رفتن به مطلب
Negarita

احكام ويژه دختران دوره دبيرستان

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]الف : امام جماعت ايستاده و مشغول خواندن تسبيحات اربعه است .

براى اقتدا كردن ابتدا بايد وقت را بسنجيم چنانچه براى خواندن حمد و سوره (و يا حمد تنها) وقت داريم مى توانيم اقتدا كنيم ولى اگر وقت ، كافى نيست بنابر احتياط واجب بايد صبر كنيم تا امام جماعت به ركوع رود آنگاه به او اقتدا كنيم .

اگر وقت كافى بود براى اقتدا كردن ابتدا نيت مى كنيم سپس تكبيره الاحرام را با آرامش بدن مى گوييم آنگاه حمد و سوره (و اگر وقت كم بود حمد را) آهسته مى خوانيم و سپس همراه با امام جماعت به ركوع مى رويم و نماز را ادامه مى دهيم (ادامه نماز را مى توان از آنچه كه قبلا گفته شد به دست آورد و يا به توضيح المسائل مراجعه كرد.)

ب : امام جماعت در حال ركوع ركعت سوم يا چهارم است .

براى اقتدا كردن ابتدا نيت مى كنيم سپس تكبره الاحرام را با آرامش بدن مى گوييم آنگاه به ركوع مى رويم و ذكر ركوع را با آرامش مى گوييم ، آن را يك ركعت به حساب مى آوريم و نماز را با امام جماعت ادامه مى دهيم . (كيفيت ادامه نماز مثل قسمت الف مى باشد.

15. سيل رحمت

يا ايها الذين آمنوا اذا نودى للصلوه من يوم الجمعة فاسعوا الى ذكر الله و ذروا البيع ذالكم خير لكم ان كنتم تعلمون

اى كسانى كه ايمان آورده ايد، چون براى نماز جمعه ندا در داده شد، به سوى ذكر خدا بشتابيد، و داد و ستد را واگذاريد. اگر بدانيد، اين براى شما بهتر است .

باز هم آسمان ابرى است ، باران مى آيد، آب در خيابان و كوچه و پس ‍ كوچه ها به راه افتاده آبها به هم مى پيوندند، خاك و خاشاك را با خود مى برند، ديگر در و ديوار شهر غبارروبى شده است ، درختان و گلها با نشاط شده اند، پرندگان نغمه شادى سر مى دهند. و بار ديگر چهره شهر زيبا و آراسته گرديده ، چه خبر است ؟!

باز هم روز جمعه است و اين سيل خروشان امت است كه به ((نماز جمعه )) مى آيند، مى آيند تا عظمت و شكوه اسلام را به نمايش بگذارند، خار و خاشاك شرك را از شهر بزدايند، بر چهره دشمنان سيلى بزنند، مى آيند تا از اوضاع سياسى اجتماعى كشور خود و جهان اسلام با خبر شوند و در تا در حل مشكلات آنها شريك گردند، مى آيند تا راههاى مقابله با دشمنان قسم خورده اسلام فرا گيرند، مى آيند تا دست در دست هم دهند و بر فرق استكبار جهانى بكوبند، روز جمعه است كارهامان را رها مى كنيم و به اين جمعيت انبوه بپيونديم .

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود، ((هر كس سه جمعه پياپى ، بدون عذر در نماز جمعه شركت نكند بر دل او مهرى از نفاق (و دورويى ) زده مى شود))

امام جمعه

1. امام جمعه از سوى ولى امر مسلمين (رهبر) منصوب مى شود

2. شرايطى كه درباره امام جماعت گفته شد، در امام جمعه نيز معتبر است .

3. شايسته است امام جمعه اينگونه باشد:

از اوضاع سياسى كشور و جهان اسلام با خبر باشد.

مصالح اسلام و مسلمين را بشناسد.

شجاع باشد.

در اظهار حق و ابطال باطل صريح باشد.

از حب دنيات و رياست پرهيز كند

برپايى نماز جمعه

1. نماز جمعه دو ركعت است مانند نماز صبح ، ولى دو خطبه دارد كه توسط امام جمعه قبل از نماز بيان مى شود.

2. نماز جمعه دو قنوت مستحبى دارد يكى در ركعت اول پيش از ركوع ، ديگر در ركعت دوم پس از ركوع .

3. نماز جمعه ، از نماز ظهر كفايت مى كند (خواندن نماز ظهر واجب نيست )

4. نمازگزار جمعه بنابر احتياط واجب بايد به خطبه ها گوش ‍ دهد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]اعتكاف

بستر خويش را برچيده ، كمربند همت را محكم بسته از خانه و زندگى بيرون آمده و به سوى مسجد مى آيد او به خلوتگاه براى عبادتى بزرگ مى آيد.

همه روزه ده روز آخر ماه مبارك رمضان به اين امر اختصاص ‍ مى دهددر اين ايام كارش ارتباط با خداست ، گاهى قرآن مى خواند گاهى دعا مى خواند، از جلوه هاى زودگذر و فريبنده دنيا به دور است و از خواب و استراحت صرف نظر كرده و از غوغاى كوچه و بازار فاصله گرفته است .

آن قدر به اين عبادت علاقمند است كه چون جنگ بدر در ماه رمضان واقع شد و نتوانست به مقصود و مراد خود برسد، سال آينده بيست روز آخر ماه مبارك را به آن اختصاص داد

به راستى او كيست ؟ و اين عبادت با عظمت كدام است ؟

او محمد صلى الله عليه و آله است و اين عباددت ((اعتكاف )) است .

اعتكاف نه از صدر اسلام كه در زمان پيامبران پيشيش نيز موجود بوده است و خداوند به ابراهيم و اسماعيل امر مى كند، تا خانه او را براى اعتكاف كنندگان ، پاك و پاكيزه كند

همه ساله در كشور ما در بيشتر شهرها مراسم اعتكاف برگزار مى شود. شركت جوانان در اين مراسم ، پرشور و حرارت اخلاص و صفاى آن مى افزايد و شما نيز مى توانيد با گروه ى از جواتنان در مسجد جامع خود گرد آييد و به اين عبادت بزرگ بپردازيد.

اعتكاف از اذان صبح شروع مى شود و روز اول و دوم روزه مستحب است و روز سوم واجب مى شود و اگر تا غروب روز سوم در مسجد بمانيم كافى است . در حال اعتكاف برخى از كارها حرام است ، مانند:

1. خروج از مسجد جز براى كار ضرورى .

2. بوييدن عطر گل

3. خريد و فروش

4. جدال در امور دنيايى و دينى براى غلبه بر ديگرى و اظهار فضل و برترى بر او

اعتكاف برنامه اى فشرده براى تهذيب نفس و خودسازى ، دورى از شهوت و پيدا كردن اخلاق حسنه است اعتكاف را به تنهايى نيز مى توان انجام داد و همچنين در تمام اوقات سال مى توان به اين عبادت پرداخت (ولى بايد در روزهايى كه روزه گرفتن در آنها حرام است نباشد).

در ايام البيض ماه مبارك رجب يعنى روزهاى سيزدهم ، چهاردهم و پانزدهم برنامه باشكوه اعتكاف در بيشتر شهرهاى كشورمان برگزار مى شود. حضور جوانان در اين برنامه عبادى بسيار چشم گير تحسين برانگيز است .

رسول خدا صلى الله عليه و آله درباره عظمت اعتكاف كنندگان فرمود:

((اعتكاف كننده ، خود را از گناه باز مى دارد، بنابراين ثواب كسى را دارد كه همه خوبيها را انجام داده است .)

16. در سوگ هجران

يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقون

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! روزه بر شما مقدر شده است ، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما بودند مقرر شده بود، باشد كه پرهيزكارى كنيد.

مرواريدهاى اشك بر چهره رخشانش پراكنده مى گشت . نشسته بود و دو زانوى غم را در بغل گرفته بود.

انگار جانش بود كه از كالبد بيرون آمده بود و مى رفت و او در فراقش چنين مى گريست .

گاهى برمى خواست و بى تابانه چند قدمى راه مى رفت ، و گاهى هم فروتنانه خود را به سجده مى انداخت و زمزمه مى كرد:

((درود بر تو، اى گرامى ترين وقت ها كه با ما مصاحب و يار بودى و اى بهترين ماه در روزها و ساعتها!

درود بر تو، اى ماهى كه آرزوها در آن برآورده است و كردار شايسته در آن فراوان !

درود بر تو، اى همنشينى كه احترام و گراميداشت تو هنگام آمدنت بزرگ است و غم هجران تو بس جانكاه !

درود بر تو اى همسايه اى كه دلها با آمدن تو نرم و فروتن گرديد و گناهان در آن كاستى گرفت !

درود بر تو اى يارى دهنده اى كه ما را بر چيره شدن بر شيطان يارى كردى ، و اى همنشينى كه راه هاى نيكى را آسان نمودى !

درود بر تو چه طولانى بودى بر گناهكاران و چه با هيبت و با عظمت بودى در دلهاى اهل ايمان !

بار خدايا ما اهل اين ماه هستيم

اين نه يك بار كه كار همه ساله او بود.

او امام سجاد عليه السلام بود كه در فراق ماه مبارك رمضان چنين مى گريست .

برخى از آثار روزه

1. اراده نيرومند

به دست آوردن ارزش هاى اخلاقى و تامين سعادت آخرت همراه با تحمل ناگواريهاست .

حضرت على عليه السلام مى فرمايد: المكارم بالمكاره ؛ ارزش هاى والاى انسانى با ناگواريها به دست مى آيد

كسى كه مى خواهد به قله تقوا سعود كند، بايد همتى عالى و اراده اى پولادين داشته باشد كه با روزه گرفتن تا اندازه زيادى از آن برخوردار مى شود.

2. عزت نفس

كسى كه نزد ديگران خوار و ذليل است و چشم طمع به ديگران دوخته است براى رسيدن با نان برده اين و آن مى شود، يا به حقه بازى و فريب ديگران روى مى آورد، او هرگز نمى تواند به سوى قله تقوا حركت كند. او چون كبوترى است كه در دست اين و آن اسير است .

انسان با روزه گرفتن تا اندازه اى قلبش صاف و زلال مى شود و به عظمت خود پى مى برد و به خوبى در مى يابد كه نبايد بنده شكم باشد. بايد عزت و شكوه خود را نگه داشت و از تنگناهاى مالى با تحمل گرسنگى و سختى ها پيروز و سر بلند بيرون آمد.

3. فروتنى

براى رسيدن به قله تقوا، بايد از پرتگاه خود بزرگ بينى و غرور و تكبر دور شد. انسان مغرور، هميشه تنهاست ، هيچ كس دوست ندارد با او رفت و آمد كند؛ چرا كه كسى حاضر نيست فخر فروشى او را تحمل كند و خود را نزد او كوچك نمايد.

انسان مغرور، چون كسى است كه از جمع قله پيمايان كنار گرفته و به عقب بر مى گردد و حرف هيچ كس را گوش نمى دهد. او هرگز قله را فتح نخواهد كرد . روزه او را از غرور دور و به سوى كمال قله پرهيز كارى رهنمون مى سازد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]4. دورى از گناهان

در مسير قله تقوا، راهزنانى كمين كرده اند تا قله پيمايان را با وعده هاى شيرين و كاذب خود از مسير برگردانند. راهزنان قله تقوا؛ شيطان ، هواى نفس و دوستان ناباب هستند كه راهيان قله تقوا را به گناه دعوت مى كنند.

كسى كه مى خواهد به قله تقوا برسد بايد از لذت ها و شيرينى هاى زودگذر گناهان به راحتى صرف نظر كند و روح پاك خود را به آنها نيالايد.

كسى كه از هوس ها و لذت ها و گناهان دورى مى گزيند، كم كم قلب او نورانى و با صفا مى گردد و با چشيدن لذت هايى كه نصيب او مى گردد، راحت تر و آسان تر و با عشق و علاقه بيشترى به سوى قله تقوا حركت مى كند. روزه گرفتن ما را در اين راه ، يارى مى دهد.

فوائد روزه گرفتن بيشتر از اينهاست كه ذكر شد: برخوردار شدن از صحت جسمى ، همدردى با محرومان ، يادآورى گرسنگى و تشنگى روز قيامت و ده ها فوائد ديگر.

براى روزه گرفتن نيت مى كنيم يعنى تصميم مى گيريم براى اطاعت از فرمان خدا از اذان صبح تا اذان مغرب از كارهايى كه روزه را باطل مى كند پرهيز كنيم . عمده آنها عبارتند از:

1. خوردن و آشاميدن

2. رساندن غبار غليظ به حلق

3. فرو بردن تمام سر در آب

4. قى كردن

5. باقى ماندن در جنابت تا اذان صبح

6. نسبت دادن دروغ به خدا و پيغمبر و جانشينان او

اقسام روزه

روزه گرفتن گاهى واجب است و گاهى حرام ، مستحب و يا مكروه .

روزه هاى واجب مانند، روزه هاى ماه مبارك رمضان ، روزه قضا روزه كفاره ، روزه اى كه به سبب نذر يا سوگند براى انسان واحب مى شود

روزه هاى حرام مانند، روزه عيد فطر و عيد قربان روزه مستحبى فرزند كه سبب اذيت و آزار پدر و مادر شود، و بنابر احتياط واجب روزه مستحبى زن كه شوهر از آن نهى كرده باشد

روزه هاى مستحبى مانند: روزه پنجشنبه اول و آخر ماه و هر جمعه ، روز مبعث و عيد غدير و عيد نوروز.

جبران گذشته

كسى كه در ماه مبارك رمضان روزه نگرفته است بر اساس انگيزه و شرايطى خاصى كه داشته باشد بايد آن را جبران كند گاهى بايد آن را قضا كند، گاهى علاوه بر قضا، كفاره نيز بر او واجب مى شود، گاهى هم بايد كفاره جمع بدهد و در برخى موارد مقدارى طعام نيز بايد به فقير بپردازد.

قضاى روزه

در برخى از موارد انسان بايد روزه هايى كه نگرفته است قضا كند مانند:

1. در اوايل بلوغ بنابر توصيه پدر و مادر مبنى بر اينكه قدرت روزه گرفتن را ندارى ، روزه نگرفته است و گمان مى كرده كه اطاعت از اين دستور، واجب است .

2. اوايل بلوغ ، احتمال مى داده كه بالغ شده است ، تحقيق و برسى هم كرده و به اين نتيجه رسيده است كه بالغ نشده است ، بر همين اساس روزه نگرفته است و بعدها به اشتباه خود پى برده است .

3. اوايل بلوغ روزه نگرفته است چون مريض بوده و روزه گرفتن را مضر مى دانسته است .

4. غسل جنابت را فراموش كرده و با حال جنايت يك يا چند روز روزه نگرفته است .

5. در ايام قاعدگى يا نفاس بوده است و نمى توانسته روزه بگيرد

موارد ديگر هم هست كه در رساله ذكر شده است و توصيه مى كنيم كه حتما به رساله رجوع كنيد.

قضا و كفاره

بعضى مواقع انسان بايد روزه اى را كه نگرفته است قضا كند و كفاره نيز بپردازد:

1. با توجه و آگاهى ، روزه نگرفته است .

2. اوايل بلوغ احتمال مى داده كه بالغ نشده است ولى در تحقيق سهل انگارى كرده است و روزه هم نگرفته است .

3. شب ماه مبارك رمضان جنب بوده و مى دانسته كه اگر بخوابد تا صبح بيدار نمى شود تا قبل از اذان ، غسل كند و خوابيده و بيدار نشده است .

4. با توجه و آگاهى روزه خود را باطل كرده است .

براى انجام كفاره مى توان يكى از اين دو راه را انتخاب كرد:

1. دو ماه روزه گرفت به گونه اى كه سى يك روز آن پى در پى باشد.

2. شصت فقير را سير كند و يا به هر كدام از آنها 750 گندم يا برنج . مانند آن داد.

البته كسى كه هيچ يك از اين دو برايش مقدور نيست هر اندازه كه مى تواند بايد به فقير طعام بدهد. و اگر اصلا نمى تواند بايد استغفار كند

قضا و اطعام

در برخى از موارد بايد علاوه بر قضاى روزه در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقير بدهد مانند:

1. در ماه مبارك رمضان به خاطر عذر مثلا مسافرت يا بيمارى روزه نگرفته است و پس از ماه مبارك رمضان با آنكه عذرش برطرف شده است عمدا تا ماه رمضان سال آينده قضاى روزه هايى را كه خورده نمى گيرد.

2. زنى كه زائيدن او نزديك است و روزه براى حملش ضرر دارد و نمى تواند روزه بگيرد.

3. زنى كه زائيدن او نزديك است و روزه براى خودش ضرر دارد و نمى تواند روزه بگيرد (در اين صورت قضاى روزه بر او واجب است ولى اطعام به فقير بنابر احتياط واجب است )

4. زنى كه بچه شير مى دهد ولى شير او كم است و روزه براى بچه اى كه شير مى دهد ضرر دارد.

5. زنى كه بچه شير مى دهد و شير او كم است و روزه براى خودش ضرر دارد (در اين صورت قضاى روزه واجب است ولى اطعام به فقير بنابر احتياط واجب است .)[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]اطعام

اسلام ، دينى با گذشت و آسان گير است و تمامى دستورات و فرامين آن با فطرت انسان ها هماهنگ است .

از اين رو كسانى كه توان روزه گرفتن ندارند از انجام اين فريضه واجب ، معاف دانسته كه عبارتند از:

1. سالخوردگان و پيران

سالخوردگان دو گروه هستند:

1. سالخوردگانى كه اصلا توان روزه گرفتن را ندارند.

2. سالخوردگانى كه روزه گرفتن براى آنها مشقت و سختى دارد.

هر دو گروه در صورتى كه پس از ماه مبارك نيز نتوانند روزه بگيرند، از روزه گرفتن معاف هستند البته گروه دوم بايد در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقير بدهند

2. بيماران

بيمارانى كه روزه گرفتن براى آنان ضرر دارد اگر بيمارى آنان تا ماه مبارك سال آينده طول بكشد، قضاى روزه هايى را كه نگرفته اند بر آنان واجب نيست ولى در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقير بدهند

3. بيماران مبتلا به تشنگى

بيمارانى كه اگر روزه بگيرند زياد تشنه مى شوند اينها دو گروه هستند:

1. بيمارانى كه اصلا توان حمل تشنگى را ندارند.

2. بيمارانى كه تحمل تشنگى براى آنان مشقت و سختى فراوان دارد.

هر دو گروه در صورتى پس از ماه مبارك نيز نتوانند روزه بگيرند از روزه گرفتن معاف هستند، ولى بنابر احتياط واجب در حال روزه نبايد بيشتر از مقدارى كه ناچار هستند آب بنوشند.

البته گروه دوم بايد در برابر هر روز 750 گرم طعام به فقير بدهند

17. از سر اخلاص

و اعلموا انما غنمتم من شى ء فان لله خمسه و للرسول ولذى القربى و اليتامى و المساكين و ابن السبيل ان كنتم امنتم بالله

و بدانيد هر چيزى را كه به غنيمت گرفتيد (و يا از راههاى ديگر به دست آورديد) يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و از آن خويشاوندان او و يتيمان و بينوايان و در راه ماندگان است اگر به خدا ايمان آورده ايد.

حيران و سر گردان ايستاده بودم و به كوچه هاى مدينه نگاه مى كردم . از نيشابور، اين همه راه را با پاى شوق آمده بودم ؛ شوق ديدار امام .

ايستاده بودم و به شيعيان نيشابور فكر مى كردم ، به لحظه هاى به ياد ماندنى خداحافظى و بدرقه آنان . يادم آمد كه چگونه از سر شوق (يك پنجم ) اموالشان را به من مى دادند و در حالى كه چهره هايشان از عشق به امام مى درخشيد مى گفتند اين ناقابل را تقديم امام كن و سلام ما را به ايشان برسان .

پاكت هاى نامه هايشان كه پرسش هاشان را در آن نوشته و آن را مهر كرده بودند به من مى دادند تا من پاسخ آنها را از امام بگيرم و براى آنان بياورم .

اين كار همه ساله آنان بود. ولى اين بار خدا به من توفيق داده بود كه به نمايندگى از آنان به محضر امام شرفياب شوم .

ايستاده بودم و از فكر ((شطيطه )) بيرون نمى رفتم . يك پارچه آورده بود كه به دست خودش رشته بود با يك درهم .

گفتم : اى بانوى بزرگوار! من خجالت مى كشم كه اين ناچيز را خدمت امام ببرم . اشك در چشمانش حلقه زد و گفت :

((آنچه بر عهده من هست همين مقدار است و نبايد در عمل به احكام خدا حيا كرد.))

از صداقت و ايمان او شگفت زده شدم و آن ناچيز را از او تحويل گرفتم .

هنوز ايستاده بودم كه نگاهم به پسر بچه اى افتاد كه به من مى گويد: بيا خانه امام را به تو نشان بدهم . وقتى بر امام كاظم عليه السلام وارد شدم فرمود: پاسخ نامه ها را در كنار پرسش ها نوشته ام . آنگاه قبل از آنكه از شيعيان نيشابور سخنى به ميان آورد، نشانى هاى درهم و پارچه شطيطه را داد و آنها را از من مطالبه كرد. وقتى درهم و پارچه را برداشت ، همان جمله اى را كه شطيطه همراه با اشك ديدگانش گفته بود تكرار كرد.

آنگاه فرمود: ((سلام من را به شطيطه برسان سپس چهل درهم با پارچه اى به من داد و فرمود اين پارچه ، پنبه اش از ((قريه صيدا)) قريه فاطمه زهرا عليه السلام است و خواهرم حليمه آن را رشته ، اينها را از جانب من به شطيطه هديه كن)

اداى تكليف

خمس نه فقط بر مردان و پسران كه بر بانوان و دختران نيز واجب است . از آن زمان كه آدمى پا به سن بلوغ مى گذارد و نماز و روزه بر او واجب مى شود بايد اهل حساب و كتاب باشد و براى اموال و در آمد خود ((سال خمسى )) معين كند و سالى يك بار بر اساس قانون خمس ، يك پنجم سود اموالش را حساب كند و به دفتر مرجع تقليد خود و يا نماينده او تحويل دهد، و از كم بودن مبلغ آن نبايد خجالت بكشد.

البته دختران . بانوانى كه كار شغل و در آمدى از خود ندارند و پدر و مادر خرج آنان را مى پردازند، خمس بر آنها واجب نيست .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]تهيه جهيزيه

جهيزيه بايد بر اساس ضوابط سال خمسى تهيه شود و اگر پدر و مادر و ديگران نيز در تهيه آن سهيم هستند آنها نيز بايد سال خمسى داشته باشند و بر اساس سال ضوابط سال خمسى آن را تهيه كنند.

همچنين مصارف شخصى ، هديه ها، چشم روشنى ها و كادوها همه بر اساس ضوابط سال خمسى باشند.

سال خمسى

سال خمسى بر اساس ضوابط خاصى شكل مى گيرد و تاريخ شروع آن اختيارى نيست و براى فراگيرى آغاز سال خمسى بايد به نكته هاى زير توجه كرد: كسانى كه در آمدى دارند دو دسته اند:

1. دسته اى در آمدشان در تاريخ خاصى به دستشان مى رسد؛ مانند حقوق بران و مزد بگيران جامعه .

2. دسته اى ديگر، در آمدشان به صورت تدريجى به دستشان مى رسد؛ مانند تاجران و صنعتگران .

دسته اول وقتى اولين در آمدشان به دستشان رسيد، و دسته دوم از اولين روزى كه شروع به فعاليت كردند و اولين سود را كه به دست آوردند و سال خمسيشان آغاز مى شود

از آغاز اولين درآمد و سود تا گذشت يك سال كامل را ((سال خمسى )) مى گويند.

قانون كلى خمس

در بين سال هر گونه در آمدى كه از راه حلال به دست آيد و صرف هزينه زندگى گردد از قانون پرداخت خمس معاف است ، البته در صورتى كه هزينه ها از شاءن اجتماعى ما بالاتر نباشد و در آنها اسراف و زياده روى هم نكرده باشيم

غير از هزينه ها، هر چه هنگام فرا رسيدن سال خمسى موجود است بايد محاسبه و برسى گردد ما در اينجا به صورت كوتاه و كلى به وظيفه دسته اول (حقوق بگيران و مزد بگيران ) اشاره مى كنيم :

اين دسته از مردم بايد آنچه پول و مواد مصرفى (خوراكى ها و نوشيدنى ها و مواد سوختى ) در اين تاريخ دارند همه را محاسبه كنند و يك پنجم (20/) آن را به عنوان خمس جدا كنند و به مرجع تقليد خود يا يكى از نمايندگان او در استانها و شهرستانها تحويل دهند

مساله خمس ، ريزه كاريهايى دارد كه در اين مختصر نمى گنجد.

شايسته است هر ساله نزد شخصى كه از مسائل خمس آگاهى كامل دارد، رفته و به خمس اموال خود رسيدگى كنيم .

فرهنگ اقتصاد

مال را از چه راهى به دست مى آوريم و در چه راهى مصرف مى كنيم . اسلام مى گويد بايد در هر دو قسمت ، مبتلا به حرام نشويم .

بعضى ها در به دست آوردن مال ، حلال الهى را رعايت نمى كنند و خيال مى كنند كه با مصرف آن در امور خيريه و كمك به مستمندان ، مستحق ثواب و پاداش هم مى شوند، اين يك اشتباه در برداشت از احكام الهى است .

مصرف مال در راههاى حلال وقتى ثواب دارد كه از راه حلال به دست آمده باشد.

مثلا اگر كسى پولش را به تاجرى بدهد و بگويد ماهى فلان سود به من بده ، اين ((ربا)) و حرام است و با مصرف اين پول نمى توان به پاداش الهى رسيد.

رشوه

هدف ما از تحصيل بايد خدمت به دين باشد. خدمت به جامعه هم وقتى مقدس و ارزشمند است كه براساس موازين اسلام و همراه با اخلاص باشد. از همين اينك بايد با مطاله قرآن و كتابهاى مذهبى ، ايمان خود را تقويت كنيم تا فردا كه در جامعه مشغول به خدمت شويم از كم كارى ناشايست باز داريم .

حضرت على عليه السلام به مسئولان و تمامى خدمتگزاران جامعه مى فرمايد:

((هر مسئولى كه از رسيدگى به كارهاى مردم حوددارى ورزد، خداوند در روز قيامت او را ناكام از خود دور خواهد ساخت ، و اگر در برابر انجام وظيفه هديه اى بگيرد، گريبانگير او خواهد شد و اگر رشوه بگيرد، به خدا شرك ورزيده است )

رشوه اگر چه به عنوان ((هديه ))، ((پيشكش ))، ((شيرينى )) و ((حق حساب )) و مانند آن باشد، حرام است .

بر رشوه گير واجب است چيزى را كه گرفته به صاحبش ‍ برگرداند

18. فريادگر حق

فرض الله ... الامر بالمعروف مصلحة للعامة

حضرت فاطمه عليه السلام فرمود: خدادوند امر به معروف را براى مصلحت جامعه و عامه مردم واجب كرده است .

آرام اما با متانت و وقار از خانه در آمد، زنان بنى هاشم گرد وجودش را گرفتند و به سوى مسجد روان شدند.

مسجد غلغله بود. مهاجرين و انصار از هم پيشى مى گرفتند، انگار جمعيت مى خواست ديوارهاى مسجد را هم بشكند. تنها پاره تن رسول خدا در ميان زنان بنى هاشم به مسجد رسيد و در پس پرده اى كه به دستور او آويخه بودند قرار گرفت .

نفسها در سينه ها حبس شده بود و يادگار رسول خدا نيز ساكت و خاموش ‍ ايستاده بود، سكوتى كه يك دنيا حرف در آن بود.

فاطمه عليه السلام به اجتماع مردم مى آمد و از حقايق سياسى و اجتماعى مردم دفاع مى كرد و همه اين آمدنها در باشكوه ترين جلوه حيا، عفاف ، وقار و متانت انجام مى گرفت . رفتار و گفتار او و همه معصومان گواه اين واقعيت دينى است كه امر به معروف و نهى از منكر بر بانوان نيز واجب است .

البته امر به معروف و نهى از منكر ((واجب كفايى )) است . يعنى اگر گروهى به قدر كافى به اين كار همت گمارند از عهده ديگران برداشته مى شود.

بنابراين بهتر است بانوان در مواردى كه مردان به تنهايى از عهده اين واجب الهى برنمى آيند و يا مواردى كه در مورد بانوان است ، اقدام كنند و بكوشند كه در انجام اين واجب الهى خود مرتكب گناهان ديگر نشوند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]معروف و منكر

در فرهنگ دينى به تمامى واجبات و مستحبات ((معروف )) و به تمامى مكرهات و محرمات ((منكر)) گفته مى شود. بنابراين امر كردن افراد جامعه به كارهاى واجب و مستحب ((امر به معروف )) و بازداشتن آنها از كارهاى حرام و مكروه ((نهى از منكر)) ناميده مى شود.

البته تنها درباره واجبات و محرمات ما موظفيم امر به معروف و نهى از منكر كنيم . معروف ها مانند:

نماز - روزه - رعايت حجاب - اجراى عدالت - و احترام به والدين .

منكرها مانند: حرام خورى - ظلم و ستم - جلوگيرى در برابر نامحرم - چشم چرانى - قمار بازى - اذيت و آزار والدين - دزدى - ارتكاب قتل و ريختن آبروى مومن .

جلوگيرى از گناه در جامعه

پيشگيرى از بروز گناهان علنى در جامعه ، از راه قوانين و مجازاتها به تنهايى كارساز نيست . حضور مامور در گوشه و كنار جامعه و نظارت هميشگى ناممكن است ، بهترين راه مقابله و پيشگيرى ، ايجاد انگيزه عمومى بر اين كار است . ابتكار اسلام در زمينه پيشگيرى و مقابله با گناهان اجتماعى ، از طريق نظارت مردمى ((امر به معروف و نهى از منكر)) نام دارد. اهميت امر به معروف و نهى از منكر تا آنجاست كه پيامبر خدا افراد يك جامعه را به سرنشينان يك كشتى تشبيه نموده است كه اگر يكى از آنها گوشه اى از كشتى را سوراخ كند، نه تنها به خود بلكه به ديگران نيز آسيب مى رساند و همگان بايد از كار او جلوگيرى كنند.

واكنش هاى نخستين

اگر گناهى در جامعه رخ دهد بايد قبل از برخورد با گناهكار از آلوده شدن خود جلوگيرى كنيم در اين بار به چند دستور ايمنى اشاره مى كنيم :

1. به مجلس گناه نرويم .

2. در مورد انجام گناه از هيچ كس (حتى از پدر و مادر) اطاعت نكنيم .

3. رضايت قلبى از عمل بدكاران ، نداشته باشيم .

4. دوستى قلبى خود را از آنان قطع كنيم .

پس از مراقبت از خود، با سغه صدر و صبر و حوصله با انگيزه اعتلاى دين به امر به معروف و نهى از منكر مبادرت ورزيم .

شرايط امر به معروف و نهى از منكر

امر به معروف و نهى از منكر در مورد مستحبات و مكروهات ، واجب نيست بلكه در مورد بلكه در مورد واجبات و محرمات واجب است و آن ، در صورتى است كه شرايط زير محقق باشد:

1. ابتدا معروف (واجب ) و منكر (حرام ) را بشناسيم .

2. اقدام ما بى نتيجه نباشد، لااقل احتمال تاثير بدهيم .

3. گنهكار در صدد ادامه و تكرار آن كار باشد.

4. اقدام ما ضرر جانى ، آبرويى يا مالى قابل توجه براى خودمان يا نزديكان يا ياران و همراهانمان و يا ساير مومنان نداشته باشد؛ مگر آنكه مساله ، خطير و حساس باشد.

فرهنگ امر و نهى

وا داشتن ديگرى به كارى يا باز داشتن او از كارى ، ذوق ، سليقه ، هنر و ابتكار مى طلبد.

اين لطافت روحى ، ملايمت و نرمى و در عين حال صلابت و كوتاه نيامدن ماست كه مى تواند ما را به هدف مقدس مان نزديك كند بنابراين توجه به نكته هاى زير كارساز است :

1. به جاى تحقير و توهين ، ترغيب و تحسين كنيم .

2. براى جلوگيرى از منكر، خود دچار منكر نشويم .

3. به جاى پرخاش و عيب جويى ، مهر و رافت به خرج دهيم .

4. مصلحت طرف را ناديده نگيريم .

5. از خود خواهى و خود ستايى بپرهيزيم .

6. تنها خشنودى خدا را در نظر داشته باشيم .

7. خود را منزه از گناه و برتر از گناهكار نبينيم .

8. اين را بدانيم كه چه بسا گناهكار داراى صفات و اعمال نيك بسيارى نيز باشد.

9. در صورت نياز، امر به معروف و نهى از منكر را تكرار كنيم .

مراحل امر به معروف و نهى از منكر

حجابش خدا پسند نيست ، در برابر نامحرم جلوه گرى و خود نمايى مى كند، زينت و آرايش خود را از نامحرم ، نمى پوشد و يا نسبت به نماز كاهلى مى كند، حلال و حرام را رعايت نمى كند، و يا مبتلا به گناهان ديگرى است .

گناهكار را بايد امر به معروف و نهى از منكر كرد اما از آن مهمتر اين است كه كار ما منظم و منطقى باشد و مراحل زير را يكى پس از ديگرى اجرا كنيم :

1. در مرحله نخست با گناهكار به گونه اى برخورد مى كنيم كه بفهمد اين طرز برخورد ما تنها به خاطر گناه اوست . مثلا از او چهره برگردانيم و يا با چهره گرفته و بر افروخته با او مواجه شويم و يا رفت و آمد خود را با او قطع كنيم .

2. اگر از رفتارهاى ما متاثر نشد به گفتار رو مى آوريم و با زبان او را امر و نهى مى كنيم و البته با نرمى و رعايت ادب و احترام اما با قاطعيت و صلابت .

3. مرحله بعد را به عهده ماموران قضايى و انتظامى مى گذاريم تا در جامعه هرج و مرج نشود.

دفاع همگانى

و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذكر فيها اسم الله كثيرا لينصرن الله من ينصره ان الله لقوى عزيز.

اگر خدا بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نمى كرد، صومعه ها و كليساها و كنيسه ها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مى شود، سخت ويران مى شد، و قطعا خدا به كسى كه (دين ) او را يارى مى كند، يارى مى دهد، چرا كه خداوند سخت نيرومند و شكست ناپذير است .

دشمنان اسلام شب و روز نقشه مى كشند كه نور اسلام را خاموش كنند ولى خداوند نور اسلام را عالم گير خواهد كرد و اين با دفاع و مبارزه مسلمانان واقعى محقق خواهد شد.

بنابراين اگر دشمن به كشور اسلامى ما هجوم آورد بر همه افراد مملكت ، چه مرد و چه زن ، چه بزرگ و چه كوچك واجب است دفاع كنند.

اگر ديروز دشمن به خاك اسلامى كشور اسلامى ما حمله كرده بود ما شجاعانه او را عقب رانديم ، امروز به شكل پيچيده ترى به مرزهاى ايمان و عقيده ما حمله كرده است .

ترويج فساد و ابتذال و صوق دادن پسران و دختران به بى بندوبارى اخلاقى از بارزترين نشانه هاى حمله دشمن است .

ردپاى دشمن را فيلم هاى مستحجن ، عكسها، و برنامه هاى مبتذل بيابيم ؛ دشمنى كه مى كوشد با برداشتن مرزهاى حيا و عفاف ، دختران و بانوان را به زشت ترين شكل ، به صحنه اجتماع بكشاند و تمام حيثيت و شرافت يك زن و دختر ايرانى را به غارت ببرد. پس براى دفاع آماده باشيم و فريب خودباختگى فرهنگ غرب را نخوريم .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

19. گل پاك

ان المراه ريحانه

حضرت على عليه السلام فرمود: زن (مانند) گل است .

يكى بامدادان به فصل بهار

 

جوانى به باغى فتادش ‍ گذار به شاخى ، گلى ديد خوش رنگ و بو

 

كه از جان و دل گشت مشتاق او گلويش بيفشرد و كردش جدا

 

ز گلهاى ديگر به جور و جفا چو آن گل جدا شد ز شاخ آن درخت

 

بيفتاد به دست آن تيره بخت بكرد از طريق تحسر نگاه

 

به ياران و از دل برآورد آه بگفتا كه اى خواهران عزيز

 

براى شما هست اين روز نيز گذاريد آرايش خود كنار

 

بگيريد در زير برگى قرار نماييد خود را از اين دم نهان

 

كه مانيد ايمن ز غارتگران

اگر گل در پس برگها مخفى نشود،

اگر گل مراقبت باغبان را نپذيرد، و اگر گل بر بيگانگان جلوه گرى نمايد، به غارت خواهد رفت .

گل ، ظرافت ها، لطافت ها و جلوه گريهاى خود را بايد براى يك قهرمان نگه دارد.

او امانتدار لطافت ها و ظرافت هاست و آنگاه است كه مى تواند با اين خود نگه داريها يك قهرمان را به آستان خود بكشاند و در دست يك قهرمان قرار گيرد نه در زير پاى غارت گران !

زن ، گل است و يك گل دانا و پاك هرگز نمى پسندد چهره و نگاه و موى و اندام خود را در اختيار نگاههاى هوس آلود قرار دهد؛ در پس برگهاى حجاب و حيا مى ماند و حيثيت و شخصيت خود را پاسبانى مى كند. غنچه تا در پرده است از دست گلچين ايمن است گر صيانت از جفا خواهى حيا مى بايدت

مصونيت نه محدوديت

حجاب مصونيت است نه محدوديت !

زن با خود نگه دارى و خوددارى هاى خود نه تنها شخصيت خود را حفظ مى كند كه به مرد نيز شخصيت مى دهد.

متفكر و انديشمند فرزانه استاد شهيد مطهرى در اين زمينه مى نويسد:

((مرد، بسيارى از هنر نمايى ها و شجاعت ها و دلاوريها و نبوغ ها و شخصيت هاى خود را مديون زن و خودداريهاى ظريفانه زن ، مديون حيا و عفاف زن مى داند.

زن هميشه مرد را ساخته و مرد اجتماع را، آنگاه حيا و عفاف و خوددارى زن از ميان برود و زن بخواهد در نقش مرد ظاهر شود اول به زن مهر باطله مى خورد و بعد مرد مردانگى خويش را فراموش مى كند و سپس اجتماع منهدم مى گردد.)

حضرت امام رحمة الله عليه اين انسان شناس و اسلام شناس بزرگ قرن مى فرمايد:

((زن مربى جامعه است ... زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مى كند و با تربيت صحيح خودش كشور را آباد مى كند.)

اعتراف دانشمندان

دانشمندان و جامعه شناسان منصف و باريك بين همه به اين حقيقت اعتراف دارند كه اين عظمت و شكوه زن در حيا، حجاب و خود نگه دارى هاى اوست .

ويل دورانت مى گويد:

((... زنان دريافتند كه دست و دل بازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند.

مرد جوان به دنبال چشمان پر از حيا است و بى آنكه بداند حس مى كند كه اين خود دارى ظريفانه از يك لطف و رقت عالى خبر مى دهد.))

برتراند راسل مى گويد:

((از لحاظ هنر مايه تاسف است كه به آسانى به زنان بتوان دست يافت .))

از همه شگفت آورتر سخنى است كه يكى از مجلات زنانه از آلفرد هيچكاك - كه به قول آن مجله به حسب فن و شغل و فيلم سازى خود درباره زنان تجارب فراوان دارد - نقل مى كند او مى گويد:

((زنان شرقى تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روبندى كه به كار مى بردند خود به خود جذاب مى نمود و همين مساله جاذبه نيرومندى به آنها مى داد، اما به تدريج تلاشى كه زنان اين كشورها براى برابرى با زنان غربى از خود نشان مى دهند حجاب و پوششى كه ديروز بر زن شرقى كشيده شده بود از ميان مى رود و همراه آن از جاذبه جنسى او هم كاسته مى شود.))[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]خلاء عشق

امروزه يكى از خلاءهايى كه در دنياى اروپا و آمريكا وجود دارد خلاء عشق است .

در كلمات دانشمندان اروپايى و آمريكايى اين نكته زياد به چشم مى خورد كه اولين قربانى آزادى و بى بند و بارى زنان و مردان امروز، عشق و شور احساسات بسيار شديد و عالى است . در جهان امروز هرگز عشق هايى از نوع عشق هاى شرقى از قبيل عشق هاى مجنون و ليلى و خسرو و شيرين رشد و نمو نمى كند.

از داستان هاى ليلى و مجنون ، خسرو و شيرين و مانند آن مى توان فهميد كه زن بر اثر دور نگه داشتن خود از دسترسى مرد تا كجا پايه خود را بالا برده است و تا چه حد سر نياز مرد را به آستان خود فرود آورده است .

قطعا درك زن ، اين حقيقت را در تمايل او به پوشش بدن خود و حفظ كردن خود به صورت راز، تاثير فراوان داشته است

20. الگوى بانوان

الحيا حسن ولكن فى النساء احسن

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: حيا، پسنديده و نيكوست ، ولى در زنان پسنديده تر و نيكوتر است .

گرد ماه وجودش خلقه زده بوديم ،

من بودم و ديگر ياران او،

دوست داشتيم او بگويد و ما گوش كنيم ؛ ولى مثل بعضى وقت هاى ديگر از ما پرسيد. هر كسى چيزى گفت ، ولى هيچيك از پاسخ ‌ها را نپسنديد.

با خودم گفتم بايد پاسخ را از فاطمه بشنوم . نزد همسرم فاطمه آمدم .

فاطمه جان پدرت ، رسول خدا، از ما سوالى پرسيد، كسى نتوانست پاسخ دهد. ((چه چيز براى زن بهترين است ؟))

على جان !

((بهترين چيز براى زن اين است كه مرد (نامحرمى ) را نبيند و مرد (نامحرمى ) نيز او را نبيند.))

چون پاسخ فاطمه را به پيامبر گفتم ، پيامبر پاسخ او را پذيرفت و از صميم جان فرمود:

((پاسخ فاطمه صحيح است ، او پاره تن من است !))

منطق فاطمه اين است كه زن ، گوهرى گرانبها و فرشته اى آسمانى است كه هر چه پوشيده تر و محجوب تر باشد نزد خدا محبوب تر است ، و اين با فطرت او كاملا سازگار است .

منطق فاطمه اين است كه خودآرايى و خود نمايى زن نبايد در برابر چشم نامحرمان باشد، خداوند اين هنر را به زن داده است تا قلب شوهرش را فتح كند و چنان قلب او را پر كند كه به زنهاى ديگر هيچ اعتنايى نكند و طمع وصال آنان را در سر نپروراند.

اما كسانى كه افسار شهوت و هوس را رها كرده اند و تن به لذات حيوانى داده و غرق در دنيا گشته اند فرهنگ زندگى آنان چيز ديگرى است :

((خود آرايى ، خود نمايى و چشم چرانى ؛ و در يك كلمه آزادى حيوانى )) آنان شخصيت زن را در اينها مى دانند.

از نگاه آنان زنى كه با مدرن ترين آرايشها و زيباترين لباس ها خود را مى آرايد و با دلرباترين شيوه ها در جامعه جلوه گرى مى كند و چشمانش به دنبال خواسته هاى نفسانى اش مى چرخد، زنى با فرهنگ ، امروزى مترقى و خوشبخت است ؛ ولى واقعيت چيز ديگرى است :

مهار حرص و هوس را اگر رها كردى

 

مدام در هوسى و دوام در دردى [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]پوشش اسلامى

زن مرواريدى گرانبهاست كه بايد در صدف حجاب و پوشش ، خود را به كاملترين شكل حفظ كند. بنابراين واجب است موها و تمام اندام خود را از نامحرم بپوشاند. خواه نامحرم به قصد لذت و هوسرانى به او نگاه كند و يا بدون قصد و لذت ، البته پوشاندن صورت و دستها تا مچ واجب نيست اگر چه بهتر است و به تقوا نزديك تر است بنابراين :

1. بيرون گذاشتن مقدارى از موها به هر انگيزه اى كه باشد حرام است و ناپسند.

2. نمايان گذاشتن روى پا، كف پا، و پاشنه پا، ناپسند و حرام است .

3. جورابهاى نازك و پانما كافى نيست و بايد پاها را كاملا بپوشانيم

چهره و دستها

چهره دختران يكى از دلرباترين اعضاى آنهاست . بكوشيم در حد توان آن را از نامحرمان بپوشانيم . در محيطهايى كه اكثر جوانان عادت دارند كه با چشمهاى آلوده و تند به ما نگاه كنند و در مسير هرزگى و سبكسرى و آزار و متلك گفتن گام بر مى دارند، روا نيست كه با چهره اى باز متبسم و خندان رفت و آمد كرد.

درباره چهره و دستها به نكته هاى زير توجه كنيم :

1. مقنعه يا روسرى بايد اطراف چهره ، گلو و زر چانه را بپوشاند.

2. قدرى پايين تر از مچ دست ها را بايد بپوشاند.

3. دست و چهره بايد خالى از هرگونه آرايش ، زيور و زينتى باشد وگرنه پوشاندن آنها نيز واجب است .

4. كسى با قصد لذت به دست ها و چهره ما نگاه نكند وگرنه پوشاندن آنها واجب مى شود.

5. كسى كه چهره طبيعى او به گونه اى است كه باعث مفسده مى شود بايد چهره خود را بپوشاند

پوشش كامل

برخى گمان مى كنند كه پوشش اسلامى ، همان پوشش بدن است و در اسلام چيزى فراتر از اين وجود ندارد، اين برداشتى ناقص از دين است . اسلام علاوه بر پوشش بدن زيور و زينت را واجب مى داند . در سوره نور به اين مطلب تصريح شده است

بنابراين هر چه در نظر مردم زينت به حساب مى آيد بايد از نامحرم پوشانده شود؛ مانند النگو، لاك ناخن ، سرمه چشم و از همه مهمتر آراستگى چهره

معيارهاى انتخاب لباس

لباسى كه مى خواهيم آن را در برابر نامحرمان بپوشيم بايد داراى ويژگى هاى زير باشد:

1. نازك و بدن نما نباشد.

2. بنابر احتياط واجب لباسى كه باعث شهوت و انگشت نما شدن ما در ميان نامحرمان مى شود نباشد.

3. بنابر احتياط واجب از لباسهاى ويژه مردان نباشد.

4. از لباسهايى كه مهيج است و توجه نامحرم را جلب مى كند نباشد.

5. از لباسهايى كه از حيث دوخت و يا شكل يا از نظر رنگ ، ترويج و تقليد از فرهنگ مهاجم غير مسلمين است نباشد

جلب نامحرم

تنها پوشش بدن و زيور و زينت كافى نيست ، بلكه بايد پوشش ما به گونه اى باشد كه نامحرم را جلب نكند؛ به چند نكته در اين زمينه توجه كنيد:

1. پوشيدن لباسى كه برجستگيهاى بدن را به گونه اى نمايان ظاهر مى سازد كه باعث سوق دادن زن به گناه و جلب نظر نامحرم است ، جايز نيست

2. استفاده از كفش هايى كه هنگام راه رفتن به گونه اى صدا مى دهند كه نامحرم را متوجه مى سازند و باعث گناه مى شوند، جايز نيست

3. برخى در عين اين كه چادر مى پوشند ولى با گرفتن و رها كردن آن و ژست هاى رنگارنگى كه با آن مى گيرند، نشان مى دهند كه اهل پرهيز از معاشرت با مردان بيگانه نيستند از اينكه مورد بهره بردارى چشمها قرار بگيرند ناراحت نمى شوند.

آنها بايد بدانند كه صرف استفاده از چادر، ارزش نيست بلكه بايد به گونه اى از چادر استفاده كنند كه بانوان عفيف از آن استفاده مى كنند آنان كه آهنگ چادرشان به نامحرمان ((دور باش )) مى گويد و ناپاكدلان را ماءيوس ‍ مى كند

4. بعضى ها موهاى جلو و عقب سر خود را به گونه اى برجسته مى كنند كه از روى چادر به خوبى نمايان است .

آنان به گمان خود مى خواهند شيك باشند ولى بايد بدانند هر كارى كه باعث جلب توجه نامحرم و گناه شود نارواست و از آن بايد پرهيز كرد.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

21. در حريم عفاف

افضل العباده العفاف

حضرت على عليه السلام همواره مى فرمود: بالاترين عبادت عفت است .

در خانه را مى كوبيد،

((ابن ام مكتوم )) آن مرد نابينا بود، مى خواست به خانه من وارد شود،

به عايشه و حفضه گفتم برخيزيد و به خانه ديگرى برويد.

گفتند: او نابيناست و ما را نمى بيند!

گفتم : اگر او شما را نمى بيند شما او را مى بينيد!

همانجا به ياد فاطمه ام افتادم :

وقتى نابينايى مى خواست بر من وارد شود، بى آنكه چيزى به او بگويم ، در پس پرده رفت به او گفتم : اين مرد، نابيناست و تو را نمى بيند!

گفت : گرچه او من را نمى بيند ولى من او را مى بينم و او بوى من را استشمام مى كند. اينجا بود كه از سر حقيقت ، احساساتم اوج گرفت و گفتم :

((گواهى مى دهم كه تو پاره تن من هستى !

ما نيز بايد از رفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله و فاطمه زهرا عليه السلام درس بگيريم و منزل ما و رفت و آمدهاى خانوادگى و فاميلى ما به گونه اى باشد كه حريم مرد و زن در آن رعايت گردد.

نامحرم ، نامحرم است اگر چه از فاميلان و نزديكان ما باشد، ما نبايد با او همانند يك محرم رفتار كنيم .

فرهنگى كه از طريق بيشتر فيلم ها و برخى برنامه هاى سينما به آنها بها داده مى شود با فرهنگ ناب اسلامى فاصله دارد.

نشستن در كنارهم بدون مراعات كامل پوشش اسلامى و گفتن و خنديدن و شوخى كردن بدون مراعات محرم و نامحرمى كارى ناروا و ناشايسته است .

اختلاط دختر و پسر

پيامبر خود از اختلاط زن و مرد جلوگيرى مى كرد، به دستور ايشان در ورودى زنان به مسجد از در ورودى مردان مجزا شد.

پيامبر براى اينكه برخورد و استكاكى پيش نيايد دستور مى داد مردان از وسط و زنان از كنار كوچه ها بروند؛ زيرا فتنه از اختلاطها بر مى خيزد

پيامبر خطاب به جامعه اسلامى مى فرمايند:

((نگذاريد بين مردان و زنان اختلاط برقرار شود، چه آنكه اگر بين آنان اختلاط و آميختگى باشد دردى بى درمان شما را فرا خواهد گرفت .)

جامعه اسلامى به ويژه دانشگاها بايد به اين سمت سوق داده شوند كه از اختلاط زن و مرد بكاهند. اختلاط اگر مفاسد دينى و اخلاقى به همراه داشته باشد زيانبار است .

حضرت امام خمينى رحمه الله عليه درباره ادامه تحصيل دختران مى فرمايند:

((ادامه تحصيل در رشته هاى حلال اشكالى ندارد وليكن تستراز جانب و خوددارى از اختلاط با آنها لازم است و اگر ادامه تحصيل مستلزم اختلاط با اجانب باشد و مفاسد دينى و اخلاقى در بر داشته باشد ترك كند.)

خلوت با نامحرم

جاذبه جنسى بين زن و مرد، و دختر و پسر آنقدر نيرومند است كه غلبه بر آن در هنگام خلوت با نامحرم ، تقوايى در حد معصومين عليه السلام مى خواهد.

((اگر دختر و پسر و يا زن و مرد در محل خلوتى باشند كه كسى در آنجا نباشد و ديگرى هم نمى تواند به آنجا وارد شود چنانچه بترسد كه به حرام بيفتد بايد از آنجا بيرون برود.)

مكالمه با نامحرم

قرآن به بانوان و دختران هشدار مى دهد كه با صداى نازك و ناز و كرشمه با نامحرم سخن نگويند مبادا بيمار دلى به آنان طمع ورزد

بنابرابن مستحب است در مواقعى كه ضرورتى ندارد، با نامحرم سخن نگوييم بايد با متانت و سنگينى و در فضاى سالم دور از هوس سخن بگوييم و از شوخى و خنده بپرهيزيم و در عين حال به نامحرم خيره نشويم و پوشش كامل را در برابر او حفظ كنيم [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]مراجعه به نامحرم

اميد است كه جامعه اسلامى هر چه سريعتر به جايى برسد كه دختران و بانوان به راحتى بتوانند كارهاى خود را بدون مراجعه به نامحرم انجام دهند. بنابراين تا جايى كه امكان دارد به پزشك مرد با عكاس مرد و... مراجعه كنيم .

در مواقع اضطرار بايد پوشش خود را در حد امكان حفظ كنيم و تمامى مسائل مربوط به نامحرم را مراعات كنيم .

در اين زمينه مسائل لازم فراوانى وجود دارد كه شما را به رساله توضيح المسائل مراجع عظام تقليد ارجاع مى دهيم .

نگاه به نامحرم

چشم از مناظرى كه مى بيند، فيلم و عكس تهيه ، و در مخزن خيال بايگانى مى كند. گاهى هم در سالن خيال مى نشيند و به تماشاى آنها مى پردازد.

مراقب باشيم كه چشمان ما از مناظر شهوت آلود فيلم و عكس تهيه نكند و اگر به اين خطا و گناه دچار شديم فورى آن منظره را با اشك و آه و توبه از صفحه خيال خود پاك كنيم .

نگاه آلوده به هيچ چيز و هيچ كس جايز نيست .

در فرهنگ اسلام اين تنها مردان نيستند كه موظفند نگاهاى خود را مهار كنند بلكه قرآن زنان را به رعايت اين نكته فرمان مى دهد

محرم و نامحرم

شايد بعضى ها خيال كنند نامحرم يعنى غريبه و ناآشنا، و محرم يعنى قوم و خويش و آشنا، ولى در فرهنگ اسلام فرقى بين غريبه و آشنا نيست .

كسانى كه به دخترها و زنان محرمند عبارتد از:

پدر و پدر بزرگ ، پسر، نوه ، برادر، خواهر زاده (پسر خواهر)، برادر زاده (پسر برادر)، عمو (عموى خود و عموى پدر و عموى مادر)، دايى (دايى پدر و دايى خود و دايى مادر).

اين گروه به سبب خويشاوندى نسبى ، محرم هستند؛ گروه ديگرى نيز به سبب ازدواج بر دخترها و زنها محرم مى شوند كه عبارتند از:

شوهر و پدر و پدر بزرگ شوهر، پسر شوهر (هر چند فرزند خود انسان نباشد) و نوه او، شوهر مادر،و شوهر دختر (داماد)

كسان ديگر هرچند خويشاوند و آشنا باشند نامحرم به حساب مى آيند و بايد همه احكام مربوط به نامحرم را نسبت به آنها رعايت نمود.

بنابراين پسر عمو و پسر دايى و پسر خاله ، پسر عمه ، شوهر خاله ، شوهر عمه ، شوهر خواهر و برادر شوهر همه نامحرم هستندو بايد در روابط خانوادگى و فاميلى آنان را نامحرم دانست . ممكن است اين نكته براى آنان ناخوشايند باشد ولى رضايت و خشنودى خدا را بايد بر رضايت و خشنودى آنان مقدم داشت و آخرت خود را به بهاى اندك دنيا نفروخت . ولى مى توان با نرمى و ملايمت مساله را براى آنان روشن ساخت .

روابط دختر و پسر

اسلام كوشيده است تا روابط دختر و پسر را به گونه اى تنظيم كند كه احتمال بروز هرگونه آلودگى و تباهى از ميان برداشته شود.

روح حاكم بر روابط پسران و دختران بايد روح پاكى و عفاف باشد. جوامعى كه روابط دختران و پسران را تا اندازه اى آزاد گذاشته اند تجربه تلخى را متحمل گشته اند و به اشتباه خود اعتراف دارند.

دين مترقى اسلام مى گويد: قلب با نگاه هاى آلوده ، برخورد ناسالم و غير عفيفانه كم كم تاريك مى گردد، ياد خدا از قلبى بيرون مى رود، جاذبه نيرومند تمايلات جنسى بر انسان غالب مى شود، و چه بسا جوان دچار دچار بلاى خانمانسوز عشق و محبت نابجا گردد.

مفضل مى گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عشق نابجا پرسيدم فرمود:

((قلب هايى هستند كه از ياد خدا خالى مى شوند، خدا نيز (عشق ) و محبت غير خود را به آنان مى چشاند)

و اگر كسى به اين بلاى خانمانسور دچار شود بايد با عفت و پرهيز و خود نگه دارى خود را نجات دهد.

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:

((برگزيدگان امت من كسانى هستند كه چون به بلايى دچار مى شوند عفت مى ورزند پرسيدند: آن كدامين بلاست ؟

فرمود: عشق (نابجا).

دستورات و احكام اسلامى در زمينه روابط دختران و پسران همه ، حكيمانه و عادلانه است ، اسلام نمى خواهد بى جهت براى كسى محدوديتى قائل شود و او را در تنگناى اجتماعى قرار دهد.

همه اين احكام كه به ظاهر محدود كننده هستند جهت حفظ آبرو و احترام انسان هستند.

البته اسلام در كنار اين احكام ، با جديت فراوان ، دختران و پسران را به ازدواج تشويق و ترغيب كرده است . اسلام مى خواهد دختران و پسران در بحبوحه جوانى و نشاط، اساس زندگى آينده خود را پى ريزى كنند و با گرمى و طراوت به زندگى ادامه دهند.

متاسفانه بهانه گيرى ها و سخت گيرى ها، چشم و هم چشمى ها و تجملات ، جوانان ما را تهديد مى كند.

با بالا رفتن سن ازدواج و با پديد آمدن بحران جوانى ، جامعه نيز دچار مشكلات فراوانى مى گردد كه گاه غير قابل تحمل و تصور است .

چاره كار در دست ما و خانواده هاى ماست . بياييم تصميم جدى بگيريم كه هرگاه جوانى متدين ، خوش اخلاق و با ايمان به خواستگارى ما آمد و مورد قبول پسند و قلبى ما بود او را بپذيريم و به بهانه ادامه تحصيل و يا چيز ديگر خود را به بحران آزار دهنده جوانى سوق ندهيم .

در همه كارها و به ويژه در امر مقدس ازدواج به خدا توكل كنيم و از توهم هاى بيجا بپرهيزيم .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

22. بنيانى مقدس

ما بنى بناء فى الاسلام احب الى الله عزوجل من التزويج

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: هيچ بنا و بنيانى نزد خداوند بلند مرتبه دوست داشتنى تر از ازدواج نيست .

وقتى پيامبر مرا ديد تبسم كرد و گفت :

اى اباالحسن به چه كارى به دنيا آمده اى ؟

از قرابت و نزديكى خود با او، از پيشى گرفتن خود در اسلام ، از ياد آورى كردن او، و از جهاد سخن به ميان آوردم .

فرمود: ((على جان تو از آنچه گفتى بالاتر و برترى .))

سپس از حيا سرم را به پايين انداختم و نگاهم را به زمين دوختم .

((من امروز به خواستگارى دخترت فاطمه آمده ام .))

فرمود: على جان پيش از تو كسانى به خواستگارى فاطمه آمده اند چون از آنان نزد او سخن گفتم چهره اش گرفته شد، دانستم به اين كار راضى نيست . على جان بنشين تا برايت خبر آورم .

پيامبر بر فاطمه وارد شد، فاطمه مثل هميشه تمام قد در برابر پدر بلند شد و از وى دلجويى كرد.

فرمود: فاطمه جانم !

((فضائل و خوبى هاى على بن ابى طالب را مى دانى ، من از خدا خواسته ام تو را به ازدواج برترين و محبوبترين خلقش در آورد، على از تو سخن به ميان آورده ، نظر تو چيست ؟))

فاطمه ساكت ماند چهره اش را برنگرداند و نشانه كراهت در جهره اش ديده نشد.

پيامبر برخواست و مى گفت : ((الله اكبر، سكوت او نشانه رضايت اوست )

فاطمه بر چه مبنايى على را پذيرفت ؟

آنچه روشن است على از مال و منال دنيوى بهره چندانى نداشت ، شمشيرى داشت كه با آن در راه خدا جهاد مى كرد، شترى كه با آن نخلستان را آبيارى مى كرد و يك زره كه آن را كابين فاطمه قرار داد.

ملاك و محور انتخاب ، دين و اخلاق و پاكى بود. پيامبر خطاب به اوليا و دختران آنان مى فرمايد: ((هنگامى كه كسى نزد شما آمد كه از اخلاق و دين او راضى هستيد او را بپذيريد وگرنه فتنه و فساد بزرگى در زمين رخ خواهد داد)

در احاديث و روايات ما به نكته هاى مهم اخلاقى يك جوان ايده آل اشاره شده است :

((او با تقوا، پاكدامن و بخشنده است . چشمش پاك است . به پدر و مادر نيكى مى كند و بار زندگى خود را به دوش ديگران نمى اندازد.)

بنابراين اگر جوانى ، اهل پاكى و تقوا نيست و چشم چران و بى بند و بار است و از ساير فضايل اخلاقى بى بهره است ، نبايد گول مقام و ثروت او را خورد و زمام زندگى خود را به دست او داد.

خواستگارى

رسم خواستگارى يك تدبير ظريف و عاقلانه براى حفظ حيثيت و احترام زن است ، خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد برود.

زن كه مى خواهد محبوب و معشوق و مورد ستايش باشد و بر سراسر وجود مرد حكومت كند قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردى را به همسرى خود دعوت كند و احيانا جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگرى برود

از طرف ديگر آراستن خود و جلوه گرى در كوچه و بازار براى جلب جوانان هم گناه است و هم از ارزش دختر نزد جوانان مى كاهد.

دختر بايد سنگين ، با حيا و وقار زندگى كند و عفت خود را نگه دارد. بانوانى كه او را مى شناسند از حالات و خوصوصيات او در خانه خود سخن به ميان خواهند آورد و جوانان پاك ، شيفته او خواهند شد و به خواستگارى او خواهند آمد. اين بهترين روش براى حفظ حيثيت ، احترام و عظمت يك دختر است .

اجازه پدر

زن اسير محبت است . آن چيزى كه او ر ا از پاى در مى آورد و اسير مى كند اين است كه نغمه صفا و محبت و عشق را از دهان مردى بشنود، خوش باورى او در اينجاست .

مردها نيز كاملا به اين نكته واقفند و براى صيد دختران به خوبى از آن استفاده مى كنند. بنابراين زن تا مادامى كه دوشيزه است به سهولت زمزمه محبت مردان را باور مى كند. اينجاست كه لازم است دختر نا آزموده با پدرش كه با احساسات مردان بهتر آگاه است مشورت كند و لزوما موافقت او را جلب كند.

اين نكته را نيز به خاطر بسپاريم كه اجازه مادر و برادر لازم نيست اگر چه جلب رضايت آنان امرى است پسنديده و صفابخش زندگى آينده و موافق احتياط.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

مهريه

قانون مهريه هماهنگى با طبيعت است . از اين رو كه نشانه و زمينه آن است كه از ناحيه مرد آغاز شده و زن پاسخگوى عشق اوست و مرد به احترام او هديه نثار او مى كند

سخن از معامله و خريد و فروش نيست ، سخن از رقابت و چشم و هم چشمى نيست .

شايد برخى تا توان دارند مهريه را بالا ببرند تا همسرشان را پايبند به زندگى كنند هرگز چنين نخواهد بود، او مى تواند با كاهش محبت و توجه خود به زندگى ، زن را در تنگنا قرار دهد كه مهريه خود را ببخشد و بگويد: ((مهرم حلال ، جانم آزاد.))

بنابراين ميزان پايبندى شوهر به زندگى به ميزان تقوا، و اخلاق دين او بستگى دارد وگرنه سنگينى مهريه نه تنها ضامن بقاء زندگى نيست بلكه مايه كينه و كدورت شوهر است چون او هميشه فكر مى كند همسرش خود را به او فروخته است .

از اين رو اسلام ، هم به انتخاب شوهر خوش اخلاق و متدين و باتقوا سفارش نموده است و هم پايين بودن مهريه را شفارش كرده است .

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: ((بهترين زنان امت من كسانى هستند كه مهريه شان كمتر است ))

و باز از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود:

((مهريه زنان را بالا نبريد كه موجب دشمنى مى گردد.)

دوران نامزدى

دو كبوتر بى سروسامان در آستانه سروسامان گرفتن اند. دو دلداده پس از سالها انتظار، يكديگر را يافته اند.

آنان مى خواهند به زودى شالوده يك زندگى ايده آل را پى ريزى كنند. مى خواهند يك عمر با هم در كنار هم و با تفاهم و همدلى زندگى كنند.

دوران نامزدى شيرين ترين ايام زندگى است . نگاه ها، كلام ها، برخوردها و رفت و آمدها همه شيرين و به ياد ماندنى است .

دورانى است كه دختر و پسر بيشتر با هم انس مى گيرند و از افكار و سليقه هاى يكديگر مطلع مى شوند.

نكته اساسى كه بايد مورد توجه ما قرار گيرد اين است كه تا زمانى كه صيغه عقد دائم يا موقت خوانده نشده است ، دختر و پسر با هم نامحرم هستند و تمامى احكام مربوط به نامحرم را بايد رعايت كنند پس بهتر است تا امكان دارد بين دوران نامزدى و عقد فاصله نيندازيم .

مواظب باشيم تا قبل از عقد با داماد عكس برنداريم و از عكس هاى خود كه در آنها حجاب شرعى رعايت نشده است به او ندهيم . پس از آن نيز از هر رفتارى كه خلاف عفت عمومى جامعه و حفظ حرمت و غيرت يك خانواده مسلمان است بپرهيزيم مانند فشردن دست يكديگر و راه رفتن در خيابان ، يا دست در گردن يكديگر انداختن در اماكن عمومى و تاكسى و... كه اين گونه اعمال گاهى موجب تحريك جوانان مى شود و گناه است .

مراسم ازدواج

سعى كنيم مراسم ازدواج را آسان بگيريم ، خريد بازار، و خريد لباس و طلا، همه در حد معمولى و متعارف باشد.

پيمانى كه اساس آن بر محبت و يگانگى است نه بر اساس رقابت نبايد با بهانه گيرى ها و تحميل ها ضربه ببيند. محبت ، شيشه اى است شفاف و نازك ، شيشه ها را غبار آلود نكنيم و آنها را نشكنيم .

بدانيم كه به مصلحت زندگى ما نيست كه با احساسات مردى بازى كنيم كه از او انتظار داريم ما را از صميم قلب دوست داشته باشد و نسبت به ما فداكارى كند و سعادت ما را سعادت خود بداند. از چشم و هم چشمى ها جدا بپرهيزيم .[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]عروسى

كوچه هاى مدينه نور باران مى شد، پيامبر از جلو، جبرئيل از راست ، ميكائيل از چپ و هفتاد هزار فرشته از پى او، همه تسبيح گوى و تكبيرگوى ، و دختر عبدالمطلب و زنان انصار و مهاجر همراه او، شعر مى خواندند، شادى مى كردند، تكبيرگويان و حمدكنان .

آنان عروسى را به خانه على عليه السلام مى بردند.

پيامبر صلى الله عليه و آله به آنان فرموده بود كه در مراسم بردن عروس به خانه همسر:

((شادى كنيد، شعر بخوانيد، تكبير بگوييد، حمد كنيد ولى چيزى كه خدا راضى نيست نگوييد

يعنى فرمول مراسم عروسى اينهاست :

((شادى ، شعور، شرافت ))

با كمال تاسف حتى بعضى از مومنان و مذهبى ها در مراسم عروسى دين و آخرت خود را فراموش مى كنند و از هر برنامه شاد و محركى استقبال مى كنند. آنان مى گويند كه يك شب كه هزار شب نيست ، بعد از عمرى انتظار مى خواهيم شاد باشيم و... ولى فراموش كرده اند كه : يك شب گناه مى تواند هزار روز انسان را تيره كند بلكه آخرت انسان را.

بنابراين سعى كنيم كه مراسم عروسى ما آلوده به گناه نشود و در مراسم عروسى ديگران نيز اگر همراه با گناه است شريك نكنيم حتى اگر از ما كينه به دل بگيرند.

استفتاء از مقام معظم رهبرى :

شركت نكردن در مراسم عروسى كه نوعا همراه با لهو لعب است ، باعث خصومت و دشمنى بين اقوام و فاميل مى شود و وظيفه چيست ؟

شركت كردن در مجالس حرام در هر صورت جايز نيست و امر به معروف و نهى از منكر بر همه واجب است

برنامه عروسى

همه دوست دارند كه برنامه عروسى شاد، و دلنشين باشد. اسلام نيز اين مطلب را تاييد مى كند ولى به ما هشدار مى دهد كه اين برنامه شاد نبايد آلوده به گناه و معصيت باشند.

بنابراين تلاش كنيم از اختلاط زن و مرد و دختران و پسران جلوگيرى كنيم ، و در مراسم عروسى از اجراى برنامه هايى كه خداوند راضى نيست ، بپرهيزيم . در اين زمينه به چند استفتاء از مقام معظم رهبرى (دام ظله ) بسنده مى كنيم :

1. زدن دست در مراسم عروسى ، رقص مرد براى مردان در مراسم عروسى رقص زن براى زن در مراسم عروسى چه حكمى دارد؟

- ((كف زدن به نحو متعارف معمول جشن و سرور مانع ندارد و رقص اگر موجب تحريك و تهييج شهوت و يا مستلزم ارتكاب حرام باشد جايز نيست )

2. زن دايره و تنبك در مراسم عروسى و خريد و فروش آن ، آيا جايز است ؟

- ((اگر از آلات لهو محسوب باشد خريد و فروش و نگهدارى و استعمال آن جايز نيست )

3. فيلمبردارى از برخى از مجالس عروسى كه به علت لاابالى گرى مسائل محرم و نامحرم احيانا رعايت نمى شود توسط عكس زن كه شغلش اين كار است چه حكمى دارد؟

- ((مراعات كامل حجاب اسلامى در برابر نامحرم در هر حال لازم است و فيلمبردارى از مجالس زنانه يا از مجالس مختلط اگر مستلزم نظر حرام موجب اشاعه فساد و تربيت مفاسد باشد جايز نيست )

23. بر قله خوشبختى

عاشر اهل الفضل تسعد و تنبل

حضرت على عليه السلام فرمودند: با انسانهاى با فضيلت زندگى كن تا خوشبخت و بزرگ گردى .

آفتاب يثرب بر خانه گلى و كوچك مى تابيد كه دو گوهر پاك و ناياب را در برگرفته بود.

خانه اى كه يك قطعه حصير و يك پوست گوشه اى از آن را مفروش كرده بود و اكثر ظرف هايش گلى بود.

خانه اى كه در آن مظاهر فريبنده دنيا خبرى نبود، خود خانه را هم ((حارثة بن نعمان )) به آن بخشيده بود. با اين همه سادگى و كوچكى ، دريايى ژرف از مهر و محبت و عاطفه را در خود جاى داده بود.

اينك اولين لحظه هاى زندگى آن دو آغاز مى شد كه كسى از پشت در سلام مى كرد و اجازه ورود مى طلبيد.

((اسماء)) آمد و در را گشود.

پيامبر بود كه با شوق وافرى به سوى داماد و عروس آمده بود.

- على جان همسرت را چگونه يافتى ؟

و على با آهنگى سپاس آميز پاسخ گفت :

((او بهترين يار و ياور من در مسير زندگى است .))

فاطمه جانم ! تو همسرت را چگونه ديدى ؟ و فاطمه با لحنى لبريز از حيا و محبت پاسخ داد: ((او بهترين همسر است )

و زندگى مشترك آغاز شد، پيامبر كارها را تقسيم كرد.

كارهاى خارج از منزل را به على و كارهاى داخل منزل را به فاطمه سپرد.

فاطمه از اين بابت بسيار مسرور و خوشحال گشت . چون كار داخل منزل او از برخورد با نامحرمان و اختلاط با آنها بركنار مى داشت .

و زندگى آن دو در كمال و بى آلايشى و دور از تجملات ادامه يافت . آنان خوشبختى را در بندگى خدا و فتح مرتفع ترين قله هاى تقوا و كمال مى دانستند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]اصول همسردارى

غالبا زندگى با شيرينى ، آرامش و صفا آغاز مى گردد ولى گاهى ديرى نمى پيمايد كه احساس ها و عاطفه ها، عشق ها و علاقه ها فرو مى كاهد. تشنج ، درگيرى و كشمكش بالا مى گيرد و چه بسا كانون گرم زندگى به سردى و خاموشى مى گرايد. براى جلوگيرى از اين پديده دو تدبير بايسته است :

1. در انتخاب همسر دقيق باشيم ، سعى كنيم با تحقيق و گفتگو در چارچوب شرع همسر آينده مان را تا اندازه زيادى بشناسيم . اگر اختلاف نظر و سليقه ما با او زياد است ، تن به ازدواج ندهيم .

2. اصول و روشهاى همسردارى را فرا بگيريم و به كار ببنديم .

فاطمه از آن روز كه آمد تا آن لحظه كه با همسرش بدرود گفت اصول زندگى را كاملا رعايت كرد فاطمه در آخرين لحظه هاى زندگيش به على گفت :

((اى پسر عمو، من را دروغ گو و خائن نيافتى و در اين مدت از تو سرپيچى نكردم

و على تصديق كرد، يعنى اصول زندگى اينهاست : ((راستگويى ، امانتدارى ، فرمانبرى ))

1. راستگويى

مسائل را از همسرمان كتمان نكنيم و به او دروغ نگوييم ، ممكن است از ما كارى سر زده باشد كه اگر واقعيت را بگوييم ما را سرزنش و تنبيه كند، اين بهتر از آن است كه مساله را از او كتمان كنيم و به او دروغ بگوييم ، او با پى بردن به كتمان و دروغ گويى ما روز به روز اعتمادش كم مى شود و بنيان زندگى متزلزل مى گردد.

2. امانتدارى

الف : زيبايى ها و لطافت ها