رفتن به مطلب
KaMi

شمال - جوآن بائز

پست های پیشنهاد شده

شمال - جوآن بائز North

Where icicles hung the blossoms swing

but in my heart there is no spring

You were my spring my summer too

It's always winter without you

the flocks head north and the lilacs bloom

At night they scent my moonlit room

You were my spring my summer too

I'm going north to look for you

Like a widblown bird my heart goes forth,

sent by the spring to the shinig north

you are my spring , my summer too,

and I won't rest till find you

شمال

جايي که يخ پاره ها آويزانند و شکوفه ها مي رقصند

ولي در قلب من بهاري نيست

تو بهار من بودي ، تابستان من هم

بي تو ، هميشه زمستان است

گله ها به سوي شمال مي روند و ياس ها مي شکفند

شب ها ،ياس ها اتاق روشن از مهتاب مرا عطر آگين مي کنند

تو بهار من بودي ، تابستان من هم

من به شمال مي روم و تا تو را جستجو کنم

مانند پرنده اي بر بال باد، قلب من پيش مي رود

بهار، قلبم را به شمال درخشان فرستاد

تو بهار من هستي ، تابستان من هم

و من آرام نمي گيرم تا تو را بيابم [align=CENTER]-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------[/align] [align=CENTER]ترجمه فوق برگرفته از کتاب زير مي باشد:[/align] اشعارجوآن بائز/ ترجمه م . آزاد/ ماني صالحي/ نشر آتيه/چاپ اول 1380

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×