رفتن به مطلب
Negarita

رساله کامل امام خمینی

پست های پیشنهاد شده

[align=center]١٤٤ اگر جايى از خانه يا فرش كسى نجس باشد و ببيند بدن يا لباس يا چيز ديگر كسانى كه وارد خانه او مى‏شوند با رطوبت به جاى نجس رسيده است، لازم نيست به آنان بگويد.

١٤٥ اگر صاحب خانه در بين غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، بايد به مهمانها بگويد. اما اگر يكى از مهمانها بفهمد، لازم نيست به ديگران خبر دهد. ولى چنانچه طورى با آنان معاشرت دارد كه مى‏داند به واسطه نگفتن خود او هم نجس مى‏شود، بايد بعد از غذا به آنان بگويد.

١٤٦ اگر چيزى را كه عاريه كرده نجس شود اگر بداند كه صاحبش آن چيز را در خوردن و آشاميدن استعمال مى‏كند، واجب است به او بگويد.

١٤٧ بچه مميزى كه خوب و بد را مى‏فهمد، اگر تكليفش هم نزديك است اگربگويد چيزى را آب كشيدم، دوباره بايد آن را آب كشيد. ولى اگر بگويد چيزى كه در دست اوست نجس است، احتياط آن است كه از آن اجتناب كنند. اگر چه بعيد نيست اعتبار قول صبى مراهق.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]مطهرات

 

١٤٨ ده چيز، نجاست را پاك مى‏كند و آنها را مطهرات گويند: اول: آب.دوم: زمين. سوم:آفتاب. چهارم: استحاله. پنجم: انتقال. ششم: اسلام. هفتم: تبعيت. هشتم: برطرف شدن عين نجاست. نهم: استبراء حيوان نجاستخوار. دهم: غايب شدن مسلمان. و احكام اينها بطور تفصيل در مسايل آينده گفته مى‏شود.

١- آب

 

١٤٩ آب با چهار شرط، چيز نجس را پاك مى‏كند: اول: آنكه مطلق باشد. پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بيد، چيز نجس را پاك نمى‏كند. دوم: آنكه پاك باشد.سوم: آنكه وقتى چيز نجس را مى‏شويند آب مضاف نشود و بو يا رنگ يا مزه نجاست هم نگيرد. چهارم: آنكه بعد از آب كشيدن چيز نجس، عين نجاست در آن نباشد. و پاك شدن چيز نجس با آب قليل يعنى آب كمتر از كر، شرطهاى ديگرى هم دارد كه بعدا گفته مى‏شود.

١٥٠ ظرف نجس را با آب قليل بايد سه مرتبه شست، بلكه در كر و جارى هم احتياط سه مرتبه است، اگر چه ارجح در كر و جارى يك مرتبه است. ولى ظرفى كه سگ ليسيده يا از آن ظرف آب يا چيز روان ديگر خورده، بايد اول با خاك پاك،خاك مال كرد و بعد بنابر احتياط واجب دو مرتبه در كر يا جارى يا با آب قليل شست. و همچنين ظرفى را كه آب دهان سگ در آن ريخته، بنابر احتياط واجب بايدپيش از شستن خاك مال كرد.

١٥١ اگر دهانه ظرفى كه سگ دهن زده، تنگ باشد و نشود آن را خاك مال كرد، چنانچه ممكن است بايد كهنه به چوبى بپيچند و به توسط آن خاك را به آن ظرف بمالند، و در غير اين صورت پاك شدن ظرف اشكال دارد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١٥٢ ظرفى را كه خوك از آن چيز روانى بخورد، با قليل بايد هفت مرتبه شست، و در كر و جارى نيز هفت مرتبه بايد شست به احتياط واجب، و لازم نيست آن را خاك مال كنند، اگر چه احتياط مستحب آن است كه خاك مال شود. و نيز ليسيدن خوك ملحق است به آب خوردن آن، به احتياط واجب.

١٥٣ اگر بخواهند ظرفى را كه به شراب نجس شده با آب قليل آب بكشند، بايد سه مرتبه بشويند، و بهتر است هفت مرتبه شسته شود.

١٥٤ كوزه‏اى كه از گل نجس ساخته شده و يا آب نجس در آن فرو رفته، اگر در آب كر يا جارى بگذارند، به هر جاى آن كه آب برسد پاك مى‏شود. و اگر بخواهند باطن آن هم پاك شود بايد به قدرى در آب كر يا جارى بماند كه آب به تمام آن فرو رود، و فرو رفتن رطوبت كافى نيست.

١٥٥ ظرف نجس را با آب قليل، دو جور مى‏شود آب كشيد. يكى آنكه سه مرتبه پر كنند و خالى كنند، ديگر آن كه سه دفعه قدرى آب در آن بريزند و در هر دفعه آب را طورى در آن بگردانند كه به جاهاى نجس آن برسد و بيرون بريزند.

١٥٦ اگر ظرف بزرگى مثل پاتيل و خمره نجس شود، چنانچه سه مرتبه آن را از آب پر كنند و خالى كنند، پاك مى‏شود. و همچنين است اگر سه مرتبه از بالا آب در آن بريزند، به طورى كه تمام اطراف آن را بگيرد و در هر دفعه آبى كه ته آن جمع مى‏شود بيرون آورند، و احتياط واجب آن است كه در هر دفعه ظرفى را كه با آن آبها را بيرون مى‏آورند، آب بكشند.

١٥٧ اگر مس نجس و مانند آن را آب كنند و آب بكشند، ظاهرش پاك مى‏شود.

١٥٨ تنورى كه به بول نجس شده است، اگر دو مرتبه از بالا آب در آن بريزند، به طورى كه تمام اطراف آن را بگيرد، پاك مى‏شود. و در غير بول اگربعد از برطرف شدن نجاست‏يك مرتبه به دستورى كه گفته شد، آب در آن بريزند، كافى است. و بهتر است كه گودالى ته آن بكنند تا آبها در آن جمع شود و بيرون بياورند، بعد آن گودال را با خاك پاك پر كنند. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١٥٩ اگر چيز نجس را بعد از برطرف كردن عين نجاست، يك مرتبه در آب كر يا جارى فرو برند كه آب به تمام جاهاى نجس آن برسد، پاك مى‏شود. و احتياط واجب آن است كه فرش و لباس و مانند اينها را طورى فشار يا حركت دهند كه آب داخل آن خارج شود.

١٦٠ اگر بخواهند چيزى را كه به بول نجس شده با آب قليل آب بكشند،چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، در صورتى كه بول در آن چيز نمانده باشد، يك مرتبه ديگر كه آب روى آن بريزند پاك مى‏شود. ولى در لباس و فرش و مانند اينها بايد بعد از هر دفعه فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد. و غساله آبى است كه معمولا در وقت‏شستن و بعد از آن از چيزى كه شسته مى‏شود خود به‏خود يا به وسيله فشار مى‏ريزد.

١٦١ اگر چيزى به بول پسر شيرخوارى كه غذا خور نشده، و شير خوك نخورده نجس شود، چنانچه يك مرتبه آب روى آن بريزند كه به تمام جاهاى نجس آن برسد،پاك مى‏شود. ولى احتياط مستحب فرش و مانند اينها فشار لازم نيست.

١٦٢ اگر چيزى به غير بول نجس شود چنانچه بعد از برطرف كردن نجاست‏يك مرتبه آب روى آن بريزند و از آن جدا شود، پاك مى‏گردد. و نيز اگر در دفعه اولى كه آب روى آن مى ريزند نجاست آن برطرف شود و بعد از برطرف شدن نجاست هم آب روى آن بيايد پاك مى‏شود، ولى در هر صورت لباس و مانند آن را بايد فشار دهند تا غساله آن بيرون آيد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١٦٣ اگر حصير نجس را كه با نخ بافته شده، در آب كر يا جارى فرو برند،بعد از برطرف شدن عين نجاست، پاك مى‏شود.

١٦٤ اگر ظاهر گندم و برنج و صابون و مانند اينها نجس شود، به فرو بردن در كر و جارى پاك مى‏گردد. و اگر باطن آنها نجس شود، پاك نمى‏گردد.

١٦٥ اگر انسان شك كند كه آب نجس به باطن صابون رسيده يا نه، باطن آن پاك است.

١٦٦ اگر ظاهر برنج و گوشت‏يا چيزى مانند اينها نجس شده باشد، چنانچه آن را در ظرفى بگذارند و سه مرتبه آب روى آن بريزند و خالى كنند پاك مى‏شود و ظرف آن هم پاك مى‏گردد. ولى اگر بخواهد لباس يا چيزى را كه فشار لازم دارد، در ظرفى بگذارند و آب بكشند بايد در هر مرتبه كه آب روى آن مى ريزند، آن را فشار دهند و ظرف را كج كنند تا غساله‏اى كه در آن جمع شده بيرون بريزد.

١٦٧ لباس نجسى را كه به نيل و مانند آن رنگ شده، اگر در آب كر يا جارى فرو برند و آب پيش از آنكه به واسطه رنگ پارچه مضاف شود به تمام آن برسد، آن لباس پاك مى‏شود. اگر چه موقع فشار دادن، آب مضاف يا رنگين از آن بيرون‏آيد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١٦٨ اگر لباسى را در كر يا جارى آب بكشند و بعد مثلا لجن آب در آن ببينند، چنانچه احتمال ندهند كه جلوگيرى از رسيدن آب كرده، آن لباس پاك است.

١٦٩ اگر بعد از آب كشيدن لباس و مانند آن، خورده گل يا اشنان در آن ديده شود، در صورتى كه بداند كه خورده گل يا اشنان با آب شسته شده، پاك است. ولى اگر آب نجس به باطن گل يا اشنان رسيده باشد، ظاهر گل و اشنان پاك و باطن آنها نجس است.

١٧٠ هر چيز نجس تا عين نجاست را از آن برطرف نكنند، پاك نمى‏شود، ولى اگر بو يا رنگ نجاست در آن مانده باشد اشكال ندارد. پس اگر خون را از لباس برطرف كنند و لباس را آب بكشند و رنگ خون در آن بماند، پاك مى‏باشد. اما چنانچه به واسطه بو يا رنگ يقين كنند يا احتمال دهند كه ذره‏هاى نجاست در آن چيز مانده،نجس است.

١٧١ اگر نجاست بدن را در آب كر يا جارى برطرف كنند بدن پاك مى‏شود و بيرون آمدن و دوباره در آب رفتن لازم نيست.

١٧٢ غذاى نجسى كه لاى دندانها مانده اگر آب در دهان بگردانند و به تمام غذاى نجس برسد، پاك مى‏شود.

١٧٣ اگر موى سر و صورت زياد باشد و با آب قليل آب بكشند، بايد فشار دهند كه غساله آن جدا شود.

١٧٤ اگر جايى از بدن يا لباس را با آب قليل آب بكشند، اطراف آن جا كه متصل به آن است و معمولا موقع آب كشيدن، آن جا نجس مى‏شود، در صورتى كه آبى كه براى پاك شدن محل نجس مى ريزند به آن اطراف جارى شود با پاك شدن جاى نجس پاك مى‏شود. و همچنين است اگر چيز پاكى را پهلوى چيز نجس بگذارند و روى هر دو آب بريزند. پس اگر براى آب كشيدن يك انگشت نجس، روى همه انگشتها آب بريزند و آب نجس به همه آنها برسد، بعد از پاك شدن انگشت نجس تمام انگشتها پاك مى‏شود.

١٧٥ گوشت و دنبه‏اى كه نجس شده مثل چيزهاى ديگر آب كشيده مى‏شود. و همچنين است اگر بدن يا لباس، چربى كمى داشته باشد كه از رسيدن آب به آنها جلوگيرى نكند.

١٧٦ اگر ظرف يا بدن نجس باشد و بعد به طورى چرب شود كه جلوگيرى از رسيدن آب به آنها كند، چنانچه بخواهند ظرف و بدن را آب بكشند، بايد چربى را برطرف كنند تا آب به آنها برسد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١٧٧ چيز نجسى كه عين نجاست در آن نيست، اگر زير شيرى كه متصل به كر است‏يك دفعه بشويند، پاك مى‏شود. و نيز اگر عين نجاست در آن باشد، چنانچه عين نجاست آن، زير شير يا به وسيله ديگر برطرف شود و آبى كه از آن چيز مى‏ريزد بويا رنگ يا مزه نجاست به خود نگرفته باشد، با آب شير پاك مى‏گردد. اما اگر آبى كه از آن مى ريزد بو يا رنگ يا مزه نجاست گرفته باشد، بايد به قدرى آب شير روى آن بريزند تا در آبى كه از آن جدا مى‏شود بو يا رنگ يا مزه نجاست نباشد.

١٧٨ اگر چيزى را آب بكشد و يقين كند پاك شده و بعد شك كند كه عين نجاست را از آن بر طرف كرده يا نه، چنانچه موقع آب كشيدن متوجه برطرف كردن عين نجاست بوده آن چيز پاك است، و اگر متوجه بر طرف كردن عين نجاست نبوده، بنابر احتياط مستحب بايد دوباره آن را آب بكشد.

١٧٩ زمينى كه آب روى آن جارى نمى‏شود اگر نجس شود با آب قليل پاك نمى‏گردد. ولى زمينى كه روى آن شن يا ريگ باشد چون آبى كه روى آن مى‏ريزند ازآن جدا شده و در شن و ريگ فرو مى‏رود با آب قليل پاك مى‏شود، اما زير ريگها نجس مى‏ماند.

١٨٠ زمين سنگ فرش و آجر فرش و زمين سختى كه آب در آن فرو نمى رود، اگر نجس شود با آب قليل پاك مى‏گردد، ولى بايد به قدرى آب روى آن بريزند كه جارى شود. و چنانچه آبى كه روى آن ريخته‏اند از سوراخى بيرون رود همه زمين پاك مى‏شود، و اگر بيرون نرود جايى كه آبها جمع مى شود نجس مى‏ماند، و براى پاك شدن آنجا بايد گودالى بكنند كه آب در آن جمع شود، بعد آب را بيرون بياورندو گودال را با خاك پاك پر كنند.

١٨١ اگر ظاهر نمك سنگ و مانند آن نجس شود، با آب كمتر از كر هم پاك مى‏شود.

١٨٢ اگر شكر آب شده نجس را قند بسازند و در آب كر يا جارى بگذارند، پاك نمى‏شود. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٢- زمين

 

١٨٣ زمين با سه شرط، كف پا و ته كفش نجس را پاك مى‏كند: اول: آنكه زمين پاك باشد. دوم: آنكه خشك باشد. سوم: آنكه اگر عين نجس مثل خون و بول، يا متنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد، به واسطه راه رفتن يا ماليدن پا به زمين برطرف شود. و نيز زمين بايد خاك يا سنگ يا آجر فرش و مانند اينها باشد، و با راه رفتن روى فرش و حصير و سبزه، كف پا و ته كفش نجس پاك نمى‏شود. و اگر به واسطه غير راه رفتن نجس شده باشد، پاك شدنش به واسطه راه رفتن اشكال دارد.

١٨٤ پاك شدن كف پا و ته كفش نجس، به واسطه راه رفتن روى آسفالت و روى زمينى كه با چوب فرش شده، محل اشكال است. بلكه پاك نشدن اقوى است.

١٨٥ براى پاك شدن كف پا و ته كفش، بهتر است پانزده قدم يا بيشتر راه بروند، اگر چه به كمتر از پانزده قدم يا ماليدن پا به زمين، نجاست برطرف شود.

١٨٦ لازم نيست كف پا و ته كفش نجس، تر باشد. بلكه اگر خشك هم باشد به راه رفتن پاك مى‏شود.

١٨٧ بعد از آنكه كف پا و ته كفش نجس به راه رفتن پاك شد، مقدارى از اطراف آن هم كه معمولا به گل آلوده مى‏شود، اگر زمين يا خاك به آن اطراف برسد، پاك مى‏گردد.

١٨٨ كسى كه با دست و زانو راه مى رود، اگر كف دست‏يا زانوى او نجس شود، پاك شدن دست و زانوى او به وسيله راه رفتن، محل اشكال است. و همچنين است‏ته عصا و ته پاى مصنوعى و نعل چهار پايان و چرخ اتومبيل و درشكه و مانند اينها.

١٨٩ اگر بعد از راه رفتن ذره‏هاى كوچكى از نجاست كه ديده نمى‏شود در كف پا يا ته كفش پا بماند، بايد آن ذره‏ها را هم برطرف كرد، ولى باقى بودن بو و رنگ اشكال ندارد.

١٩٠ توى كفش و مقدارى از كف پا كه به زمين نمى‏رسد به واسطه راه رفتن پاك نمى‏شود، و پاك شدن كف جوراب به واسطه راه رفتن، محل اشكال است. ولى اگر كف جوراب از پوست باشد، به وسيله راه رفتن پاك مى‏شود. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٣- آفتاب

 

١٩١ آفتاب، زمين و ساختمان و چيزهايى كه مانند درب و پنجره در ساختمان به كار برده شده و همچنين ميخى را كه به ديوار كوبيده‏اند و جزو ساختمان حساب مى‏شود، با شش شرط پاك مى‏كند: اول: آنكه چيز نجس به طورى تر باشد كه اگر چيز ديگرى به آن برسد تر شود. پس اگر خشك باشد، بايد به وسيله‏اى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند. دوم: آنكه اگر عين نجاست در آن چيز باشد، پيش از تابيدن آفتاب، آن را برطرف كنند. سوم: آنكه چيزى از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند. پس اگر آفتاب از پشت پرده يا ابر و مانند اينها بتابد و چيز نجس را خشك كند، آن چيز پاك نمى‏شود. ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابيدن آفتاب جلوگيرى نكند، اشكال ندارد. چهارم: آنكه آفتاب به تنهايى چيز نجس را خشك كند. پس اگر مثلا چيز نجس به واسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمى‏گردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد، كه نگويند به خشك شدن چيز نجس كمك كرده، اشكال ندارد. پنجم: آنكه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به‏آن فرو رفته، يك مرتبه خشك كند. پس اگر يك مرتبه بر زمين و ساختمان نجس بتابد، و روى آن را خشك كند و دفعه ديگر زير آن را خشك نمايد، فقط روى آن پاك مى‏شود و زير آن نجس مى‏ماند. ششم: آنكه مابين روى زمين يا ساختمان كه آفتاب به آن مى‏تابد، با داخل آن، هوا يا جسم پاك ديگرى فاصله نباشد.

١٩٢ آفتاب حصير نجس را پاك مى‏كند، و همچنين درخت و گياه به واسطه آفتاب پاك مى‏شود.

١٩٣ اگر آفتاب به زمين نجس بتابد، بعد انسان شك كند كه زمين موقع تابيدن آفتاب تر بوده يا نه، يا ترى آن به واسطه آفتاب خشك شده يا نه، آن زمين نجس است. و همچنين است اگر شك كند كه پيش از تابش آفتاب عين نجاست از آن برطرف شده يا نه، يا شك كند كه چيزى مانع تابش آفتاب بوده يا نه.

١٩٤ اگر آفتاب به يك طرف ديوار نجس بتابد، طرفى كه آفتاب به آن نتابيده پاك نمى‏شود، ولى اگر ديوار به قدرى نازك باشد كه به واسطه تابش به‏يك طرف، طرف ديگرش هم خشك شود پاك مى‏گردد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٤- استحاله

 

١٩٥ اگر جنس چيز نجس به طورى عوض شود كه به صورت چيز پاكى در آيد، پاك مى‏شود و مى‏گويند استحاله شده است. مثل آن كه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد، يا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود. ولى اگر جنس آن عوض شود، مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند يا نان بپزند، پاك نمى‏شود.

١٩٦ كوزه گلى و مانند آن، كه از گل نجس ساخته شده نجس است. و بايد از ذغالى كه از چوب نجس درست‏شده اجتناب نمايند.

١٩٧ چيز نجسى كه معلوم نيست استحاله شده يا نه، نجس است.

١٩٨ اگر شراب به خودى خود يا به واسطه آنكه چيزى مثل سركه و نمك در آن ريخته‏اند سركه شود، پاك مى‏گردد.

١٩٩ شرابى كه از انگور نجس درست كنند، به سركه شدن پاك نمى‏شود، بلكه اگر نجاستى هم از خارج به شراب برسد، احتياط واجب آن است كه بعد از سركه شدن از آن اجتناب نمايند.

٢٠٠ سركه‏اى كه از انگور و كشمش و خرماى نجس درست كنند نجس است.

٢٠١ اگر پوشال زير انگور يا خرما داخل آنها باشد و سركه بريزند، ضرر ندارد. و نيز اگر پيش از آن كه خرما و كشمش و انگور سركه شود، خيار و بادمجان و مانند اينها در آن بريزند، اشكال ندارد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٥- كم شدن دو سوم آب انگور

 

٢٠٢ آب انگورى كه جوش آمده، پيش از آنكه ثلثان شود، يعنى دو قسمت آن كم شود و يك قسمت آن بماند، نجس نيست ولى خوردن آن حرام است. ولى اگر ثابت‏شود كه مست كننده است، حرام و نجس مى‏باشد و فقط به سركه شدن پاك و حلال مى‏شود.

٢٠٣ اگر مثلا در يك خوشه غوره يك دانه يا دو دانه انگور باشد،چنانچه به آبى كه از آن خوشه گرفته مى‏شود آبغوره بگويند و اثرى از شيرينى در آن نباشد و بجوشد، پاك و خوردن آن حلال است.

٢٠٤ چيزى كه معلوم نيست غوره است‏يا انگور، اگر جوش بيايد، حرام نمى‏شود.

٦- انتقال

 

٢٠٥ اگر خون بدن انسان يا خون حيوانى كه خون جهنده دارد، يعنى حيوانى كه وقتى رگ آن را ببرند، خون از آن جستن مى‏كند، به بدن حيوانى كه خون جهنده ندارد، برود و خون آن حيوان حساب شود پاك مى‏گردد، و اين را انتقال گويند. پس خونى كه زالو از انسان مى‏مكد، چون خون زالو به آن گفته نمى‏شود و مى‏گويند خون انسان است، نجس مى‏باشد.

٢٠٦ اگر كسى پشه‏اى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بيرون آمده از او مكيده يا از خود پشه مى‏باشد، پاك است. و همچنين است اگربداند از او مكيده ولى جزو بدن پشه حساب شود. اما اگر فاصله بين مكيدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد كه بگويند خون انسان است، يا معلوم نباشد كه مى‏گويند خون پشه است‏يا خون انسان، نجس مى‏باشد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٧- اسلام

 

٢٠٧ اگر كافر شهادتين بگويد، يعنى بگويد: "اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله"، مسلمان مى‏شود، و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بينى و عرق او پاك است. ولى اگر موقع مسلمان شدن، عين نجاست به بدن او بوده، بايد برطرف كند و جاى آن را آب بكشد. ولى اگر پيش از مسلمان شدن، عين نجاست برطرف شده باشد، لازم نيست جاى آن را آب بكشد.

٢٠٨ اگر موقعى كه كافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسيده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است. بلكه اگر در بدن او هم باشد، بنابر احتياط واجب بايد از آن اجتناب كند.

٢٠٩ اگر كافر شهادتين بگويد و انسان نداند قلبا مسلمان شده يا نه، پاك است.ولى اگر بداند قلبا مسلمان نشده، بنابر احتياط واجب بايد از او اجتناب كرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٨- تبعيت

 

٢١٠ تبعيت آن است كه چيز نجسى به واسطه پاك شدن چيز نجس ديگر، پاك شود.

٢١١ اگر شراب سركه شود، ظرف آن هم تا جايى كه شراب موقع جوش آمدن به‏آن جا رسيده، پاك مى‏شود. و كهنه و چيزى هم كه معمولا روى آن مى‏گذارند، اگر به آن رطوبت نجس شود، پاك مى‏گردد. بلكه اگر موقع جوشيدن سر برود و پشت ظرف به آن آلوده شود، بعد از سركه شدن، پشت ظرف هم پاك مى‏شود.

٢١٢ تخته يا سنگى كه روى آن ميت را غسل مى‏دهند، و پارچه‏اى كه با آن عورت ميت را مى‏پوشانند، و دست كسى كه او را غسل مى‏دهد، و همين طور كيسه و صابونى كه با آن شسته مى‏شود، بعد از تمام شدن غسل پاك مى‏شوند.

٢١٣ كسى كه چيزى را با دست‏خود آب مى‏كشد، اگر دست و آن چيز با هم آب كشيده شود، بعد از پاك شدن آن چيز، دست او هم پاك مى‏شود.

٢١٤ اگر لباس و مانند آن را با آب قليل، آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى كه روى آن ريخته‏اند جدا شود، آبى كه در آن مى‏ماند پاك است.

٢١٥ ظرف نجس را كه با آب قليل آب مى‏كشند، بعد از جدا شدن آبى كه براى پاك شدن، روى آن ريخته‏اند، قطره‏هاى آبى كه در آن مى‏ماند پاك است. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٩- برطرف شدن عين نجاست

 

٢١٦ اگر بدن حيوان به عين نجس مثل خون، يا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود،چنانچه آنها برطرف شود، بدن آن حيوان پاك مى‏شود. و همچنين است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بينى. مثلا اگر خونى از لاى دندان بيرون آيد و در آب دهان از بين برود، آب كشيدن توى دهان لازم نيست. ولى اگر دندان عاريه در دهان نجس شود، بايد آن را آب بكشند، به احتياط واجب.

٢١٧ اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد، چنانچه انسان نداند كه خون به غذا رسيده، آن غذا پاك است. و اگر خون به آن برسد، بنابر احتياط واجب نجس مى‏شود.

٢١٨ جايى را كه انسان نمى‏داند از ظاهر بدن است‏يا باطن آن، اگر نجس شود، لازم نيست آب بكشد، اگر چه آب كشيدن احوط است.

٢١٩ اگر گرد و خاك نجس به لباس و فرش و مانند اينها بنشيند، چنانچه هر دو خشك باشند، نجس نمى‏شود. و اگر گرد و خاك يا لباس و مانند اينها تر باشد، بايد محل نشستن گرد و خاك را آب بكشند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١٠- استبراء حيوان نجاستخوار

 

٢٢٠ بول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده، نجس است. و اگر بخواهند پاك شود بايد آن را استبراء كنند، يعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت ديگر نجاستخوار به آن نگويند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند. و بنابر احتياط واجب بايد شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بيست روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را پنج روز و مرغ خانگى را سه روز، از خوردن نجاست جلوگيرى كنند، و غذاى پاك به آنها بدهند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]١١- غايب شدن مسلمان

 

٢٢١ اگر بدن يا لباس مسلمان يا چيز ديگرى كه مانند ظرف و فرش در اختيار او است نجس شود و آن مسلمان غايب گردد، اگر انسان احتمال بدهد كه آن چيز را آب كشيده يا يه واسطه آنكه مثلا آن چيز در آب جارى افتاده پاك شده است، اجتناب از آن لازم نيست.

٢٢٢ اگر خود انسان يقين كند كه چيزى كه نجس بوده، پاك شده است، يا دو عادل به پاك شدن آن خبر دهند، آن چيز پاك است. و همچنين است اگر كسى كه چيز نجس در اختيار او است بگويد آن چيز پاك شده، يا مسلمانى چيز نجس را آب كشيده باشد، اگر چه معلوم نباشد درست آب كشيده يا نه.

٢٢٣ كسى كه وكيل شده است لباس انسان را آب بكشد و لباس هم در تصرف او باشد، اگر بگويد آب كشيدم، آن لباس پاك است.

٢٢٤ اگر انسان حالى دارد كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمى‏كند، مى‏تواند به گمان اكتفا نمايد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]احكام ظرفها

 

٢٢٥ ظرفى كه از پوست‏سگ يا خوك يا مردار ساخته شده خوردن و آشاميدن از آن ظرف حرام است و نبايد آن ظرف را در وضو و غسل و كارهايى كه بايد با چيز پاك انجام داد، استعمال كنند. بلكه احتياط واجب آن است كه چرم سگ و خوك و مردار را اگر چه ظرف هم نباشد، استعمال نكنند.

٢٢٦ خوردن و آشاميدن از ظرف طلا و نقره و استعمال آنها حرام است. ولى استعمال آنها در زينت اتاق حرام نيست. و نگاه داشتن نيز حرام نمى‏باشد.

٢٢٧ ساختن ظرف طلا و نقره و مزدى كه براى آن مى‏گيرند، حرام نيست.

٢٢٨ خريد و فروش ظرف طلا و نقره و پول عوضى هم كه فروشنده مى‏گيرد، حرام نيست.

٢٢٩ گيره استكان كه از طلا يا نقره مى‏سازند اگر بعد از برداشتن استكان،ظرف به آن گفته شود، استعمال آن چه به تنهايى و چه با استكان حرام است. واگر ظرف به آن گفته نشود، استعمال آن مانعى ندارد.

٢٣٠ استعمال ظرفى كه روى آن را آب طلا يا آب نقره داده‏اند، اشكال ندارد.

٢٣١ اگر فلزى را با طلا يا نقره مخلوط كنند و ظرف بسازند، چنانچه مقدار آن فلز به قدرى زياد باشد كه ظرف طلا يا نقره به آن ظرف نگويند، استعمال آن مانعى ندارد.

٢٣٢ اگر انسان غذايى را كه در ظرف طلا يا نقره است در ظرف ديگر بريزد، اين استعمال جايز است. ولى اگر بخواهد از ظرف دوم غذا بخورد و خالى كردن ظرف براى آن نباشد كه غذا خوردن از ظرف طلا يا نقره جايز نيست، اين استعمال حرام مى‏باشد.

٢٣٣ استعمال بادگير قليان و غلاف شمشير و كارد و قاب قرآن، اگر از طلا يا نقره باشد، اشكال ندارد. و همچنين عطردان و سرمه‏دان و مثل اينها.

٢٣٤ استعمال ظرف طلا يا نقره در حال ناچارى اشكال ندارد، استعمال كرد، بلكه گاهى واجب است.

٢٣٥ استعمال ظرفى كه معلوم نيست از طلا يا نقره است‏يا از چيز ديگر، اشكال ندارد[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]وضو

 

٢٣٦ در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند و جلوى سر و روى پاها را مسح كنند.

٢٣٧ درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى - جايى كه موى سر بيرون مى‏آيد - تا آخر چانه شست، و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت وسط و شست قرار مى‏گيرد، بايد شسته شود، و اگر مختصرى از اين مقدار نشويد، وضو باطل است. و براى آنكه يقين كند اين مقدار كاملا شسته شده، بايد كمى اطراف آن را هم بشويد.

٢٣٨ اگر صورت يا دست كسى كوچكتر يا بزرگتر از معمول مردم باشد، بايد ملاحظه كند كه مردمان معمولى تا كجاى صورت خود را مى‏شويند، او هم تا همان جا را بشويد. و اگر دست و صورتش هر دو بر خلاف معمول باشد، ولى با هم متناسب باشند، لازم نيست ملاحظه معمول را بكند، بلكه به دستورى كه در مساله پيش گفته شد،وضو بگيرد. و نيز اگر در پيشانى او مو روييده يا جلوى سرش مو ندارد، بايد به‏اندازه معمول پيشانى را بشويد.

٢٣٩ اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه‏هاى چشم و لب او هست كه نمى‏گذارد آب به آنها برسد، چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، بايدپيش از وضو وارسى كند كه اگر هست برطرف نمايد.

٢٤٠ اگر پوست صورت از لاى مو پيدا باشد، بايد آب را به پوست برساند، واگر پيدا نباشد، شستن مو كافى است و رساندن آب به زير آن لازم نيست.

٢٤١ اگر شك كند كه پوست صورت از لاى مو پيدا است‏يا نه، بنابر احتياط واجب بايد مو را بشويد و آب را به پوست هم برساند.

٢٤٢ شستن توى بينى و مقدارى از لب و چشم كه در وقت بستن ديده نمى‏شود واجب نيست، ولى براى آنكه يقين كند از جاهايى كه بايد شسته شود چيزى باقى نمانده، واجب است مقدارى از آنها را هم بشويد. و كسى كه نمى‏دانسته بايد اين مقدار را بشويد اگر نداند در وضوهايى كه گرفته اين مقدار را شسته يا نه، نمازهايى كه خوانده صحيح است.

٢٤٣ بايد صورت را بنابر احتياط واجب از بالا به پايين شست و اگر از پايين به بالا بشويد، وضو باطل است و دستها را بايد از مرفق به طرف سر انگشتان بشويد.

٢٤٤ اگر دست را تر كند و به صورت و دستها بكشد، چنانچه ترى دست به‏قدرى باشد كه به واسطه كشيدن دست آب كمى در آنها جارى شود، كافى است.

٢٤٥ بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها بشويد.

٢٤٦ براى آنكه يقين كند آرنج را كاملا شسته، بايد مقدارى بالاتر از آرنج را هم بشويد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]كسى كه پيش از شستن صورت دستهاى خود را تا مچ شسته، در موقع وضو بايدتا سر انگشتان را بشويد و اگر فقط تا مچ را بشويد وضوى او باطل است.

٢٤٨ در وضو شستن صورت و دستها مرتبه اول واجب و مرتبه دوم جايز و مرتبه سوم و بيشتر از آن حرام مى‏باشد. و اگر با يك مشت آب تمام عضو شسته شود و به قصد وضو بريزد، يك مرتبه حساب مى‏شود چه قصد بكند يك مرتبه را، يا قصد نكند.

٢٤٩ بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده مسح كند، و لازم نيست با دست راست باشد يا از بالا به پايين مسح نمايد.

٢٥٠ يك قسمت از چهار قسمت‏سر كه مقابل پيشانى است جاى مسح مى‏باشد، و هر جاى اين قسمت را به هر اندازه مسح كند كافى است اگر چه احتياط مستحب آن است كه از درازا به اندازه درازاى يك انگشت و از پهنا به اندازه پهناى سه انگشت بسته مسح نمايد.

٢٥١ لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشد، بلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است،ولى كسى كه موى جلوى سر او به اندازه‏اى بلند است كه اگر مثلا شانه كند به صورتش مى‏ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى‏رسد، بايد بيخ موها را مسح كند يا فرق سر را باز كرده، پوست‏سر را مسح نمايد، و اگر موهايى را كه به صورت مى‏ريزد يا به جاهاى ديگر سر مى‏رسد جلوى سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد يا بر موى جاهاى ديگر سر كه جلوى آن آمده مسح كند باطل است.

٢٥٢ بعد از مسح سر بايد با ترى آب وضو كه در دست مانده روى پاها را از سريكى از انگشتها تا برآمدگى روى پا مسح كند.

٢٥٣ پهناى مسح پا به هر اندازه باشد كافى است، ولى بهتر، بلكه احوط آن است كه با تمام كف دست، روى پا را مسح كند.

٢٥٤ اگر در مسح پا همه دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد صحيح است.

٢٥٥ در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد، و اگر دست را نگهدارد و سر يا پا را به آن بكشد، وضو باطل است. ولى اگر موقعى كه دست را مى‏كشد سريا پا مختصرى حركت كند، اشكال ندارد.

٢٥٦ جاى مسح بايد خشك باشد و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت كف دست به‏آن اثر نكند مسح باطل است، ولى اگر ترى آن به قدرى كم باشد كه رطوبتى كه بعداز مسح در آن ديده مى‏شود، بگويند فقط از ترى كف دست است، اشكال ندارد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٢٥٧ اگر براى مسح، رطوبت در كف دست نمانده باشد، نمى‏تواند دست را با آب خارج، تر كند بلكه بايد از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد.

٢٥٨ اگر رطوبت كف دست فقط به اندازه مسح سر باشد، مى‏تواند سر را باهمان رطوبت مسح كند، و براى مسح پاها از اعضاى ديگر وضو رطوبت بگيرد.

٢٥٩ مسح كردن از روى جوراب و كفش باطل است، ولى اگر به واسطه سرماى شديد يا ترس از دزد و درنده و مانند اينها نتواند كفش يا جوراب را بيرون آورد، مسح كردن بر آنها اشكال ندارد. و اگر روى كفش نجس باشد، بايد چيز پاكى برآن بيندازد و بر آن چيز مسح كند.

٢٦٠ اگر روى پا نجس باشد و نتواند براى مسح، آن را آب بكشد، بايد تيمم نمايد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]وضوى ارتماسى

 

٢٦١ وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستها را به قصد وضو، با مراعات شستن از بالا به پايين در آب فرو برد، ليكن براى اين كه مسح سر و پاها با آب وضو باشد، بايستى در شستن ارتماسى دستها، قصد شستن وضويى، هنگام بيرون آوردن دستها از آب باشد. و يا اين كه مقدارى از دست چپ را باقى گذارد تا آن را با دست راست، ترتيبى بشويد.

٢٦٢ در وضوى ارتماسى هم بايد صورت و دستها از بالا به پايين شسته شود. پس اگر وقتى كه صورت و دستها را در آب فرو مى‏برد قصد وضو كند بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد. و اگر موقع بيرون آوردن از آب قصد وضو كند بايد صورت را از طرف پيشانى و دستها را از طرف آرنج بيرون آورد.

٢٦٣ اگر وضوى بعضى از اعضا را ارتماسى و بعضى را غير ارتماسى انجام دهد،اشكال ندارد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]دعاهايى كه موقع وضو گرفتن مستحب است

 

٢٦٤ كسى كه وضو مى‏گيرد مستحب است موقعى كه نگاهش به آب مى‏افتد بگويد:"بسم الله و بالله و الحمد لله الذى جعل الماء طهورا و لم يجعله نجسا" و موقعى كه پيش از وضو ست‏خود را مى‏شويد بگويد: "اللهم اجعلنى من التوابين و اجعلنى من المتطهرين" و در وقت مضمضه كردن، يعنى آب در دهان گرداندن بگويد: "اللهم لقنى حجتى يوم القاك و اطلق لسانى بذكرك" و در وقت استنشاق يعنى آب در بينى كردن بگويد: "اللهم لا تحرم على ريح الجنة و اجعلنى ممن يشم ريحها و روحها و طيبها" و موقع شستن رو بگويد: "اللهم بيض وجهى يوم تسود فيه الوجوه و لا تسود وجهى يوم تبيض فيه الوجوه" و در وقت‏شستن دست راست بخواند: "اللهم اعطنى كتابى بيمينى و الخلد فى الجنان بيسارى و حاسبنى حسابا يسيرا" و موقع شستن دست چپ بگويد: "اللهم لا تعطنى كتابى بشمالى و لا من وراء ظهرى و لا تجعلها مغلولة الى عنقى و اعوذ بك من مقطعات النيران" و موقعى كه سر را مسح مى‏كند بگويد: "اللهم غشنى برحمتك و بركاتك و عفوك" و در وقت مسح پا بخواند: "اللهم ثبتنى على الصراط يوم تزل فيه الاقدام و اجعل سعيى فى ما يرضيك عنى يا ذا الجلال و الاكرام". [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]شرايط وضو

 

شرايط صحيح بودن وضو سيزده چيز است: شرط اول: آنكه آب وضو پاك باشد. شرط دوم: آنكه مطلق باشد.

٢٦٥ وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است. اگر چه انسان نجس بودن يا مضاف بودن آن را نداند يا فراموش كرده باشد. و اگر با آن وضو نمازى هم خوانده باشد، بايد آن نماز را دوباره با وضوى صحيح بخواند.

٢٦٦ اگر غير از آب آلوده مضاف، آب ديگرى براى وضو ندارد، چنانچه وقت نماز تنگ است، بايد تيمم كند و اگر وقت دارد، بايد صبر كند تا آب صاف شود و وضو بگيرد.

شرط سوم: آنكه آب وضو مباح باشد. و همچنين بنا بر احتياط بايد فضايى كه در آن وضو مى‏گيرد مباح باشد. اگرچه اباحه فضا لازم نيست.

٢٦٧ وضو با آب غصبى و بان آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است‏يا نه، حرام و باطل است ولى اگر سابقا راضى بوده و انسان نمى داند كه از رضايتش برگشته يا نه، وضو صحيح است و نيز اگر آب وضو از صورت و دستها در جاى غصبى بريزد، وضوى او صحيح است.

٢٦٨ وضو گرفتن از حوض مدرسه‏اى كه انسان نمى‏داند آن حوض را براى همه مردم وقف كرده‏اند يا براى محصلين همان مدرسه، در صورتى كه معمولا مردم از آب آن وضو بگيرند، اشكال ندارد.

٢٦٩ كسى كه نمى‏خواهد در مسجدى نماز بخواند، اگر نداند حوض آن را براى همه مردم وقف كرده‏اند يا براى كسانى كه در آن جا نماز مى‏خوانند، نمى‏تواند از حوض آن وضو بگيرد، ولى اگر معمولا كسانى هم كه نمى‏خواهند در آن جا نماز بخوانند از حوض آن وضو مى‏گيرند، مى‏تواند از حوض آن وضو بگيرد.

٢٧٠ وضو گرفتن از حوض تيمچه‏ها و مسافرخانه‏ها و مانند اينها براى كسانى كه ساكن آن جاها نيستند، در صورتى صحيح است كه معمولا كسانى هم كه ساكن آن جاها نيستند، با آب آنها وضو بگيرند.

٢٧١ وضو گرفتن در نهرهاى بزرگ اگر چه انسان نداند كه صاحب آنها راضى است، اشكال ندارد. ولى اگر صاحب آنها از وضو گرفتن نهى كند، احتياط واجب آن است كه با آب آنها وضو نگيرند.

٢٧٢ اگر فراموش كند آب غصبى است و با آن وضو بگيرد صحيح است.

شرط چهارم: آنكه ظرف آب وضو مباح باشد.

شرط پنجم: آنكه ظرف آب وضو طلا و نقره نباشد. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]٢٧٣ اگر آب وضو در ظرف غصبى است و غير از آن آب ديگرى ندارد بايد تيمم كند و چنانچه با آن آب وضو بگيرد باطل است و اگر آب مباح ديگرى دارد چنانچه در آن ظرف غصبى، وضوى ارتماسى بگيرد و يا با آن ظرف، آب به صورت و دستها بريزد وضويش باطل است ولى اگر با كف دست آب از آن ظرف بردارد و به صورت و دستها بريزد وضويش صحيح است اگر چه از جهت تصرف در ظرف غصبى فعل حرام، مرتكب شده است و وضوى او از ظرف طلا و نقره به احتياط واجب مثل وضوى از ظرف غصبى است.

٢٧٤ اگر در حوضى كه مثلا يك آجر يا يك سنگ آن غصبى است، وضو بگيرد صحيح است، ولى اگر وضوى او تصرف در غصب حساب شود، گناهكار است.

٢٧٥ اگر در صحن يكى از امامان يا امام‏زادگان كه سابقا قبرستان بوده، حوض يا نهرى بسازند، چنانچه انسان نداند كه زمين صحن را براى قبرستان وقف كرده‏اند، وضو گرفتن در آن حوض و نهر اشكال ندارد.

شرط ششم: آنكه اعضاى وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.

٢٧٦ اگر پيش از تمام شدن وضو، جايى را كه شسته يا مسح كرده نجس شود، صحيح است.

٢٧٧ اگر غير از اعضاى وضو جايى از بدن نجس باشد، وضو صحيح است. ولى اگر مخرج را از بول يا غائط تطهير نكرده باشد، اولى آن است كه اول آن را تطهير كند، بعد وضو بگيرد.

٢٧٨ اگر يكى از اعضاى وضو نجس باشد و بعد از وضو شك كند كه پيش از وضو آن جا را آب كشيده يا نه، چنانچه در موقع وضو ملتفت پاك بودن و نجس بودن آن جا نبوده، وضو باطل است. و اگر مى‏داند ملتفت بوده يا شك دارد كه ملتفت بوده يا نه، وضو صحيح است. و در هر صورت جايى را كه نجس بوده بايد آب بكشد.

٢٧٩ اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خون آن بند نمى‏آيد و آب براى آن ضرر ندارد، بايد در آب كر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خون بند بيايد بعد به دستورى كه گفته شد وضوى ارتماسى بگيرد.

شرط هفتم: آنكه وقت براى وضو و نماز كافى باشد.

٢٨٠ هرگاه وقت به قدرى تنگ است كه اگر وضو بگيرد، تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از قت‏خوانده مى‏شود، بايد تيمم كند. ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است، بايد وضو بگيرد.

٢٨١ كسى كه در تنگى وقت نماز بايد تيمم كند، اگر وضو بگيرد، صحيح است،چه براى آن نماز وضو بگيرد يا براى كار ديگر.

شرط هشتم: آنكه به قصد قربت‏يعنى براى انجام فرمان خداوند عالم وضو بگيرد و اگر براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد باطل است.

٢٨٢ لازم نيست نيت وضو را به زبان بگويد يا از قلب خود بگذراند، ولى بايد در تمام وضو متوجه باشد كه وضو مى‏گيرد، به طورى كه اگر از او بپرسند چه مى‏كنى، بگويد وضو مى‏گيرم.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=center]شرط نهم: آنكه وضو را به ترتيبى كه گفته شد به جا آورد، يعنى اول صورت و بعد دست راست و بعد دست چپ را بشويد و بعد از آن سر و بعد پاها را مسح نمايد، و بايد پاى راست را پيش از پاى چپ مسح كند. و اگر به اين ترتيب وضو نگيرد، باطل است.

شرط دهم: آنكه كارهاى وضو را پشت‏سر هم انجام دهد.

٢٨٣ اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه وقتى مى‏خواهد جايى را بشويد يا مسح كند، رطوبت جاهايى كه پيش از آن شسته يا مسح كرده خشك شده باشد،وضو باطل است و اگر فقط رطوبت جايى كه جلوتر از محلى است كه مى‏خواهد بشويد يا مسح كند خشك شده باشد، مثلا موقعى كه مى‏خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست‏خشك شده باشد و صورت تر باشد، وضو صحيح است.

٢٨٤ اگر كارهاى وضو را پشت‏سر هم بجا آورد، ولى به واسطه گرماى هوا يا حرارت زياد بدن و مانند اينها رطوبت‏خشك شود، وضوى او صحيح است.

٢٨٥ راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد. پس اگر بعد از شستن صورت و دستها چند قدم راه برود و بعد سر و پا را مسح كند، وضوى او صحيح است.

شرط يازدهم: آنكه شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد. و اگر ديگرى او را وضو دهد يا در رسانيدن آب به صورت و دستها و مسح سر و پاها به او كمك نمايد، وضو باطل است.

٢٨٦ كسى كه نمى‏تواند وضو بگيرد، بايد نايب بگيرد كه او را وضو دهد. و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتى كه بتواند بايد بدهد، ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست‏خود مسح نمايد، و اگر نمى‏تواند بايد نايبش دست او را بگيرد و به جاى مسح او بكشد. و اگر اين هم ممكن نيست، بايد از دست او رطوبت بگيرند و با آن رطوبت‏سر و پاى او را مسح كنند. و احتياط واجب در صورت امكان ضم تيمم است.

٢٨٧ هر كدام از كارهاى وضو را كه مى‏تواند به تنهايى انجام دهد، نبايد در آن كمك بگيرد.

شرط دوازدهم: آنكه استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.

٢٨٨ كسى كه مى‏ترسد كه اگر وضو بگيرد مريض شود يا اگر آب را به مصرف وضو برساند تشنه بماند، نبايد وضو بگيرد، ولى اگر نداند كه آب براى او ضرر دارد و وضو بگيرد و بعد بفهمد ضرر داشته، وضويش صحيح است. اگر چه احتياط مستحب آن است كه با آن وضو، نماز نخواند و تيمم كند. و چنانچه با آن وضو نماز خوانده، دوباره آن را اعاده نمايد.

٢٨٩ اگر رساندن آب به صورت و دستها به مقدار كمى كه وضو با آن صحيح است ضرر ندارد و بيشتر از آن ضرر دارد، بايد با همان مقدار وضو بگيرد.

٢٩٠ اگر مى‏داند چيزى به اعضاى وضو چسبيده، ولى شك دارد كه از رسيدن آب جلوگيرى مى‏كند يا نه، بايد آن را برطرف كند يا آب را به زير آن برساند. [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×