رفتن به مطلب
KaMi

سه قطعه شعر از غادةالسّمان شاعر سوري

پست های پیشنهاد شده

اشعاري از غادةالسّمان شاعر سوري [align=CENTER]

اي يار

كه در گريبانت

دوكبوتر توآمان بي تابند

و قلب پاك تو

با لرزش خوش كبوتران

به تنظيم ايقاع و آهنگ جهان برخاسته است

لبانت به طعم خوش صداقت آغشته است

و گرماي مهربان دستت

مرد را مرد مي كند

ومن

ايستاده ام

و به نيمه ي كهكشان مي نگرم

كه درآنسويش

تو

عشق تقدير مي كني

و من

كامل مي شوم

اي زن زن ![/align] [align=CENTER]ترجمه عبدالحسين فرزاد[/align] [align=CENTER]---------------------------------------------------------------------------------[/align] [align=CENTER]دو چشم فرنگي[/align] [align=CENTER]

جهان پيشينم را انکار مي‌کنم،

جهان تازه‌ام را دوست نمي‌دارم،

پس گريزگاه کجاست!

اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟[/align] [align=CENTER]--------------------------------------------------------------------------------[/align] [align=CENTER]

خاطره‌ي باراني[/align] [align=CENTER]تو را راندم،

و ساک‌هايت را در پياده‌رو افکندم

اما باراني‌ات که در خانه‌ام مانده بود

هذيان‌گويبي سر داد،

و با اعتراض آستين‌هايش را براي در آغوش گرفتنم

به حرکت در آورد.

وآن گاه که باراني را از پنجره پرتاب کردم،

همچنان که فرو مي‌افتاد،

دست‌هاي خالي‌اش را در باد برآورد،

چونان کسي که به نشانه‌ي بدرود،

دستي برآورد

يا آن که فرياد زند: کمک![/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×