رفتن به مطلب
Negarita

استفتائات مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای

پست های پیشنهاد شده

[align=center]س 232: اگر شخصى براى خودش كفنى بخرد و هميشه در وقت نمازهاى واجب يا مستحب يا هنگام قرائت قرآن كريم، آن را پهن نموده و روى آن نماز و قرآن بخواند و هنگام مرگ از آن به عنوان كفن استفاده كند. آيا اين عمل جايز است؟ آيا از نظر اسلام صحيح است كه انسان كفنى را براى خود بخرد و بر آن آيات قرآنى بنويسد و از آن فقط هنگام تكفين استفاده نمايد؟

 

موارد مذكور اشكال ندارد.

 

س 233: اخيرا جنازه زنى در يك قبر قديمى كه تاريخ آن به حدود هفتصد سال پيش بر مى‏گردد، كشف شده است. اين جنازه مشتمل بر اسكلت استخوانى عظيم كامل و سالمى است كه بر جمجمه آن مقدارى مو وجود دارد. به استناد گفته‏هاى باستان شناسانى كه آن را كشف كرده‏اند، جنازه متعلق به يك زن مسلمان است. آيا جايز است -، اين اسكلت استخوانى بزرگ و مشخص را از طرف موزه علوم طبيعى (بعد از بازسازى شكل قبر و قراردادن جنازه در آن) در معرض بازديد قرار داد تا موجب عبرت بازديد كنندگان از موزه علوم طبيعى گردد و يا با نوشتن آيات و احاديث مناسب باعث تذكر و موعظه ديدار كنندگان شود؟

 

اگر ثابت شود كه اسكلتِ استخوانى، متعلق به بدن ميّت مسلمان است، دفن فورى آن واجب است.

 

س 234: گورستانى در روستائى وجود دارد كه ملك خاص كسى نيست و وقف هم نشده است، آيا جايز است اهالى اين روستا از دفن اموات شهر يا روستاهاى ديگر يا ميتى كه وصيت كرده در آن قبرستان دفن شود، جلوگيرى كنند؟

 

اگر قبرستان عمومى مزبور ملك خاص كسى يا وقف خاص اهالى آن روستا نباشد، نمى‏توانند از دفن اموات ديگران در آن قبرستان جلوگيرى كنند و اگر شخصى وصيت كرده است در آن دفن شود، واجب است طبق وصيت عمل شود. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 235: رواياتى وجود دارد دال بر اين كه پاشيدن آب بر قبور مستحب است، مانند رواياتى كه در كتاب «لآلى الاخبار» ذكر شده است، آيا اين استحباب مخصوص روز دفن ميّت است يا اطلاق دارد، چنانچه نظر مؤلف «لآلى الاخبار» چنين است؟ نظر جنابعالى در اين باره چيست؟

 

پاشيدن آب بر قبر در روز دفن مستحب است و بعد از آن نيز به قصد رجاء اشكال ندارد.

 

س 236: چرا ميّت را شب دفن نمى‏كنند؟ آيا دفن ميّت در شب حرام است؟

 

دفن ميّت در شب اشكال ندارد.

 

س 237: شخصى بر اثر تصادف ماشين فوت كرده است، پس از غسل و كفن او را به قبرستان آوردند، ولى هنگام دفن متوجه شدند كه تابوت و كفن آغشته به خونى است كه از او جريان دارد، آيا عوض كردن كفن او در اين حالت واجب است؟

 

اگر شستن آن قسمت از كفن كه به خون آغشته شده است يا بريدن و يا عوض كردن آن امكان داشته باشد، آن كار واجب است، ولى اگر امكان ندارد، دفن ميّت به همان صورت جايز است.

 

س 238: اگر سه ماه از دفن آن ميّت با كفن آغشته به خون بگذرد، آيا نبش قبر در اين حالت جايز است؟

 

نبش قبر در فرض سؤال جايز نيست. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 239: از حضرتعالى تقاضا مى‏كنيم به سه سؤال زير پاسخ فرمائيد.

1 - اگر زن حامله‏اى هنگام وضع حمل از دنيا برود، جنين موجود در رحم زن در موارد زير چه حكمى دارد؟

الف: اگر روح به تازگى در او دميده شده باشد (سه ماه يا بيشتر)، با توجه به اين كه احتمال مرگ جنين در صورت خارج كردن آن از رحم مادر بسيار زياد است؟

ب: اگر عمر جنين هفت ماه يا بيشتر باشد؟

 

اگر جنين در رحم مادر مرده باشد؟

2 - اگر زن حامله هنگام وضع حمل بميرد، آيا بررسى كامل مرگ و زندگى جنين بر ديگران واجب است؟

3 - اگر زن حامله هنگام وضع حمل فوت كند و بچه در شكم او زنده بماند و شخصى بر خلاف متعارف با وجود زنده بودن جنين دستور دفن مادر با جنين را بدهد، نظر شما در اين باره چيست؟

اگر جنين با مرگ مادرش فوت كند، و يا فوت مادر پيش از دميده شدن روح در جنين باشد، خارج كردن آن از شكم مادر واجب نيست، بلكه جايز هم نيست. ولى اگر روح در او دميده شده و در شكم مادرش كه از دنيا رفته است، زنده باشد و احتمال زنده ماندنش تا زمان خارج كردن او از رحم مادر وجود داشته باشد، واجب است كه سريعا او را از شكم مادر خارج كنند، و تا وقتى كه موت جنين در رحم احراز نشده است، دفن مادر همراه با جنين جايز نيست و اگر جنين زنده همراه مادرش دفن شد و حتى بعد از دفن هم احتمال زنده بودنش وجود داشته باشد، واجب است اقدام به نبش قبر و خارج كردن جنين زنده از شكم مادر نمايند. همچنين اگر حفظ حيات جنين در شكم مادرش متوقف بر دفن نكردن مادر باشد، ظاهر اين است كه تأخير دفن مادر واجب است تا جان جنين حفظ شود، و اگر كسى بگويد دفن زن حامله با جنين زنده‏اى كه در رحم او وجود دارد جايز است و ديگران به گمان صحت نظر او اقدام به دفن نمايند و اين كار منجر به مرگ بچه در داخل قبر شود، پرداختن ديه بر كسى كه مباشر دفن بوده، واجب است، مگر اين كه مرگ جنين مستند به گفته آن شخص باشد كه در اين صورت ديه بر او واجب است.

 

س 240: شهردارى براى استفاده بهينه از زمين، دستور داده است قبرها به صورت دو طبقه ساخته شود. تمنّا مى‏كنيم حكم شرعى آن را بيان فرمائيد.

 

جايز است كه قبور مسلمانان در چندين طبقه ساخته شود، به شرطى كه اين كار سبب نبش قبر و هتك حرمت مسلمان نشود.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 241: كودكى در چاه سقوط كرده و مرده است. آب موجود در چاه مانع خارج كردن بدن او است، حكم آن چيست؟

 

جسد كودك در همان چاه به حال خود رها مى‏شود و چاه قبر او خواهد بود و اگر چاه ملك شخصى كسى نباشد و يا مالك آن به مسدود كردن آن راضى باشد، تعطيل كردن چاه و بستن آن واجب است.

 

س 242: در منطقه ما مرسوم است كه مراسم سينه‏زنى و زنجيرزنى به صورت سنتى آن فقط در عزادارى ائمه اطهار «عليهم السلام» و شهدا و بزرگان دينى برگزار مى‏شود. آيا برپائى اين مراسم به خاطر در گذشت افرادى از نيروهاى بسيج و يا از كسانى كه به نحوى به حكومت اسلامى و اين ملت مسلمان خدمات كرده‏اند، جايز است؟

 

اين عمل اشكال ندارد.

 

س 243: با توجه به اينكه رفتن به قبرستان در شب مكروه است، اگر كسى با اين اعتقاد كه شبانه به قبرستان رفتن عامل مؤثرى در تربيت اسلامى است، شبانه به قبرستان برود، چه حكمى دارد؟

 

اشكال ندارد.

 

س 244: آيا شركت در تشيع جنازه و حمل آن براى زنان جايز است؟[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 245: در ميان بعضى از عشاير معمول است كه هنگام مرگ بعضى از اشخاص، با قرض، اقدام به خريد تعداد زيادى گوسفند مى‏كنند تا همه كسانى را كه در مراسم عزادارى شركت مى‏نمايند، اطعام كنند. اين كار باعث ضرر فراوانى به آنها مى‏شود، آيا تحمل اين ضررها براى حفظ عادات و رسوم جايز است؟

 

اگر اطعام از اموال ورثه بزرگسال و با رضايت آنها باشد، جايز است. ولى اگر اين كار موجب بروز مشكلات و ضررهاى مالى مى‏شود از آن اجتناب شود و اگر انفاق از اموال ميّت صورت بگيرد، بستگى به نحوه وصيت او دارد و به طور كلّى در اين گونه امور بايد از اسراف و زياده روى كه موجب تضييع نعم الهى مى‏شود پرهيز گردد.

 

س 246: اگر در زمان حاضر، شخصى در منطقه‏اى بر اثر انفجار مين كشته شود، آيا احكام شهيد را دارد؟

 

سقوطِ تكليف غسل و كفن شهيد از احكام اختصاصى شهيدى است كه در ميدان جنگ كشته شود.

 

س 247: برادران سپاه پاسداران انقلاب اسلامى كه در محورهاى شهرهاى مرزى رفت و آمد مى‏كنند، گاهى با كمين‏هائى كه از طرف بعضى از عناصر ضد انقلاب اسلامى گذاشته مى‏شود، مواجه مى‏شوند كه گاهى منجر به شهادت آنان مى‏گردد. آيا غسل يا تيمم اين شهداى عزيز واجب است يا اين كه آنجا ميدان جنگ محسوب مى‏شود؟

 

اگر آن محورها و منطقه مزبور ميدان جنگ بين گروه حق و گروه باطل و ياغى باشد، افرادى كه از گروه حق در آنجا به شهادت مى‏رسند، حكم شهيد را دارند.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 248: آيا كسى كه واجد شرايط امامت در نماز جماعت نيست، جايز است امامت نماز ميّت بر جنازه يكى از مؤمنين را عهده‏دار شود؟

 

بعيد نيست كه شرائط معتبر در جماعت و امامت جماعت در ساير نمازها در نماز ميّت شرط نباشد، هر چند احوط اين است كه آن شرائط در نماز ميّت هم رعايت شود.

 

س 249: اگر مؤمنى در جائى از جهان در راه اجراى احكام اسلامى يا در تظاهرات و يا در راه اجراى فقه جعفرى كشته شود، آيا شهيد محسوب مى‏شود؟

 

چنين شهيدى اجر و ثواب شهيد را دارد، ولى احكام تجهيز شهيد اختصاص به كسى دارد كه در ميدان جنگ، هنگام درگيرى و در معركه نبرد به شهادت رسيده باشد.

 

س 250: اگر مسلمانى بر اساس قانون و تأييد قوه قضائيه به جرم حمل مواد مخدر به اعدام محكوم شود و حكم اعدام درباره او اجرا گردد:

1 - آيا نماز ميّت بر او خوانده مى‏شود؟

2 - شركت در مجلس عزا و قرائت قرآن كريم و مصيبت خوانى براى اهل بيت «عليهم‏السلام» كه براى او برگزار مى‏شود، چه حكمى دارد؟

 

مسلمانى كه حكم اعدام درباره او اجرا گرديده است، حكم ساير مسلمانان را دارد و همه احكام و آداب اسلامى ميّت در مورد او هم جارى است. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 251: آيا مسّ كردن استخوانى كه همراه با گوشت است و از بدن انسان زنده جدا شده، موجب غسل مسّ ميّت مى‏شود؟

 

دست زدن به عضوى كه از بدن شخص زنده جدا شده است، غسل ندارد.

 

س 252: آيا دست زدن به عضوى كه از بدن انسان، مرده، جدا شده، غسل مسّ ميت واجب مى‏شود؟

 

دست زدن به عضوى كه از بدن مرده جدا شده، پس از سرد شدن و پيش از غسل دادن، در حكم دست زدن به بدن مرده است.

 

س 253: آيا شخص مسلمان را بايد هنگام احتضار رو به قبله خواباند؟

 

شايسته است كه شخص مسلمان را در حال احتضار به پشت و به سمت قبله بخوابانند، به طورى كه كف پاى او به جانب قبله باشد. بسيارى از فقهاء اين عمل را برخود محتضر در صورتى كه قادر باشد و بر ديگران، واجب دانسته‏اند و احتياط در انجام آن ترك نشود.

 

س 254: اگر هنگام كشيدن دندان مقدارى از بافت‏هاى لثه هم همراه آن كنده شود، آيا دست زدن به آنها موجب غسل مسّ ميّت مى‏شود؟

 

مس آن موجب غسل مس ميت نمى‏شود.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 255: آيا بر شهيد مسلمانى كه با لباسش دفن شده است، احكام مسّ ميّت مترتب‏است؟

 

با مسّ شهيدى كه تغسيل و تكفين در حق او ساقط است، غسل مسّ ميّت واجب نمى‏شود.

 

س 256: اينجانب دانشجوى رشته پزشكى هستم. گاهى هنگام تشريح مجبور به مسّ جسد كسانيكه از دنيا رفته‏اند مى‏شويم و نمى‏دانيم كه آن اموات مسلمان هستند يا خير، و غسل داده شده‏اند، يا خير؟ ولى مسئولين مى‏گويند كه اين اجساد غسل داده شده‏اند. با توجه به اين مطالب اميدواريم وظيفه ما نسبت به نماز و غير آن را بعد از مسّ آن اجساد بيان فرمائيد، و اينكه آيا بر اساس آنچه ذكر شد، غسل بر ما واجب مى‏شود يا خير؟

 

اگر غسل دادن ميّت، احراز نشود و شما در آن شك داشته باشيد، با مسّ جسد يا اجزاء آن، غسل مسّ ميّت بر شما واجب مى‏شود، و نماز بدون غسل مسّ ميّت صحيح نيست. ولى اگر اصل غسل ميّت احراز شود با مسّ جسد يا بعضى از اجزاى آن، غسل مسّ ميّت واجب نمى‏شود، حتى اگر در صحت غسل آن ميّت شك داشته باشيد.

 

س 257: شهيدى كه نام و نشانى او معلوم نيست، با تعدادى از اطفال در يك قبر دفن شده است. بعد از مدتى شواهدى به دست آمد حاكى از اين كه آن شهيد اهل شهرى كه در آن دفن شده، نيست. آيا نبش قبر او جهت حمل جسد شهيد به شهر خودش جايز است؟

 

اگر بر اساس موازين و احكام شرعى دفن گرديده، نبش قبر وى جايز نيست. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 258: اگر آگاهى از داخل قبر و تصوير بردارى تلويزيونى از آنچه در آن است، بدون كندن و خاكبردارى، ممكن باشد، آيا بر اين عمل نبش قبر صدق مى‏كند يا خير؟

 

بر تصويربردارى از بدن ميتى كه در قبر دفن شده است بدون كندن و نبش قبر و آشكار شدن جنازه، عنوان نبش قبر صدق نمى‏كند.

 

س 259: شهردارى قصد دارد مقبره‏هاى اطراف قبرستان را براى توسعه كوچه‏ها، خراب نمايد آيا اين عمل جائز است؟ ثانيا: آيا خارج كردن استخوان‏هاى آن اموات و دفن آنها در مكانى ديگر جايز است؟

 

تخريب قبور مومنين و نبش آنها جايز نيست، حتى اگر براى تعريض كوچه‏ها باشد، و در صورت وقوع نبش قبر و آشكار شدن بدن ميّت مسلمان يا استخوان‏هاى آن كه هنوز پوسيده نشده‏اند، واجب است دوباره دفن شوند.

 

س 260: اگر شخصى بدون رعايت موازين شرعى اقدام به خراب كردن قبرستان مسلمانان كند، مسلمانهاى ديگر در برابر او چه مسئوليتى دارند؟

 

وظيفه ديگران در اين باره نهى از منكر با رعايت شرايط و مراتب آن است، و اگر در اثر تخريب قبور استخوان بدن ميت مسلمان ظاهر شود واجب است آن را مجددا دفن نمايند.

 

س 261: پدرم در حدود 36 سال است كه در قبرستان دفن شده است. اكنون به فكر افتاده‏ام كه با كسب اجازه از اداره اوقاف از آن قبر براى خودم استفاده كنم. آيا با توجه به وقفى بودن قبرستان، اجازه گرفتن از برادرانم در اين باره لازم است؟

 

اجازه گرفتن از ساير ورثه ميّت نسبت به قبرى كه زمين آن وقف عام براى دفن اموات شده، شرط نيست. ولى قبل از تبديل استخوان‏هاى ميّت به خاك، نبش قبر براى دفن ميّت ديگرى در آن جايز نيست. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 262: آيا راهى براى خراب كردن قبرستان مسلمان‏ها و تبديل آن به مراكز ديگر وجود دارد، توضيح دهيد؟

 

تغيير و تبديل قبرستان مسلمانان كه براى دفن اموات مسلمين وقف شده، جايز نيست.

 

س 263: آيا نبش قبر و تبديل قبرستانى كه براى دفن اموات وقف گرديده، بعد از اخذ اجازه از مرجع تقليد جايز است؟

 

در مواردى كه نبش قبر و تبديلِ قبرستانِ وقف شده براى دفن اموات جايز نيست، اجازه مرجع تقليد اثرى ندارد. و اگر از موارد استثناء باشد اشكال ندارد.

 

س 264: مردى در حدود بيست سال پيش فوت نموده، چندى پيش هم زنى در همان روستا از دنيا رفت، اشتباها قبر آن مرد را حفر و زن رادر آن دفن كردند، با توجه به اين كه در داخل قبر هيچ اثرى از جسد مرد مزبور وجود ندارد، وظيفه فعلى ما چيست؟

 

در حال حاضر، با توجه به فرض سؤال، ديگران هيچ تكليفى ندارند و مجرد دفن ميّت در قبر ميّت ديگر موجب جواز نبش قبر براى انتقال جسد به قبر ديگر نمى‏شود.

 

س 265: در وسط خيابانى، چهار قبر وجود دارد كه مانع ادامه جاده سازى هستند، از طرفى هم نبش قبر اشكال شرعى دارد. اميدواريم براى اين كه شهردارى مرتكب عمل خلاف شرعى نشود، وظيفه ما را بيان فرمائيد.

 

اگر احداث جاده متوقف بر حفر قبر و نبش آن نباشد و عبور جاده از روى قبرها امكان دارد، يا احداث جاده با وجود قبرها ضرورى و طبق قانون لازم باشد، احداث آن اشكال ندارد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]احكام نجاسات‏

 

س 266: آيا خون پاك است؟

 

اگر از حيوانى باشد كه خون جهنده دارد، نجس است.

 

س 267: آيا خونى كه بر اثر كوبيدن شديد سر به ديوار در عزاى امام حسين «عليه السلام» از سر انسان جارى و به سر و صورت شركت كنندگان در مراسم عزادارى پاشيده مى‏شود، پاك است يا خير؟

 

خون انسان در هر صورت نجس است.

 

س 268: آيا اثر كم رنگ خون كه بعد از شستن بر لباس باقى مى‏ماند، نجس است؟

 

اگر عين خون نباشد و فقط رنگ آن باقى مانده باشد كه با شستن از بين نمى‏رود، پاك است.

 

س 269: لكه خونى كه گاهى در تخم مرغ يافت مى‏شود، چه حكمى دارد؟

 

محكوم به طهارت است، ولى خوردن آن حرام است. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 270: عرق جنب از حرام و عرق حيوان نجاست خوار چه حكمى دارد؟

 

عرق شتر نجاست خوار نجس است، ولى عرق حيوانات ديگر نجاست خوار و همچنين عرق جنب از حرام بنا بر اقوى پاك است، لكن احتياط واجب اين است كه با عرق جنب از حرام نماز خوانده نشود.

 

س 271: آيا قطرات آبى كه از بدن ميّت قبل از غسل با آب خالص و بعد از غسل با آب سدر و كافور بر زمين مى‏ريزد، پاك هستند يا خير؟

 

تا زمانى كه غسل سوم كامل نشده باشد، بدن ميّت محكوم به نجاست‏است.

 

س 272: پوستى كه گاهى از لبها، دستها و يا پاها جدا مى‏شود، محكوم به طهارت است يا نجاست؟

 

پوست نازكى كه خود بخود از دستها، لبها، پاها و ساير قسمت‏هاى بدن جدا مى‏شود، محكوم به طهارت است.

 

س 273: شخصى در جبهه‏هاى جنگ در وضعيتى قرار گرفت كه مجبور به كشتن خوك و خوردن آن شد، آيا رطوبت بدن و آب دهان وى محكوم به نجاست است؟

 

عرق بدن و آب دهان شخصى كه گوشت حرام و نجس خورده، نجس نيست. ولى هر چيزى كه با وجود رطوبت، با گوشت خوك برخورد كرده، محكوم به نجاست است.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 274: با توجه به اين كه در نقاشى و نقشه‏كشى از قلم مو استفاده مى‏شود و نوع خوب و مرغوب آن غالبا از موى خوك ساخته شده و از كشورهاى غير اسلامى وارد و در دسترس همگان بخصوص مراكز تبليغى و فرهنگى قرار مى‏گيرد، استفاده از اين قلم موها چه حكمى دارد؟

 

موى خوك نجس است و استفاده از آن در امورى كه مشروط به طهارت است، جايز نيست. ولى استفاده از آن در امرى كه مشروط به طهارت نيست، اشكال ندارد و اگر معلوم نباشد كه قلم مو از موى خوك ساخته شده است يا خير، استفاده از آن حتى در امورى هم كه مشروط به طهارت است، اشكال ندارد.

 

س 275: آيا خوردن گوشتى كه از كشورهاى غير اسلامى وارد مى‏شود حلال است؟ حكم آن از جهت طهارت و نجاست چيست؟

 

تا تذكيه شرعى آن احراز نشود خوردن آن حرام است، ولى از نظر طهارت، اگر يقين به عدم تذكيه نباشد پاك است.

 

س 276: در مورد چرم و اجزاى حيوانى كه از بلاد غير اسلامى تهيه شده، نظر مبارك را مرقوم فرمائيد.

 

اگر احتمال دهيد كه حيوان ذبح اسلامى شده، پاك است و اگر يقين داريد كه ذبح اسلامى نشده، محكوم به نجاست است.

 

س 277: اگر لباس جنب با منى نجس شود، اولا حكم دست زدن به آن با وجود رطوبت چيست؟ ثانيا: آيا جايز است جنب لباسهاى خود را براى آب كشيدن به كس ديگرى بدهد؟ آيا شخص محتلم بايد نجس بودن لباسهايش را به كسى كه مى‏خواهد آنها را بشويد، اطلاع دهد؟

 

منى نجس است و اگر با رطوبت مسريه با چيزى برخورد نمايد، آن را نجس مى‏كند. و آگاه كردن كسى كه لباس را مى‏شويد از نجاست لباس، لازم نيست. ولى صاحب لباس تا يقين به طهارت آن حاصل نكند، نمى‏تواند آثار طهارت بر آن مترتب سازد.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 278: اينجانب پس از بول، استبراء مى‏كنم كه همراه آن مايعى خارج مى‏شود كه بوى منى مى‏دهد، آيا نجس است؟ وظيفه من نسبت به نماز چيست؟

 

اگر به منى بودن آن يقين نداريد و خروج آن همراه با علامتهاى شرعى خروج منى نيست، حكم منى ندارد و پاك است.

 

س 279: آيا فضله پرندگان حرام گوشت؛ مانند كلاغ و زاغ و عقاب و طوطى نجس است؟

 

فضله پرندگان حرام گوشت نجس نيست.

 

س 280: در رساله‏هاى عمليه آمده است كه مدفوع حيوانات و پرندگان حرام گوشت نجس است آيا مدفوع حيوانات حلال گوشت مانند، گاو، گوسفند و مرغ نجس است يا خير؟

 

مدفوع حيوانات حلال گوشت از پرندگان و غيره و همچنين مدفوع پرندگان حرام گوشت پاك است.

 

س 281: اگر نجاستى در اطراف يا داخل كاسه دستشوئى باشد و آن جا با آب كريا قليل شسته شود ولى عين نجاست باقى بماند، آيا آن قسمتى كه عين نجاست در آن نيست و آن آب به آنجا رسيده، پاك است يا نجس؟

 

مكانى كه به آن آب نجس نرسيده باشد، محكوم به طهارت است.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 282: آيا اگر مهمانى يكى از اثاثيه‏هاى ميزبانش را نجس كند، مطلع كردن ميزبان واجب است؟

 

اطلاع دادن در غير از خوردنى و آشاميدنى و ظرفهاى غذا، لازم نيست.

 

س 283: آيا چيز پاكى كه با متنجس برخورد نموده، نجس است يا خير؟ در صورت نجس بودن، تا چند واسطه نجس است؟

 

چيزى كه با عين نجس تماس يافته و نجس شده است، اگر باز با چيزى كه پاك است تماس پيدا كند و يكى از آنها تر باشد، آن چيز پاك را نجس مى‏كند، و باز اين چيزى كه بر اثر ملاقات با متنجس نجس شده است، اگر با چيز پاكى برخورد نمايد، بنابر احتياط واجب آن را نجس مى‏كند، ولى اين متنجس سوم هيچ چيزى را با ملاقات خود نجس نمى‏كند.

 

س 284: آيا هنگام استفاده از كفشى كه از پوست حيوان غير مذكّى ساخته شد، هميشه واجب است كه پاها قبل از وضو شسته شوند؟ عده‏اى مى‏گويند كه در صورت عرق كردن پا در كفش، شستن آن واجب است، و تجربه شده كه پا در هر كفشى به مقدار كم يا زياد، عرق مى‏كند. نظر جنابعالى در اين باره چيست؟

 

اگر يقين دارد كه كفش او از پوست حيوانى است كه تذكيه نشده است و احراز شود كه پا در كفش‏هاى مذكور عرق كرده، شستن پاها براى نماز واجب است، ولى در صورت شك در عرق كردن پاها يا شك در تذكيه حيوانى كه كفش از پوست آن دوخته شده است، محكوم به طهارت است.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 285: كودكى كه هميشه خود را نجس مى‏كند، دست‏تر، آب دهان و باقيمانده غذايش چه حكمى دارد؟ كودكانى كه دست‏تر خود را بر پاهايشان مى‏گذارند، چه حكمى دارند؟

 

تا زمانى كه يقين به نجاست آن حاصل نشده، حكم به پاكى مى‏شود.

 

س 286: من مبتلا به بيمارى لثه هستم و طبق دستور پزشك بايد هميشه آن را مالش دهم، اين كار باعث سياهى بعضى از قسمت‏هاى لثه‏ام مى‏شود مثل اين كه خونى در داخل آن جمع شده باشد. هنگامى كه دستمال كاغذى روى آن مى‏گذارم رنگ دستمال قرمز مى‏شود، لذا اقدام به شستن دهانم با آب كر مى‏كنم، ولى خون منجمد، مدت زمانى باقى مى‏ماند و با شستن از بين نمى‏رود. بعد از قطع آب كر، آيا آبى كه وارد دهان شده و به آن قسمت‏ها رسيده و سپس از دهان خارج شده، محكوم به نجاست است يا اين كه جزء آب دهان محسوب مى‏شود و محكوم به طهارت است؟

 

محكوم به طهارت است، هر چند احتياط اجتناب از آن است.

 

س 287: سؤال من اين است كه آيا غذائى كه خورده‏ام و با اجزاى خون منجمد شده در لثه تماس پيدا كرده، نجس است يا خير؟ در صورت نجس شدن، آيا فضاى دهان بعد از فرو بردن غذا، نجس باقى مى‏ماند؟

 

غذا در فرض مزبور محكوم به نجاست نيست و فرو بردن آن اشكال ندارد و فضاى دهان پاك است.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 288: مدتى است كه شايع شده لوازم آرايشى را از ناف جنين كه هنگام تولد از او جدا مى‏كنند و يا از جنين مرده مى‏سازند. ما گاهى از اين لوازم استفاده كرده و حتى گاهى رژلب خورده مى‏شود، آيا اينها نجس هستند؟

 

شايعه دليل شرعى بر نجس بودن لوازم آرايشى نيست، و تا نجاست آنها از راه شرعى احراز نشود، استفاده از آنها اشكال ندارد.

 

س 289: از هر لباس يا پارچه‏اى هنگام شستن، پرزهاى ريزى مى‏ريزد كه اگر به طشت نگاه كنيم آنها را مى‏بينيم. وقتى كه طشت پر از آب و متصل به آب شير است، اگر لباس را داخل طشت فرو ببريم آب از اطراف آن سرازير مى‏شود. به علت وجود اين تارها و پرزهاى ريز در آبى كه از طشت به بيرون مى‏ريزد، از آن آب احتياط كرده و همه جا را تطهير مى‏كنم. و يا وقتى لباسهاى نجس بچه‏ها را بيرون مى‏آورم، همه جاهائى را كه لباسها را در آنجا در آورده‏ام حتى اگر خشك هم باشد آب مى‏كشم زيرا فكر مى‏كنم تارها و پرزهاى ريز در آنجا افتاده‏اند. آيا اين احتياط لازم است؟

 

لباسى كه براى آب كشيدن در ظرفى گذاشته مى‏شود و آب لوله‏كشى روى آن ريخته شده و سراسر آن را فرا مى‏گيرد، لباس و ظرف و آب و پرزهائى كه از لباس جدا شده و بر روى آب ديده مى‏شود و همراه آب به بيرون مى‏ريزد، همگى پاك هستند. پرزها يا غبارى هم كه از لباس نجس جدا مى‏شود پاك هستند، مگر اين كه يقين حاصل شود كه از قسمت نجس جدا شده‏اند، و به مجرد شك در اصل جدا شدن آن از لباس نجس يا نجس بودن محل آن، احتياط لازم نيست.

 

س 290: مقدار رطوبتى كه باعث سرايت از چيزى به چيز ديگر مى‏شود، چقدر است؟

 

ملاك رطوبت مسريه اين است كه به مقدارى باشد كه رطوبت هنگام برخورد از جسم مرطوب به جسم ديگر سرايت كند.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 291: لباسهائى كه به خشكشوئى‏ها داده مى‏شود از نظر طهارت چه حكمى دارد؟ لازم به تذكّر است كه اقليتهاى دينى (يهود ونصارى و...) هم لباسهاى خود را براى شستشو و اتو كردن به اين خشكشوئى‏ها مى‏دهند و مى‏دانيم كه صاحبان اين مكانها براى شستن لباسها از مواد شيميائى استفاده مى‏كنند.

 

اگر لباسهائى كه به خشكشوئى‏ها داده مى‏شود از قبل نجس نباشند، محكوم به طهارت هستند، و تماس آن با لباسهاى پيروان اقليتهاى دينى (اهل كتاب) باعث نجاست نمى‏شود.

 

س 292: آيا لباسهائى كه با لباسشوئى تمام اتوماتيك شسته مى‏شود، پاك مى‏گردد يا خير؟ نحوه كار اين لباسشوئى‏ها به اين صورت است كه در مرحله اول كه لباس با آب مخلوط با پودر لباسشوئى شسته مى‏شود، مقدارى از آب و كف پودر بر شيشه درب لباسشوئى و نوار پلاستيكى اطراف آن پاشيده مى‏شود، و در مرتبه دوم آب غساله شستشو كشيده شده ولى كف پودر، درب و نوار پلاستيكى اطراف آن را به طور كامل مى‏پوشاند. در مراحل بعدى ماشين لباسشوئى لباسها را در سه نوبت با آب قليل مى‏شويد و از آن پس آب غساله بيرون كشيده مى‏شود، اميدواريم توضيح بفرمائيد، لباسهائى كه به اين ترتيب شسته شده‏اند، پاك هستند يا خير؟

 

اگر بعد از زوال عين نجاست، آب متصل به لوله در داخل ماشين لباسشوئى به لباسها و همه قسمت‏هاى داخل ماشين برسد و از آن جدا و خارج شود، محكوم به طهارت است.

 

س 293: اگر آب بر زمين يا در حوض يا حمامى كه لباس در آن شسته مى‏شود، ريخته شود و قطراتى از آن آب به لباس ترشح كند، آيا لباس نجس مى‏شود يا خير؟

 

وقتى كه آب بر مكان يا زمين پاكى بريزد، ترشح ناشى از آن هم پاك است و اگر شك داشته باشيم كه آن مكان پاك است يا نجس، باز هم ترشح آن، پاك است.

 

س 294: آبى كه از ماشين‏هاى حمل زباله شهرى در خيابان مى‏ريزد و گاهى بر اثر شدت باد به لباس مردم پاشيده مى‏شود، محكوم به طهارت است يا نجاست؟

 

آب مزبور محكوم به طهارت است، مگر اين كه فردى يقين پيدا كند كه آن آب بر اثر برخورد با نجس، نجس شده است. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 295: آيا آبهائى كه در چاله‏هاى موجود در خيابان‏ها جمع مى‏شود، پاك است يا نجس؟

 

اين آبها محكوم به طهارت هستند.

 

س 296: رفت و آمدهاى خانوادگى با اشخاصى كه به طهارت و نجاست در خوردن و آشاميدن و مانند آن اهميت نمى‏دهند، چه حكمى دارد؟

 

به طور كلّى در مورد طهارت و نجاست، حكم دين اسلام اين است كه هر چيزى كه يقين به نجاست آن نباشد، از نظر شرعى محكوم به طهارت است.

 

س 297: استفراغ افراد زير از جهت پاك يا نجس بودن، چه حكمى دارد؟

الف: طفل شيرخوار

ب: طفلى كه هم شير مى‏خورد و هم غذا

 

انسان بالغ‏

در همه موارد پاك است.

 

س 298: ملاقى شبهه محصوره چه حكمى دارد؟

 

اگر با بعضى از اطراف تماس پيدا كند، حكم متنجس را ندارد.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 299: شخصى كه دين او مشخص نيست و از كشور ديگرى براى كار وارد كشور اسلامى شده و مغازه اغذيه فروشى داير كرده و كار او فروش مواد خوراكى است، هنگام فروش، ماده غذائى با بدن او كه رطوبت مسريه دارد تماس پيدا مى‏كند، آيا بايد از او درباره دينش سؤال كرد يا اين كه اصل پاك بودن اشياء جارى مى‏شود؟

 

سؤال از دين او واجب نيست و اصلِ طهارتِ اشياء نسبت به وى و چيزى كه با وجود رطوبت با بدن او در تماس است، جارى مى‏شود.

 

س 300: اگر يكى از اعضاى خانواده يا شخصى كه به منزل انسان رفت و آمد دارد به طهارت و نجاست اهميت ندهد و باعث نجس شدن گسترده خانه و اثاثيه آن شود بطورى كه شستن و آب كشيدن آنها ممكن نباشد، تكليف اهل منزل دراين باره چيست؟ و با اين فرض چگونه ممكن است كه انسان پاك بماند، بخصوص در نماز كه پاكى شرط صحت آن است؟ حكم شرعى در اين مورد چيست؟

 

تطهير تمام خانه لازم نيست و براى صحت نماز، پاك بودن لباس نمازگزار و محل گذاشتن پيشانى كافى است. نجاست خانه و اثاثيه آن موجب اثبات تكليف بيشترى بر انسان غير از لزوم رعايت طهارت در نماز و خوردن و آشاميدن، نمى‏شود.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]احكام مسكرات‏

 

س 301: آيا مشروبات الكلى نجس است؟

 

مشروبات مست كننده بنا بر احتياط نجس است.

 

س 302: آب انگورى كه با آتش جوشيده شده و دو ثلث آن كم نشده است، ولى مست كننده نيست، چه حكمى دارد؟

 

خوردن آن حرام است، ولى نجس نيست.

 

س 303: گفته مى‏شود كه اگر مقدارى غوره براى گرفتن آب آن جوشانده شود و همراه آن يك يا چند حبه انگور باشد، آنچه بعد از جوشاندن باقى مى‏ماند، حرام است. آيا اين سخن صحيح است؟

 

اگر حبه‏هاى انگور بسيار كم باشد و آب آن در آب غوره مستهلك شود، به طورى كه آب انگور بر آن صدق نكند، حلال است. ولى اگر حبه‏هاى انگور به تنهائى به وسيله آتش جوشانده شود، خوردن آن حرام است.

 

س 304: امروزه از الكل كه در واقع مسكراست براى ساخت بسيارى از داروها بخصوص داروهاى نوشيدنى، عطرها بويژه انواع ادكلن‏هائى كه از خارج وارد مى‏شوند، استفاده مى‏كنند. آيا به افراد آگاه يا جاهل به مسأله اجازه خريد و فروش و استفاده و بهره‏گيريهاى ديگر از آنها را مى‏دهيد؟

 

الكل‏هائى كه معلوم نيست در اصل از اقسام مايعات مست كننده باشند، محكوم به طهارت هستند، و خريد و فروش و استعمال مايعاتى كه با آنها مخلوط شده‏اند اشكال ندارد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 305: آيا استفاده از الكل سفيد براى ضد عفونى كردن دست و لوازم پزشكى مثل دماسنج و غير آن به خاطر استفاده از آنها در امور پزشكى و درمان توسط پزشك يا تيم پزشكى جايز است؟ الكل سفيد همان الكل پزشكى است كه قابل نوشيدن هم هست، و فرمول آن c2hooh است، آيا نماز خواندن با لباسى كه يك يا چند قطره از اين الكل بر آن ريخته شده، جايز است؟

 

اگر از الكلى باشد كه در اصل مايع نيست، هر چند مست كننده هم باشد، محكوم به طهارت است و نماز با لباسى كه با اين الكل برخورد كرده صحيح است و احتياجى به تطهير ندارد. ولى اگر از الكل مايع بالاصالة و بر حسب تشخيص اهل فن مست كننده باشد، نجس است و نماز با بدن يا لباسى كه با آن برخورد كرده، موقوف بر تطهير است؛ ليكن استفاده از آن جهت ضد عفونى كردن ادوات پزشكى و مانند آن اشكال ندارد.

 

س 306: ماده‏اى است به نام «كفير» كه در صنايع غذائى و داروسازى كاربرد دارد. هنگام تخمير 5% يا 8% الكل در ماده بدست آمده بوجود مى‏آيد. اين مقدار الكل سبب هيچ نوع مستى در مصرف كننده نمى‏شود. آيا از نظر شرعى استفاده از اين ماده مانعى دارد يا خير؟

 

اگر الكل موجود در ماده به دست آمده فى نفسه مست كننده باشد، بنا بر احتياط نجس و حرام است، هر چند به علت كمى آن و مخلوط شدن با ماده به دست آمده، نسبت به مصرف كننده مسكر نباشد، ولى اگر شك داشته باشيم كه فى نفسه مست كننده و يا در اصل مايع است، حكم متفاوت مى‏شود.

 

س 307: 1 - آيا الكل اتيليك نجس است يا خير؟ (ظاهرا اين الكل در همه مست كننده‏ها وجود دارد و سبب مستى است).

2 - ملاك نجس بودن الكل چيست؟

3 - روشى كه مست كننده بودن مشروب را ثابت كند، كدام است؟

 

1 - هر يك از اقسام الكل كه مست كننده و در اصل مايع باشد، نجس‏است.

2 - ملاك نجاست الكل اين است كه مست كننده و در اصل مايع باشد.

3 - اگر خود مكلّف يقين نداشته باشد، خبردادن اهل خبره مورد اطمينان كافى‏است. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]س 308: نوشابه‏هاى موجود در بازار كه بعضى از آنها مانند كوكاكولا و پپسى كولا و... در داخل توليد مى‏شوند و گفته مى‏شود كه مواد اصلى آنها از خارج وارد مى‏گردد و احتمال دارد از الكل در آنها استفاده شده باشد، چه حكمى دارد؟

 

پاك و حلال است، مگر اين كه مكلّف شخصا يقين حاصل كند كه آنها با الكل مست كننده‏اى مخلوط اند كه در اصل مايع است.

 

س 309: آيا اساسا هنگام خريد مواد غذائى، لازم است تحقيق شود كه فروشنده يا سازنده غير مسلمان كالا آنها را لمس كرده و يا در ساخت آنها الكل بكار برده است يا خير؟

 

سؤال و تحقيق لازم نيست.

 

س 310: اينجانب اقدام به ساخت «اسپرى اتروپين سولفات» كرده‏ام كه الكل نقش اساسى در تركيب فرمول داروئى آن دارد، به طورى كه اگر الكل به تركيب مذكور اضافه نشود، ساخت آن اسپرى ممكن نيست و از جهت عملى هم اين اسپرى ضد گازهاى شيميائى و جنگى اعصاب است كه براى محافظت از نيروهاى اسلام در برابر آنها كاربرد دارد. آيا از نظر جنابعالى استفاده از الكل به ترتيب مذكور در صنعت داروسازى، شرعا جايز است؟

 

اگر الكل مست كننده‏اى باشد كه در اصل مايع است، نجس و حرام است، ولى استفاده از آن به عنوان دارو در هيچ يك از حالات اشكال ندارد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]وسوسه و درمان آن‏

 

س 311: چند سالى است كه به بيمارى وسواس مبتلا شده‏ام و اين موضوع مرا بسيار عذاب مى‏دهد، و روز به روز اين حالت در من تشديد مى‏شود تا جائى كه در همه چيز شك مى‏كنم و همه زندگى ام بر پايه شك استوار گشته است. بيشترين شك من درباره غذا و اشياء مرطوب است، به همين دليل نمى‏توانم مثل ساير مردم عادى زندگى كنم. وقتى داخل مكانى مى‏شوم فورى جوراب هايم را از پاى خود بيرون مى‏آورم زيرا فكر مى‏كنم جوراب‏هايم عرق كرده و بر اثر تماس با نجس، نجس خواهند شد، حتى من بر سجاده هم نمى‏توانم بنشينم. هر وقت بر آن مى‏نشينم بر اثر وسوسه نفس از روى آن بلند مى‏شوم تا مبادا پرزهاى سجاده به لباسهايم بچسبد و مجبور به شستن آنها شوم. در گذشته چنين نبودم، اكنون از اين كار هايم خجالت مى‏كشم و هميشه دوست دارم كسى را در عالم رؤيا ببينم و مشكلاتم را با او در ميان بگذارم و يا معجزه‏اى رخ دهد و زندگى‏ام را دگرگون نمايد و به حالت گذشته‏ام برگردم. اميدوارم مرا راهنمائى فرمائيد.

 

احكام طهارت و نجاست همان است كه در رساله‏هاى عمليه ذكر شده‏است. از نظر شرعى همه اشياء محكوم به طهارت هستند، مگر مواردى كه شارع حكم به نجاست آنها كرده و براى انسان هم يقين به آن حاصل شده است. در اين صورت رهائى از بيمارى‏وسواس احتياج‏به‏رؤيا و معجزه‏ندارد، بلكه‏بايدمكلّف‏ذوق‏و سليقه‏شخصى خود را كنارگذاشته‏و متعبدومؤمن‏به دستورات‏شرع مقدس باشدو چيزى‏را كه‏يقين‏به نجس بودن آن ندارد، نجس نداند. زيرا شما از كجا به نجاستِ در و ديوار و سجاده و ساير اشيائى كه استفاده مى‏كنيد، يقين پيدا كرده‏ايد. چگونه يقين پيدا كرده‏ايد كه پرزهاى سجاده‏اى كه بر روى آن راه مى‏رويد يا مى‏نشينيد، نجس هستند و نجاست آنها به جوراب و لباس و بدن شما سرايت مى‏كند؟ لذا در اين صورت اعتناء به وسواس براى شما جايز نيست. مقدارى عدم توجه به وسوسه نجاست و تمرين عدم اعتنا به شما كمك خواهد كرد تا به خواست و توفيق خداوند خود را از وسواس نجات دهيد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center][align=center]س 312: زنى هستم با تحصيلات عالى و داراى چندين فرزند، مشكلى كه از آن رنج مى‏برم مسأله طهارت است. چون در خانواده‏اى متدين بزرگ شده‏ام، مى‏خواهم همه تعاليم اسلامى را مراعات كنم. به علت داشتن فرزندان كوچك، هميشه با مسائل بول و غائط سر و كار دارم. هنگام تطهير بول، ترشحات سيفون پراكنده شده و به پاها، صورت و حتى سرم برخورد مى‏كنند و هر دفعه با مشكل تطهير آن اعضاء مواجه هستم، و اين باعث شده كه در زندگى با سختى‏هاى زيادى روبرو شوم. از طرفى هم نمى‏توانم اين امور را رعايت نكنم، زيرا مربوط به عقيده و دينم است. براى حل مشكل به پزشك روانشناس هم مراجعه كردم، ولى نتيجه‏اى نگرفتم. بعلاوه موارد ديگرى هم هست كه از آنها رنج مى‏برم مثل غبار شى‏ء نجس يا مراقبت از دست‏هاى كودك كه يا بايد آنها را آب بكشم و يا از دست زدن بچه به اشياء ديگر جلوگيرى نمايم. با توجه به اين كه تطهير شى‏ء نجس براى من بسيار دشوار است ولى در همان وقت، شستن آن ظرفها و لباسها در صورتى كه فقط كثيف باشند برايم راحت است. لذا از حضرتعالى مى‏خواهم كه با راهنمائى‏هاى خود زندگى را بر من آسان نمائيد.

 

1 - از نظر شرع مقدس، در طهارت و نجاست، اصل بر طهارت اشياء است. يعنى در هر موردى كه كمترين ترديدى در نجس شدن آن براى شما حاصل شد، واجب است حكم به عدم نجاست كنيد.

2 - كسانى كه داراى حساسيت نفسانى شديدى در مورد نجاست هستند (به اين افراد در اصطلاح فقهى وسواسى گفته مى‏شود)، حتى اگر گاهى يقين به نجاست هم پيدا كردند، بايد حكم به عدم نجاست كنند، مگر در مواردى كه نجس شدن يك شى‏ء را با چشمان خود ببينند، بطورى كه اگر فرد ديگرى هم آن را ببيند، يقين به سرايت نجاست پيدا كند، فقط در اين موارد بايد حكم به نجاست كنند.

استمرار اجراى اين حكم در مورد افراد مزبور تا زمانى است كه اين حساسيت به طور كلى از بين برود.

3 - هر شى‏ء يا عضوى كه نجس مى‏شود، براى تطهير آن، يكبار شستن با آب لوله‏كشى بعد از زوال عين نجاست كافى است. تكرار در شستن يا فرو بردن آن در آب لازم نيست، و اگر شى‏ء نجس از قبيل پارچه و مانند آن باشد، بايد به مقدار متعارف فشار داده شود تا آب از آن خارج گردد.

4 - از آنجائى كه شما به اين حساسيت شديد در برابر نجاست مبتلا هستيد، بايد بدانيد كه غبار نجس در هيچ صورتى نسبت به شما نجس نيست و نيز مراقبت از دست‏هاى كودك چه پاك باشد يا نجس و همچنين دقت در اين كه خون از بدن زائل شده يا خير، لازم نيست. اين حكم درباره شما تا زمانى كه اين حساسيت از بين نرفته، باقى است.

5 - دين اسلام داراى احكام سهل و آسان و منطبق با فطرت بشرى است، لذا آن را بر خود مشكل نكنيد و با اين كار باعث وارد شدن ضرر و اذيت به جسم و روحتان نگرديد. حالت دلهره و اضطراب در اين موارد زندگى را بر شما تلخ مى‏كند، و خداوند راضى به رنج و عذاب شما و كسانى كه با شما ارتباط دارند، نيست. شكرگزار نعمت دين آسان باشيد و شكر اين نعمت، عمل بر اساس تعليمات خداوند تبارك و تعالى است.

6 - اين حالت يك وضعيت گذرا و قابل علاجى است. افراد بسيارى بعد از ابتلاء به آن، با روش مذكور از آن نجات يافته‏اند. به خداوند توكّل نمائيد و نفس خود را با همت و اراده آرامش ببخشيد. انشاء الله موفق باشيد.

[/align][/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×