رفتن به مطلب
Negarita

مرز هنر ایرانی تا کجاست؟

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]مرزهای امروزی کشور ایران در بر دارنده تمام تمدنهایی که روزگاری پیش از این به نام تمدن ایرانی شناخته می شده نیست. در واقع نمی توان مرزهای جغرافیایی امروزه را به عنوان میزان ایرانی بودن یا نبودن یک تمدن بکار برد.


924718717891145811881254141661755223381.jpg

در استخوان بندی مرزهای امروزی ایران فقط معدودی از اماکن مهم تاریخی ایران پیش از اسلام و بعد اسلام قرار گرفته است. این نواحی که از نظر باستانشناسی و هنری اهمیتی ویژه دارد از بخش سیستان و افغانستان و مناطق آسیای مرکزی خراسان که در آنسوی مرزهای ایران امروز قرار گرفته تشکیل شده است. اما آن مناطقی که در چهارچوب سرزمین ایران امروز قرار دارد از نظر باستانشناسی شاخص و چشمگیر است، چرا که حاوی تقریبا مهمترین امکن ادوار اسلامی ایران است، مهمترین مراکز تمدنهای پیش از اسلام مانند تمدن عیلامی، اورتونی، مادی، هخامنشی و ساسانی در ایران امروزی واقع است.

 

برای مطالعه فرهنگهی کهن که با نام مشخصه ایران شناخته می شوند نمی توان تنها به مکان هایی که امروزه جزو ایران هستند اکتفا کرد. مثلا برای مطالعه دوران اشکانی ، در ایران امروزی تنها آثار اندکی باقی مانده و عمده آثار پارتی در ماوراالنهر و بین النهرین متمرکز است.

 

تمدن ایرانی به طور کلی یکی از ارزنده ترین و پویاترین و فعالترین نواحی تمدن اسلامی مخصوصا پس از سال 390 هـ. بود. در سلسله هایی مانند آل بویه(پایتخت اصفهان) و سلجوقیان (پایتخت اصفهان) مرکز حکومت در ایران واقع بود. بعد از حمله مغولان و به سلطنت رسیدن ایلخانان مغول پایتخت سلطنت همچنان در ایران امروزی قرار داشت( تبریز و سلطانیه) . اما با به سلطنت رسیدن تیموریان پایتخت در خارج از مرزهای ایران امروزی واقع شد(سمرقند و هرات) و بالطبع مهمترین دستاوردهای تمدن تیموری که مانند هر تمدن دیگری بیشتر در مرکز حکومتی متمرکز است امروزه در خارج از ایران واقع شده است. در دوران صفوی (پایتخت تبریز، ثقزوین و اصفهان) همچنان مرکز استقرار حکومت در ایران امروزی واقع بود تا سرانجام در دوره قاجاریه مرکز حکومت به پایتخت امروزی ایران یعنی شهر تهران منتقل شد.

 

در دوران تیموری خصوصا بعد از مرگ تیمور لنگ و انتقال پایتخت به هرات، که یکی از مهمترین مراکز تمدن های اسلامی است، شهرهایی مانند بخارا، مرو و سمرقند واقع بودند و به راستی نمی توان دستاوردهای این دوران را تنها در ایران امروزی جستجو کرد.

پس وقتی صحبت از تمدن ایرانی می شود نمی توان مرزهای ایران کنونی را مرزهای فرهنگ و تمدن ایران در ادوار گذشته دانست.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]حال وقتی صحبت از تمدن ایران می شود منظور چه مناطقی است؟

 

تمدن ایران که گاهی با نام فلات نجد ایران نیز خوانده می شود کلیه سرزمین های ماورالنهر تا میان رودان را شامل بوده و افغانستان و قسمت شمالی پاکستان را نیز شامل می شود و تا مرز هند پیش می رود.

 

در مورد واژه و لفظ ایران باید گفت نام ایران از پارسی میانه (پهلوی) و از واژه اران (Eran= قوم آریا) گرفته شده که ضد انیران (بیگانگان و بربرها) است. شاهان ساسانی برای تعمیم متصرفاتشان، خود را شاه ایران و انیران می نامیدند. شکل پهلوی اران نیز در جای خود از واژه باستانی ایریانا( airyan= معادل با اوستایی متاخر) مشتق شده استاین اصطلاح از آریای ( اقوام ایرانی در مقابل تورانی) کتیبه های هخامنشی منشا گرفته است. در واقع کلمه اوستایی آریا نم و نیجو زادگاه افسانه ای اقوامآریایی است.

 

مفهوم نژادی این اصطلاح را تبدیل آریان یعنی نجیب و خوب در جامعه ابتدایی هند و اروپایی به آریان یعنی اشرافیت در هیات حاکمه جامعه هند و ایرانی تبیین می کند.

 

شکل ایرانشهر (منطقه ایران) را مورخین میانه عربو جغرافی دانان آنها ثبت کرده اند و اصطلاح ایران ( یعنی واحد نژادیو فرهنگی ایران) با اشعار فردوسی رونق همگانی یافته است. ام استفاده عموم از کلمه ایران معادل با کشور و ایرانی در قرن نوزدهم در زمان شکل گیری آگاهی ملی ایران به مفهوم جدید کلمه متداول شد.

 

18020713722714024016019219813212811961321470.jpg

در اروپا استفاده از اصطلاح ایران بسیار جدید است و مشکل بود که جای اصطلاح سنتی و کهن اروپایی پرسیا (Persia) را بگیرد که از واژه پرسای (Persae) یونانی- لاتینی منبعثشده است. این اصطلاح به گروه نژادی ایران اطلاق می شد که در دوره هخامنشیان صاحب قدرت بودند و از انام جغرافیایی ایرانی منطقه پرسیس (پارسی، عربی آن فارس و پارسی جدیدآن، فارس) زادگاه قبیله پارسواکه در کتیبه های آشوری ذکر شده ، مایه گرفته است. ولی اگر واژه فارسِ عربی فقط به منطقه پرسیس اطلاق می شد در عوض فارِسی یا پارسی (پارسی) تا دوره باستان به زبانی گفته می شد که در سرتاسر فلات ایران بکار می رفت و پس از سده سوم به صورت زبان مکتوب اکثر گروههای ایرانی جلوه گر شد.اصطلاح عربی فُرس به ایرانیان قبل اسلام (کافر) اطلاق می شد و حال آنکه اصطلاح عربی عجم معنی غیر عرب و بیگانه و یا ملت بربر می داد که بیشتر مورد ایرانیان بکار می رفت. اصطلاح تاجیک معانی متعددی داشت. در ایام باستان معنی عرب می داد که از کلمه طائی یک ازاز قبایل عرب مجاور اقوام ایرانی منشا می گرفت. امروزه تازی ، کلمه است که در خصوص عرب زبانها استفاده می شود. بعدها این کلمه در مورد ایرانیانی بکار رفت که با ترکان به مخالفتبرخاسته بودند. این کاربرد هنوز رواج دارد و مخصوصا در مقابله ایرانیان با ترکمانان و یا قبایل ازبکی آسیای مرکزی و افغانستان بکار می رود که زبانتاجیک در اینجا یکی از گویش های پارسی شرقی زبان محاوره ای گروههای ایرانی و غیر ایرانی اسشت. معهذا در اینجا نیز تاجیک در مقابله با پشتو یکی دیگر از گروههای ایرانی و گاهی هم مخالفت با ایرانیان بخش غربی بکار می رود از این رو تاجیک یعنی "زبان پارسی محاوره ای شرق ایران".

سمیه رمضان ماهی

 


منبع: Iran in Encyclopeadia of world Art, Gian Roberto Scarcia, vol VIII,PP212-247

اماکن هنری ایران/ اسکارچیا/ ترجمه یعقوب آژند

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×