رفتن به مطلب
Negarita

•♥• متن هاي زيبا ، خواندني و پرانرژي •♥•

پست های پیشنهاد شده

[align=CENTER]سلام

 

اين تاپيك ويژه مطالب و متن هاي فوق العاده و ناب هست كه روي ما تاثير گذاشته

و

خواندنش رو به ديگر دوستان توصيه ميكنيد!

 

 

نكته مهم:

 

از قرار دادن داستان ، يا مطالب عاشقانه خودداري كنيد !

فقط مطالب زيبا و پر انرژي[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]قانـــون دانــــه

[/align] [align=RIGHT][align=CENTER]

نگاهي به درخت ســـيب بيندازيد. شايد پانـــصد ســـيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»

 

اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:

 

«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»

از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:

 

- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.

 

- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.

 

- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.

 

- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.

وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.

 

قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.

در يک کلام:

 

[/align][/align]افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتريمي کارند.[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

[align=CENTER]

همه امور به هم مربوطند

 

A0838954.jpg

[/align]

آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟

 

آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟

 

همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!

 

تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.

 

وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.

 

اينها به چه معناست؟

 

- اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.

 

- مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.

 

- عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.

 

 

در يک کلام

 

هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خوداهميت دارد زيرا بر امور ديگر نيزمؤثر است.

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]حرف دلت رو بزن!

ما فقط یک بار به دنیا می آییم و توی این جاده زندگی نوشته :" دور زدن ممنوع ".

 

یه جایی خوندم که نوشته بود قلب ها از حرف های ناگفته بیشتر می شکنه تا حرف های گفته. این روزها هوا بهاریه و بوی عید می آید ، تو هم دلت رو بهاری کن. پس بیا از همین شروع سال نو نگذاریم حرفی ناگفته تو دلمون بمونه. اگه کسی رو دوست داری یا حرفی تو دلته که باید بگی نگهش ندار ، بگو. بذار بدونه که دوستش داری. چرا هی خودت رو سانسور می کنی؟! بعضی ها به همسر و مادر و پدر و حتی بچه هاشون هم نمی گن که دوستشون دارن.

اون ها حاضرن از صبح تا شب صد مدل ویتامین و غذا و سرویس های مختلف به بچه هاشون بدن ولی باور کن اگر یک نوازش ، یک آغوش گرم ، و یک جمله دوستت دارم رو به اون ها بگن با تمام کارهایی که تا حالا براشون انجام دادن برابری می کنه. فرقی نمی کنه اون شخص بچه باشه یا یک آدم 90 ساله .

 

ما آدم ها تشنه محبتیم و اینکه طرف مقابل بگه دارم می بینمت ! تو دیده می شی ! من می فهممت ! قدرت رو می دونم !

 

حالا قلم رو بردار و دو خط برای اونی که دوستش داری بنویس حتی غلط یا کودکانه . اگر نمی تونی بنویسی یک شاخه گل براش بخر. اگر این کار رو هم نتونستی انجام بدی ، برای اونی که دوستش داری دعا کن و موج مثبت بفرست این کم خرج ترین و زیباترین راه ابراز عشقه ! .

مطمئن باش موقع دعا ، فرشته ها این موج های مثبت رو به ساحل دلش می رسونن. باور نداری ؟! امتحان کن !! [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=RIGHT]

مهم

نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر.

 

اگر کسی تو

را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن.

 

هیچوقت

به کسی که غم سنگینی دارد نگو " می دانم چه حالی داری " چون

در واقع نمی داني.

 

 

یادت باشد

گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه می خواهی نوعی شانس و اقبال

است.

 

هیچوقت

به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را

میداند.

 

از صمیم

قلب عشق بورز. ممکن است کمی لطمه ببینی، اما تنها راه

استفاده بهینه از حیات همین است.

 

در

مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.

[align=RIGHT]

وقتی از توسوالی را پرسیدند که نمی خواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن وبگو: "برای چه می خواهید بدانید؟"

 

هرگز

موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.

 

 

هیچوقت

پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.

 

 

وقتی احساس خستگی می کنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.

 

 

هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.

 

 

راحتی و خوشبختی را باهم اشتباه نکن.

 

 

هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.

 

شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی

سازد.

 

 

سعی کن از آن افرادی نباشی که می گویند : " آماده، هدف، آتش"

 

 

هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که اواجازه این کار را به تو نخواهد داد.

 

 

 

چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط می بخشد.

 

 

وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.

 

 

 

هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.

 

وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری می رسی رستورانی را که

در میدان شهر است انتخاب کن.

 

 

در حمام آواز بخوان.

 

در روز تولدت درختی بکار.

 

 

طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.

 

بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.

 

 

فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمی شوی.

 

ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.

 

 

هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.

 

شیر کم چرب بنوش.

 

 

هرگز درهنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید

خواهی کرد.

 

فروتن باش، پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده

بود.

 

 

از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.

 

فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی می رود که برای رسیدن به آن

تلاش می کنند[/align]

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

چرا مادرمان را دوست داريم؟

چون ما را با درد بدنيامي*آورد و

بلافاصله با لبخند مي*پذيرند

چون شيرشيشه را قبل از اينكه توي حلق

ما بريزند ، پشت دستشان مي*ريزند

چون وقتي توي اتاق پي پي مي*كنيم

زياد با ما بداخلاقي نمي*كنند

و وقتي بعدها توي تشكمان جي جي

مي*كنيم آبروي ما را نمي*برند

و وقتي بعدها به زندگي*شان* تركمون مي*زنيم

فقط مي*گويند: خب جوونه ديگه، پيش مياد!

چون وقتي تب مي*كنيم، آن*ها هم عرق مي*ريزند

چون وقتي توي ميهماني خجالت مي*كشيم و

توي گوششان مي*گوييم سيب مي خوام، با صداي بلند مي*گويند منيرخانوم بي زحمت يه سيب به

اين بچه بدهيد و ما را عصباني مي*كند

و وقتي پدرمان ما را به خاطر لگد زدن به

مادر كتك مي*زند، با پدر دعوا مي*كنند

چون وقتي در قابلمه غذا را برمي دارند، يك

بخاري بلند مي شود كه آدم دلش مي خواهد

غذارا با قابلمه اش بخورد

چون وقتي تازه ساعت يازده شب يادمان مي افتد

كه فلان كار را كه بايد فردا در مدرسه تحويل

دهيم يادمان رفته،بعد از يك تشر خودش هم پابه پايمان زحمت ميكشد كه همان نصف شبي تمامش كنيم

چون وسط سريال*هاي ملودرام گريه مي*كنند

 

چون بعد از گرفتن هديه روز مادر، تمام فكر

و ذكرش اين است كه مبادا فروشندگان

بي انصاف سر طفل معصومش را

كلاه گذاشته باشند

چون شبهاي امتحان و كنكور پابه *پاي ما كم

مي*خوابد اما كسي نيست كه برايش قهوه

بياورد و ميوه پوست بكند

به خاطر اينكه موقع سربازي رفتن ما،

گريه مي*كند و نذر مي كندو پوتين*هايمان

را در هر مرخصي واكس مي*زند

چون وقتي شب عروسي ما داماد ازش خداحافظي

ميكند با چشماني پر از اشك سفارشمان را ميكند

ما را به داماد ميسپارد

چون وقتي كه موقع مريضيش يك ليوان آب

به دستش مي دهيم يك طوري تشكر مي كند

كه واقعا باور مي*كنيم شاخ قول شكانده*ايم

چون موقع مطالعه عينك مي*زند و پنج دقيقۀ

بعد در حاليكه عينكش به چشمش است

ميپرسد:اين عينك منو نديدين؟

چون هيچوقت يادشان نمي*رود كه از كدام غذا

بدمان مي*آيد و عاشق كدام غذاييم ،حتي وقتي

كه روي تخت بيمارستانند و قرار است ناهار

را با هم بخوريم

چون همانجا هم تمام فكر و ذكرشان اين است

كه واي بچم خسته شد بسكه مريض داري كرد

و چون هروقت باهاش بد حرف ميزنيم و دلش

رو براي هزارمين بار ميشكنيم،چند روز بعد

همه رو از دلش ميريزه بيرون وخودش رو

گول ميزنه كه :*بخشش از بزرگانه

چون مادرند !

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]برگرفته از کتاب کیمیاگر نویسنده : پائولو کوئلیو ترجمه : آرش حجازی

 

 

[align=CENTER]کاسبی پسرش را فرستاد تا راز خوشبختی را از فرزانه ترین انسان جهان بیاموزد.

 

پسرک چهل روز در بیابان راه رفت، تا سرانجام به قلعه ی زیبایی بر فراز یک کوه رسید.

 

مرد فرزانه ای که پسرک میجست، آن جا میزیست.

 

اما قهرمان ما به جای ملاقات با مردی مقدس، وارد تالاری شد و جنب و جوش عظیمی

 

را دید؛ تاجران می آمدند و میرفتند، مردم در گوشه کنار صحبت میکردند، گروه موسیقی

 

کوچکی نغمه های شیرین مینواخت ، و میزی مملو از لذیذترین غذاهای بومی آن بخش از جهان،

 

آن جا بود. مرد فرزانه با همه صحبت میکرد، و پسرک مجبور شد دو ساعت منتظر بماند تا

 

مرد فرزانه به او توجه کند. مرد فرزانه با دقت به دلیل ملاقات پسرک گوش داد، اما به او گفت

 

در آن لحظه فرصت ندارد تا راز خوشبختی را برایش توضیح دهد. به او پیشنهاد کرد نگاهی به

 

گوشه کنار قصر بیندازد و دو ساعت بعد بازگردد. سپس یک قاشق چای خوری به پسرک داد

 

و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت : " علاوه بر آن میخواهم از تو خواهشی بکنم. هم چنان

 

که میگردی، این قاشق را هم در دست بگیر و نگذار روغن درون آن بریزد."

 

پسرک شروع به بالا و پایین رفتن از پلکان های قصر کرد و در تمام آن مدت، چشمش را به آن

 

قاشق دوخته بود. پس از دو ساعت به حضور مرد فرزانه بازگشت. مرد فرزانه پرسید : فرش های

 

ایرانی تالار غذا خوری ام را دیدی؟ باغی را دیدی که خلق کردنش برای استاد باغبان ده سال

 

زمان برد؟ متوجه پوست نبشت های زیبای کتاب خانه ام شدی؟

 

پسرک، شرم زده اعتراف کرد هیچ ندیده است. تنها دغدغه ی او این بود که روغنی که مرد

 

فرزانه به او سپرده بود، نریزد. مرد فرزانه گفت: " پس بگرد و با شگفتی های دنیا من آشنا شو.

 

اگر خانه ی کسی را نبینی نمیتوانی به او اعتماد کنی."

 

پسرک قوت قلب گرفت، قاشق را برداشت و بار دیگر به اکتشافات قصر پرداخت. این بار تمامی

 

آثار روی دیوارها و آویخته به سقف را تماشا کرد. باغ ها را دید، و کوه های گردا گردش را، لطافت گل ها را،

 

و نیز سلیقه ای را که در نهادن هر اثر هنری در جای خود به کار رفته بود. هنگامی که نزد مرد فرزانه

 

بازگشت، هر آنچه را که دیده بود، باتمام جزییات تعریف کرد.

 

مرد فرزانه پرسید : " اما آن دو قطره روغن که به تو سپرده بودم کجایند؟ "

 

پسرک به قاشق داخل دستش نگریست و دریافت که روغن ریخته است.

 

فرزانه ترین فرزانگان گفته اند : " پس این است یگانه پندی که میتوانم یه تو

 

بدهم : راز خوشبختی این است که همه ی شگفتی های جهان را بنگری،

 

و هرگز آن دو قطره روغن درون قاشق را از یاد نبری. " [/align][/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]گاهی به نگاهت نگاه كن

 

 

 

انیشتین می*گفت : « آنچه در مغزتان می*گذرد، جهانتان را می*آفرینداستفان كاوی (از سرشناسترین چهره*های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است كه می*گوید:« اگر می*خواهید در زندگی و روابط شخصی*تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش*ها و رفتارتان توجه كنید؛ اما اگر دلتان می*خواهد قدم*های كوانتومی برداری...د و تغییرات اساسی در زندگی*تان ایجاد كنید باید نگرش*ها و برداشت*هایتان را عوض كنید .»

 

او حرفهایش را با یك مثال خوب و واقعی، ملموس*تر می*كند:« صبح یك روز تعطیل در نیویورك سوار اتوبوس شدم. تقریباً یك سوم اتوبوس پر شده بود. بیشتر مردم آرام نشسته بودند و یا سرشان به چیزی گرم بود و درمجموع فضایی سرشار از آرامش و سكوتی دلپذیر برقرار بود تا اینكه مرد میانسالی با بچه*هایش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضای اتوبوس تغییر كرد. بچه*هایش داد و بیداد راه انداختند و مدام به طرف همدیگر چیز پرتاب می*كردند. یكی از بچه*ها با صدای بلند گریه می*كرد و یكی دیگر روزنامه را از دست این و آن می*كشید و خلاصه اعصاب همه*مان توی اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه*ها كه دقیقاً در صندلی جلویی من نشسته بود، اصلاً به روی خودش نمی*آورد و غرق در افكار خودش بود. بالاخره صبرم لبریز شد و زبان به اعتراض بازكردم كه: «آقای محترم! بچه*هایتان واقعاً دارند همه را آزار می*دهند. شما نمی*خواهید جلویشان را بگیرید؟» مرد كه انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقی دارد می*افتد، كمی خودش را روی صندلی جابجا كرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داریم از بیمارستانی برمی*گردیم كه همسرم، مادر همین بچه*ها٬ نیم ساعت پیش در آنجا مرده است.. من واقعاً گیجم و نمی*دانم باید به این بچه*ها چه بگویم. نمی*دانم كه خودم باید چه كار كنم و ... و بغضش تركید و اشكش سرازیر شد.»

 

استفان كاوی بلافاصله پس از نقل این خاطره می*پرسد:« صادقانه بگویید آیا اكنون این وضعیت را به طور متفاوتی نمی*بینید؟ چرا این طور است؟ آیا دلیلی به جز این دارد كه نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه می*دهد كه:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشید. نمی*دانستم. آیا كمكی از دست من ساخته است؟ و....

 

اگر چه تا همین چند لحظه پیش ناراحت بودم كه این مرد چطور می*تواند تا این اندازه بی*ملاحظه باشد٬ اما ناگهان با تغییر نگرشم همه چیز عوض شد و من از صمیم قلب می*خواستم كه هر كمكی از دستم ساخته است انجام بدهم .»

 

حقیقت این است كه به محض تغییر برداشت٬ همه چیز ناگهان عوض می*شود. كلید یا راه حل هر مسئله*ای این است كه به شیشه*های عینكی كه به چشم داریم بنگریم؛ شاید هرازگاه لازم باشد كه رنگ آنها را عوض كنیم و در واقع برداشت یا نقش خودمان را تغییر بدهیم تا بتوانیم هر وضعیتی را از دیدگاه تازه*ای ببینیم و تفسیر كنیم . آنچه اهمیت دارد خود واقعه نیست بلكه تعبیر و تفسیر ما از آن است![/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]زنگ اخر دنیا کی میخوره؟

خدا می داند،ولی........................

آن روز که آخرین زنگ دنیا می خورد دیگر نه

می شود تقلب کرد ونه می شود سرکسی

را کلاه گذاشت.

آن روز تازه می فهمیم دنیا با همه بزرگی اش

از جلسه امتحان هم کوچکتر بود.

 

آنروز تازه می فهمیم که زندگی عجب سوال

سختی بود ،سوالی که بیش از یک بار

نمی توان به آن پاسخ داد.

 

خدا کند آنروز که آخرین زنگ دنیا می خورد،

روی تخته سیاه قیامت اسم ما را جزء خوبها

بنویسند.

 

خدا کند حواسمان بوده باشد وزنگهای تفریح

آنقدر در حیاط نمانده باشیم که حیات

یادمان رفته باشد.

 

خدا کند که دفتر زندگیمان را جلد کرده باشیم

وبدانیم دنیا چرک نویسی بیش نیست[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نزاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره [align=CENTER] [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER]سلامتی مداد پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه . . .[/align] [/align] [align=CENTER]به سلامتی اون دلی که هزار بار شکست ولی هنوزم شکستن بلد نیست . . .[/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER]به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات به جای اینکه تَرکمون کنن [/align] [align=CENTER]درکمون می کنن . [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER]سلامتی اونایی که درد دل همه رو گوش میدن اما معلوم نیس خودشون کجا درد دل میکنن . . [/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟ خیلی ساده است ! یعنی اینکه تو دو قدم از اونها جلوتری. پس مشتاقانه به مسیرت در زندگی ادامه بده شاد باش و وجود نازنینت لبریز باشه از مهرو گرمای زندگی در این روزها.ی سرد

 

بهتره که غرورت رو به خاطر کسی که دوستش داری از دست بدی تا این که کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست بدی. ما معمولا زمان زیادی رو صرف پیدا کردن آدم مناسبی برای دوست داشتن یا پیدا کردن عیب و ایراد کسی که قبلا دوستش داشتیم میکنیم اما باید به جای این کار در عشقی که داریم ابراز میکنیم کامل باشیم.

 

تو نمیتونی کسی رو مجبور کنی که تو رو دوست داشته باشه ولی در عوض تنها کاری که میتونی انجام بدی اینه که تبدیل به آدمی بشی که لایق دوست داشتن هست و عاقبت کسی پیدا خواهد شد که قدر تو رو بدونه .

 

وقتی یه اتفاق خوب یا بد برات میافته همیشه دنبال این باش که چه معنی و حکمتی در اون اتفاق نهفته هست برای هر اتفاق در زندگی دلیلی وجود داره که به تو می آموزد که چگونه بیشتر شاد زندگی کنی و کمتر غصه بخوری .

 

وقتی احساس شکست میکنی که نتونستی به اون چیزی که می خواستی برسی اصلا ناراحت نشو حتماً خداوند صلاح تو رو در این دونسته و برات آینده ی بهتری رو رقم زده .

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]

زندگی ، باور ، محبت ، عشق

 

 

من باور دارم ...

 

که دعوا و جرّ و بحث دو نفر با هم به معنى

 

این که آن*ها همدیگر را دوست ندارند نیست.

 

و دعوا نکردن دو نفر با هم نیز به معنى این که

 

آن*ها همدیگر را دوست دارند نمى*باشد.

 

 

من باور دارم ...

 

که هر چقدر دوستمان خوب و صمیمى

 

باشد هر از گاهى باعث ناراحتى ما

 

خواهد شد و ما باید بدین خاطر او را

 

ببخشیم.

 

 

من باور دارم ...

 

که دوستى واقعى به رشد خود ادامه خواهد

 

داد حتى در دورترین فاصله*ها. عشق واقعى

 

نیز همین طور است.

 

 

من باور دارم ...

 

که ما مى*توانیم در یک لحظه کارى کنیم که

 

براى تمام عمر قلب ما را به درد آورد.

 

من باور دارم ...

 

که زمان زیادى طول مى*کشد تا من همان آدم

 

بشوم که مى*خواهم.

 

 

من باور دارم ...

که همیشه باید کسانى که صمیمانه

 

دوستشان دارم را با کلمات و عبارات زیبا و

 

دوستانه ترک گویم زیرا ممکن است آخرین

 

بارى باشد که آن*ها را مى*بینم.

 

من باور دارم ...

 

که ما مسئول کارهایى هستیم که انجام

 

مى*دهیم، صرفنظر از این که چه احساسى

 

داشته باشیم.

 

 

من باور دارم ...

 

که اگر من نگرش و طرز فکرم را کنترل

 

نکنم،او مرا تحت کنترل خود درخواهد

 

آورد.

 

 

من باور دارم...

 

 

 

که قهرمان کسى است که کارى که باید

 

انجام گیرد را در زمانى که باید انجام گیرد،

 

انجام مى*دهد، صرفنظر از پیامدهاى آن.

 

 

من باور دارم ...

 

که گاهى کسانى که انتظار داریم در مواقع

 

پریشانى و درماندگى به ما ضربه بزنند، به

 

کمک ما مى*آیند و ما را نجات مى*دهند.

 

 

من باور دارم ...

 

که گاهى هنگامى که عصبانى هستم

 

حق دارم که عصبانى باشم امّا این به

 

من این حق را نمى*دهد که ظالم و بیرحم

 

باشم.

 

 

من باور دارم ...

 

که بلوغ بیشتر به انواع تجربیاتى که داشته*ایم

 

و آنچه از آن*ها آموخته*ایم بستگى دارد تا به

 

این که چند بار جشن تولد گرفته*ایم.

 

 

من باور دارم ...

 

که همیشه کافى نیست که توسط دیگران

 

بخشیده شویم، گاهى باید یاد بگیریم که

 

خودمان هم خودمان را ببخشیم.

 

 

من باور دارم ...

 

که صرفنظر از این که چقدر دلمان شکسته

 

باشد دنیا به خاطر غم و غصه ما از حرکت باز

 

نخواهد ایستاد.

 

 

من باور دارم ...

 

که زمینه*ها و شرایط خانوادگى و اجتماعى

 

برآنچه که هستم تاثیرگذار بوده*اند امّا من

 

خودم مسئول آنچه که خواهم شد هستم.

 

 

 

من باور دارم ...

که نباید خیلى براى کشف یک راز کند و کاو

 

کنم، زیرا ممکن است براى همیشه زندگى

 

مرا تغییر دهد.

 

من باور دارم ...

 

که دو نفر ممکن است دقیقاً به یک چیز نگاه

 

کنند و دو چیز کاملاً متفاوت را ببینند.

 

 

من باور دارم ...

که زندگى ما ممکن است ظرف تنها چند

 

ساعت توسط کسانى که حتى آن*ها را

 

نمى*شناسیم تغییر یابد.

 

 

من باور دارم ...

که گواهى*نامه*ها و تقدیرنامه*هایى که بر روى

 

دیوار نصب شده*اند براى ما احترام و منزلت به

 

ارمغان نخواهند آورد.

 

 

من باور دارم ...

 

که کسانى که بیشتر از همه دوستشان دارم

 

خیلى زود از دستم گرفته خواهند شد.

 

من باور دارم ...

«شادترین مردم لزوماً کسى که بهترین چیزها

 

را دارد نیست

 

بلکه کسى است که از چیزهایى که دارد

بهترین استفاده را مى*کند.»

 

نلسون ماندلا

[/align]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عشق سه حرف بی ربط اما در کنار هم.

عشق سه واژه واژگون اما برای هم.

عشق کلمه ای کوتاه اما به وسعت روح کهکشان.

عشق الفبای یخ زده بر روی کاغذ.

اما اتشی گرم برای روح حوا.

عشق دوست داشتن من برای تو.

اما انتظار فرو رفتن در تو برای من.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برنامه هفتگی یک درخت

شنبـــه: امروز با صداي گنجشكها از خواب بيدار شدم.تازه داشتم مسواك ميزدم كه يك دفعه يك توپه چهل تيكه خورد توي دستم و باعث شد مسواكم را درسته قورت بدهم!!!

 

يكشنبـــه: طبق معمول با صداي گنجشكها از خواب پريدم ولي نه با صداي معمولي آنها بلكه با صداي گنجشكي كه داشت بچه اش را به خاطر خوردن يك تكه نان از دست مردم دعوا ميكرد!!! امروز ديگر اتفاقي نيفتاد غيراز اينكه وقتي برگهايم را شمردم ديدم دوتاش كم است!!!

 

دوشنبـــه: امروز نه با صداي گنجشكها از خواب بيدار شدم و نه با خوردن توپ به دستم.بلكه با لگدي كه نوش جان كردم از خواب پريدم.كار بچه همسايه بود.عادت كرده هروقت از كسي كتك ميخوره تلافي اش رو سر من در مي آورد.

 

سه شنبـــه: امروز اصلا روز خوبي نبود.بچه خانه روبه رويي ده، دوازده تا از شاخه هايم را كند.مثلا آنها را براي آزمايش علوم ميخواست.ولي وقتي از پنجره سرك كشيدم.ديدم با برگ هاي من براي خودش كلاه سرخپوستي درست كرده!!!

 

چهارشنبـــه: تمام روز داشتم با بوته علف هرزي كه توي باغچه درآمده بود جروبحث ميكردم.آخه ميخواست به من ثابت كند كه جدش به درخت بلوط برميگردد!!!

 

پنج شنبـــه: امروز هم روز بدي بود.براي اينكه باعث شدم سريكي از بچه ها خون بيايد.ولي خوب تقصير من نبود.تقصير خودش بود كه ميخواست با خواندن ورد و جادو مثل هري پاتر از تنه من رد شود!!!!!!

 

جمعـــه: متاسفانه ما درخت ها روز جمعه نداريم!!![/b]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[JUSTIFY] ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY]مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] رابطه قلبی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY]معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] از ابرانسان است که انسان های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] انسان فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه بشریت را روشن می سازد[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری[/JUSTIFY] [align=JUSTIFY]

اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند[/align] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY]هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY]چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در قلب خداوندم.[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY]بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] چه ناچیز است زندگی کسی که با دست هایش چهره خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمی بیند، جز خطوط باریک انگشتانش را[/JUSTIFY] [JUSTIFY] [/JUSTIFY] [JUSTIFY] نیازهای انسان در حال دگرگونی است و تنها چیزی که دگرگون نمی شود عشق به اوست ؟ زیرا عشق او باید پاسخگوی نیازهایش باشد[/b][/JUSTIFY]

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سازنده ترین کلمه" گذشت" است... آن را تمرین کن

پر معنی ترین کلمه" ما" است...آن را بکار ببند.

عمیق ترین کلمه "عشق" است... به آن ارج بنه.

بی رحم ترین کلمه" تنفر" است...از بین ببرش.

سرکش ترین کلمه" هوس" است...بآ آن بازی نکن.

خود خواهانه ترین کلمه" من" است...از ان حذر کن.

ناپایدارترین کلمه "خشم" است...ان را فرو ببر.

بازدارترین کلمه "ترس"است...با آن مقابله کن.

با نشاط ترین کلمه "کار"است... به آن بپرداز.

پوچ ترین کلمه "طمع"است... آن را بکش.

سازنده ترین کلمه "صبر"است... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترین کلمه "امید" است... به آن امیدوار باش.

ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور.

تواناترین کلمه "دانش"است... آن را فراگیر.

محکم ترین کلمه "پشتکار"است...آن را داشته باش.

سمی ترین کلمه "غرور"است... بشکنش.

سست ترین کلمه "شانس"است... به امید آن نباش.

شایع ترین کلمه "شهرت"است... دنبالش نرو.

لطیف ترین کلمه "لبخند"است...آن را حفظ کن.

حسرت انگیز ترین کلمه "حسادت"است... از آن فاصله بگیر.

ضروری ترین کلمه "تفاهم"است... آن را ایجاد کن.

سالم ترین کلمه "سلامتی"است... به آن اهمیت بده.

اصلی ترین کلمه "اطمینان"است... به آن اعتماد کن.

بی احساس ترین کلمه "بی تفاوتی"است... مراقب آن باش.

دوستانه ترین کلمه "رفاقت"است... از آن سوءاستفاده نکن.

زیباترین کلمه "راستی"است... با ان روراست باش.

زشت ترین کلمه "دورویی"است... یک رنگ باش.

ویرانگرترین کلمه "تمسخر"است... دوست داری با تو چنین کنند؟

موقرترین کلمه "احترام"است... برایش ارزش قایل شو.

آرام ترین کلمه "آرامش"است... به آن برس.

عاقلانه ترین کلمه "احتیاط"است... حواست را جمع کن.

دست و پاگیرترین کلمه "محدودیت"است... اجازه نده مانع پیشرفتت بشود.

سخت ترین کلمه "غیرممکن"است... وجود ندارد.

مخرب ترین کلمه "شتابزدگی"است...مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاریک ترین کلمه "نادانی"است...آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترین کلمه "اضطراب"است...آن را نادیده بگیر.

صبورترین کلمه "انتظار"است... منتظرش باش.

بی ارزش ترین کلمه "انتقام"است... بگذاروبگذر.

ارزشمندترین کلمه "بخشش"است... سعی خود را بکن.

قشنگ ترین کلمه "خوشروئی"آست... راز زیبائی در آن نهفته است.

تمیزترین کلمه "پاکیزگی"است... اصلا سخت نیست.

رساترین کلمه "وفاداری"است... سر عهدت بمان.

تنهاترین کلمه "گوشه گیری"است...بدان که همیشه جمع بهتر از فرد بوده.

محرک ترین کلمه "هدفمندی"است... زندگی بدون هدف روی آب است.

.... و هدفمندترین کلمه "موفقیت"است... پس پیش به سوی آن.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

[align=CENTER]هميشه با بدست آوردن اون کسي که دوستش داري نمي توني صاحبش بشي ، گاهي وقتا لازم هست که ازش بگذري تا بتوني صاحبش بشي ، همه ما با اراده به دنيا مي آييم با حيرت زندگي ميکنيم و با حسرت ميميريم اين است مفهوم زندگي کردن ، پس هرگز به خاطر غمهايت گريه مکن و مگذار اين زمين پست شنونده آواي غمگين دلت باشدافسوس...آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم و بعد...براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم

 

ديگر توان ايستادنم نيست وقتي که ترانه هاي گم گشته در هواي سرگرداني ميميرند وقتي که قاصدکهاي بي خبر پيام تهي شدن مي آورند و گلهاي تازه شکفته به پرپر شدن خو مي کنند وقتي که نگاه تازه متولد شده ايي در خفقان انتظار ميميرد ... ديگر توان ايستادنم نيست مي روم تا به امتداد جاده ها بگويم که بي تو شکستن ساقه ها حتمي ست

 

تكيه به شونه هام نكن... من از تو افتاده ترم.... ما كه به هم نميرسيم... بسه ديگه! بذار برم..... كي گفته بود به جرم عشق؟ يه عمري پرپرت كنم... يه گوشه اي كنج قفس... چادر غم سرت كنم.... من نه قلندر ميشمو.... نه قهرمان قصه ها.... نه برده ء حلقه به گوش.... نه مثل اون فرشته ها... من عاشقم...همينو بس! غصه نداره...بي كسيم! قشنگيه قسمت ماست! كه ما به هم نميرسيم

 

ميدوني چرا وقتي تو-تو چشماي كسي نگاه مي كني بيشتر دوسش داري چون خودت رو توش مي بيني

 

با سيم ناز مژه هات يه عمره گيتار مي زنم نگاه تو كوك نكني من خودمو دار مي زنم چشات اگه رو پنجره ام طرح ستاره نزنن دست خودم نيست دلمو به در و ديوار مي زنم تو نباشي من مث اون دختركي كه گمشده گوشه ي كوچه مي شينم از غم تو زار مي زنم

 

امروز كه سر مستم از آهنگ صدايت بگذار بخوانم غزلي تازه برايت بگذار بگويم كمي از نرگس چشمت از شعله پنهاني گيسوي رهايت بگذار بگويم كه نگاه تو مرا كشت بشمار مرا جزو يكي از شهدايت چون حادثه مي ماند حضور تو شب پيش اي كاش كه تكثير شود حادثه هايت ديروز صداي تو كه از آينه برخواست يكباره دلم ريخت در آغوش صدايت امروز من و اين غزل و اين تن تبدار آماده مرگيم ........... بميريم برايت؟

 

نذاري فاصله ها ، تو هجوم سايه ها ، ميون غريبه ها ، نذاري توجاده ها تورو از من بگيرن ، تو خودت خوب من دوني ، توي راه زندگيم ، دلخوشم به بودنت ، پس نكني يه كاري تا فرق نكنه چه بودنت ، نبودنت [/align]

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

[align=CENTER]خدايا چرا دل رو آفريدي؟ چرا تو دل عشق رو آفريدي؟ اگه عاشقي جرم و گناه پس چرا صورت زيبا رو آفريدي؟

 

روز اول شوخي و شوخي, شوخي جدي شد. شوخي ترين جدي عمرم دوست داشتن تو بود... و جدي ترين شوخي عمرم از دست دادن توست

 

عشق نمي پرسه که تو کي هستي عشق فقط ميگه تو مال مني عشق نمي پرسه اهل کجايي فقط ميگه تو قلب من زندگي مي کني عشق نمي پرسه چرا دور هستي فقط ميگه هميشه با من هستي عشق نمي پرسه که دوستم داري [/align]

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1. Take into account that great love and great achievements involve great risk.

1- بر اين باور باش كه عشق و دستاوردهاي عظيم، در برگيرنده مخاطرات بزرگ است.

 

2. When you lose, don't lose the lesson.

2- آنگاه كه مي بازي، از باختت درس بگير.

 

3. Follow the three R's:

Respect for self,

Respect for others and

Responsibility for all your actions.

3- سه اصل را دنبال كن:

محترم داشتن خود

محترم داشتن ديگران

جوابگو بودن در قبال تمام كنش هاي خود

 

4. Remember that not getting what you want is sometimes a wonderful stroke of luck.

4- به ياد داشته باش، دست نيافتن به آنچه مي خواهي، گاهي از اقبال بيدار تو سرچشمه مي گيرد.

 

5. Learn the rules so you know how to break them properly.

5- قواعد را فرا گير تا به چگونگي شكستن آن ها به گونه اي شايسته، آگاه باشي.

 

6. Don't let a little dispute injure a great relationship.

6- نگذار ستيزه اي خُرد بر ارتباطي پرقدر، خللي وارد سازد.

 

7. When you realize you've made a mistake, take immediate steps to correct it.

7- هرگاه به اشتباه خويش پي بردي، بي درنگ گامهايي براي اصلاح آن بردار.

 

8. Spend some time alone every day.

8- هر روز مجالي را صرف خلوت كردن كن.

 

9. Open your arms to change, but don't let go of your values.

9- آغوشت را به سوي دگرگوني بگشاي، امّا از ارزش هاي خود دست برندار.

 

10. Remember that silence is sometimes the best answer.

10- به ياد داشته باش، خاموشي گاهي بهترين پاسخ است.

 

11. Live a good, honorable life. Then when you get older and think back, you'll be able to enjoy it a second time.

11- نيكو و آبرومند زندگي كن، آنگاه، به وقت سالخوردگي، هنگامي كه به گذشته بينديشي، از زندگي ات ديگر بار لذت خواهي برد.

 

12. A loving atmosphere in your home is the foundation for your life.

12- فضاي عشق در خانه تو شالوده اي است براي زندگي ات .

 

13. In disagreements with loved ones, deal only with the current situation. Don't bring up the past.

13- در ناسازگاري ها با افراد مورد علاقه ات، تنها به وضعيت فعلي بپرداز. گذشته را بزرگ نكن.

 

14. Share your knowledge. It is a way to achieve immortality.

14- دانش خود را تسهيم كن، كه طريقي براي دستيابي به جاودانگي است.

 

15. Be gentle with the earth.

15- با زمين مهربان باش.

 

16. Once a year, go someplace you've never been before.

16- سالي يكبار به جايي برو كه پيش تر هرگز در آن جا نبوده اي.

 

17. Remember that the best relationship is one in which your love for each other exceeds your need for each other.

17- به ياد داشته باش، بهترين رابطه، رابطه اي است كه عشقتان به يكديگر بر نيازتان به يكديگر فزوني يابد.

 

18. Judge your success by what you had to give up in order to get it.

18- كاميابي خود را به داوري بنشين، از آن طريق كه بداني چه واگذارده اي تا كاميابي را بدست آوري.

 

19. Approach love and cooking with reckless abandon.

19- به عشق و آشپزي با واگذاردن بي پروا دست ياب.

 

 

FORWARD THIS MANTRA E-MAIL TO AT LEAST 5 PEOPLE AND YOUR LIFE WILL IMPROVE

اين سرود را براي حداقل 5 نفر بفرست؛ زندگي ات بهبود خواهد يافت.

 

 

0-4 people: Your life will improve slightly.

0 تا 4 نفر: زندگي ات اندكي بهبود خواهد يافت.

 

5-9 people: Your life will improve to your liking.

5 تا 9 نفر : زندگي ات مطابق ميلت بهبود خواهد يافت.

 

9-14 people: You will have at least 5 wonderful surprises in the next 3 weeks.

10 تا 14 نفر: حداقل 5 شگفتي آفرين در 3 هفته آينده خواهي داشت.

 

15 people & over: Your life will improve drastically and everything you ever dreamed of will begin to take shape.

بيش از 15 نفر: زندگيت بهبودي سترگ خواهد يافت و هر آنچه كه در رويا ديده اي آغاز به شكل گيري مي كند.

 

Do not keep this message. The mantra must leave your hands within 96 hours.

پيام را براي خود نگاه ندار. سرود بايد دستان تو را در 4 شبانه روز ترك گويد.

 

You will get a very pleasant surprise ...

و تو خوش آيندي بس شگفتي آفرين در خواهي يافت

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

[align=CENTER][align=CENTER]وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]و دویدن که آموختی ، پرواز را [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت [/align][/align]

[align=CENTER][align=CENTER]بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]پَلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..از طوفان ها و امواج نترس [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]بگذار تا از تو بگذرند ..تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]همیشه به خاطر داشته باش ..دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهرنمی سازد [/align][/align]

[align=CENTER][align=CENTER]جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ممکن می شودتنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]

[/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]اعتقادات،اهداف و آرزوها ،عشق، خانواده و دوستان [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]و از همه مهم تر اعتماد به نفس [/align][/align] [align=CENTER][align=CENTER]خودت را باور داشته باش [/align][/align]

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید.

همواره آدمیان محیط و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند.

سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدم های پاک است.

هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست

بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم

آنکه نمی تواند از خواب خویش برای فراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد

آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند ، آیا تو هم بر می خیزی ؟

بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند

 

هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی

آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است

 

ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است

 

فرمانروا با اندیشه وزیران توانمند خویش فرمانروایی می کند

 

هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید

 

آرمان و انگیزه هویدا ، ویژگی آدم کار آمد است

 

اگر دیگران را با زیباترین منش ها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم آنگونه باشد که ما می گویم

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

[align=CENTER]اتفاقات خوب تنها وقتی مي رسند كه قلب تو آسمانی است

[/align] [align=CENTER] [align=CENTER]... و اين قانون جذب است، ... سری است از اساسی ترين اسرار كيهان ... كه هر چيزی مشابه خود را به خود می كشد ...

[/align]و تو در سراسر زندگی تنها شاهد رويدادها، آدم ها و اشيايی هستی كه به خود جذب كرده ای.

انرژی افكار و كلمات تو در سراسر كيهان منتشر می شوند و مشابه خود را به سوی تو می كشند.

هر چه توجه بيشتری به آنها داشته باشی موج نيرومند تری را در كيهان منتشر مي كنی و بيشتر جذب مي كنی، چه خير باشد و

چه شر ...

[/align] پاك شو از آنچه نمی خواهی و لبريز شو از آنچه كه می خواهی ...

كه آن كس كه به موهبت ها می انديشد هر لحظه بيشتر می گيرد

و آن كس كه از نيكي و نيك خواهی لبريز است جز آن نمی بيند ...

و آن كه از عشق و خدمت دريغ نمی كند، جهان را به دوستی و خدمت گرفته است ...

فقط برای سه روز گاهي به اين نكته انديشه كن، كه اتفاقات خوب تنها وقتي از راه مي رسند كه قلبت را پاك كرده ای ... و در

گذشته ات، ببين كه بارها چنين بوده ... و مي بينی كه بارها چنين خواهد بود ...

و تماشا كن

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

[align=RIGHT]پرسيدم...

چطور ، بهتر زندگي کنم ؟ [/align][align=RIGHT]با كمي مكث جواب داد :

 

گذشته ات را بدون هيچ تأسفي بپذير ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

وبدون ترس براي آينده آماده شو .

ايمان را نگهدار وترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن ،

وهيچگاه به باورهايت شک نکن .

زندگي شگفت انگيز است ، در صورتيكه بداني چطور زندگي کني .

 

پرسيدم ،

آخر .... ،

 

و او بدون اينكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

 

مهم اين نيست که قشنگ باشي ... ،

قشنگ اين است که مهم باشي ! حتي براي يک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود ميداند آئين بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصيت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسي .

موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن ..

 

داشتم به سخنانش فكر ميكردم كه نفسي تازه كرد وادامه داد ... :

 

هر روز صبح در آفريقا ، آهويي از خواب بيدار ميشود و براي زندگي كردن و امرار معاش در صحرا ميچرايد ،

آهو ميداند كه بايد از شير سريعتر بدود ، در غير اينصورت طعمه شير خواهد شد ،

شير نيز براي زندگي و امرار معاش در صحرا ميگردد ، كه ميداند بايد از آهو سريعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

مهم اين نيست كه تو شير باشي يا آهو ... ،

مهم اينست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خيزي و براي زندگيت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دويدن كني ..

 

به خوبي پرسشم را پاسخ گفته بود ولي ميخواستم باز هم ادامه دهد و باز هم به ... ،

كه چين از چروك پيشانيش باز كرد و با نگاهي به من اضافه كرد :

 

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقي نميكند كه گودال كوچك آبي باشي ، يا درياي بيكران ،

زلال كه باشي ، آسمان در توست . [/align]

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش با دیگران مشکن؛که ما هر یک یگانه ایم، موجودی بی نظیر و بی تشابه.

 

آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن؛تنها تو می دانی که"بهترین" در زندگانیت چگونه معنا می شود.

 

از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر؛بر آنها چنگ درانداز،آنچنان که در زندگی خویش.که بی حضور آنان،زندگی مفهوم خود را از دست می دهد.

 

با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده،زندگی را مگذر؛که از لابلای انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود.

 

هر روز همان روز را زندگی کن و بدین سان تمام زندگی را در کمال زیسته ای و هرگز امید را از کف مده آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری.

همه چیز در آن لحظه ای به پایان می رسد که قدم های تو باز می ایستد،و هراسی به خود راه مده؛از پذیرفتن این حقیقت که هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد. تنها پیوند میان ما خط نازک همین فاصله است؛برخیز و بی هراس خطر کن،در هر فرصتی بیاویز و هم بدین سان است که به مفهوم"شجاعت"دست خواهی یافت.

روُیاهایت را فرو مگذار؛که بی آنان زندگانی را امیدی نیست و بی امید زندگی را آهنگی نباشد.از روزهایت شتابان گذر مکن،که در التهاب این شتاب نه تنها نقطه سرآغاز خویش که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی. زندگی مسابقه نیست،زندگی یک سفر است و تو آن مسافری باش که در هر گامش،ترنم خوش لحظه ها جاری ست.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سخنانی زیبا از انیشتین

 

هر احمقی می تواند چیزها را بزرگتر، پیچیده تر و خشن تر کند؛ برای حرکت در جهت عکس، به کمی نبوغ و مقدار زیادی جرات نیاز است.

دست خود را یک دقیقه روی اجاق داغ بگذارید، به نظرتان یک ساعت خواهد آمد. یک ساعت در کنار دختری زیبا بنشینید، به نظرتان یک دقیقه خواهد آمد؛ این یعنی "نسبیت".

فرق بین نبوغ و حماقت این است که نبوغ حدی دارد.

 

 

عاشق سفر هستم ولی از رسیدن متنفرم.

من هوش ِ خاصی ندارم، فقط شدیدا کنجکاوم.

سعی نکنید موفق شوید، بلکه سعی کنید با ارزش شوید.

دنیا جای خطرناکی برای زندگی است. نه به خاطر مردمان شرور، بلکه به خاطر کسانی که شرارتها را می بینند و کاری در مورد آن انجام نمی دهند.

یکی از قویترین عللی که منجر به ورود آدمی به عرصهء علم و هنر می شود فرار از زندگی روزمره است.

مثال زدن، فقط یک راه دیگر آموزش دادن نیست؛ تنها راه آن است.

حقیقت آن چیزی است که از آزمون تجربه، سربلند بیرون آید.

زندگی مثل دوچرخه سواری است. برای حفظ تعادل باید حرکت کنید.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لطفا برای ارسال دیدگاه وارد شوید

شما بعد از اینکه وارد حساب کاربری خود شدید می توانید دیدگاهی ارسال کنید



ورود به حساب کاربری

×