رفتن به مطلب
Negarita

◄◀ کاریکلمـــــــاتــــــور ▶►

پست های پیشنهاد شده

[align=center]کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشته‌های پرویز شاپور گذاشت. این کلمه ابتدا در سال ۱۳۴۷ در مجله خوشه به سردبیری شاملو به کاربرده شد و حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است. به نظر شاملو، نوشته‌های شاپور کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده‌است.

 

پرویز شاپور

 

پرویز شاپور(زاده ۵ اسفند/ ۵ خرداد ۱۳۰۲ در قم درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ در تهران) نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.

 

سالهای آغازین

 

تحصیلات شاپور در رشته اقتصاد بود و به استخدام وزارت دارایی درآمد.

 

 

ازدواج با فروغ فرخزاد و جدایی از وی

 

 

13243990351.jpg

 

در سالهای ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که یازده سال از او کوچک‌تر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده، و شاپور نیز از «کامی» به عنوان نام مستعار وی استفاده می‌کرده‌است. رابطه زناشویی این دو به خاطر دخالت‌های نزدیکان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.

 

فعالیت روزنامه‌نگاری

 

شاپور فعالیت روزنامه‌نگاری خود را در روزنامه‌های محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آنجا می‌زیست. از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله توفیق با اسم مستعار «کامی»، «کامیار» و «مهدخت» مطلب می‌نوشت. پس از آن در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو که در دهه ۴۰ شمسی چاپ می‌شد، به فعالیت پرداخت.

 

مرگ

 

پس از جدایی از فروغ، شاپور هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخر عمر همراه با کامیار و دکتر خسرو شاپور برادرش در یک خانه قدیمی زندگی می‌کرد وی در ۶ تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوض‌زاده تهران بستری شد و سرانجام در ساعت ۶ صبح ۱۵ مرداد درگذشت. آرامگاه پرویز شاپور در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.

 

 

آثار

 

 

کاریکلماتور - انتشارات نمونه - ۱۳۵۰

کاریکلماتور ۲ - انتشارات بامداد - ۱۳۵۴

کاریکلماتور ۳ با نام «با گردباد می‌رقصم» - انتشارات مروارید - ۱۳۵۴

کاریکلماتور ۴ - انتشارات مروارید - ۱۳۵۶

کاریکلماتور ۵ - انتشارات پرستش - ۱۳۶۶

کاریکلماتور ۶ - انتشارات مروارید - ۱۳۷۶

کاریکلماتور ۷ با نام «به نگاهم خوش آمدی» - انتشارات گل‌آقا - ۱۳۷۸

کاریکلماتور ۸ با نام «پایین آمدن درخت از گربه» - انتشارات مروارید - ۱۳۸۲

موش و گربه عبید زاکانی با طرحهای پرویز شاپور انتشارات مروارید - ۱۳۵۲

فانتزی سنجاق قفلی - انتشارات پویش - ۱۳۵۵

تفریحنامه (طرح‌های مشترک بیژن اسدی‌پور و پرویز شاپور) - انتشارات مروارید - ۱۳۵۵

قلبم را با قلبت میزان می‌کنم (مجموعه کاریکلماتورها) - انتشارات مروارید - ۱۳۸۶

 

 

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]ـ در چهار راه عقاید ، افکارم پشت چراغ خطر متوقف شد.

 

۲ـ وقتی آخرین نگاهش را ذخیره نمودم ، قلبم ویروس گرفت.

 

۳ـ در روزهای بارانی ، سایه ام بدنبال کارهای شخصی اش میرود.

 

۴ـ قرص ماه ، مسکن عشاق است.

 

۵ـ در آخرین دم ، بازدمی وجود ندارد.

 

۶ـ با زور اسلحه ، سطح فکرش را بالا برد.

 

۷ـ سخنرانان حرفه ای عاشق میکروفن هستند.

 

۸ـ گاهی پرنده خیالم پروازهای برون مرزی دارد.

 

۹ـ من با رویا زندگی میکنم و رویا با دیگری .

 

۱۰ـ وقتی حواسم را جمع کردم به دارائی هایم اضافه شد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]ـ پرُ بودن حساب بانكي باعث خالي شدن كينه هاي زناشويي مي شود.‌‌

 

۲ـ بعضي ها به پاي هم پير مي شوند و بعضي ها به دست هم.

 

۳ـ ز ــ زندان ، الف ــ آزادي را به اسارت مي كشد.

 

۴ـ هيچ پاياني بي سر و صدا نيست.

 

۵ـ چشمان بازيگوشم،فقط خواب هاي شيرين را دوست دارد.

 

۶ـ خيلي از افكارم با سكوت زنداني شدند.

 

۷ـ قلاب ماهي شبيه علامت سوالي است كه فقط ماهي ها جوابش را مي دهند.

 

۸ـ كودك درونم تاب مي خورد ، اوج مي گيرد اما نمي تواند فضاي اين روزهاي بد را بشكافد.

 

۹ـ همه انسان ها شاعرند ، چرا كه روزي غزل خداحافظي را مي خوانند.

 

۱۰ـ اعداد درشت معمولا با صفر ها رشد مي كنند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]

۱۱ـ آدم چشم و گوش بسته ، دهانش هم بسته است.

 

۱۲ـ بعلت خالي بودن جيب مردم ، جيب بُرها متحصن شدند.

 

۱۳ـ وقتي به انتهاي خط رسيدم ، نقطه گذاشتم ، رفتم خط بعد.

 

۱۴ـ نوازنده ها براي همه مي زنند اما پشت سر كسي خير.

 

۱۵ـ سياستمدار خوب خياطي است كه براي باطل ، لباس حق مي دوزد.

 

۱۶ـ وقتي قلمم شكست ، سانسور با خوشحالي شروع به بشكن زدن كرد.

 

۱۷ـ پشت سر هر مرد موفقي زنيست كه نتوانسته جلوي موفقيتش را بگيرد.

 

۱۸ـ نقاش لال ، فرياد مي كشيد.

 

۱۹ـ دلم لبريز از فريادهاي خاموش است ، ديگر جايي براي تو ندارد.

 

۲۰ـ بعضي ها دور عشق را خط مي كشند و بعضي ها روي آن را.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]

 

۲۱ـ فقط راننده هاي تاكسي هستند كه بي واهمه فرياد مي زنند ، آزادي ، آزادي.

 

۲۲ـ بعضي ها با هم جورند ولي جفت نيستند!

 

۲۳ـ دير زمانيست كه در حال انتخاب بهترين هاي بدترين ها هستيم .

 

۲۴ـ مصيبت فقط به حريم آدم هاي فقير تجاوز مي كند.

 

۲۵ـ خوش رقصي ، بهترين شيوه براي رسيدن به پُست و مقام و شايد حفظ آن باشد.

 

۲۶ـ اگر زندان نبود از دست اين آزادي به كجا پناه مي برديم.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ چشم عسلی ها ، اشک هایشان شیرین است.

 

۲ـ گربه ها عاشق آدم هایی هستند که در زندگی دیگران موش می دوانند.

 

۳ـ با آن که لباسش پر از وصله بود ، ادعا می کرد که هیچ وصله ای به او نمی چسبد.

 

۴ـ مدعی بود جوانی امروزیست ، ولی مادرش می گفت که شب بدنیا آمده است.

 

۵ـ همه مردم گل را دوست دارند به جز دروازه بان ها .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ بیشتر اوقات بحران،باعث فرصت های جدید می شود.

 

۲ـ بعضی ها اشتباه می کنند و بعضی ها اشتباهی فکر می کنند.

 

۳ـ هیچکس آن جایی که باید باشد نیست ، شما کجائید؟

 

۴ـ کسی که زود از کوره در می رود قطعا خام خواهد ماند.

 

۵ـ بعضی ها جرقه می زنند تا دیگران شعله ور شوند.

 

۶ـ به خیلی ها میدان دادند اما توپ را از آن ها گرفتند.

 

۷ـ برای اینکه آقای خودش باشد ، از نوکری دیگران پرهیز می کرد.

 

۸ـ در بازار بورس ، بعضی وقت ها کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

 

۹ـ سخنران حرفه ای ، عاشق میکروفن بود.

 

۱۰ـ شاید نارنج میوه ای بی رنج باشد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱۱ـ از شنبه تا پنج شنبه بدو بدو می کنیم و جمعه ها یکه بدو !

 

۱۲ـ دنبال درد سر نگردید ، در یک قدمی شماست.

 

۱۳ـ بعضی ها تا یک قدمی کار می روند اما سر کار نمی روند.

 

۱۴ـ فاصله حرف تا عمل یک کلمه است ، حرکت.

 

۱۵ـ آرایشگر مدعی شد که از او سر شناس تر کسی نیست.

 

۱۶ـ چون گوش شنوایی نیافتم ، حرف هایم را می نویسم.

 

۱۷ـ وقتی از چشمم افتاد دست و پایش زخمی شد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ بعضی ها را از سر راه بر می دارند و بعضی ها را سر راه می گذارند.

 

۲ـ بعضی از زنها چون موج تلاطم دارند و بعضی از مردها چون صخره تحمل.

 

۳ـ نمی دانم شما تره چه کسی را پاک می کنید، اما من کشک خودم را می سابم.

 

۴ـ این از شیرینی گفتار کاریکلماتورهاست وگرنه حقیقت به همان تلخی هست که می دانید.

 

۵ـ در اولین آشنایی وقتی با من دست داد، من، دلم را از دست دادم.

 

۶ـ شاید انتهای هر حرف، ابتدای عمل باشد.

 

۷ـ حتی موهایم هم می دانند که پایان شب سیه سپید است.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

 

۲ـ در بازار سرمایه ، کم ضرر کردن یعنی سود کردن.

 

۳ـ شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.

 

۴ـ شرکت برق ، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد.

 

۵ـ برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

 

۶ـ چون ریاضی بلد نبود ، دیگران را آدم حساب نمی کرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]

۱ـ تمام زندگی ام قسطی است اما گوشم بدهکار نیست.

 

 

۲ـ دلم پاک پاک است ، به تازگی آن را صابون زده ام.

 

 

۳ـ در شب های ابری ، ماه با حجاب می شود.

 

 

۴ـ با عشق بازی نسیم و باغچه ، علف های هرز روئیدند.

 

 

۵ـ خبرگزاری محلی است برای رام کردن خبرها.

 

 

۶ـ کلاغ پر ، گنجشک پر ، کبوتر آزادی پر پر .

 

 

۷ـ در ضیافت خیال ، اولین مهمان رویا بود.

 

 

۸ـ زیبا ترین و بهترین ساعت دنیا ، ساعتی بود که دیدمت.

 

 

۹ـ مرگ حق است و همه روزی به حق شان می رسند.

 

 

۱۰ـ نفت مهریه ملت است اما عندالمطالبه نیست.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]

۱۱ـ سال ۸۹ هشتمان گرو (۹) بود سال نود چه می شود.

 

 

۱۲ـ همه بچه آدم هستند ، اما بین هابیل و قابیل خیلی فرق است.

 

 

۱۳ـ اگر از واقعیت ها «بهره» بگیری ، حتما به جرم ربا خواری دستگیر خواهی شد.

 

 

۱۴ـ همیشه با رشته افکارش ، آش رشته نذری می داد.

 

 

۱۵ـ سرطان بد خیم جامعه دروغ است ، به کی بگم ، به بالائی ها یا پائینی ها.

 

 

۱۶ـ انسان ، حیوان ، گل ، فقط گل به تو آسیب نمی رساند.

 

 

۱۷ـ درجه تبم بالا بود ، بایگانی افکارم آتش گرفت.

 

 

۱۸ـ چشمان فرهاد ، عاشق خواب های شیرین بود.

 

 

۱۹ـ اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی ، مجبوری با داشته هایت بسازی.

 

 

۲۰ـ وقتی کلاهم را قاضی کردم ، باد ترتیب قاضی ام را داد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]

۲۱ـ بهترین راه برای آب شدن برفک تلویزیون ،از برق کشیدن آن است.

 

 

۲۲ـ بیشتر شعارها در تظاهرات زندگی می کنند.

 

 

۲۳ـ با بالا رفتن آب بهاء ، دیگر کسی سیلی آبدار نمی زند.

 

 

۲۴ـ بعضی ها دردسرند و بعضی ها مایه آن .

 

 

۲۵ـ پای کلمات را قلم کردم و با آن کاریکلماتور نوشتم.

 

 

۲۶ـ گناه من نیست که بعد از تو او آمد ، تقصیر قوانین زبان پارسی است[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ با یک ریال ، دو ریال نمی توان سریال ساخت.

 

۲ـ بعضی ها زندگی می کنند و بعضی ها وقت زندگی را می گیرند.

 

۳ـ آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.

 

۴ـ حرف های خام ، به مغزم صدمه می زند.

 

۵ـ آن هایی که پول ندارند مجبورند حرف مفت گوش کنند.

 

۶ـ بعضی از نگاه ها صدای قشنگی دارند.

 

۷ـ گاهی چشمانم در خیابان چشمانش راه پیمایی می کند.

 

۸ـ وقتی یکی به نعل می زنید و یکی به میخ ، مواظب شستتان باشید.

 

۹ـ آن هایی که مردم را سیاه می کنند ، پیش خدا روسیاهند.

 

۱۰ـ خیلی از موش ها ،به گربه ها ، محل سگ هم نمی گذارند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۲ـ بعضی ها خیاط نیستند ، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند.

 

۳ـ اگر دلتان «قرص» است از «دردسر» نترسید.

 

۴ـ در ضیافت خیال ، اولین مهمان رویا بود.

 

۵ـ زیباترین و بهترین ساعت دنیا ، ساعتی بود که دیدمت.

 

۶ـ بگذارید حق تان را بخورند ، مرگ حق است.

 

۷ـ نفت مهریه ملت است اما عندالمطالبه نیست.

 

۸ـ همه انسان ها شاعرند ، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.

 

۹ـ به علت خالی بودن جیب مردم ، جیب بُرها متحصن شدند.

 

۱۰ـ نوازنده ها برای همه می زنند اما پشت سر کسی خیر.

 

۱۱ـ سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱۲ـ از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقوکش هستند.

 

۱۳ـ ای کاش تیر نگاه یار مشقی بود.

 

۱۴ـ از ماجرای عشقمان ، موهایم روسفید بیرون آمدند.

 

۱۵ـ اگر زندان نبود از دست این آزادی به کجا پناه می بردیم.

 

۱۶ـ گناهکار کسی است که تظاهر به تقوا نمی کند.

 

۱۷ـ کیف پول فقرا همیشه در حال رژیم گرفتن است.

 

۱۸ـ دیوارهای توالت عمومی ، پُر خواننده تر از روزنامه ها هستند.

 

۱۹ـ از نظر عوام ، آزادی یعنی آنطرف دیوار زندان.

 

۲۰ـ برای «درمان» فقر ، دیگر « قرص» نان تجویز نمی شود.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ گاهی آهو اسیر چنگال شیر می شود و گاهی شیر اسیر چشمان آهو !

 

۲ـ بعضی ها با هم جورند ولی جفت نیستند.

 

۳ـ دسته تبر ، جزو درختان خائن جنگل است.

 

۴ـ سعدی کجایی ؟ بنی آدم ابزار یکدیگرند.

 

۵ـ بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

 

۶ـ در مسابقه ماست خوری همه رو سفید شدند.

 

۷ـ چشمان «فرهاد» ، عاشق خواب های «شیرین» است.

 

۸ـ همه انسان ها شاعرند ، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.

 

۹ـ از نظر هندوانه تمام انسان ها چاقو کش هستند.

 

۱۰ـ قلمی که مغز ندارد ، حتما آبرویت را خواهد برد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ آغاز هر سلام ، پایان خداحافظی است.

 

۲ـ زندگی خیلی کوتاه است ، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم.

 

۳ـ زندگی محبت است و محبت حقیقت.

 

۴ـ اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود.

 

۵ـ دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او.

 

۶ـ آدم خوش بین ، شیطان را هم فرشته می بیند.

 

۷ـ وقتی خوابیدم ، حقیقت را در خواب دیدم.

 

۸ـ آنقدر آینده نگر بود که گذشته اش را نمی دید.

 

۹ـ سلام بی جواب یعنی خداحافظ .

 

۱۰ـ انسان باید انتخاب کند نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]پذیرد.

 

۱۱ـ دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود.

 

۱۲ـ انسان ، زندانی تنفر و تعصبات خودش است .

 

۱۳ـ گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است.

 

۱۴ـ دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به

 

بزرگی یک لبخند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]یعنی سود کردن.

 

۱۱ـ شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.

 

۱۲ـ شرکت برق برای برق کفش هایم تعرفه صادر کرد.

 

۱۳ـ برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد.

 

۱۴ـ چون ریاضی بلد نبود ، دیگران را آدم حساب نمی کرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ کسانی که دیر قول می دهند ، خوش قول ترین مردم دنیا هستند.

 

۲ـ آن چه امروز در دل دارم ، ممکن است آرزوی فردایم باشد.

 

۳ـ اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها ، که در معنای آن هاست.

 

۴ـ بعضی ها با اینکه خیاط نیستند ، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !

 

۵ـ زندگی مثل یک تابلو نقاشی است ، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست.

 

۶ـ هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است.

 

۷ـ در جزیره رنگ ها هم ، همه از دو رنگی متنفر بودند.

 

۸ـ کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد ، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!

 

۹ـ چیزی به نام شکست وجود ندارد ، آن چه بدست می آید ، نتیجه است و بس.

 

۱۰ـ ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد ، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]

 

۱۱ـ از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد ، نه آن چه آرزویش را داریم.

 

۱۲ـ کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد.

 

۱۳ـ مثبت اندیش کسی است که جا به جا کردن کوه ها را ممکن بداند.

 

۱۴ـ از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش.

 

۱۵ـ توی بازار صداقت ، گرانی بیداد می کند.

 

۱۶ـ اتحاد یک نوع ظاهرسازی برای پنهان کردن دشمنی است.

 

۱۷ـ ظاهرسازها با هر سازی می رقصند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ به افکار بیدارم قرص خواب دادند.

 

۲ـ به جز سیاستمداران ، بنی آدم اعضای یکدیگرند.

 

۳ـ همیشه درست می گویم ، اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.

 

۴ـ بدون عینک تمام سازها را تار می بینم.

 

۵ـ عجب زمانه ای شده ! گذشت هم درگذشت.

 

۶ـ ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت ، لبخند است.

 

۷ـ بابا آب داد دیگر افسانه شده ، بابا را هم ایزوگام کردند.

 

۸ـ دنبال لولوی نامرد می گشت تا ممه ربوده شده اش را پیدا کند.

 

۹ـ همسر با گذشتی بود ، از من هم گذشت.

 

۱۰ـ بگذارید حقتان را بخورند ، مرگ حق است.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱۱ـ خوش به حال فقیر ، یک حرف بیشتر از غنی دارد.

 

۱۲ـ در کشورهای عقب مانده نیمی از مردان عاقلند و نیمی دیگر متاهل.

 

۱۳ـ شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان باشد.

 

۱۴ـ در پایان محکمه ، حکم قاضی خشت بود.

 

۱۵ـ از نظر عوام ، آزادی یعنی آن طرف دیوار زندان.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]۱ـ زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است.

 

۲ـ مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است.

 

۳ـ تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد.

 

۴ـ دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم!

 

۵ـ کاکتوس مادرزن گل هاست

 

۶ـ درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود

 

۷ـ آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند

 

۸ـ بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند

 

۹ـ خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند

 

۱۰ـ معلمی شغلی با کلاس است

 

۱۱ـ دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×