رفتن به مطلب
Negarita

♤ ضرب المثلهای انگلیسی باترجمه پارسی♤

پست های پیشنهاد شده

Absence make the heart grow fonder

جدایی، باعث افزایش علاقه می شود. (دوری و دوستی)

 

 

 

Action is proper fruit of knowledge

عمل میوه دانش است. (بار درخت علم نباشد مگر عمل)

سعدی (عالم بی علم درخت بی ثمر است)

  • Like 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=JUSTIFY]

 

Action speaks louder than words

اعمال انسان بلندتر از کلامش سخن می گویند

فردوسی( دوصد گفته چونیم کردار نیست.)

 

 

 

 

After a storm coms a calm

[align=RIGHT]در پی هر طوفان آرامشی است.

(با هر سختی ،آسانیی هست - ان مع العسر یسرا )

(الفرج بعد الشده = گشایش بعد از شدت است)[/align]

 

 

 

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=JUSTIFY]

 

After dead the doctor

بعد از مرگ ،دکتر

(نوشدارو پس از مرگ سهراب)

 

 

 

 

money talks

 

یعنی پول و روی سنگ بذاری آب میشه یا پول حرف اول و میزنه

 

 

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

 

it is better not to promise than to promis and not keep it

 

 

به چیزی میگن که خیلی واضح و روشن باشد

واضحه!! معلومه !! مشخصه!!

 

it is as plain as nose on your face [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

All good things come to an end

تمام چیز های خوب روزی به پایان می رسند.

پروین اعتصامی (مقدور نیست خوشدلی جاودانه ای)

 

 

 

 

All is for the best

(هر چه پیش آید خوش آید)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=JUSTIFY]

 

Appearances are deceptive

ظواهر فریبنده اند.

سعدی (نه هر که به صورت نکوست سیرت زیبا در اوست)

 

 

 

 

Art is long, life is short

(هنر بسیار است و عمر کوتاه)

هنر پایدار است و عمر کوتاه.

 

 

 

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

As you make your bed, so you must lie in it

در بستری که خود گسترده ای بی شک خود باید دراز بکشی

چاه نکن بهر کسی اول خودت، دوم کسی.

(چاه کن برای خودش چاه می کند)

 

 

 

 

As you sow, so shall you reap

هر تخمی بکاری آنرا درو خواهی کرد.

هر کسی می درود عاقبت کار که کشت.

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Ask no questions and be told no lies

سئوال نکن تا دروغ نشنوی.

(در زندگی دیگران کنجکاوی های بی مورد نکن)

 

 

 

 

Bad luck often brings good luck

بخت بد اغلب خوشانسی می آورد.

(عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Bad news travels fast

خبرهای بد سریع پخش می شوند.

(یک کلاغ چهل کلاغ)

 

 

 

 

A Bad penny always comes back

سکه معیوب همیشه به دست صاحبش بر میگردد.

(مال بد بیخ ریش صاحبش)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

A Bad ware is never cheap

کالای بد هرگز ارزان نیست.

(هر ارزانی بی علت نیست ،هر ارزانی بی حکمت نیست.)

 

 

 

A Bad workman always blames his tools

کارگر بد همیشه از ابزارش عیب جوئی می کند.

(رقاص نمی تواند برقصد می گوید زمین کج است)

(عروس نمی تونه برقصه می گه دیوار کجه)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Barking dogs seldom bite

سگی که پارس می کند بندرت گاز می گیرد.

(از آن نترس که های و هوی دارد، ار آن بترس که سر به تو دارد.)

 

 

 

 

[align=LEFT]To Beat you to frighten him

[/b][/align]

[align=RIGHT]ترا میزنم که او بترسد.

(به در می گویم که دیوار بشنود.)[/align]

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

The Beaten road is the safest

جاده کوبیده وقدیمی مطمئن ترین راه است.

(آزموده را آزمودن خطاست)

 

 

 

 

Beauty is the eye of the beholder

زیبایی از دید هر کس بگونه ای است.

(آب در یا در فراق ماهی دریا خوش است)

(علف باید به دهن بزی شیرین بیاید)

(اگر در دیده مجنون نشینی /به غیر از خوبی لیلی نبینی)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Beggares must not be choosers

فقرا حق انتخاب ندارند.

 

 

 

 

Be slow of giving advice,ready to do a service

در دادن پند و اندرز کوتاه بیا، آماده باش خدمتی انجام دهی.

(ز تعارف کم کن و بر مبلغ افزا)

(به عمل کار برآید به سخن دانی نیست)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

The Best fish swim near the bottom

بهترین ماهی در ته دریا شنا می کند.

(هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد)

(شتری که خار می خواهد گردنش را دراز می کند)

(نابرده رنج گنج میسر نمی شود)

 

 

 

 

Better a bear foot than no foot at all

یک پای عریان بهتر از بی پا بودن است.

(کاچی بهتر از هیچی)

(لنگه کفش کهنه در بیابان، نعمت خداست)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Better an egg todey than a hen tomorrow

امروز یک تخم مرغ داشتن بهتر از فردا یک مرغ داشتن است.

(سرکه نقد به از حلوای نسیه)

 

 

 

Better be alone than in bad company

تنها بودن بهتر از همنشینی با بدان است.

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Better bend than break

بسته بودن بهتر از شکسته بودن است.

(کار از محکم کاری عیب نمی کند.)

خم شدن بهتر از شکستن است.

 

 

 

 

Better cut the shoe than pinch the foot

کفشی که پا را اذیت می کند پاره شود بهتر است.

(دندانی که درد می کند باید کشید.)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Better late than never

تاخیر بهتر از هرگز است.

(دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.)

 

 

 

 

 

Better to say here it is, than here it was

(داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حساب است.)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Better face in danger once than to be always in danger

(مرگ یکبار، شیون هم یکبار)

 

 

 

 

A Big head has a big ache

سر بزرگ درد زیادی هم دارد.

(هر که بامش بیش برفش بیشتر)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

A Bird in the hand is worth two in the bush

یک پرنده در چنگ داشتن بهتر از دو پرنده در بوته زار است.

(سیلی نقد به از حلوای نسیه)

 

 

 

 

Birds in their littel nests agree

پرندگان در آشیانه های کوچکشان با هم توافق دارند

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Birds of a feather flock together

پرندگان مشابه با یکدیگر پرواز می کنند.

(کبوتر با کبوتر باز با باز ، کند هم جنس با هم جنس پرواز)

 

 

 

 

The Biter is some times bit

گزنده نیز گاه گزیده می شود.

(دست بالای دست بسیار است)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Blessings are not valued till they are gone

(قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید)

 

 

 

The Blind ca not lead the blined

کور کی تواند کور دگر را راهنمایی کند.

(کوری دگر عصاکش کوری دگر شود)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Black will take no other hue

(بالاتر از سیاهی رنگی نیست)

 

 

 

 

Books and friends should be few but good

کتاب و دوست باید کم باشد اما گزیده.

(یک دوست بسنده کن که یک دل داری)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

A Burnt child dreads the fire

بچه ای که یکبار سوخته است از آتش واهمه دارد.

(مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد.)

 

 

 

 

Call a spade a spade

بیل را بیل بنام.

(چیزی که عیان است ، چه حاجت به بیان است)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Cast not dirt in to the well that give's you water

در چاهی که به تو آب می دهد گنداب مریز.

(جایی که نمک خوردی نمکدان مشکن.)

(ز چاهی که خوردی از او آب پاک / نشاید فکندن در او سنگ و خاک (اسدی))

 

 

 

 

The Cat dreams of mice

گربه در خواب موش می بیند.

(شتر در خواب بیند پنبه دانه.)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

Not to know Chalk from cheese to know nothing about the matter

 

جهل مطلق در مورد چیزی داشتن

 

 

 

 

The Cat shuts its eyes while stealing creau

گربه وقت سرشیر دزدی چشمش را می بندد.

(مثل کبک سرش را زیر برف می کند)

 

 

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×