رفتن به مطلب
Negarita

ミ★ミ سخنان زیبای دکتر علی شریعتی ミ★ミ

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]تا سحر ای شمع بر بالین من

امشب از بهر خدا بیدار باش

 

سایه ی غم ناگهان بر دل نشست

رحم کن امشب مرا غمخوار باش

 

کام امیدم به خون آغشته شد

تیرهای غم چنان بر دل نشست

 

کاندرین دریای مست زندگی

کشتی امید من بر گل نشست

 

آه! ای یاران به فریادم رسید

ورنه مرگ امشب به فریادم رسد

 

ترسم آن شیرین تر از جانم ز راه

چون به دام مرگ افتادم رسد

 

گریه وفریاد بس کن شمع من

بر دل ریشم نک دیگر مپاش

 

قصّه ی بی تابی دل پیش من

بیش ازین دیگر مگو خاموش باش

 

جز توام ای مونس شب های تار

در جهان دیگر مرا یاری نماند

 

زآن همه یاران به جز دیدار مرگ

با کسی امّید دیداری نماند

 

همدم من، مونس من، شمع من

جز تواَم در این جهان غمخوار کو؟

 

واندرین صحرای وحشت زای مرگ

وای بر من، وای بر من، یار کو؟

 

اندرین زندان، من امشب، شمع من

دست خواهم شستن از این زندگی

 

تا که فردا همچو شیران بشکنند

ملّتم زنجیرهای بندگی[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]اولین روز بارانی را به خاطر داری؟

غافلگیر شدیم چتر نداشتیم

خندیدیم دویدیم و به شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم

دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی

چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم

سعی می کردی من خیس نشوم و

شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود

و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری

چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد .

چند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟

با یک چتر اضافه آمدی

و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود

دو قدم از هم دورتر راه برویم . . .

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم

تنها برو . ..[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]فهمیدن و نفهمیدن

 

تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!!

 

چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،

 

آسایش و خوشبختی بخشیده است !!!

 

مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟

 

پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی.

 

امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

 

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ![/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

مادرم می گفت که عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب

اما حالا هزار شب است که پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکردم.

 

am2naafcbah7b7sc5jlv.jpg

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]زخمی بر بدن دارم.

روزگار نمک میپاشد و من پیچ و تاب میخورم......

.

.

.

و همه گمان میکنند که من میرقصم..........[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

وقتي كبوتري با كلاغ ها معاشرت ميكند...

پرهايش سفيد مي ماند ولي قلبش سياه ميشود...[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]22330103671350123052.jpg[/align]

 

 

[align=CENTER]خاطره ایی از "پوران شریعت رضوی" (همسر دکتر)

 

علی تعریف میکرد: روزی یکی از سربازهایی که نگهبان سلول من بود, سوال

 

کرد تو را برای چی گرفته اند؟ اسلحه داشتی؟ جواب دادم : بله. پرسید چندتا

 

داشتی؟ جواب دادم : دو سه تا. پرسید مارکش چه بود؟ گفتم :خودکار.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دكتر ِشريعتي مي نويسد:

 

كساني هستند كه فضاي انديشيدن آنها بر پول است،

 

مگر نمي بينيم كساني را كه امروز با پدرزنشان ازدواج مي كنند،

 

اين مگر براي پول نيست؟

 

نه دوست داشتن، نه عشق، بلكه بر اساس مقدار پول يا مثلا

 

تعداد قوم و خويش كه همسرش دارد. كسي كه اين محاسبه

 

را مي كند حتي احساسات غريزي حيوان را هم ندارد.

 

براي اينكه وقتي يك حيوان نر و ماده به هم مي چسبند،

 

مي خواهند غريزه جنسي شان را ارضاء كنند، همان غريزه باز هم

 

معنوي تر از اين كاسبي است، هيچ وقت يك الاغ نر به خاطر پالان

 

الاغ ماده و يا به خاطر قاليچه و امثالهم به طرف آن كشش

 

پيدا نمي كند، وقتي انسان فضاي انديشه اش تا اين حد سقوط

 

مي كند، از الاغ هم پايين تر است!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]67hieansa0pnlbgpf9z.gif

رنجی که همیشه آزارم میداد

اکنون به نهایت رسیده است

مرگ یا جنون را در یک قدمی خود میبینم

چه سخت است تنهایی در انبوه جمعیتی که از همه سو مرا احاطه کرده اند

حالا من مانده ام معطل و مردد,که چه کار کنم؟

قالب های آدمها همه تعیین شده و مشخص است

و من نمیتوانم خودم را در هیچکدام بگنجانم

در بیرون این قالب ها تنها مانده ام!

 

67hieansa0pnlbgpf9z.gif[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وقتی نمی توانی فریاد بزنی ناله نگن

سال ها نالیدن به کجا انجامید

تو محکومی به زندگی تا شاهد مرگ آرزو های خود باشی

(شریعتی)

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند. از «تن» تو- هر چقدر

هم که قوی باشد- ترسی ندارند. از گاو که گنده‌تر نمی‌شوی،

میدوشندت! از خر که قوی‌تر نمی‌شوی،بارت می‌کنند! از

اسب که دونده‌تر نمی‌شوی، سوارت می‌شوند!، اما آنها فقط

از«فهمیدن» تو می‌ترسند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER][align=CENTER]تو هرچه می خواهی باش ، اما ... آدم باش !!![/align][align=CENTER]چقدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدن ها است كه به این مردم،[/align][align=CENTER]آسایش و خوشبختی بخشیده است!!! [/align][align=CENTER]مگر نمی دانی بزرگ ترین دشمن آدمی فهم اوست؟[/align][align=CENTER]پس تا می توانی خر باش تا خوش باشی. [/align][align=CENTER]امروز گرسنگی فكر ، از گرسنگی نان فاجعه انگیزتر است .

 

برای خوشبخت بودن ، به هیچ چیز نیاز نیست جز به نفهمیدن ![/b][/align][/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]z5nb40s3we6t3k5ar4z.gif

آنگاه که تقدیر نیست و از تدبیر نیز کاری ساخته نیست [/align]

[align=CENTER]خواستن،

 

اگر با تمام وجود با بسیج همه اندامها و نیروهای روح و با قدرتی که در صمیمیت است تجلی کند [/align]

[align=CENTER]اگر هم هستیمان را یک خواستن کنیم یک خواستن مطلق شویم [/align]

[align=CENTER]و اگر با هجوم و حمله های صادقانه و سرشار از امید و یقین و ایمان بخواهیم [/align]

[align=CENTER]پاسخ خویش را خواهیم گرفت.

z5nb40s3we6t3k5ar4z.gif[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]image093.gif

 

 

تنهایی ،آزادی

 

من هرگز از مرگ نمی هراسیده ام.

 

عشق به آزادی،سختی جان دادن را

 

بر من هموارمی سازد.

 

عشق به آزادی مرا همه ی عمر در خود گداخته است.

 

آزادی معبود من است.

 

به خاطر آزادی هر خطری بی خطر است .

 

هر دردی بی درد است .

 

هر زندانی رهایی است.

 

هر جهادی آسودگی است.

 

هر مرگی حیات است.

 

آخر،…چه بگویم؟

 

من تنهایی را از آزادی بیشتر دوست دارم.

 

و حال می خواهم چه کنم؟

 

قلب که می زند برای کیست؟

 

برای چیست؟

 

وصبح که سربر می کشد برای کیست؟

 

برای چیست؟

 

رفیقان من،با من مدارا کنید!

 

به پرتگاه چه نیستی ای زندگی من خواهد لغزید؟

 

فراخنای زمین،سخت تنگ است.

 

 

image093.gif[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]dore9qyufv26k1j32ujw.gif

در باغ ” بی برگی ” زادم ..

و در ثروت فقر غنی گشتم …

و از چشمه ی ایمان سیراب شدم …

و در هوای دوست داشتن ، دم زدم …

و در آرزوی آزادی سر بر داشتم …

و در بالای غرور ، قامت کشیدم …

و از دانش ، طعامم دادند …

و از شعر، شرابم نوشاندند …

و از مهر ، نوازشم کردند …

و ” حقیقت ” دینم شد و راهِ رفتنم …

و ” خیر ” حیاتم شد و کارِ ماندنم …

و ” زیبایی” عشقم شد و بهانه ی زیستنم

dore9qyufv26k1j32ujw.gif[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]همیشه گورستانی در قلبت برای خاکسپاری خطای دوستانت بساز [align=CENTER]

اگر عشق نبود به کدامین بهانه ای می خندیدیم و می گریستیم؟[/align][align=CENTER] کدام لحظه های ناب را اندیشه می کردیم؟

[/align] [align=CENTER] چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟.[/align][/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

آنجا که چشمان مشتاقی برای انسانی اشک میریزد

 

 

زندگی به رنج کشیدنش می ارزد.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

دلهای بزرگ و احساس های بلند

 

عشق های زیبا و پر شکوه می آفرینند

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند

 

پرهایش سفید می ماند

 

ولی قلبش سیاه میشود

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا

 

تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی

 

به تو نزدیک تر میشوم. این زندگی من است

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

وقتی خواستم زندگی کنم راهم را بستند

 

وقتی خواستم ستایش کنم گفتند خرافات است.

 

وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.

 

وقتی خواستم بگریم گفتند دروغ است.

 

وقتی خواستم بخندم گفتند دیوانه است.

 

دنیا را نگه دارید میخواهم پیاده شوم.

 

(دکتر علی شریعتی)

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش

 

تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری

 

(دکتر علی شریعتی)

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]به سه چیز تکیه نکن:

 

غرور .دروغ .عشق

 

آدم با غرور می تازد .

 

با دروغ می بازد.

 

وبا عشق می میرد

 

(دکتر علی شریعتی)[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

برایت دعا میکنم که ای کاش خدا از تو بگیرد

 

هر آنچه را که خدا را از تو می گیرد

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

من چیستم ؟

 

لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب

 

که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات

 

گمنام و بی نشان

 

در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×