوغ شرعى نموده ام ، اما چون فكر مى كردم كه نماز را بايد از سن 15 سالگى شروع كرد، لذا مدتى نماز و روزه و تمامى واجبات را ترك كردم ، حالا تكليفم چيست ؟

باسمه تعالى ؛ بايد قضاى نماز و روزه اى را كه در زمان بلوغ ترك كرده ايد، به جا آوريد

O مرد جوانى هستم كه از سن 17 سالگى شروع به خواند نماز و گرفتن روزه كرده ام ، و به درستى نمى دانم كه از چه موقع بالغ شده ام . بفرماييد فعلا قضاى چند سال نماز و چند سال روزه بر گردنم هست ؟ آيا كفاره نيز بر من واجب است ؟

باسمه تعالى ؛ حد بلوغ شرعى براى پسر تمام شدن پانزده سال قمرى است ، و اگر قبلا منى از او خارج شده يا موى خشن بر محل مخصوص او بيرون آمده ، بالغ شده است . و مدتى را كه يقين داريد در زمان بلوغ ، نماز و روزه از شما فوت شده ، بايد قضا كنيد. و اگر در افطار روزه تعمدى نداشته ايد، يا از روى جهل و بدون تقصير در ياد گرفتن مساله روزه نگرفته ايد، كفاره ندارد

O اين جانب كه حدود 60 سال دارم از ابتداى بلوغ تا كنون نمازها و روزه هاى خود را به جا نياورده ام . آيا مى توانم تمام سرمايه خود را كه حدود يكصد هزار تومان است ، به كسى بدهم تا برايم نماز بخواند؟ و آيا مى توانم اين مبلغ را به حساب جنگ يا مستضعفان بدهم و نيت كنم كه براى نماز و روزه است ؟ ((چون مى دانم بعد از من كسى برايم شصت سال نماز نمى خواند و روزه هم نمى گيرد!)).

باسمه تعالى ؛ اگر وارثى داريد با او مشورت كنيد، و دادن پول به حساب مزبور كفايت از نماز و روزه نمى كند

O با توجه به جو فكرى كه در زمان طاغوت بخصوص بر جوانان حاكم بود كه از اسلام دور يا بى تفاوت بودند، اگر كسى كه در آن دوران به سن بلوغ رسيده و اصلا نه به اسلام آشنا بوده و نه خانواده او به او گفته اند، آيا بايد نماز و روزه هايى را كه در آن موقع نگرفته ، اكنون بايد بگيرد؟

باسمه تعالى ؛ نماز و روزه هاى فوت شده را بايد قضا كند

O بعضى از مردم نماز مى خوانند و روزه هم مى گيرند، ولى مرجع تقليد ندارند و از احتياط هم استفاده نمى كنند و آنچه را كه از پدرانشان و يا مردم شنيده اند عمل مى كنند. اين اشخاص آيا نماز و روزه شان صحيح است يا خير؟

باسمه تعالى ؛ عمل او اگر مطابق فتواى مجتهدى باشد كه بايد از او تقليد كند، صحيح است

O من نوجوانى هستم كه بيشتر از يك سال است به تكليف شرعى رسيده ام . بعد از مكلف شدن حدود سه ماه مرتب نماز مى خواندم ، ولى بعد از اين سه ماه به دليل اشتباهاتى كه كردم ، گول شيطان را خورده ، قسمتى از فريضه نماز را به جا نياوردم و تا الان كه تقريبا حدود 11 ماه مى گذرد نماز نخواندم ؛ ولى بايد عرض كنم ظرف اين 11 ماه درست است كه اين فريضه را به جا نياوردم اما كافر نشده بودم ، يعنى خدا را قبول داشتم و همين طور پيغمبر اسلام و دوازده امام را و حتى مى دانستم كه بايد نماز بخوانم چون بر من واجب است ، يعنى خلاصه منكر نماز نبودم . و حالا من به اشتباه بزرگ خود پى برده ام و خيلى پشيمان هستم و مى خواهم توبه كنم كه اميدوارم خداوند توبه مرا قبول كند. حالا كه مى خواهم از اين به بعد نماز را مرتب بخوانم آيا بايد نمازهايى را كه ظرف اين مدت به جا نياوردم بخوانم ، و اگر بايد بخوانم براى خواندن آن چه نيتى بايد بكنم ؟

باسمه تعالى ؛ توبه شما قبول است ان شاء الله ، و نمازهايى را كه نخوانده ايد به نيت قضا بخوانيد و از اين به بعد نبايد نماز شما ترك شود.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]فصل دوم : احكام طهارت و پاكيزگى

اعضاى خانواده و بويژه مادر، آشنايى با مسائل طهارت و پاكيزگى و بهداشت را نياز دارند.

از همين رو، برخى از احكامى را كه اعضاى خانواده در اين زمينه به آن نيازمندند، به قلم مى آوريم .

گفتنى است طهارت و پاك كنندگى غالبا با ((آب )) انجام مى شود و آب داراى اقسامى است كه برخى از آنها پاك كننده هستند.

يك . اقسام آبها

اء. آب مضاف

آب مضاف آبى است كه آن را از چيزى بگيرند، مثل آب هندوانه و گلاب ، يا با چيزى مخلوط باشد، مثل آبى كه به قدرى با گل و مانند آن مخلوط شود كه ديگر به آن آب نگويند.

ب . آب مطلق

آب مطلق هر آبى است كه مضاف نباشد و آن بر پنج قسم است :

اول : آب كر؛

دوم : آب قليل :

سوم : آب جارى ؛

چهارم : آب باران ؛

پنجم : آب چاه .

برخى از احكام آبهاى مطلق عبارتند از:

1. آب كر

1. آب كر مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه درازا و پهنا و گودى آن هر يك سه وجب و نيم است بريزند آن ظرف را پر كند...

2. اگر عين نجس مانند بول و خون به كر برسد، چنانچه به واسطه آن ، بو يا رنگ يا مزه آب تغيير كند، آب نجس مى شود. و اگر تغيير نكند، نجس ‍ نمى شود

3. اگر چيز نجس را زير شيرى كه متصل به كر است بشويند، آبى كه از آن چيز مى ريزد، اگر متصل به كر باشد و بو يا رنگ و مزه نجاست گرفته باشد، پاك است [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

2. آب قليل

1. آب قليل آبى است كه از زمين بجوشد و از كر كمتر باشد

2. اگر آب قليل روى چيز نجس بريزد يا چيز نجس به آن برسد نجس ‍ مى شود؛ ولى اگر از بالا يا فشار روى چيز نجس بريزد، مقدارى كه به آن چيز مى رسد نجس ، و هر چه بالاتر از آن است پاك مى باشد و نيز اگر مثل فواره با فشار از پايين به بالا رود، در صورتى كه نجاست به بالا برسد پايين نجس ‍ نمى شود، و اگر نجاست به پايين برسد بالا نجس مى شود

3. آب قليل كه براى برطرف كردن عين نجاست روى چيز نجس ريخته شود و از آن جدا گردد، نجس است . و همچنين بنا بر اقوا بايد از آب قليلى هم كه بعد از برطرف شدن عين نجاست ، براى آب كشيدن چيز نجس روى آن مى ريزند و از آن جدا مى شود، اجتناب كنند. ولى آبى كه با آن مخرج بول و غائط را مى شويند با پنج شرط پاك است :

اول : آنكه بو يا رنگ يا مزه نجاست نگرفته باشد؛

دوم : نجاستى از خارج به آن نرسيده باشد؛

سوم : نجاست ديگرى مثل خون يا بول يا غائط بيرون نيامده باشد؛

چهارم : ذره هاى غائط در آب پيدا نباشد؛

پنجم : بيشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسيده باشد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

3. آب جارى

1. آب جارى آبى است كه از زمين بجوشد و جريان داشته باشد، مانند آب چشمه و قنات

2. آب جارى اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد تا وقتى كه بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده پاك است

3. آب لوله هاى حمام كه از شيرها و دوشها مى ريزد، اگر متصل به كر باشد مثل آب جارى است . و آب لوله هاى عمارت اگر متصل به كر باشد در حكم آب كر است

4. آب باران

1. آب باران در حالى كه از آسمان مى بارد مانند آب جارى است ، بنابراين تا وقتى كه تغيير نكرده نجس نمى شود، ولى احتياط آن است كه آب باران به قدرى باشد كه روى زمين سخت جارى شود، اگر چه كفايت مقدارى كه باران بر او صدق كند خالى از قوت نيست

2. آب باران به هر چيز نجسى كه قابل پاك شدن است برسد، آن را پاك مى كند مانند آب ، زمين ، فرش و ظروف .

و اقوا آن است كه براى پاك شدن آب نجس بايد آب باران با آن آميخته شود. و براى پاك شدن فرش و مانند آن به فشار و تكرار نيازى نيست ، بلكه براى پاك شدن ظروف نيز به تكرار نيازى نيست[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

5. آب چاه

آب چاهى كه از زمين مى جوشد، اگر چه كمتر از كر باشد، چنانچه نجاست به آن برسد، تا وقتى بو يا رنگ يا مزه آن به واسطه نجاست تغيير نكرده پاك است ..

دو. شرايط پاك كنندگى آب

آب با چهار شرط چيز نجس را پاك مى كند:

اول : انكه مطلق باشد، پس اب مضاف مانند گلاب و عرق بيد چيز نجس را پاك نمى كند.

دوم : آنكه پاك باشد.

سوم : آنكه وقتى چيز نجس را مى شويند آب ، مضاف نشود و بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد.

چهارم : آنكه بعد از آب كشيدن چيز نجس ، عين نجاست در آن نباشد.

و پاك شدن چيز نجس با آب قليل ، يعنى آب كمتر از كر شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعدا گفته مى شود.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

اء. شرايط پاك كنندگى با آب قليل

1. ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست ، بلكه در كر و جارى هم احتياط سه مرتبه است ، اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است

2. ظرف نجس را با آب قليل دو جور مى شود آب كشيد:

يكى آنكه سه مرتبه پر كنند و خالى كنند، و ديگر آنكه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس ‍ آن برسد و بيرون بريزند

3. اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، يك مرتبه ديگر كه آب روى آن بريزند پاك مى شود، ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه ، فشار دهند تا غُساله آن بيرون آيد.

و غساله آبى است كه معمولا در وقت شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مى شود خود به خود يا به وسيله فشار مى ريزد

4. اگر موى سر و صورت زياد باشد و با آب قليل آب بكشند، بايد فشار دهند كه غساله آن جدا شود

5. اگر جايى از بدن يا لباس را با آب قليل ، آب بكشند، اطراف آن جا كه متصل به آن است و معمولا موقع آب كشيدن آنجا نجس مى شود، در صورتى كه آبى كه براى پاك شدن محل نجس مى ريزند به آن اطراف جارى شود با پاك شدن جاى نجس پاك مى شود.

و هم چنين است اگر چيز پاكى را پهلوى چيز نجس بگذارند و روى هر دو آب بريزند. پس اگر براى آب كشيدن يك انگشت نجس روى همه انگشتها آب بريزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاك شدن انگشت نجس ‍ تمام انگشتها پاك مى شود[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

ب . شرايط پاك كنندگى با آب كر و جارى

1. اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست ، يك مرتبه در آب كر يا جارى فروبرند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مى شود.

و احتياط واجب آن است كه فرش و لباس و مانند اينها را طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود

2. چيز نجس كه عين نجاست در آن نيست ، اگر زير شيرى كه متصل به كر است يك دفعه بشويند پاك مى شود، و نيز اگر عين نجاست در آن باشد، چنانچه عين نجاست آن زير شير يا به وسيله ديگر برطرف شود، و آبى كه از آن چيز مى ريزد بو يا رنگ يا مزه ديگرى به واسطه نجاست به خود نگرفته باشد با آب شير پاك مى گردد.

اما اگر آبى كه از آن مى ريزد بو يا رنگ يا مزه ديگرى به واسطه نجاست به خود گرفته باشد، بايد به قدرى آب شير روى آن بريزند تا در آبى كه از آن جدا مى شود بو يا رنگ يا مزه ديگرى به واسطه نجاست نباشد

3. اگر چيز نجس را در آب كر يا جارى فروبرند، و در چيزهايى كه قابل فشار دادن است مانند فرش و لباس ، طورى فشار يا در داخل آب حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود، چنانچه از چيزهايى باشد كه در دفعه اول پاك مى شود، آبى كه بعد از بيرون آوردن از آن خارج مى شود پاك است .

و اگر از چيزهايى باشد كه بايد دو مرتبه آن را در آب فروبرند تا پاك شود، آبى كه بعد از دفعه دوم از آن مى ريزد پاك مى باشد

4. اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود، به فروبردن در كر و جارى پاك مى گردد، و اگر باطن آنها نجس شود، پاك نمى گردد

5. اگر ظاهر برنج و گوشت يا چيزى مانند اينها نجس شده باشد، چنانچه آن آن را در ظرفى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مى شود، و ظرف آن هم پاك مى گردد.

ولى اگر بخواهند لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد در ظرفى بگذارند و آب بكشند، بايد در هر مرتبه كه آب روى آن مى ريزند آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند تا غساله اى كه در آن جمع شده بيرون بريزد

6. گوشت و دنبه اى كه نجس شده مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مى شود.

و همچنين است بدن يا لباس ، چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نكند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]يادسپارى

O هر چيز نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند پاك نمى شود. ولى اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد.

پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را با آب بكشند و رنگ خون در آن بماند پاك مى شود، اما چنانچه به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره هاى نجاست در آن چيز مانده ، نجس است

سوال : مى گويند ادرار بچه تا شش ماهگى و يا تا دو سالگى پاك است آيا اين گفته ، صحيح است ؟

جواب : فقط براى تطهيرش تخفيفى داده شده و آن تخفيف اين است : ((اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذاخور نشده و شير خوك نخورده ، نجس شود، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد پاك مى شود، ولى احتياط مستحب آن است كه يك مرتبه هم آب روى آن بريزند و در لباس و فرش و مانند اينها فشار لازم نيست )

O اگر چيزى به غير بول نجس شود، چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، پاك مى گردد.

و نيز اگر در دفعه اولى كه آب روى آن مى ريزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بيايد پاك مى شود، ولى در هر صورت لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله از آن بيرون آيد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]استفتائات

آب كشى با ماشينهاى لباس شويى

O آيا لباس شستن با هر نوع ماشين لباس شويى خانگى پاك كننده مى باشد يا خير؟ اگر پاك مى كند شرايط آن به چه صورت است ؟

باسمه تعالى ؛ اگر بعد از زوال عين نجاست يك مرتبه با آب لوله يا دو مرتبه با آب قليل مى شويد پاك مى كند.

آب كشى با خشكشويى هاى عمومى

O در رابطه با لباس شويى هاى عمومى با توجه به اينكه در هر منطقه و محله افرادى كه طهارت اسلامى را رعايت نمى كنند، كم و بيش وجود دارد ((هر چند اين امر يقينى نيست ليكن احتمال آن زياد است ))، آيا لباس هايى كه در اين لباس شويى ها شسته مى شوند پاكند يا خير؟

باسمه تعالى ؛ اگر لباس را پاك تحويل داده اند و شك داشته باشند كه نجس ‍ شده ، پاك است .

و همچنين اگر لباس نجس بوده و كسى كه متصدى شستن است بگويد تطهير نموده است ، محكوم به طهارت است

آب كشى موكتى كه به زمين چسبيده است

O كيفيت تطهير موكت نجسى كه به زمين چسبيده است چگونه است ؟

((با توجه به اين كه غساله دارد و موكت هم به زمين چسبيده است )).

باسمه تعالى ؛ اگر با اتصال به آب كر بعد از زوال عين نجاست احاطه آب كر به تمام آنچه نجس شده بشود، و با جريان آب ، غساله به واسطه فشار آب يا فشار دست مثلا خارج گردد، پاك مى شود[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]آب كشى فرش خانه

O قسمتى از فرش به واسطه بول نجس شده و به پشت فرش هم رسيده و در نتيجه آن قسمت از كف اتاق هم نجس شده است ، آيا وقتى كه از رو، فرش را كه به وسيله آب لوله كشى تطهير مى كنيم ، قسمت پشت فرش و آن قسمت از كف اتاق هم پاك مى شود يا خير؟

باسمه تعالى ؛ براى آب كشيدن ، زمين بايد جداگانه تطهير شود، و براى پاك كردن فرش اگر با آب لوله رويش آب بريزند و از پشتش عبور كند و خارج شود هر دو رو پاك مى شود

سه . ناپاك ها

ناپاك ها و يا همان نجاسات يازده چيزند:

اول : بول ؛

دوم : غائط؛

سوم : منى ؛

چهارم : مردار؛

پنجم : خون ؛

ششم و هفتم : سگ و خوك ؛

هشتم : كافر؛

نهم : شراب ؛

دهم : فقّاع

يازدهم : عرق شتر نجاست خوار[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]چهار. راه هاى ثابت شدن نجاست

1. نجاست هر چيز از سه راه ثابت مى شود:

اول : آنكه خود انسان يقين كند چيزى نجس است ، و اگر گمان داشته باشد چيزى نجس است لازم نيست از آن اجتناب نمايد.

بنابراين غذا خوردن در قهوه خانه و مهمان خانه هايى كه مردمان لاابالى و كسانى كه پاكى و نجسى را مراعات نمى كنند، در آنها غذا مى خورند، اگر انسان يقين نداشته باشد غذايى را كه براى او آورده اند نجس است اشكال ندارد.

دوم : آنكه كسى كه چيزى در اختيار اوست بگويد آن چيز نجس است ، مثلا همسر انسان يا نوكر يا كلفت بگويد ظرف يا چيز ديگرى كه در اختيار اوست نجس مى باشد.

سوم : آنكه دو مرد عادل بگويند چيزى نجس است ، و نيز اگر يك نفر عادل هم بگويد چيزى نجس است ، بنابر احتياط واجب بايد از آن چيز اجتناب كند.

2. چيز نجسى كه انسان شك دارد پاك شده يا نه ، نجس است ، و چيز پاك را اگر شك كند نجس شده ، يا نه ، پاك است . و اگر هم بتواند نجس بودن يا پاك بودن آن را بفهمند لازم نيست وارسى كند[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]پنج . راه ناپاك شدن چيزهاى پاك

1. اگر چيز پاك به چيز نجس برسد و هر دو يا يكى از آنها به طورى تر باشد كه ترى يكى به ديگرى برسد، چيز پاك نجس مى شود. و اگر ترى به قدرى كم باشد كه به ديگرى نرسد، چيزى كه پاك بوده نجس ‍ نمى شود

2. اگر چيز پاكى به چيز نجسى برسد و انسان شك كند كه هر دو يا يكى از آنها تر بوده يا نه ، آن چيز پاك نجس نمى شود

3. زمين و پارچه و مانند اينها اگر رطوبت داشته باشد، هر قسمتى كه نجاست به آن برسد نجس مى شود و جاهاى ديگر آن پاك است . و همچنين است خيار و خربزه و مانند اينها

4. هرگاه شيره و روغن ، روان باشد، همين كه يك نقطه از آن نجس شد، تمام آن نجس مى شود؛ ولى اگر روان نباشد، نجس نمى شود

5. اخلاطى كه از بينى يا گلو مى آيد، اگر خون داشته باشد جايى كه خون دارد نجس ، و بقيه آن پاك است .

پس اگر به بيرون دهان يا بينى برسد، مقدارى را كه انسان يقين دارد جاى نجس اخلاط به آن رسيده نجس است ، و محلى را كه شك دارد جاى نجس ‍ به آن رسيده يا نه ، پاك مى باشد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]شش . احكام ناپاك ها

1. خوردن و آشاميدن چيز نجس حرام است . و نيز خورانيدن عين نجاست به اطفال در صورتى كه ضرر داشته باشد حرام مى باشد، بلكه اگر ضرر هم نداشته باشد بنابر احتياط واجب بايد از آن خوددارى كنند ولى خوراندن غذاهايى كه نجس شده است به طفل حرام نيست

2. اگر انسان ببيند كسى چيز نجسى را مى خورد يا با لباس نجس نماز مى خواند، لازم نيست به او بگويد

3. اگر جايى از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگر كسانى كه وارد خانه او مى شوند با رطوبت به جاى نجس رسيده است ، لازم نيست به آنان بگويد

4. بچه مميّزى كه خوب و بد را مى فهمد اگر تكليفش هم نزديك است اگر بگويد چيزى را آب كشيدم ، دوباره بايد آن را آب كشيد، ولى اگر بگويد چيزى كه در دست اوست نجس است ، احتياط آن است كه از آن اجتناب كنند، اگر چه بعيد نيست اعتبار قول صبىّ مُراهِق [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]هفت . احكام وضو

1. اگر زير ناخن چرك باشد وضو اشكال ندارد، ولى اگر ناخن را بگيرند بايد براى وضو آن چرك را برطرف كنند.

و نيز اگر ناخن بيشتر از معمول بلند باشد، بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است برطرف نمايند

2. اگر بر اعضاى وضو حنا، لاك ، كرم ، رنگ مو و مواد آرايشى باشد، در صورتى كه ((جرم )) داشته باشند بايد پيش از وضو برطرف شوند. ولى چنانچه رنگ بدون جرم است اشكال ندارد؛ و اگر در جرم داشتن آنها شك داشته باشيم ، در اين صورت نيز بايد آنها را برطرف كرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]رنگ مو

O آيا رنگ موهايى كه زنها براى رنگ كردن مو و ابروى خود به كار مى برند، مانع از وضو و غسل است يا خير؟ ((البته رنگهايى كه غيرطبيعى اند)).

باسمه تعالى ؛ مجرد رنگ بدون جرم حرام نيست

تفاوت نداشتن وضوى بانوان و آقايان در واجبات آن

O در توضيح المسائل راجع به آداب وضو گرفتن زنها توضيح داده نشده ، لطفا بفرماييد:

وضو گرفتن زنها چه فرقى با وضو گرفتن مردها دارد؟

باسمه تعالى ؛ در كيفيت و مقدار واجب فرق ندارد

وضوى زن در برابر مرد نامحرم

سوال : آيا وضو گرفتن زن در برابر مرد نامحرم باطل است ؟

جواب : اگر زن در جايى وضو بگيرد كه مردم نامحرم او را مى بيند، وضويش ‍ باطل نيست [ولى به جهت رعايت نكردن حد شرعى حجاب كار حرامى انجام داده است .]

يادسپارى

O جلوگيرى بچه ها از مس خط قرآن واجب نيست ، ولى اگر مس نمودن آنان بى احترامى به قرآن باشد، بايد از آنان جلوگيرى كرد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]هشت . احكام غسل

اء. اقسام غسل

1. غسل را چه واجب باشد و چه مستحب ، به دو قسم مى شود انجام داد:

ترتيبى و ارتماسى

2. در غسل ترتيبى بايد به نيت غسل ، اول سر و گردن ، بعد طرف راست ، بعد طرف چپ را بشويند.

و اگر عمدا يا از روى فراموشى يا به واسطه ندانستن مساله به اين ترتيب عمل نكند، غسل او باطل است

3. نصف ناف و نصف عورت را بايد با طرف راست بدن و نصف ديگر را بايد با طرف چپ بشويد، بلكه بهتر است تمام ناف و عورت با هر دو طرف شسته شود

4. براى آنكه يقين كند هر سه قسمت ، يعنى سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را كاملا غسل داده ، بايد هر قسمتى را كه مى شويد مقدارى از قسمتهاى ديگر را هم با آن بشويد.

بلكه احتياط مستحب آن است كه تمام طرف راست گردن را با طرف راست بدن و تمام طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشويد

5. در غسل ارتماسى اگر به نيست غسل ارتماسى بتدريج در آب فرو رود تا تمام بدن زير آب رود غسل او صحيح است . و احتياط آن است كه يكدفعه زير آب رود

6. در غسل ارتماسى اگر همه بدن زير آب باشد و بعد از نيت غسل ، بدن را حركت دهد، غسل او صحيح است

يادسپارى

O قرار گرفتن زير دوش حمام غسل ارتماسى شمرده نمى شود، ولى مى توان زير دوش غسل ترتيبى كرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]غسل غلط

O از سن 14 سالگى تا حال غسلها را بدين ترتيب انجام داده ام :

اول نيت سر و گردن ، بعد سمت راست تا نصف بدن ، بعد سمت چپ تا نصف بدن ، بعد بقيه سمت راست تا آخر قدم ، بعد بقيه طرف چپ را تا آخر قدم ، آيا صحيح است ؟

باسمه تعالى ؛ غسل به اين كيفيت باطل است ؛ بايد اول سر و گردن بعد تمام سمت راست و بعد تمام سمت چپ غسل داده بشود و تفصيل آن در رساله عمليه ذكر شده است

ب . واجبات غسل

برخى از مسائلى كه در زمينه ((واجبات غسل )) بايد به آنها توجه كنيم عبارتند از:

1. لازم نيست در وقت غسل نيت كند كه غسل واجب يا مستحب مى كنم ، و اگر فقط به قصد قربت يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم غسل كند، كافى است

2. اگر در غسل به اندازه سر مويى از بدن نشسته بماند، غسل باطل است ، ولى اگر شستن جاهايى از بدن كه ديده نمى شود، مثل توى گوش و بينى واجب نيست

3. در غسل بايد موهاى كوتاهى را كه جزء بدن حساب مى شود بشويد، و بنابر احتياط شستن موهاى بلند هم لازم مى باشد

4. اگر سوراخ جاى گوشواره و مانند آن به قدرى گشاد باشد كه داخل آن ديده شود بايد آن را شست ، و اگر ديده نشود شستن داخل آن لازم نيست

5. آب غسل بايد نجس ، غصبى و مضاف نباشد

6. هر عضوى را كه غسل كننده مى خواهد آب غسل بر آن بريزد، بايد هنگام آب ريختن پاك باشد.

پس اگر نجس باشد در آغاز بايد آن را آب بكشد و سپس براى غسل ، آب بر آن بريزد و يك شستن هم براى آب كشيدن و هم براى غسل كردن كافى نيست

7. در حال اختيار بايد خود انسان كارهاى غسل را انجام دهد

8. در غسل نبايد مانعى از استعمال آب به علت بيمارى و مانند آن وجود داشته باشد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]يادسپارى

O تمام شرطهايى كه براى صحيح بودن وضو گفته شده ، مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن ، در صحيح بودن غسل هم شرط است ، ولى در غسل لازم نيست بدن را از بالا به پايين بشويد، و نيز در غسل ترتيبى لازم نيست بعد از شستن هر قسمت ، فورا قسمت ديگر را بشويد، بلكه اگر بعد از شستن سر و گردن مقدارى صبر كند و بعد طرف راست را بشويد و بعد از مدتى طرف چپ را بشويد اشكال ندارد.

ولى كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول و غائط خوددارى كند اگر به اندازه اى كه غسل كند و نماز بخواند بول و غائط از او بيرون نمى آيد، چنانچه وقت تنگ باشد بايد هر قسمت را فورا بعد از قسمت ديگر غسل دهد و بعد از غسل هم فورا نماز بخواند. و همچنين است حكم زن مستحاضه كه بعدا گفته مى شود.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×