رفتن به مطلب
KaMi

هفت چکامه ی عشق در رزم (1)

پست های پیشنهاد شده

 

من در دیاری مینویسم که در آن انسان را ور زباله و تشنگی،در سکوت و گرسنگی محصور میکنند.(فرانسوا لاکلر)

[align=CENTER]در چشمان تو یک کشتی

بر باد چیره میشد

چشمان تو دیاری بودند

که به یک دم آشکار میشوند

زیر درختان جنگلها

در باران وتند باد

بر برف قله ها

میان چشم ها و بازی های کودکان

چشمان صبور تو در انتظار ما بودند

دره ای بودند

ترد تر از یک پر کاه

آفتابشان خرمن ناچیز انسانی را

پر بار میکرد

همواره در انتظار ما بودند

چرا که ما عشق را به ارمغان آوردیم

جوانی عشق را

خرد عشق را

دانایی عشق را

و جاودانگی را..[/align]

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

روز چشمان ما

پر ازدحام تر از بزرگترین نبردهاست

شهر و روستای چشمان ما

فاتحان زمانند

در دره ی با نشاط

آفتاب جاری و پرتوان میسوزد

وبر سر سبزه زار

تن سرخ بهار می خرامد

شب بالهایش را

بر پاریس نا امید بسته است

چراغ ماست که پاسدار شب است

چون اسیری که پاسدار آزادیست..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

62234d1318424558t-442.gifدر بوق و کرنا نمیدمیم

که تیره بختی را بهتر بنمایانیم

آنگونه که بس بزرگ است و بس ابله

ابله تر از هستی تام

ما بر آن بودیم که تنها مرگ

تنها خاک محدودمان تواند کرد..

لیکن اکنون شرم

زنده در حصارمان میکند

شرم از بدی بی حد و مرز

شرم از دژخیمان گنگ

هماره هم آنان

همان خود شیفتگان

شرم از خیل ستم دیدگان

شرم از واژه های زمین سوخته

اما شرم نمیکنیم از رنج

شرم نمیکنیم از شرم

پشت رزمندگان گریزان

حتی یک پرنده هم زنده نیست

هوا تهی از هق هق است

تهی از بی گناهی ماست

و از کینه و انتقام پر و لوله است..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام پیشانی کامل و ژرف

به نام چشمانی که مینگرم

و دهانی که میبوسم

امروز و همواره

به نام امید خفته به خاک

به نام اشک های در ظلمت

به نام شکوه های خنده دار

به نام خنده های هراسناک

به نام خنده های در کوچه

محبتی که دستان مرا به تو پیوند میدهد

به نام میوه های نهفته در گلها

بر زمینی خوب و زیبا

به نام مردان دربند

به نام زنان در تبعید

به نام همه ی یارانمان

شهیدان و کشتگان

که تن به تیرگی نسپردند

باید که خشم را بپیراییم

و شمشیر بر افرازیم

تا پاس بداریم

تصویر والای بیگناهان را

که هماره جرگه میشوند

که هماره پیروز میشوند

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×