Arezoo

Members
  • تعداد ارسال ها

    1,244
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    1

آخرین بار برد Arezoo در بهمن 10 2011

Arezoo یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

16 Good

درباره Arezoo

  • درجه
    Posting Freak
  1. براي بسياري از مردم خواندن متون و مقاله هاي مرتبط با علم نجوم بسيار دشوار است چرا که در آن اصطلاحات و عباراتي به کار گرفته مي شود که شايد براي آن ها ناآشنا باشد. به همين دليل معمولا سراغ اين گونه اخبار يا مقالات نمي روند و يا اگر هم از دوست داران اين علم باشند، زماني که به يک کلمه يا يک عبارت پيچيده مي رسند آن متن را رها مي کنند و از خواندن ادامه آن منصرف مي شوند. در اين نوشته قصد داريم شما را با برخي از کلمات و اصطلاحات رايج در علم نجوم که آن ها را معمولا در روزنامه ها و مجلات مي خوانيد و يا از صدا و سيما مي شنويد آشنا کنيم: قدر ظاهري: معياري از روشنايي يک ستاره يا اشياي ديگر سماوي به گونه اي که از زمين مشاهده مي شوند. اختلاف منظر: جابه جا شدن ظاهري يک شي نسبت به زمينه‌اش که به خاطر جابه جا شدن ناظر باشد. اختلاف منظر خورشيد مرکزي: به حرکت ظاهري ستارگان نسبت به زمينه ستارگان دوردست «اختلاف منظر خورشيد مرکزي» گفته مي‌شود. واحد نجومي: يکي از واحد هاي کاربردي در علم نجوم که برابر متوسط اندازه فاصله بين زمين تا خورشيد است. دقيقه قوسي: واحدي است در مبحث زوايا که معادل يک شصتم يک درجه است. ثانيه قوسي: واحدي است در مبحث زوايا که معادل يک شصتم يک دقيقه قوسي است. پارسک: يکي از واحد هاي بيان فواصل نجومي که برابر با 3.259 سال نوري است. پارسک در واقع فاصله اي است که يک واحد نجومي به اندازه يک ثانيه قوسي ديده مي شود. قطر زاويه اي: زاويه اي که قطر جسم با چشمان ناظر ايجاد مي کند. کوتوله سفيد: آخرين مرحله تکامل بسياري از ستارگان. ستاره‌هايي که جرمشان تقريباً معادل جرم خورشيد (?/? جرم خورشيد) و يا کمتر از آن است به احتمال زياد همگي به کوتوله سفيد تبديل مي‌شوند. سياهچاله : سياه‌چاله‌ جرمي پرجرم است که ميدان گرانشي فوق العاده بالايي دارد به طوري که هيچ چيز حتي نور نمي‌تواند از ميدان گرانشي آن بگريزد. سحابي: ابرهاي عظيمي از غبار، گاز و پلاسما که محل تولد ستاره ها مي‌باشند. صور فلکي: گروهي از ستاره‌ها که در ديدظاهري شکل و پيکربندي مشخصي را تشکيل داده اند و براي شناخت آسمان استفاده مي شوند. غول سرخ: ستاره، بعد از طي کردن بيش‌تر عمر خود در حالت بلوغ، مرحله‌ي نهايي نورافشاني خود را به صورت غول سرخ آغاز مي‌کند که عمل همجوشي هسته‌اي، در لايه بيروني مرکز اين ستاره اتفاق مي‌افتد. ستاره دوتايي: به دو ستاره گفته مي‌شود که به هم نزديک هستند و به دور مرکز ثقلشان گردش مي‌کنند. به ستاره کوچکتر ستاره همدم گفته مي‌شود. ابرنواختر: ستارگاني که در مراحل پاياني خود بر اساس برهمکنش هاي گرانشي و نيروي فشار گازهاي داخل ستاره، دچار انفجار بسيار بزرگي شده و براي مدت نسبتا کوتاهي درآسمان، روشن تر ار حالت عادي خود به نظر مي رسند. خوشه هاي ستاره اي: گروه هايي از ستارگان هستند که بر اثر نيروي گرانش (يا جاذبه) به دور يکديگر جمع شده اند. سياهچاله : سياه‌چاله‌ جرمي پرجرم است که ميدان گرانشي فوق العاده بالايي دارد به طوري که هيچ چيز حتي نور نمي‌تواند از ميدان گرانشي آن بگريزد. سحابي: ابرهاي عظيمي از غبار، گاز و پلاسما که محل تولد ستاره ها مي‌باشند. صور فلکي: گروهي از ستاره‌ها که در ديدظاهري شکل و پيکربندي مشخصي را تشکيل داده اند و براي شناخت آسمان استفاده مي شوند. غول سرخ: ستاره، بعد از طي کردن بيش‌تر عمر خود در حالت بلوغ، مرحله‌ي نهايي نورافشاني خود را به صورت غول سرخ آغاز مي‌کند که عمل همجوشي هسته‌اي، در لايه بيروني مرکز اين ستاره اتفاق مي‌افتد. ستاره دوتايي: به دو ستاره گفته مي‌شود که به هم نزديک هستند و به دور مرکز ثقلشان گردش مي‌کنند. به ستاره کوچکتر ستاره همدم گفته مي‌شود. ابرنواختر: ستارگاني که در مراحل پاياني خود بر اساس برهمکنش هاي گرانشي و نيروي فشار گازهاي داخل ستاره، دچار انفجار بسيار بزرگي شده و براي مدت نسبتا کوتاهي درآسمان، روشن تر ار حالت عادي خود به نظر مي رسند. خوشه هاي ستاره اي: گروه هايي از ستارگان هستند که بر اثر نيروي گرانش (يا جاذبه) به دور يکديگر جمع شده اند.
  2. منشا آب روي ماه از کجاست؟ کشف آب درماه يکي از مهم ترين رخدادهاي علمي در سال جاري است. اما منشا اين آب از کجاست؟ اعماق اين قمر، فعل و انفعالات شيميايي، برخورد اجرام آسماني با ماه يا آب موجود روي زمين؟ چيزي تا پايان سال (2009)باقي نمانده و بي شک اين سال براي بسياري از مردم، يادآور کشف حجم قابل ملاحظه يي از آب در کره ي ماه خواهد بود. پل اسپاديس، از مؤسسه ي نجومي و قمري ال.پي.آي، وابسته به ناسا(سازمان هوايي، فضايي ايالات متحده) در اين باره مي گويد: «مدت هاي مديدي شاهد ماموريت هاي متعددي بوديم که تنها براي کشف آب در کره ي ماه و پاسخ به اين پرسش قديمي انجام گرفت». طي چند ماه گذشته، مدارگرد اکتشافي ماه متعلق به ناسا و فضاپيماي هندي چانداريان 1، اثرات شيميايي بسيار ناچيزي از آب را در کره ي ماه شناسايي کردند؛ اما چندي پيش، ناسا با انتشار نتايج حاصل از برخورد موشکي دو تني و بخشي از مدارگرد و مشاهده و تشخيص دهانه هاي آتشفشاني ماه، ال کراس با تنها قمر زمين که يک ماه پيش اتفاق افتاد، قطعي ترين شواهد را دال بر وجود مقادير قابل ملاحظه يي آب در ماه، بدست آورد. اما منشا آب موجود در ماه کجاست؟ پيتر شولتز، از متخصصان ال کراس در دانشگاه براون، مي گويد: «آيا اين آب، بازمانده ي رخدادي بزرگ در سال هاي اخير است؟ يا چيزي است که ميلياردها سال از وجودش در اين قمر مي گذرد؟ ما هنوز پاسخ اين پرسش را نمي دانيم.» در حال حاضر سه نظريه ي علمي بنيادي در مورد منشا آب در کره ي ماه وجود دارد، به علاوه يک فرضيه ي متهورانه چهارم که هنوز از ديدگاه تئوري رد نشده است. نظريه ي اول؛ فعاليت هاي آتشفشاني، آب موجود در اعماق ماه را به سطح آن کشانده است. آب از همان ابتدا در ماه وجود داشته است! يکي از تئوري ها عنوان مي کند که وجود آب در کره ي ماه هم مانند زمين، جزيي از خلقت اين کره بوده است. اسپاديس با تشريح اين تئوري مي گويد: «مطابق اين ايده آب در قسمت هاي داخلي اين کره جمع شده بوده و در گذشته هاي دور، زماني که مرکز اين کره ي سرد، هنوز گرم و آتشين بوده، فوران هاي آتشفشاني يا خروج گازها از دهانه ي آتشفشان به آهستگي آن را به سطح ماه کشانده و اين آب از آن زمان بر سطح منجمد شده است.» نظريه ي دوم: آب موجود در سطح ماه، يک محصول خانگي است. برخي محققان احتمال مي دهند اين آب، محصول مشترک فعل و انفعالات شيميايي در سطح کره ي ماه و وزش بادهاي خورشيدي باشد. خورشيد جرياني مداوم از ذرات را به اطراف ساطع مي کند که باد خورشيدي ناميده مي شود. اين تئوري احتمال برخورد يون هاي مثبت هيدورژن با پروتون هاي موجود در اين بادها را به سطح ماه مطرح مي کند که مي تواند به فعل و انفعال اين ذرات با يون هاي منفي اکسيژن موجود در مواد معدني غني از اکسيژن موجود در سطح کره ي ماه منجر شود. اين نظريه مي تواند در مورد اقيانوسي از يخ که در اروپا، يکي از چهار قمر بزرگ مشتري وجود دارد نيز صادق باشد. به اين معني که ذرات باردار منتشر شده از اين سياره، آن قدر با اکسيژن موجود در قمر اروپا ترکيب شده باشند که بتوانند اقيانوسي از يخ را در سطح اين قمر ايجاد کنند. شولتز مي گويد: «توليد آب به اين روش فرايند آهسته يي است، اما اگر روزانه تنها يک مولوکول آب هم به اين روش توليد شود، پس از ميلياردها سال، با رقم قابل توجهي مواجه خواهيم بود.» نظريه ي سوم: دنباله دارها و سيارک ها، آب را به ماه آورده اند. بعضي از محققان معتقدند آب موجود در کره ي ماه، سوغات دنباله دارها و خرده سيارات يا سيارک هايي است که در ترکيب شان آب وجود داشته و قرن ها پيش با سطح اين سياره برخورد کرده اند. بيشتر ذرات آب حاصل از چنين برخوردي بايد در فضاي کيهان پراکنده شده باشند. اما تعداد اندکي هم مي توانند توسط نيروي گرانش ماه گرفتار شده باشند. اسپاديس مي گويد: «مطابق اين نظريه، برخورد دنباله دارها يا خرده سيارات آب دار به ماه مي تواند توده يي از بخار آب را ايجاد کند که با فاصله ي کمي از سطح اين سياره در گردش است. قسمتي از اين بخار آب در نهايت به مناطق قطبي ماه مهاجرت خواهد کرد. جايي که درون تله هاي سرد گرفتار مي شود. مناطقي که در تمام طول سال منجمد هستند و هرگز در معرض نور خورشيد قرار نخواهد گرفت.» دماي يک تله سرد، پايين تر از آن است که به يخ، اجازه ي تصعيد (تبديل مستقيم به بخار آب) را بدهد. در نتيجه نمي توان انتظار داشت آب به شکل مايع در کره ي ماه وجود داشته باشد. از لحاظ تئوري هم آب مي تواند از آغاز پيدايش در اين کره به حالت منجمد باقي مانده باشد. نظريه ي چهارم: اب روي ماه از زمين منشا گرفته است. شولتز مي گويد: «دو راه براي تحقيق اين فرضيه وجود دارد، آن هم در ميلياردها سال پيش که فاصله ي ميان زمين و ماه احتمالاً بسيار کمتر از فاصله ي فعلي بوده است». براي شروع، زماني در طول دوره هاي ماقبل تاريخ که ميدان مغناطيسي زمين وجود نداشته يا بسيار ضعيف بوده، باد خورشيدي مي توانسته ذرات بخار آب را از اتمسفر زمين جدا کند و آنها را به کره ي ماه ببرد. شايد هم دنباله دار يا سيارک عظيمي، آن چنان مهيب با زمين برخورد کرده که باعث پراکنده شدن ذرات آب در منطقه ي تصادم در فضاي اطراف زمين شده باشد و ماه حين عبور از ميان اين ابر، بخشي از رطوبت را جذب کرده است. شولتز مي گويد: «اين دو سناريو از لحاظ تئوري امکان پذيرند، مگر نه اينکه تا چند ماه پيش به وجود آب در ماه شک داشتيم. ما درجهاني از ناشناخته ها زندگي مي کنيم.» منبع:هفت روز زندگي شماره 92
  3. ستاره شناسان آمریکایی یک کهکشان کوتوله را در نزدیکی راه شیری شناسایی کردند که تاریکترین کهکشانی است که تاکنون رصد شده است. به گزارش خبرگزاری مهر، این کهکشان کوتوله که در همسایگی راه شیری واقع شده است Segue 1 نام دارد. این کهکشان تنها محتوی هزار ستاره است که این رقم در مقایسه با کهکشان ما که دارای صدها میلیارد ستاره است، بسیار ناچیز است. هرچند نتایج اطلاعات جمع آوری شده حاکی از آن است که Segue-1 نسبت به آنچه که نشان می دهد محتوی جرم بیشتری است. به طوریکه جرم این کهکشان ۳ هزار و ۴۰۰ برابر بیشتر است. براساس گزارش اسپیس، بنابراین در این کهکشان کوتوله، ماده نامرئی (ماده تاریک) که ۲۵ درصد از جهان را می سازد نسبت به ماده مرئی ارجحیت دارد. ستاره شناسان دانشگاه ییل و موسسه کارنگی واشنگتن با استفاده از تلسکوپ “کک ۲″ در جزایر هاوایی به این نتایج دست یافتند. به گفته این محققان، ستارگان این کهکشان به طور غیرمنتظره ای پیر هستند. این ستارگان از ابرهای گاز و گرد و غبار محتوی عناصر سنگین و در دوره ای تشکیل شده اند که در آن هنوز جهان دوران جوانی خود را طی می کرد. در راه شیری، از ستارگان قدیمی باقیمانده از جهان نخستین، تاکنون تنها ۳۰ نمونه شناسایی شده اند درحالی که در Segue 1 از هر ۷ ستاره ۳ مورد در گروه ستارگان پیر قرار دارند.
  4. Arezoo

    صد جوان‌ترین سیاره جهان

    اخترشناسان موفق شدند تصاویری مستقیم از ابتدایی‌ترین لحظات متولد شدن یک سیاره را در فاصله 450 سال نوری از زمین به ثبت برسانند "آدام کراوس" اخترشناس موسسه نجوم دانشگاه هاوایی می‌گوید: این ستاره به دور از حلقه غبار و گاز، ستاره‌ای دو میلیون ساله در حال شکل گیری بوده و در حدود 450 سال نوری از زمین فاصله دارد. بر اساس مدل‌های شکل گیری سیاره‌ها، این سیاره به صورت تخمینی در حدود 50 هزار تا 100 هزار سال پیش آغاز به شکل گرفتن کرده است. سیاره LKCa15b جوان‌ترین سیاره‌ای است که تا کنون رصد شده است و سیاره‌هایی که در گذشته رکورد این رتبه را داشتند پنج برابر مسن‌تر بوده‌اند. به گزارش خبرگزاری مهر، اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ کک واقع در "مائوناکی" هاوایی موفق به رصد این سیاره جوان شده‌اند. به گفته اخترشناسان این جرم در حال شکل گیری در بهترین زمان ممکن رصد شده است. رصد سیاره‌ها در زمان شکل گیری می‌تواند به دانشمندان در یافتن پاسخ سوالاتی از قبیل اینکه آیا سیاره‌ها در دوران جوانی ستاره‌ها به وجود می‌آیند و اینکه آیا در نزدیکی ستاره‌ها متولد می‌شوند، کمک کند. سیاره‌ها پس از تکامل، مدار خود را تغییر می‌دهند از این رو یافتن پاسخ این سئوالات حین مطالعه بر روی سیاره‌های سالخورده بسیار دشوار است. دانشمندان تا کنون موفق به رصد چنین سیاره جوانی نشده بودند زیرا معمولا نور ستاره‌ای که سیاره در مدار آنها شکل می‌گیرد آنها را از دید خارج می‌کند. اخترشناسان برای برطرف کردن این مشکل از دو شیوه مختلف استفاده کردند، در شیوه اول در شکل آینه‌های تلسکوپ برای زدودن نورهای مزاحم اتمسفر زمین تغییر شکل داده شد و در شیوه دوم فی لترهایی بر روی بیشترین بخش‌های آینه تلسکوپ قرار داده شد. ترکیب این دو شیوه به اخترشناسان امکان داد تصویری با وضوح بالا را از لحظات متولد شدن این ستاره به ثبت برسانند.
  5. Arezoo

    طفلك پلوتون

    طفلك پلوتون چه كسي توپي با قطر 2306 كيلومتر كه يك پنجم قطر زمين هم نمي‌شود و جرم فقط دو هزارم جرم زمين را يك سياره مي‌داند؟ پلوتون حتي از هفت ماه منظومه‌ي شمسي و بدتر از همه از ماه زمين هم ريز تر است. منظومه‌ي شمسي اين‌قدر گستاخانه با اعضاي ريزش برخورد نكرده‌است كه با پلوتون. مدار پلوتون با مدار همه‌ي سيارات فرق مي‌كند. اگر بتوانيم همه‌ي سياره‌ها را روي يك ميز مرتب بچينيم، پلوتون انگار به فنري وصل شده است كه باعث مي‌شود بالاتر يا پايين‌تر از سطح ميز جا بگيرد. مدار پلوتون در صفحه‌ي منظومه‌ي شمسي نيست. يوهان كپلر در قرن شانزدهم گفت كه مدار سيارات بيضي است، اما حقيقت اين است كه مدار هيچ سياره‌اي به اندازه‌ي پلوتون بيضي نيست. كپلر در خواب هم نمي‌ديد كه روزي سياره‌اي كشف شود كه مدارش به قدري بيضي باشد كه عنوان دورترين سياره‌ي منظومه‌ي شمسي را هر از چندگاهي با نپتون عوض كند. پلوتون وقتي به نزديك‌ترين فاصله اش از خورشيد مي‌رسد از سياره‌ي نپتون هم به خورشيد نزديك‌تر مي‌شود. بخشي از مدار پلوتون درون مدار نپتون است. مدار پلوتون بيشتر شبيه مدار دنباله‌دارهاست تا سياره‌ها. يعني از 18 بهمن 1357 (7 فوريه 1979) تا 22 بهمن 1377 (11 فوريه 1999) پلوتون درون مدار نپتون بود و نپتون دورترين سياره از خورشيد تلقي مي‌شد. عنواني كه به نظر مي‌رسد ديگر هرگز از دست ندهد. سياره X استان كشف پلوتون اسطوره‌ي اخترشناسي نوين است. وقتي يوهان گاله نپتون را در 1846 ديد مكانيك نيوتوني حاكم مطلق جهان بود. چه كسي مي‌توانست محاسبات فيزيكي كه محل نپتون را در آسمان پيش‌بيني كرده‌بودند انكار كند. داستان از اين قرار بود كه مدار اورانوس نامنظم بود و مطابق نظريه‌هاي فيزيكي رفتار نمي‌كرد. دو رياضي‌دان از روي داده‌هاي رصدي اورانوس حدس زدند كه سياره‌اي در وراي آن عامل اصلي اين اختلال‌هاست. آن‌دو به درستي محل سياره‌ي جديد را تخمين زدند و گاله فقط آن را ديد. اما به نظر مي‌رسيد مدار نپتون هم نامنظمي‌هايي دارد. اخترشناسان كه مزه‌ي كشف نپتون را چشيده بودند باز هم گمان بردند كه سياره‌اي آن‌سوي نپتون همه‌ي اين نامنظمي‌ها را پديد آورده است. ويليام پيكرينگ و پرسيوال لاول چندين محل را در آسمان تخمين زدند كه اگر سياره‌ي X در آن محل‌ها بود مي‌توانست چنين نامنظمي‌هايي در مدار نپتون پديد آورد. جستجو براي اين سياره از سال 1905 در رصدخانه‌ي لاول آغاز شد. كار جستجو حتي سال‌ها پس از مرگ لاول در 1916 نيز ادامه يافت. كلايد تامباو (Clyde Tombaugh) منجم جواني بود كه تلسكوپي دست‌ساز ساخته بود. او طرح‌هايي را كه از پشت چشمي اين تلسكوپ از مشتري و زحل كشيده بود براي رصدخانه‌ي لاول فرستاد. اين باعث شد كه تامباو در 1929 در رصدخانه استخدام شود. در رصدخانه‌ي لاول از هر بخش آسمان به فواصل زماني معين (مثلا يك هفته) دوبار عكاسي مي‌شد. با مقايسه‌ي اين دو عكس اگر چيزي در زمينه‌ي ستاره‌هاي ثابت حركت مي‌كرد پيدا مي‌شد. براي مقايسه هر دو عكس را داخل دستگاهي به نام مقايسه گر چشمك‌زن (Blink Comparator) مي‌گذاشتند. تامباو شب‌ها را به عكاسي مي‌گذراند و روزها را به مقايسه‌ي عكس‌هاي تهيه شده. و سرانجام پس از 25 سال تلاش در رصدخانه‌ي لاول، تامباو جوان پلوتون را در 29 بهمن 1308 (18 فوريه‌ي 1930) در عكس‌هايي كه ماه پيش گرفته شده بود يافت. سياره‌اي كه تامباو كشف كرده بود مدتي بي‌نام بود. نام پلوتون را دختري 11 ساله به نام ونتيا فير (Venetia Phair) كه آن زمان دانش‌آموز يك مدرسه‌ي ابتدايي در انگلستان بود پيشنهاد كرد. پلوتون (Pluto) خداي دنياي زيرين است. صبح يكي از روزهاي اواخر زمستان 1930 پدر ونتيا در صفحه‌ي 14 روزنامه‌ي Times خبر كشف سياره‌ي تازه را خواند و براي دخترش تعريف كرد كه هنوز نامي براي اين سياره انتخاب نشده است. ونتيا هم كه به اسطوره شناسي و نجوم علاقه‌مند بود نام پلوتون را پيشنهاد كرد. پلوتون به قدري نام موفقي بود كه همان سال شخصيت پلوتو (سگ معروف والت ديزنياز روي سياره جديد نام‌گذاري شد. . عجيب نيست كه نشان پلوتون براي پاسداشت لاول تركيبي از حروف P و L است. اما…، اما اين پلوتون نمي‌توانست سياره‌ي X لاول باشد، با اين‌كه پلوتون تقريبا در يكي از محل‌هايي كشف شد كه لاول پيش‌بيني كرده بود. از همان ابتدا بعد از اين‌كه معلوم شد قرص پلوتون از پشت چشمي ديده نمي‌شود همه مي‌دانستند كه پلوتون كوچك‌تر و كم‌جرم‌تر از آن است كه چنين تغييراتي بر مدار نپتون وارد كند. تازه به نظر مي‌رسد اين نپتون است كه مدار پلوتون را بسيار آشفته كرده است، پلوتون هرگز نمي‌تواند تأثير چشمگيري بر نپتون بگذارد. پس سياره‌ي X كجاست؟ پس از كشف پلوتون تامباو جستجويش را ادامه داد. او چندين سيارك، ستاره‌ي متغير و حتي يك دنباله‌دار يافت. اما خبري از سياره‌ي ديگري نشد. پايونير 10 و 11 و ويجرهاي 1 و 2 كه به ملاقات اورانوس و نپتون رفتند مشكل مدار آنها را براي هميشه حل كردند. وقتي فضاپيماها از كنار سياره‌ها مي‌گذشتند مقداري شتاب مي‌گرفتند. اين شتاب مستقيما به جرم سياره مربوط مي‌شود. با اندازه‌گيري اين شتاب دانشمندان دريافتند كه جرم اورانوس و نپتون را 1 درصد كمتر از جرم واقعي آنها محاسبه كرده بودند. با جايگذاري اعداد جديد مشكل نامنظمي‌هاي مدار هر دو سياره براي هميشه حل شد. پس هيچ سياره‌اي X اي وجود ندارد. اجرام كوئي‌پر با اين همه پلوتون بيش از هفتاد سال بدون مشكل بزرگي يك سياره بود. ولي همه چيز در پاييز 1380 (2002) تغيير كرد؛ زماني كه اخترشناسان كوآوار را يافتند. از 1992 كه اولين جرم در كمربند كوئي‌پر كشف شد تا كنون بيش از 800 جرم در اين ناحيه از منظومه‌ي شمسي شناخته شده است. كمربند كوئي‌پر منطقه‌اي است دورتر از مدار نپتون كه پيش‌بيني مي‌شود شامل هزاران جرم كوچكي باشد كه از ابتداي پيدايش منظومه‌ي شمسي به همراه خود سياره‌ي نپتون به آن محل رانده شده‌اند. هيچكدام از اين 800 جسم در حد و اندازه‌هاي پلوتون و حتي قمرش، كارن، نبودند. ولي كوآوار جسمي با قطر 1260 كيلومتر بود. بي‌شك كوآوار به گروهي از اجرام منظومه‌ي شمسي تعلق داشت كه پيش از اين نام‌گذاري شده بود: اجرام كمربند كويي‌پر (KBO). مشكل اين‌جا بود كه پلوتون هم مي‌بايست جزء اين گروه قرار مي‌گرفت. اگر تنها تفاوت پلوتون با ديگر اجرامي كويي‌پر اندازه‌اش بود، كوآوار فقط چند كيلومتر از پلوتون كوچك‌تر بود. سال پيش مسئله براي پلوتون وقتي حياتي‌تر شد كه جرم كوئي‌پر 2003 VB12 (معروف به سدنا، Sedna) پا به خانواده‌ي منظومه‌ي شمسي گذاشت. سدنا از پلوتون بزرگ‌تر بود. مدار سدنا بي‌اندازه كشيده‌تر از مدار پلوتون است طوري كه در نزديك‌ترين فاصله از خورشيد به 76 واحد نجومي (AU، هر واحد نجومي فاصله‌ي متوسط زمين از خورشيد و تقريبا معادل 150 ميليون كيلومتر است) و در دورترين نقطه‌ي مدارش به فاصله‌ي 526 واحد نجومي از خورشيد مي‌رسد. به هرحال همين كشف باعث شد تا اخترشناسان به فكر تعيين ماهيت يك سياره بيافتند. ماهيت يك سياره اين اولين باري نبود كه اخترشناسان به دنبال تعريفي براي يك سياره بودند. وقتي ويليام هرشل در 1781 به دنبال ستاره‌هاي دوتايي مي‌گشت جرمي را در صورت فلكي ثور ديد كه ابتدا تصور مي‌كرد يك دنباله‌دار است. اما مدار اين جرم تازه كشف شده بيشتر شبيه مدار سياره‌ها، دايره‌اي، بود. به زودي همه قبول كردند كه جرم تازه سياره‌ي هفتم منظومه‌ي شمسي است و نامش را اورانوس نهادند. اورانوس يك قانون كهنه را زنده كرد: قانون بده (Bode) كه اندازه و فاصله‌ي سيارات از خورشيد را بر حسب يك رابطه‌ي رياضي بيان مي‌كند. اخترشناسان تا پيش از كشف اورانوس قانون بده را بي‌معني مي‌پنداشتند(اين قانون امروزه ‌هم بي معني تلقي مي‌شود و صرفا از نظر تاريخي اهميت دارد) ولي اورانوس درست در محلي كشف شد كه قانون بده پيش‌بيني مي‌كرد سياره‌اي آنجا باشد. اما در قانون بده يك مشكل وجود داشت، اين قانون پيش‌بيني مي‌كرد كه مي‌بايست سياره‌اي بين مريخ و مشتري وجود داشته باشد، ولي تا آن زمان چنين جرمي كشف نشده بود. پس كاوش‌هاي بعدي براي كشف اين سياره ادامه يافت، تا اين‌كه در 1801 درست در همان فاصله‌ي بين مريخ و مشتري سرس (Ceres) كشف شد. بلافاصله اين جرم را يك سياره دانستند. اما يك سال بعد در همان منطقه پالاس كشف شد. چند سال بعد جونو پيدا شد كه مداري مشابه مدار دو جرم قبلي داشت. با ادامه‌ي اين كشف‌ها ويليام هرشل پيشنهاد كرد كه اين اجرام جديد در دسته‌اي جدا از سيارات طبقه بندي شوند. به هرحال حتي سال‌ها پس از مرگ هرشل اين طبقه بندي را همه قبول نداشتند. امروزه هزاران سيارك كشف شده است كه سرس از همه‌يشان بزرگ‌تر است. ديگر سيارك‌ها صخره‌هاي سرگرداني هستند كه بين مدار مريخ و مشتري دور خورشيد در گردشند. بار بعد كه موضوع تعريف علمي سياره مطرح شد به طرح وجود كوتوله‌هاي قهوه‌اي باز مي‌گردد. كوتوله‌هاي قهوه‌اي ستاره‌هاي نارسي هستند كه نه آن‌قدر پرجرم‌اند كه يك ستاره باشند، نه آن‌قدر كم جرم كه يك سياره تلقي شوند. موضوع ديگر سيارات فراخورشيدي بودند. ده‌ها جرم سياره مانند كشف شده‌اند كه به دور ستاره‌هاي ديگر مي‌گردند. از نظر اتحاديه‌ي بين‌المللي نجوم يك سياره‌ي فراخورشيدي جسمي است كه: اجرامي با جرمي كمتر از كمينه‌ي جرم لازم براي آغاز واكنش‌هاي گرما-هسته‌اي (13 برابر جرم مشتري براي جرمي با تركيب شيميايي مشابه) كه دور يك ستاره يا بازمانده‌ي يك ستاره مي‌گردد. اهميتي ندارد كه اين جرم چگونه شكل گرفته است. كمينه‌ي جرم يا اندازه‌ي لازم براي يك سياره‌ي فراخورشيدي تا يك سياره تلقي شود همان‌هايي است كه براي منظومه‌ي شمسي تعريف مي‌شود. اين تعريف مشكلي از ما نمي‌كاهد، بايد كمينه‌ها را در منظومه‌ي شمسي خودمان تعريف كنيم. با كشف پلوتون، كوآوار، سدنا و ديگر اجرام كمربند كويي‌پر بار ديگر بحث تعريف ماهيت يك سياره به زبان‌ها افتاد.اتحاديه‌ي بين‌المللي نجوم مجبور بود كه پس از سال‌ها سكوت تعريف جامعي از يك سياره ارائه دهد. تا همين هفته‌ي پيش (اواخر مرداد 85) تعريف رسمي‌اي از يك سياره وجود نداشت. پيش از اين مايك براون از MIT يك سياره را چنين تعريف كرده بود: «سياره به هر جسمي در منظومه‌ي شمسي مي‌گويند كه جرمش از مجموع جرم‌هاي ديگر اجرامي كه در مدار مشابه به مدار آن دور خورشيد مي‌گردند بيشتر است». طبق اين تعريف پلوتون سياره نبود. در پاييز 1385 گروه 19 نفره‌ي اتحاديه‌ي بين‌المللي نجوم (IAU) كه به مطالعه درباره‌ي تعريف يك سياره مي‌پرداخت سه گزينه مقابل خود داشت: سياره هر جسمي است كه به دور خورشيد مي‌گردد و قطرش بيش از 2000 كيلومتر است سياره هر جسمي است كه به دور خورشيد مي‌گردد و شكلش به دليل گرانشش ثابت است سياره هر جسمي است كه به دور خورشيد مي‌گردد و جرم اصلي در منطقه‌اش محسوب مي‌شود. سرانجام مسئله‌ي تعريف سياره به همايش تابستان 1385 (2006) IAU در پراگ جمهوري چك رسيد. هر جسم گردي يك سياره نيست پيش‌نويسي كه به جلسه‌ي IAU رسيد بيان مي‌كرد كه يك سياره جسمي است كه به دور خورشيد مي‌گردد و آن قدر جرم دارد كه بر اثر نيروي گرانش خودش شكلي كروي داشته باشد. بر اساس اين تعريف كميته‌ي تعيين ماهيت سيارات پيشنهاد كرده‌بود كه سرس، پلوتون و قمرش كارن و سدنا در فهرست سيارات منظومه‌ي شمسي قرار بگيرند. به اين ترتيب تعداد سيارات به 12 عدد مي‌رسيد. مشكل همين‌جا تمام مي‌شد اگر منظومه‌ي شمسي هيچ جسم ديگري نداشت. ولي پيش‌بيني مي‌شود كه بيش از 200 جرم در كمربند كويي‌پر وجود دارد كه همگي گرد اند. فكرش را بكنيد چه كسي مي‌توانست نام تمامي سيارات منظومه‌ي شمسي را از حفظ باشد. در نهايت اين نظر مورد موافقت همه‌ي اعضا قرار نگرفت و در جلسه‌ي IAU 474 نفر از اخترشناسان درباره‌ي ماهيت يك سياره و آن‌چه كه يك سياره را از صخره يا اجرام ريز منظومه‌ي شمسي متمايز مي‌كند رأي دادند و تصميم گرفتند به جاي اين‌كه ده‌ها جرم ديگر را به فهرست سيارات منظومه‌ي شمسي وارد كنند، فقط پلوتون بيچاره را از مقامش عزل كنند. نتيجه‌ي رأي گيري اين شد كه تمام اجرام منظومه‌ي شمسي به سه دسته تقسيم شدند: سيارات: يك سياره جسمي آسماني است كه 1. در مداري به دور خورشيد بگردد 2. به قدر كافي جرم داشته باشد تا به تعادل هيدرواستاتيكي برسد (يعني شكلي گرد داشته باشد) 3. منطقه‌ي اطراف مدارش را پاك كرده باشد. سيارات كوتوله: يك سياره‌ي كوتوله جسمي آسماني است كه 1. در مداري به دور خورشيد بگردد 2. به قدر كافي جرم داشته باشد تا به تعادل هيدرواستاتيكي برسد (يعني شكلي گرد داشته باشد) 3. منطقه‌ي اطراف مدارش را پاك نكرده باشد 4. يك قمر نباشد. اجرام كوچك منظومه‌ي شمسي: هر جسم ديگري كه در دسته‌بندي‌هاي گفته شده جاي نگيرد يك جرم كوچك منظومه‌ي شمسي محسوب مي‌گردد. بنابراين هشت سياره‌ي منظومه‌ي شمسي: عطارد، زهره، زمين، مريخ، مشتري، زحل، اورانوس و نپتون هستند. پلوتون يك سياره‌ي كوتوله است. و از اين پس به اجرام فرانپتوني (اجرامي كه در مدارهايي اطراف يا دورتر از نپتون به دور خورشيد مي‌گردند، چه سياره‌ي كوتوله باشند مثل سدنا يا چه جرم كوچك منظومه‌ي شمسي) اجرامي پلوتوني گفته مي‌شود ترديدها اين تعريف جديد براي برخي اخترشناسان چندان خوش‌آيند نيست. مدير پروژه‌ي افق‌هاي نوي ناسا در ميان اين افراد است. آنها عقيده دارند كه معني «پاك كردن منطقه‌ي اطراف مدار» كه ويژگي سوم يك سياره است چندان واضح نيست. فرضيه‌ي شكل‌گيري سيارات بيان مي‌كند، نيروي گرانش يك سياره يا يك پيش‌سياره (سياره‌اي در حالت شكل‌گيري) با گذشت منطقه‌ي اطراف مدارش را جاروب مي‌كند. با صدها بار گردش سياره به دور ستاره‌ي اصلي سياره ديگر تمامي اجرام منطقه‌ي اطراف مدارش را يا جذب مي‌كند يا به آنها آن‌قدر شتاب مي‌دهد كه از آن ناحيه مي‌گريزند. طبق تعريف سياره وقتي منطقه‌ي اطراف مدارش را جاروب كرده است كه هر جرم ديگري در آن منطقه يا قمر سياره باشد يا تحت كنترل نيروي گرانش آن سياره قرار داشته باشد. براي مثال سيارك‌هاي گروه تروجان همگي در مدار مشتري به گرد خورشيد مي‌گردند ولي همه‌ي آنها تحت كنترل جاذبه‌ي مشتري اند. اجرام پلوتوني (طبق تعريف جديد IAU همان اجرام فرانپتوني) تحت تأثير گرانش نپتون هستند، بنابراين نپتون يك سياره است و ماه زمين (كه هم گرد است و هم دور خورشيد مي‌گردد) قمر يك سياره ديگر (زمين) است، پس يك سياره نيست. درباره‌ي گردي يك سياره هم ترديدهايي وجود دارد. تصميم‌گيري درباره‌ي اين‌كه چه اجسامي گرد اند يا چه اجسامي بر اثر نيروي گرانش خودشان شكل گرد پيدا كرده‌اند كار ساده‌اي نيست. به نظر نمي‌رسد ويژگي‌هاي فيزيكي ساده‌اي مثل جرم، اندازه يا چگالي كمكي به دسته‌بندي اجرام گرد بكنند. چون براي مثال سيارك پالاس با چگالي 2.9 گرم بر سانتيمتر مكعب شكلي نامنظم دارد ولي قمر انسلادوس با چگالي 1.61 گرم بر سانتيمتر مكعب نه تنها گرد است، بلكه كروي است. با اين همه مصوبه‌هاي اتحاديه‌ي بين‌المللي نجوم منبع اصلي كتاب‌ها و مقالات علمي است. اگر احساس مي‌كنيد چيزي در دنيا تغيير كرده و سر جايش نيست، بله درست فكر مي‌كنيد. از دوم شهريور 1385 پلوتون پس از 76 سال ديگر عضو منظومه‌ي شمسي نيست. از اين پس منظومه‌ي شمسي هشت سياره دارد.
  6. Arezoo

    کهکشان انفجاري

    کهکشان انفجاري در اثر انفجار کهکشان نور و امواج راديويي بسيار شديدي ساطع مي‌شود و ستارگان کهکشان مزبور نيز نابود مي‌شوند. ولي هنوز علت دقيق انفجار کهکشانها مشخص نشده است. در فراسوي جهان برخي از کهکشانها بطور کامل در حال انفجارند، با از هم پاشيدن هسته کهکشان ، ستارگان نيز نابود مي‌شوند. در برخي کهکشانهاي ويژه ، نور درخشان حاصل از انفجار ، تمام آن چيزي است که مي‌بينيم. نور ستاره در برابر عظمت انفجار کهکشاني ناچيز است. حدود چندين سال پيش ، اخترشناسان راديويي براي نخستين بار کهکشانهاي انفجاري را کشف کردند. ● مکان کهکشانهاي انفجاري دانشمندان کهکشانهاي انفجاري را در صورت فلکي قنطورس ، يک گسيلنده پرقدرت امواج راديويي ، يافتند که به همان شدت امواج راديويي خورشيد بود. مطالعات بعدي نشان داد که اين امواج از يک کهکشان بزرگ در فاصله دوازده ميليون سال نوري منتشر مي‌شوند. ● مشخصات فيزيکي در دو سوي اين کهکشان ، دو ابر از ذارت باردار وجود دارد. ذرات به درون يک ميدان مغناطيسي سقوط ميکنند و در نتيجه علائم پرقدرت راديويي گسيل مي‌شود. هر کدام از ابرهاي راديويي ، خيلي بزرگتر از کهکشان ما هستند. اين ابرهاي پرانرژي احتمالا موقع انفجار کهکشان قنطورس به بيرون پرتاب شده‌اند. ● کهکشانهاي انفجاري از نگاه تلسکوپها کهکشانهاي گسيلنده امواج راديويي در بخشهاي دوردست جهان به فانوسهاي دريايي شباهت دارند. در واقع ، تلسکوپهاي راديويي شديدترين کهکشانهاي راديويي را در فواصلي چنان دور آشکار مي‌کنند که خارج از ديد بزرگترين تلسکوپ نوري جهان است. مطالعه نور مرئي رسيده از کهکشانهاي راديويي نزديکتر ، اين گمان را تائيد مي‌کند که مناطق مرکزي آنها آشفته و دستخوش انفجار است. ● انرژي کهکشانهاي انفجاري بعد از چندين سال کاوش فقط رئوس کلي مسئله آشکار شده است. شايد يک سياهچاله با جرمي بيش از ميليونها خورشيد شکل مي‌گيرد. از اين رو ستارگان ، سياره‌ها و گاز به درون آن مکيده شده و بخشي از آنها به انرژي تبديل مي‌شود. انرژي آزاد شده به اندازه کافي زياد است تا مناطق مرکزي کهکشان را تکه تکه کند و جرياني از ذرات باردار را تا دوردستها روان سازد. ● کهکشانها با منظومه دوتايي اخترشناسان علاوه بر کهکشانهاي راديويي ، آشفتگيهاي ديگر نيز در ميان کهکشانها مشاهده کرده‌اند. همان طور که منظومه زمين و ماه بوسيله گرانش پيوند يافته‌اند، کهکشانها نيز گاهي منظومه دوتايي تشکيل مي‌دهند. آنگاه نيروهاي جزر و مدي سبب از هم گسيختن بازوهاي مارپيچي مي‌شوند. نوارهايي طولاني از ستاره‌ها و گاز در فضاي خالي جريان مي‌يابند که ممکن است تا فاصله‌هاي دوردستي از کهکشانهاي مادر امتداد داشته باشند. بيشتر اين کهکشانها در خوشه‌هاي کوچک جاي دارند، جايي که برخورد و انفجار رايج است. ● يک مثال واقعي از کهکشانهاي انفجاري در صورت فلکي دب اکبر ، کهکشان بسيار عجيبي وجود دارد که M۸۲ ناميده مي‌شود. تقريبا تمامي آن ، شامل ابرهاي مواجي از گاز هيدروژن است که ستارگان را با نور صورتي رنگ خود فراگرفته است. شايد کهکشان M۸۲ به درون يک توده غباري نامرئي سقوط کرده است، يا مرکز آن چند ميليون سال پيش منفجر شده است.
  7. Arezoo

    تحلیل ماده 630 قانون مجازات اسلامی

    آرای فقها: بابررسی کتابهای فقهی امامیه روشن میشود که موضوع جواز قتل زن و مرد اجنبی در حال ارتکاب زنا توسط شوهر برای اولین بار در کتاب شیخ طوسی مطرح شده است.پس از شیخ طوسی محقق حلی در کتاب نکتا لنها یه ضمن بحث درباره ی اولین بار موضوع به طور قطع و به صورت مطلق اینگونه بیان میکند: [اگر کسی مردی را کشت و ادعا کرد او را با زن خود یا در خانه خود دیده است قصاص می شود مگر آنکه به گفته ی خود بینه اقامه کند] در کتاب شرایع الاسلام در مسائل ملحق به احکام زنا این حکم بیان شده است و بعد از آن بسیاری از فقها همین حکم را بیان کرده اند نهایت آنکه شهید اول در کتاب دروس خود به ذکر روایت مرسله هایی که صریحا جواز قتل را می رساند پرداخته است و این روایت پس از این مورد استناد بسیاری از فقها قرار گرفته است.از میان فقهای متاخر صاحب جواهر در کتاب حدود به بیان این موضوع پرداخته است.ایشان پس از ذکر عقاید مختلف فقها می گوید که ممکن است تجویز قتل در بیان حکم واقع امر باشد اگر چه گناهی بین او و خدای او نباشد ولی از نظر ظاهر قصاص بر قاتل (شوهر)ثابت است مگر آنکه وی بینه ی برای ادعای خود اقامه کند یا ولی دم را تصدیق کند ودر این راه به پاسخ امیر المومنین(ع)به ابو موسی اشعری اشاره میکند که آن حضرت فقط اقامه چهار شاهد را رافع قصاص می داند. به هر حال می توان گفت وضع ماده 630 قانون مجازات قول مشهور فقها است که به تبع شیخ طوسی و محقق حلی بدین طریق فتوا داده اند با نگاهی به مساله 28 کتاب دفاع از تحریر الوسیله امام خمینی (ره) و مقایسه ی آن با متن ماده 630 قانون مذکور در میابیم که عبارت قانون ترجمه عبارت مذکور [مساله 28 تحریر الوسیله است که ایشان صریحا چنین قتلی را تجویز کرده اندهر چند که معتقدند چنین اجازه هایی بنا بر واقع و نفسالامر است اما در ظاهر قاضی براساس موازین شرعی قضاوت می کند چنانچه شوهر بینه ی در تائید گفتارش اقامه نکند به قصاص محکوم می شود.حال بعد از ذکر تاریخچه وضع این قانون و ذکر احکام کلی آن در فقه امامیه در نظر دارم که ماده 630.ق.م.1 را مورد تحلیل و بررسی قرار داده و ایراداتی که نسبت به این ماده وارد است را برای علاقمندان به علم حقوق مطرح نماییم و امیدوارم با طرح این موضوع قانونگذار چاره ای در جهت مرتفع ساختن این نواقص بیندیشد. تعریف ماده: *هرگاه مرد همسر خود را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهده کند و علم به تمکین زن داشته باشد می توان در همان حال آنان را به قتل برساند در صورتی که زن مکره باشد فقط می تواند مردن به قتل برساند حکم ضرب و جرح در این مورد مانند قتل است*با توجه به تعریفی که از ماده به عمل آمده است ظاهر ماده میتوان نواقص ذیل را استخراج کرد. اولین ایرادی که می توان از این ماده به دست آورد این است که تصریح کرده است که هرگاه مرد همسر خو را در حال زنا با مرد اجنبی مشاهد میکند آنان را به قتل برساند حال ایراد این بحث را با آوردن مثالی برای روشن تر شدن مطلب این گونه بیان میکنیم .سوال ؟ اگر مرد همسر خودرا در حال زنا با مرد اجنبی از طریق کلیپ های ویدیویی مشاهده کند آیا باز هم مجاز به این قتل خواهد بود یا خیر ؟طبق اصول فقهی بالاخص قاعده قتل در فراش پاسخ منفی است زیرا همانطور که میدانیم بعد از انجام دادن عمل زنا دیگر شوهرش حق ندارد آنان را به قتل برساند از این رو قانون گذار به ما نظر ما باید قید [مستقیم با چشمان غیر مسلح] را در قانون قید می کرد تا در صورتی که شوهر همسر خود را از طریق غیر از دیدن با چشم جواز قتل رو نداشته باشد البته عده ای از حقوقدانان بر این باوراند که قید در همان حال قریله ی برای [با چشمان غیر مسلح] می دانند و معتقدند با آوردن قید مذکور در همان حال دیگر نیازی به آوردن قید [باچشمان غیر مسلح] نمی باشد از طرف دیگر با توجه به اینکه قانون گذار با آوردن واژه مشاهده برای جواز قتل درفراش به نظرمیرسداین واژه حقوق مردهایی که از نعمت بینایی برخوردار نیستندرا رعایت نکرده است چه بسا ممکن است فرد نایبنا بداند که زنش در حال زنا با مرد اجنبی استاما به دلیل تصریحی که قانون به عمل آورده است مجاز به قتل زانی و زانیه نباشد که این خود بی عدالتی است .به نظر بنده قانون گذار برای جلوگیری از این بی عدالتی باید جواز قتل را برای انجام دادن بعد از زنا [فراغ از زنا] نیز تعمیم دهد یا مشاهده عمل زنا رابه هر طریقی جوازی برای صدور قتل آن دو بداند. دومین ایراد که این ماده دارد قید علم به تمکین داشتن زن است :که با توجه به حالت آشفتگی روانی مرد در آن حال است و احراز این امر برای مرد که زن در آن موقع تمکین داشته یا مکره به عمل زنا بوده است یا خیر برای مرد بسیار دشوار است. سومين ايراد: اگر مرد هر دو را به قتل برساند احراز این امربرای باز پرس پرونده که آیا واقعا زن مکره بوده یا خیر بسیار دشوار به نظر میرسد. چهارمين ايراد:می تواند هردو به قتل برساندخواه زانی به این امر مکره بوده باشد یا نباشد که در این مورد قانون گذار جواز قتل یک انسانبی گناه رابدون هیچ دلیلی تجویز نموده است که این امر خود باعث از بین رفتن قبح خونریزی درمیان افراد جامعه میباشد. پنجمين ايراد: ایراد دیگری که براین ماده به نظر وارد است واژه همسر است که دارای شمول چندی میباشد: از جمله زن در نکاح موقت ـ زنی که در حال سپری شدن ایام عده است.مشمول همین ماده میباشد .با توجه به اینکه میدانیم زنی که در حال سپری شدن ایام عده است.بعد از گذشت مدت مذکور مرد به طور کامل جدا میشود و دیگر مرد نیاز ی برای به قتل رساندن چنین فردی را ندارد و کافی است مدتی صبر کند که او را برای همیشه ازخود دور کند همان طور که گفته شد واژه ی همسر دارای شمول چندی است که این واژه (همسر) خود به خود باعث افزایش جرم زایی به خصوص قتل میشود.به نظر میرسد بهتر بود قانون گذار به جای استفاده از این واژه (همسر)شمول قتل را فقط شامل زنی که در نکاح دائم است و در حال سپری شدن ایام عده نمی باشد محدود میکردو بهتر بود این قید را به صورت تبصره ی در ذیل ماده مقررمی نمود.*در خصوص زن در نکاح منقطع همین حکم باید جاری شود* وضعیت اقلیت های دینی در این ماده مشخص نشده است :به ذکر مثالی برای تفهیم بهتر مطلب می پردازیم همان طور که میدانیم طبق قاعده ی نفی سبیل هیجگاه غیر مسلمان نباید بر مسلمان چیرگی بیابدو این امر در خصوص مبحث قصاص به روشنی می توان مشاهده کرد دراین مبحث میدانیم که اگر مسلملن غیر مسلمان را به قتل برساند هیچگاه قصاص نمی شود اما عکس این قضیه صادق است[حال فرض کنید که یک فرد مسلمان با همسر یکی از اقلیتهای دینی(مسیحی) در حال زنا باشد] حال این سوال مطرح است که آیا مجوز قتل از طرف قانون گذار برای شوهر تجویز شده است یا خیر؟ با توجه به قاعده ی نفی سبیل پاسخ منفی است اما با توجه به بطن و روحماده میتوان این گونه استنتاج کردکه در ماده 630ق.م .1فقط واژه مرد را ذکراست و نامی ازدین ـ ایمان ـ عقیده و....... قاتل را به میان نبرده است و مرد[مرد دارای شمول گسترده است خواه این مرد مسلمان باشد یا مسیحی و... از آن جایی که اقلیت های مذهبی به حکومت اسلامی جزیه (مالیات)می پردازد حکومت اسلامی در قبال این اقلیت ها وظیفه دارد از مال ,جان ,ناموس این افراد محافظت کند .با توجه به این توضیح میتوان گفت که فرد مسیحی همچون سایر مسلمانان جوازبرای قتل در فراش را دارا می باشد.و نکته ی دیگر اینکه حالت روحی و آشفتگی روانی مرد درهنگام مشاهده ی آن عمل شنیع مورد توجه است نه دین و یا ایمان و مذهب و... مرد. 7ـاین ماده مجوز قتل رافقط برای شوهر صادر کرده است و شامل سایراقربای نسبی ازقبیل:برادرـ پدرو........ نمی باشد و این فرض با توجه به اسلامی بودن جامعه برای افراد قابل هضم نمی باشد زیراشوهر می تواند با انجام عمل لعان برای همیشه زن را از خود دورکند و به قتل نرساند اما سایراقربای نسبی مانند برادر یا پدر و..... نمی توانند با انجام عملی مانند لعان یا طلاق خواهر یا دخترخود را برای همیشه از خود دور کنند به نظر میرسد قانون گذار باید جواز قتل را علاوه بر شوهربرای سایرا قربای نسبی[پدر ـ جد پدری ـ برادر] تعمیم می داد. واژه ی اجنبی: این امر را در ذهن متبادر میکند که اگر سایرا قربای نسبی این کار (زنا)با همسرمرد را انجام دهند مجارز هستند و شوهر حقی در به قتل رساندن آنها ندارد.این شبهه را به ویژه زمانی ذهن را بیشتر مردد میکند که با رجوع به بند ب ماده 82 ق.م.1که اشعار میدارد [زنای با زن پدرموجب قتل زانی است] و هیچ تصریحی در این خصوص که اگر پدر بازن پسر خود زنا کند حکم قضیه چیست؟ و این امر شاید این را به ذهن متبادر کند زنای پدر شوهربا(عروس)عملی مباح باشد!!! و اگر شوهر پدر خود را در حال زنا با همسرش ببیند حقی در به قتل رساندن پدر خود نداشته باشد. بهتر بود قانون گذار به جای استعمال کلمه اجنبی از قید مرددیگری استفاده می کرد تا این شبهات که بسیار با اهمیت هستند به ذهن متبادر نمی گشت و شایدبهتر باشد قانونگذار باتجدید نظروبازنگری نظر خود را راجع به بند ب ماده 82 قانون م . 1 و همچنین واژه اجنبی در ماده 630 اعلام کنند. امر زنا دارای شرایطی خاصی است که عامه مردم از شرایط در ستی آن مطلع نمی باشند و این امر باعث افزایش قتل های ناموسی گردیده است چه بسا ممکن است مرد همسر خود را در حال تقبیل یا مضاجحه با مرد اجنبی مشاهده کند و در همان حال آنان را به قتل برساند که این امر باعث می شود مرد (شوهر)به قصاص محکوم شود.اما قانون گذار برای جلوگیری از قصاص مرد درچنین حالتی در تبصره 2ماده 295ق .م .1 [در صورتی که شخصی را به اعتقاد قصاص یا مهدورالدم بودن بکشد به منزله خطاشبیه عمد است [در حکم شبه عمد]است . که این تبصره خود باعث فرارمتهم از قصاص می باشد وچه بسا ممکن است شوهر شرایط درستی زنا را بداند اما با وجود این وطبق اطلاع به تبصره ی 2 ماده 295 باز هم اقدام به قتل نماید چون آسوده خاطر است که می تواندطبق همین تبصره تبرئه شود .و این باعث از بین رفتن قبح خونریزی در بین جامعه [جرم زایی] درجامعه می باشدبه نظر بنده قانون گذار باید شرایط درستی زنا در قانون مقرر می کرد [عین میله درسرمه دان] و این شرط را به صورت توضیح یا تبصره در ذیل ماده 630 ق . م.1 تصریح میکرد البته قانون گذار برای جلوگیری بیش از حد از قتل های نا موسی در ماده 180 ق . آ.د.ک که در ذیل ماده به آن اشاره شده است مقرر می دارد.[در حقوق الله رسیدگی غیابی جایز نیست دادگاه در ... مفتوح نگه می دارد] حال با توجه به اینکه می دانیم ق . آ. د .ک مصوب 1378و ق.م.ا مصوب 1375 می باشد و قانون جدید قانون قدیم را تخصیص میزند باید بگوییم که ماده 630 ق . م.1توسط ماده 180 ق.آ.د.ک و همچنین مفهوم مخالف ماده 217 ق.آ.د.ک تخیصیص یافته است البته بسیاری از اساتید حقوق در پذیرفتن ابن مطلب که ماده 630 توسط مادتین فوق الذکر [180 و217] ق. آ.د.ک تخصیص یافته است دچار تردید شده اند اما با استدلالی که اینجانب ارائه نموده ام شاید بتوان تا حدودی این تردید راازبین برد. با توجه به اینکه میدانیم زنا از حدود الهی است و جزء حقوق الله محسوب می شود رسیدگی غیابی طبق ماده 180 ق.آ.د.ک جایز نیست به ]طریق اولی[ مجازات بدون حضور متهم (متهمان) نیزجایز نمی باشد.در همان فرض که ماده 630 ق . م .1 جواز قتل را برای شوهر صادر کرده است [در واقع جواز مجازات را برای شوهر صادر کرده است ]و طبق این توضیح همانطور که ما نمی توانیم رسیدگی غیابی در حقوق الله انجام دهیم به[ طریق اولی] جوازی برای مجازات (قتل)را نمی توانیم داشته باشیم . طبق همین استدلال با قطع و یقین میتوان اعلام کرد که ماده 630 ق.م.1 توسط ماده 180 مفهوم مخالف 217 ق.آ.د.ک کاملا منسوخ و تخصیص یافته است و دیگر جوازی برای قتل درفراش توسط شوهر در ماده 630 ق.م .1 وجود ندارد.
  8. Arezoo

    تحلیل ماده 630 قانون مجازات اسلامی

    سابقه فقهی: با توجه به اینکه بنابر فرض مقرره مذکور متخذاز فقه اسلامی است و مقنن در تصویب آن به سوابق فقهی حکم توجه داشته بررسی مستندات فقهی این حکم لازم به نظر می رسد. غالب فقهای امامیه و اهل سنت در کتابهای فقهی خود با استناد به روایات دارد ودر این خصوص به بیان شرایط اجرای حکم و دلایل و علت وضع آن پرداخته اند از جمله این مستندات روایاتی است که در این باب وارد شده است و فقها براساس آن به بیان حکم پرداخته اند. روایات یک ـ ـشهید اول در کتاب دروس به روایات مرسلی به مضمون [روی انه لووجدرجلا یزنی با مراته فله قتلها] استنادکرده است یعنی اگر شخصی مردی را در حال زنا با همسرش ببیند میتواند هردورابه قتل برساند.این روایات تنهاروایاتی است که منطوق آن به حکم ماده مزبور(م.630ق.م.1)دلالت دارد. با توجه به کتابهای که قبل از کتاب دروس شهید اول تحریر شده اند معلوم می شود که چنین روایاتی پرداخته اند در هیچ یک از کتب فقهی نیامده است و فقهایی که بعد از شهید اول به نقل این روایت پرداخته اند ماخذ روایت را کتاب مذکور قرار داده اند . دوم ـ از جمله روایاتی که توسط فقهای شیعه و سنی و با عبارت مختلف در این باب نقل شده است روایت سعد بن عباده یکی از اصحاب پیامبر(ص) است در خصوص این روایت نقل کرده اند که پس از نزول آیه چهاردهم سوره مبارکه نور که بیان کننده ی حد قذ ف است بحث این آیه در بین اصحاب پیامبر مطرح شد و اصحاب با خطاب قرار دادن سعدبن عباده به وی کفتند :اگرمرد بیگانه ای رادر بستر همسرت ببینی چه کار خواهی کرد؟ سعد در پاسخ گفت:گردن مرد بیگانه را با شمشیر میزنم دراین میان پیامبر وارد شدندو موضوع را از سعد پرسیدند وی پس از نقل موضوع از جانب سعد پیامبر (ص)فرمودنند ای سعد پس ساله چهار شاهد که خداوند فرموده است چه میشود؟سعد عرض کرد :آیا با مشاهده من و علم خداوند برای هر چیزی حدی قرار داده و برای آن کسی که از آن حدتجاوزکند نیز حدی است. با تمعق در این روایات و همچنین ایراداتی که اینجانب در خصوص ماده 630 ق. م.1 [ایراد 10] که در ذیل به آن اشاره کرده ام باید گفت ماده در مقام باز داشتن شوهر از قتل بیگانه به محض مشاهده عمل زنا است وحتی زمانی که شوهر شاهد ارتکاب زنا توسط همسر خود با مرد اجنبی است و شهودی از نظر شرعی برای اثبات موضوع لازم است وجود ندارد حق قتل ایشان را نخواهد داشت. سوم ـ روایت سعیدبن مسیب با این مضمون که مردیرا در شام با همسرش در حال زنا دید و اقدام به قتل مرد و همسر خود کرد سپس معاویه به ابو موسی اشعری نوشت که حکم موضوع را از امام علی (ع) بپرسید در پاسخ فرمودند چنانچه چهار شاهد برای تصدیق ادعای خود اقامه نکندکشته می شود . همانگونه که مشاهده شد شوهر زمانی مجاز به قتل زن و مرد اجنبی است که ادعای خود را باآوردن چهار شاهد اقامه کند.*این روایت دقیقا مطابق با ماده 180 ق.آ.د.ک است.* چهارم ـ از امیر المومنین علی (ع) روایت شده است که ایشان در مورد مردی که دیگری را کشته ومدعی بود که اورا با همسرخود در حال زنا دیده است فرمودنند که قاتل باید قصاص شود مگر آنکه برای ادعای خود بینه ارائه کند.
  9. Arezoo

    تحلیل ماده 630 قانون مجازات اسلامی

    قانونگذار فرانسه در شق دوم ماده 324قانون جزبا مصوب 1810پس از آنکه میگوید: �علی الاوصول قتل زن به وسیله شوهریا قتل شوهر به وسیله زن از مجازات معاف نیست مگرآنکه زندگی مرتکب قتل*قاتل*در خطر افتاده باشد�مع ذلک در صورتی مردی همسر خودرا در خانه مشترک زوجیت در حال به گونه که در ماده 336همین قانون پیش بینی شده است.مشاهده کند مرتکب قتل همسر خود ومرد اجنبی شود از معافیت قانونی برخودارخواهد بود� البته این ماده بر خلاف م.179ق.م.ع و م 630 ق.م.1خانه مشترک زن و مردی که در آن سکونت دارد فراش محسوب می شود.از طرف دیگر باید اذعان کرد که موضوع قتل در فراش و تجویز ارتکاب قتل زنی که به همسر خود خیانت کرده و در فراش مردبیگانه حاضر شده از موضوعاتی است که بحث از آن حتی در قدیمی ترین تمدنها نیزوجود داشته است از نظر آشوریها قتل زن ودرحال زناتوسط شوهربه دلیل خیانت وی حق مسلم مرد به شمار می رفت.در امپراطوری ژاپن اگرشوهری همسر خود رادر حال خیانت وارتکاب زنابامرد بیگانه مشاهده می کرد می توانست هردوی آنها رابی درنگ بکشد.در یونان باستان درقرن پنجم قصاص مستقیم در شرایط خاصی مجاز بود به همین دلیل اگرمردی مشاهده می کرد بین زن یا رفیقه ؛خواهر و همچنین دخترش با مرد بیگانه رابطه نامشروع برقرار است بروی مجاز بود البته در حقوق روم علاوه بر شوهر پدر نیز از چنین حقی برخوردار است به دلیل وجود چنین حکمی در تمدنهای قدیمی در طول قرنهای متمادی این حکم در قوانین بسیاری از کشورها پیش بینی گردیده است .از جمله ماده 37 قانون جزای پرتغال ـ ماده 42 جزای موناکو و ماده 413قانون جزای بلژیک مصوب 1867 و همچنین ماده 630 ق.م.1 ایران به بیان این حکم پرداخته اند
  10. Arezoo

    مفهوم بي طرفي در زمان مخاصمه

    يكي از موضوعاتي كه به هنگام مخاصمات مسلحانه درعرصه حقوق بين الملل بشر دوستانه مطرح ميشود بيطرفياست. در زمان مخاصمه بيندو يا چندين دولت پارهاي از دولتها اعلام مينمايند كه در قبال طرفين مخاصمه بيطرفهستند. دولتي كه اعلام بي طرفي ميكند در رابطه با دول ثالث يك سري حقوق و تكاليفي دارد. بيطرفي يك واژه حقوقي- سياسي است و در عمل رعايت اين اصل از سوي طرفينبويژه طرفين درگير مخاصمه نقض ميشود. طبق اصل بی طرفي طرفين مخاصمه ميبايست حقوقدولت بي طرف را رعايت نمايند و در مقابل، دولت بيطرف نيز يك سري وظايفي در قبال دول متخاصم دارد كه رعايت آنها بر او الزامي است. در ادامه بحث مفهوم بيطرفي و اهميت آنرا بررسي ميكنيم. مفهوم بيطرفي: اگر جنگي بين دو يا چند دولت بروز كندكشور ثالث اعلام مينمايد كه در اين جنگ جانب هيچ كدام از طرفين مخاصمه را نخواهدگرفت يعني دخالتي به نفع هيچ يك از آنها نخواهد كرد. پس بيطرفي وضعيتي است كه در آنيك كشور حق بي طرفي را بر ميگزيند. به عبارتي تصميم ميگيرد كه در يك مخاصمه مسلحانه بين المللي وارد نشود. بي طرفي اختصاص به مخاصمه مسلحانه بين المللي ندارد بلكه اگر در زمان مخاصمه مسلحانه داخلي چنانچه هر دو طرف مخاصمه به عنوان متخاصم مورد شناسايي قرار گرفته باشند مطرحميشود. انواع بی طرفی أ. بی طرفی موقت. بي طرفي كه به آن اشاره شد بي طرفي موقتو يا مورد به مورد نام دارد. يعني بي طرفي كه مربوط به يك مخاصمه مسلحانه مي باشد واعلام بي طرفي در رابطه با جنگي كه در يك زمان خاص روي ميدهد. ب. بی طرفی دائم مثل دولتهاي اتريش و سوئيس که اعلام نموده اند ميخواهند از هر نوع درگيري مسلحانهايكه در آينده روي خواهند داد دور بمانند. بي طرفي دائم يعني اعلام بي طرفي در رابطه با هر نوع درگيري و براي هميشه. واژه بي طرفي در ارتباط با حقوق و تكاليف دوگانه دول بي طرف و متخاصم بكار ميرود.بر اين اساس يك كشور بي طرف نميتواند آشكارا وارد جنگ و خصومت شود و يا اينكه بهمتخاصمان ياري رساند نميتواند براي آنها نيروي جذب نمايد و يا اجازه دهد در قلمروآن، طرف ثالثي به اين كار بپردازد؛ نميتواند براي طرفين مخاصمه تجهيزات نظامي فراهمنمايد و يا اطلاعات نظامي ارائه دهد. دولت بي طرف ميتواند با دول متخاصم تجارتنمايد. اهميت بي طرفي: اصل بي طرفي قدمت طولاني دارد. اكثر مقررات عرفي و نوشته حاكم بررفتار طرفين مخاصمه و دولتهاي بي طرف از مدتها قبل وجود داشته است. كنوانسيون پنجمو كنوانسيون سيزدهم لاهه حاوي مقرراتي در اين مورد ميباشند.اعلام بي طرفي براي هر دوطرف داراي آثاري است دولتي كه اعلام بي طرف ميكند نبايد از سوي هر يك از دول متخاصم مورد حمله قرار گيرد و دول متخاصم نيز اطمينان خاطر مييابند كه از قلمرو دولت بيطرف براي حمله به آنها استفاده نخواهد شد. در حقوق اسلام نيز به بيطرفي توجه شدهاست. اين اصل در قرآن كريم مطرح گرديد، كه طبق آن جنگ با گروه بيطرف مردود شمرده شده است. در مورد اينكه اگر دولتي عضو سازمان ملل متحد بوده باشد آيا ميتواند بههنگام به خطر افتادن امنيت دسته جمعي اعلام بي طرفي نمايد. تا كنون رو يهاي شكل نگرفته و اين موضوع همچنان مورد بحث ميباشد.
  11. Arezoo

    حقوق ديپلماتيك

    وظايف مأمورانديپلماتيك مأموران ديپلماتيك به نمايندگي از كشور فرستنده وظايف محوله را البتهدر چارچوب قوانين و مقررات بين المللي انجام ميدهند؛ اعمال چنين وظايفي دقت خاصيميطلبد و سهل انگاري در اين موارد عواقب ناخوشايندي به همراه دارد؛ زيرا كه مأمورانديپلماتيك نماد استقلال و حاكميت كشور متبوع خودشان هستند. اهم وظايف آنها – بويژهمسئوليت ريس مأموريت (سفير) – به قرار ذيل ميباشد. الف- نمايندگي دولت فرستندهنزد دولت پذيرنده؛ ب- حفظ منافع دولت فرستنده و اتباع آن در دولت پذيرنده تاحدودي كه در حقوق بينالملل مورد قبول است؛ ج- مذاكره با حكومت دولتپذيرنده؛ د- استحضار از اوضاع و سير وقايع در دولت پذيرنده با استفاده از تماموسائل مشروع و گزارش آن به حكومت فرستنده؛ هـ- بسط روابط دوستانه و توسعه روابطاقتصادي و فرهنگي و علمي بين دولت فرستنده و پذيرنده، مأموري كه بر خلاف مقررات بين المللي عمل كند وفعاليت غيرقانوني انجام دهد، مثلاً اگر در امور داخلي دولت محل خدمت مداخله كند، ازسوي كشور پذيرنده به عنوان عنصر نامطلوبتشخيص داده ميشود در اينصورت از دولت فرستنده خواسته ميشود كه مأمور خويش را فرا بخواند زيرا در غير اينصورت دولت پذيرنده ميتواند او را اخراج نمايد. مصونيتها ومزايا: مأموران ديپلماتيك جهت انجام هر چه بهتر وظايف خودش از يك سري مصونيت ومزايا برخوردار ميگردند. مصونيت به طور كلي بدين معني است كه دارنده آن از تعقيبقانون و مأموران دولت در امان است، و مقصود از مزايا آن است كه امتيازاتي به كسيداده شود كه ساير مردم حق استفاده از آن ندارند. راجع به مباني اين گونه مصونيتها ومزايا بايستي تصريح كرد كه «منظور از مصونيتها و مزاياي ديپلماتيك، بهرهمند ساختنافراد نيست، بلكه هدف تأمين اجراي مؤثر وظايف هيأتهاي ديپلماتيك به عنوان نمايندگانكشورهاست» اهم مصونيتها به قرار ذيل ميباشد: الف- مصونيت از تعرض؛ ب- مصونيت قضايي. همچنين اهم مزاياي ديپلماتيك به قرار ذيل ميباشد: معافيتهاي مالياتي و مزايايگمركي.
  12. Arezoo

    حقوق ديپلماتيك

    مفهوم حقوق ديپلماتيك در يك تعريف كلي و ساده ميتوان گفت: *حقوق ديپلماتيك مجموع قواعدي است كه نظام روابط سياسي خارجي بين دولتها بر آن استوار است* چنين قواعدي در مجموعهاي بنام كنوانسيون 1961 وين در باره روابط ديپلماتيك تدوين گرديده است و از جايگاه و اهميت فوق العادهاي در ميان دولتها برخوردار است. كنوانسيون مذكور با تلاش بي وقفه سازمان ملل متحد به منظور قاعده مند كردن و منسجم نمودن روابط ديپلماتيك ميان دولتها در سال 1961 در شهر وين پايتخت اتريش به تصويب دولتها رسيد. بنابراين عليرغم اينكه برقراری روابط ديپلماتيك ريشه تاريخي دارد و به دوران باستان برميگردد؛ اما شكل گيري حقوق ديپلماتيك به صورت امروزي بعد از جنگ جهاني دوم است. اين حقوق روابط ديپلماتيك ميان دولتها را انتظام بخشيده و آن را سامان ميدهد. مطابق با اين حقوق برقراري روابط ديپلماتيك مشتمل بر شرايطي است: اولاً فقط كشورها حق برقراري روابط ديپلماتيك را دارا ميباشند.ثانياً دو طرف رابطه موجوديت را به رسميت شناخته باشند ثالثاً: كشورها با رضايت خودشان متقابلاً بر ايجاد روابط ديپلماتيك توافق مينمايند؛ با جمع شدن اين سه شرط كشورها ميتوانند در قلمرو همديگر اقدام به تأسيس نمايندگي نمايند كه معمولاً به صورت دائم و موقت ميباشند. مأموريت دائم بدين ترتيب است كه مأموران ديپلماتيك در قالب هيأت ديپلماتيك در كشور خارجي سكني گزيده و در محلي بنام سفارتخانه وظايف محوله را به نمايندگي از طرف كشور خودشان به صورت مستمر و دايم معمولاً به مدت 4 سال انجام ميدهند. رئيس چنين هيأتي سفير نام دارد در واقع او عالي ترين مقام ديپلماتيك است. اما مأموريت موقت يا فوق العاده كه امروز به آن مأموريت ديپلماتيك ويژه.نيز ميگويند، انجام مأموريت خاصي است كه ويژگيهاي دو جانبه بودن موقتي بودن و محدود بودن را دارا است.
  13. Arezoo

    حقوق ديپلماتيك

    حقوق ديپلماتيك يكي از شعبات مهم و پر اهميت حقوق بين الملل است، حقوقي كه رابطه ديپلماتيك ميان دولتها را تحت پوشش خودش قرار ميدهد و رابطه دوستانه ميان دولتها را تقويت مينمايد. به عبارت ديگر حقوق ديپلماتيك حقوق مربوط به سفارتخانه ها و اعضاي آن ميباشد. در عرصه بينالمللي ميان دو كشور ممكن است يك سري مسائل و مشكلاتي بروز نمايد و موجب به خطر افتادن منافع طرفين گردد. در چنين وضعيتي توسل به راه حل ديپلماتيك امري مهم و حياتي است و ميتواند نيازهاي دو طرف مقابل را به منظور حل و فصل مسالمت آميز اختلافات تأمين نمايد. اين ساز و كار معمولاً از طريق اعزام متقابل نمايندگان از سوي دولتها و پذيرش آنها در قلمرو يكديگر صورت ميگيرد.
  14. Arezoo

    ورود قانونى به حريم هاى فردى

    پس از انتقال قدرت از قبايل به نهاد تمركزى به نام «دولت» شايد يكى از وظايف اصلى حكومت تأمين آزادى هاى فردى است كه با وضع قوانين ومقررات مناسب مانع تعرض ديگران به حقوق و آزادى هاى شخصى مى شود. دراصل ۲۲ قانون اساسى آمده است: «حيثيت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از تعرض مصون است مگر در مواردى كه قانون تجويز كند.» عبارت آخر اصل ۲۲ حكايت ازجواز تعرض به آزادى هاى فردى دارد اما نه خودسرانه بلكه در چارچوب قانون و تعريفشده. قانونگذار براى تعرض قانونى به حريم خصوصى اشخاص (حقيقى يا حقوقى) ضوابطى را تعيين كرده است كه به اختصار به آنها مى پردازيم. ۱- تفتيش وبازرسى منازل و اماكن و اوراق و نوشته هاى اشخاص. بازرسى از منزل يامحل كسب و ساير اماكن مشابه و نيز اشيايى كه در اختيار انسان ها قرار مى گيردهنگامى قانونى و مشروع است كه به موجب دلايل كافى ظن قوى به كشف متهم يا اسباب وآلات و دلايل جرم در آن محل وجود داشته باشد آن هم به حكم قاضى و با رعايت قانون. از اين رو هرگونه تعرض به اين اماكن حتى با وجود دلايل جرم اسباب وآلات مجرمانه چنانچه بدون رعايت و ترتيبات و تشريفات قانونى باشد و يا بدون حكم قاضى، عملى است مجرمانه و بر خلاف اصل ۲۲ قانون اساسى. ۲- اگر بازرسى با حقوق اشخاص در تزاحم باشد در صورتى مجاز است كه از حقوق آنها مهم تر باشد. ۳- بازرسى در حضور صاحب خانه يا متصرف قانونى با حضور ارشد حاضرين منزلبه عمل مى آيد و نيز بازرسى ساير اماكن در صورت امكان بايد با حضور صاحب يا متصدى آن مكان انجام شود. ۴- اگر در محل بازرسى هيچ يك از اشخاص گفته شدهحاضر نباشند و از طرفى بازرسى نيز فوريت داشته باشد قاضى مى تواند با قيد فوريت امردر برگ صورت جلسه و به صورت مكتوب دستور باز كردن محل را بدهد. ۵- بازرسى از منزل در روز به عمل مى آيد و اگر ضرورت ايجاب كند در شب صورت خواهد گرفت،در عين حال قاضى دستور دهنده مكلف است علت ضرورت را بصورت كتبى در صورت جلسهبياورد. درخصوص حفظ حرمت نوشته ها و نامه ها و مكالمات تلفنى اشخاص اصل۲۵قانون اساسى مى گويد: «بازرسى و نرساندن نامه ها، ضبط و فاش كردن مكالمات تلفنى،افشاى مخابرات تلگرافى و تلكس، سانسور، عدم مخابره و نرساندن آنها، استراق سمع وهرگونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون». ۱- از اوراق و نوشته ها وساير اشياى متعلق به متهم فقط آنچه كه مربوط به جرم ارتكابى است قابل بررسى است وقاضى بايد در مورد ساير نوشته ها و اشياى متعلق به متهم با نهايت احتياط رفتار كندبه نحوى كه مضمون و محتواى آنها براى هيچ كس افشا نشود. ۲-در مواردى كه ملاحظه و بازرسى نامه هاى پستى، مراسلات مخابراتى، صوتى و تصويرى مربوط به متهمب راى كشف جرم لازم باشد قاضى به ادارات ذيربط اطلاع مى دهد تا آن اشياء را توقيف كند و نزد او بفرستند و بعد از وصول آن را در حضور متهم ارائه كرده و مراتب را درصورتجلسه قيد مى كند و پس از امضاى متهم، آن را در پرونده ضبط مى كند و چنانچه ضبطآن ضرورت نداشته باشد به صاحب آن برگرداند. ۳-كنترل تلفن اشخاص جز درمواردى كه به امنيت كشور مربوط است و يا براى احقاق حق اشخاص به نظر قاضى ضرورىتشخيص داده شود غير قانونى و ممنوع است و اگر مستخدمين و مأمورين دولتى در غيرمواردى كه قانون اجازه داده مراسلات يا مخابرات يا مكالمات تلفنى را مفتوح، توقيف،معدوم، بازرسى، ضبط يا استراق سمع كنند يا بدون اجازه صاحب آن مطالب مربوط به آن راافشا كنند به حبس از يك تا سه سال و يا جزاى نقدى از شش تا هجده ميليون ريال محكومخواهند شد. اصل ۳۲ قانون اساسى مى گويد: «هيچ كس را نمى توان دستگيركرد مگر به حكم و ترتيبى كه قانون معين مى كند. در صورت بازداشت، موضوع اتهام بايدبا ذكر دلايل بلافاصله كتباً به متهم ابلاغ و تفهيم شود و حداكثر ظرف ۲۴ ساعت پرونده مقدماتى به مراجع صالحه قضايى ارسال و مقدمات محاكمه در اسرع وقت فراهم شود. متخلف از اين اصل طبق قانون مجازات مى شود.» ۱- مقام قضايى نبايد كسى رااحضار يا جلب كند مگر آنكه دلايل كافى براى احضار يا جلب موجود باشد. ۲- قبل از احضار نمى توان كسى را جلب كرد مگر آنكه متهم مرتكب جرمى شودكه مجازات آن قصاص، اعدام يا قطع عضو باشد و يا اينكه متهم فاقد شغل يا محل اقامت معين بوده و اقدامات قاضى براى دستيابى به متهم به نتيجه نرسيده باشد. ۳- احضار اشخاص با احضارنامه به عمل مى آيد. احضارنامه در دو نسخه براىمتهم فرستاده مى شود، يك نسخه از متهم گرفته و نسخه ديگر را امضا كرده و به مأموراحضار رد مى كند. در احضار نامه، اسم و شهرت احضار شونده و تاريخ و علت احضار و محل حضور و نتيجه عدم حضور بايد آورده شود. البته اگر قاضى تشخيص دهد كه علت احضار ونتيجه عدم حضور قيد نشود اين موضوعات در احضاريه قيد نخواهد شد. ۴- اگراحضار شونده سواد نداشته باشد مفاد احضاريه در حضور دو نفر شاهد به او ابلاغ مى شودچنانچه ابلاغ احضاريه به علت معلوم نبودن محل اقامت متهم ممكن نشود و از راه ديگرى نيز نتوان احضاريه را به او ابلاغ كرد با تعيين وقت متهم يك نوبت از طريق يكى ازروزنامه هاى كثيرالانتشار يا محلى احضار مى شود و در صورت عدم حضور قاضى با رعايت قوانين مربوط پرونده را رسيدگى خواهد كرد. ۵- متهم موظف است در موعدمقرر نزد مقام قضايى حضور يابد و اگر نتواند حاضر شود بايد عذر موجه خود را اعلامكند. عذرهاى زير موجه محسوب مى شوند: - نرسيدن احضارنامه يا دير رسيدنآن به گونه اى كه مانع از حضور متهم در وقت مقرر شود. - بيمارى كه مانعاز حركت متهم شود. - فوت همسر يا يكى از بستگان تا درجه سوم از طبقه دوم يعنى: پدر يا مادر يا اولاد يا نوه، يا پدربزرگ يا مادربزرگ، برادر يا خواهر يافرزندان برادر و خواهر. اين اشخاص بستگان نسبى هستند به همين ترتيب فوت بستگان سببى زن يا شوهر عذر موجه محسوب مى شود مانند فوت پدر زن يا پدر شوهر. - دچار حوادث مهم شدن مثل آتش سوزى. - عدم امكان تردد به واسطه حوادثطبيعى مثل سيل يا امراض مسرى مثل وبا، سارس، طاعون و. ‎/‎/‎/ - دربازداشت يا توقيف بودن متهم. ۶- از اين رو اگر متهم پس از ابلاغ احضاريه، حاضر نشود و گواهى عدم امكان حضور هم نفرستد به دستور قاضى جلب خواهد شد. ۷- جلب متهم با برگ جلب به عمل مى آيد. برگ جلب مفادش مانند مفاداحضاريه است و بايد به متهم ابلاغ شود. ۸- مأمور جلب پس از ابلاغ برگجلب از متهم دعوت مى كند تا با او نزد قاضى بروند. اگر متهم امتناع كرد او را جلب وتحت الحفظ به مرجع قضايى تسليم خواهد كرد. اشخاصى كه در امتناع به متهم كمك كنندتحت تعقيب قرار مى گيرند. ۹- جلب متهم به استثناى موارد فورى بايد درروز به عمل آيد. ۱۰- اگر متهم غايب باشد برگ جلب در اختيار مأمورين قرار مى گيرد تا هر جا كه متهم را يافتند جلب و تحويل مقام قضايى كنند. ۱۱- در صورت ضرورت قاضى مى تواند برگ جلب را در اختيار شاكى قرار دهدتا به معرفى او مأمورين متهم را جلب كنند. ۱۲- مأمورين بايد متهم جلبشده را بلافاصله تحويل مقام قضايى دهند و در صورتى مى توانند او را بازداشت كنند كه بيم تبانى يا فرار او و محو آثار جرم باشد ولى در هر صورت حق نگهدارى او را بيش از۲۴ساعت بدون اجازه مقام قضايى ندارند. ۱۳- اگر شخص احضار شده به علت بيمارى نتواند نزد قاضى حاضر شود در صورت اهميت و فورى بودن امر، قاضى نزد او رفته و بازجويى لازم را به عمل مى آورد و يا قاضى منتظر بهبود حال او خواهد شد. ۱۴- به محض حضور متهم، قاضى بايد تحقيقات را آغاز كند و در صورت عدمامكان حداكثر ظرف ۲۴ ساعت از او تحقيق به عمل آورد. در غير اين صورت عمل او بازداشت غيرقانونى محسوب و به انفصال دائم از سمت قضايى و محروميت از مشاغل دولتى به مدت پنج سال محكوم خواهد شد. ۱۵- پس از حضور متهم نزد قاضى، ابتدا ازمشخصات كامل و نشانى او سؤال مى شود و سپس قاضى به او تفهيم مى كند كه مواظب اظهارات خودش باشد زيرا پاسخ هايى كه مى دهد عليه او بكار گرفته خواهند شد و بعد ازآن اتهام و دلايل آن به صورت صريح و روشن به متهم تفهيم مى شود. ۱۶- اگر متهم از دادن پاسخ امتناع كرد خوددارى او در برگ بازجويى نوشته مى شود. متهم حقدارد يك نفر وكيل دادگسترى به همراه خود داشته باشد. وكيل متهم بدون دخالت در امر تحقيقات مطالبى را كه براى كشف حقايق و دفاع از متهم يا اجراى قوانين ضرورى است به قاضى اعلام مى كند. حرف هاى وكيل بايد در صورتجلسه آورده شود. البته در جرايمى كه جنبه محرمانه داشته ياحضور غير متهم به تشخيص قاضى موجب فساد شود ونيز در جرايم عليه امنيت كشور حضور وكيل موكول به اجازه قاضى است
  15. Arezoo

    مواد الحاقي (سازمان اسناد و املاك)

    ماده 142- نسبت به املاك مجهول المالك و املاكی كهدرباره آنها تقاضای ثبت نشده و به ثبت نرسیده باشد و در اجرای قانون اصلاحات ارضیبزارعین واگذار شده یا بشود احتیاج به تقاضای ثبت از طرف منتقل الیه ندارد ثبت محلمكلف است بر طبق انتقالاتی كه واقع شده یا میشود پرونده ای به نام هر یك ازخریداران تشكیل داده و اعم از اینكه ملك بصورت مشاع یا مفروز بزارع منتقل شده باشدبدون انتشار آگهی های نوبتی حصه متصرفی زارع را تحدید و بصدور سند مالكیت آن اقدامنماید. این عملیات از پرداخت هرگونه حق الثبت و هزینه های مقدماتی و بهایسند مالكیت و سایر هزینه های مربوط معاف می باشد. ماده 143- هرگاه مالكینسابق املاك موضوع ماده 142 بخواهند وجوه تودیع شده و یا قبوض مربوط به بهای املاكخود را دریافت دارند می توانند از ثبت محل تقاضای اخذ ثمن معامله را بنمایند. در این موارد در صورتی كه با رسیدگی سابقه مالكیت متقاضی احراز شود درخواستاو قبول و مراتب ضمن آگهی های نوبتی برای اطلاع عموم و اعلام و در آن تصریح خواهدشد كه هرگاه افرادی پرداخت تمام یا قسمتی از وجوه و قبوض تودیع شده را بشخصی كهبنام او آگهی شده از جهت ادعای مالكیت سابق خود نسبت به اصل و یا حدود رقبه موردانتقال محل حق خود بدانند از تاریخ انتشار اولین آگهی تا نود روز اعتراض خود رابثبت محل تسلیم و یا در صورت وجود دعوی در دادگاه گواهی لازم تحصیل و به ثبت محلتسلیم نمایند با انقضاء مهلت مقرر در صورتی كه اعتراض و یا گواهی طرح دعوی تسلیمنشده باشد در پرداخت وجوه و تسلیم قبوض مربوط اقدام میشود و در غیر اینصورت پس ازتعیین تكلیف از طریق مراجع قضایی طبق رای صادر عمل خواهد شد. در این مواردمقررات مواد 16 و 17و 18و 19 قانون ثبت لازم الرعایه است. تبصره 1- عملیاتثبتی مربوط به اجرای این قانون از هزینه اضافی مذكور در ماده 12 قانون ثبت معافخواهد بود و از متقاضی بر اسسا جمع اقساط تبدیل شده به نقد حق ثبت و هزینه هایمقدماتی دریافت می گردد. تبصره 2- قبل از قبول تقاضای موضوع این ماده تسلیمقبوض سپرده شده ولو با اخذ تامین ممنوع است و پس از قبول تقاضا در صورت وصول اعتراضتسلیم قبوض سپرده موكول به پرداخت هزینه های ثبتی و اخذ ضامن معتبر خواهد بود. در مواردی كه قبل از قبول تقاضای متقاضی قبوض سپرده با اخذ تامین تسلیم اوشده باشد رفع اثر از تامین ماخوذه موكول بتصدیق مالكیت متقاضی نسبت به ثمن معامله وپرداخت هزینه های ثبتی خواهد بود. ماده 144- با اجرای مقررات اصلاحات ارضینسبت به هر ملك تحدید حدود قطعات مورد تصرف زارعین و یا سهم اختصاصی مالك در صورتتقسیم و یا مستثنیات قانون اصلاحات اراضی فقط با انتشار آگهی الصاقی پس از استعلاماز اداره تعاون و امور روستاهای محل انجام می گیرد. هرگاه املاك مشمول مقرراتاصلاحات ارضی متصل بهم باشند میتوان تحدید حدود قطعات را ضمن یك آگهی الصاقی انجامداد در مواردی كه مجاور ملك از املاك جزء اموال عمومی باشد وقت تحدید حدود بایدبمرجع صالح ابلاغ شود. عدم حضور نماینده اداره تعاون و امور روستاها و یا نمایندهسایر مراجع صالح مانع انجام تحدید حدود نخواهد بود. تبصره 1- عدم حضور مالكقطعه مورد تحدید یا نماینده او مانع انجام تحدید حدود نخواهد بود در این صورت تحدیدحدود یا معرفی مجاور یا معتمدین و مطلعین محل انجام می گیرد. تبصره 2- اجرای مقررات این ماده بموجب آئین نامه وزارت دادگستری خواهد بود. ماده 145- در مركز هر استان یا فرمانداری كل بموجب آئین نامه مصوب وزارت دادگستری ووزارت تعاون و امور روستاها هیاتی بنام هیات تشخیص برای انجام وظایف زیر تشكیل میشود: الف- در تحدید حدود قطعات تقسیم شده بین زارعین و یا قطعات اختصاصیمالك یا مستثینات قانونی اصلاحات ارضی در صورت وصول اعتراض یا وجود اختلاف رسیدگیبمووضوع و رفع اختلاف و تعیین تكلیف قطعی آن مدت اعتراض بر حدود اعم از اینكهمعترضین متصرف قطعه مورد تحدید یا مجاور آن باشد از تاریخ تحدید حدود قطعه مورداعترض تا سی روز پس از ختم عملیات تحدید حدود آخرین قطعه ملك مورد آگهی خواهد بود. اعتراضات واصله از طریق ثبت محل به هیات تسلیم می گردد. ب- رسیدگی و صدوردستور مقتضی در مورد هر گونه اشتباهی در آگهی الصاق یا عملیات تحدیدی املاكی كه طبقماده 144 این قانون انجام می گیرد. ج- تشخیص و تعیین قائم مقام قانونی زارعانتقال گیرنده در صورتی كه انتقال گیرنده فوت كرده و یا طبق مقررات اصلاحات ارضی ازاو خلع ید شده باشد. د- تشخیص نوع اعیانی زراعی و تعیین مالك آن و همچنینتشخیص مستثینات قانونی بر اساس مقررات اصلاحات اراضی برای اراضی مكانیزه و تعیینمالك آن در صورت وجود اختلاف. ماده 146- در مورد املاكی كه قبل از اجرایقانون قسمتی بطور مشاع و قسمتی بطور مفروز درخواست ثبت شده و قسمت مفروز در تصرفبلامنازع متقاضی ثبت یا قائم مقام او باشد موضوع در هیات نارت طرح و طبق تشخیص هیاتمزبور در خواست ثبت مفروز ابقاء و اظهارنامه سهام مشاعی با تفكیك قسمتهای مفروزاصلاح می شود و عملیات ثبت قسمتهای مشاع و مفروز بدون احتیاج به تحدید آگهیهاینوبتی ادامه می یابد. در مورد املاكی كه قبل از اجرای این قانون بسهاممشاعی درخواست ثبت شده ولی عملاً تمام یا قسمتی از ملك بصورت مفروز در تصرف بلامنازع تمام یا بعضی از متقاضیان ثبت یا طقائم مقام قانونی آنان در آمده باشد درصورت تقاضای هر یك از متقاضیان موضوع در هیات نظارت طرح و بر طبق تشخیص و رای هیاتمزبور درخواست های ثبت سهام مشاعی كه بصورت مفروز در تصرف بلامنازع متقاضی ثبت یاایادی متلقای از او باشد بصورت و با حدود فروز اصلاح و قسمتهای مفروز از اصل ملكتفكیك و اظهارنامه سایر متقاضیان ثبت مشاعی اصلاح می شود و عملیات ثبت درخواست هاییكه بصورت مشاع باقی می ماند بدون احتیاج بتجدید آگهی های نوبتی ادامه می یابد وجریان ثبت قسمتهای مفروز با انتشار آگهی نوبتی شروع می گردد درخواست احاله كار بههیات نظارت بر طبق این ماده فقط تا سه سال از تاریخ اجرای این قانون مجاز خواهد بودو رسیدگی هیات نظارت نیز در صورتی جائز است كه هیچیك از درخواست های ثبت سهام مشاعیمنتهی به ثبت در دفتر املاك نشدهباشد و موضوع نیز مسبوق بطرح و رسیدگی در مراجعقضایی نباشد. ماده 147- د رمورد املاكی كه كلایا بعضاً بنحو مشاع درخواستثبت شده و قبل از اجرای این قانون در قطعات مفروزی از آن بدون انتقال رسمی یا اجازهنامه رسمی از طرف عده ای احداث اعیانی شده است و از این حیث ادامه عملیات ثبتیمواجه با اشكال شده باشد موضوع در هیات نظارت مطرح می شوددر صورتیكه اختلافاتی بینمتقاضیان ثبت یا قائم مقام قانونی آنان و متصرفین وجود داشته باشد طرفین را بمراجعقضائی هدایت می كند والا دستور قبول درخواست ثبت را از متصرف میدهد. ارجاعكار به هیات نظارت بر طبق این ماده فقط تا سه سال از تاریخ اجرای این قانون مجازخواهد بود و رسیدگی هیات نیز در صورتی جایز است كه ملك منتهی به ثبت در دفتر املاكنشده باشد و موضوع نیز مسبوق بطرح و رسیدگی در مراجع قضائی نباشد. در هرصورت اگر موضوع در دادگاه مطرح شود دادگاه با توجه به دلائل و اسناد طرفین هرچندسند عادی باشد بموضوع رسیدگی نموده و رای متقضی صادر خواهد كرد. ماده 148- برای رفع اختلاف موجود بین صاحبان اراضی واقع در محدوده شهرهای درود، فریدون،شهركرد، كرمان و افرادیكه تا اول فروردین ماه سال 1350 در اراضی مزبور ساختمان هاییایجاد نموده و متصرفند و صاحبان عرصه حاضر به تصدیق اعیانی آنان نیستند هیاتی مركباز دو نفر از قضات حوزه قضائی همان محل به تعیین وزیر دادگستری و رئیس ثبت محلتشكیل میشود. این هیات باختلاف موجود با توجه به به اوضاع و احوال واستطاعت هر یك از طرفین بطور كدخدامنشی رسیدگی و رای بپرداخت بهای عادله اراضی درتاریخ تصرف و اجرت المثل آن تا تاریخ صدور رای مینماید و یا به تقاضای مالكین ضمنصدور رای بپرداخت بهای اعیانی رای بخلع ید از متصرف میدهد. رای هیات قطعی ولازم الاجرا است و مرجع اجرای آن دادگاه شهرستان محل و در صورت نبودن دادگاهشهرستان دادگاه بخش خواهد بود. تبصره 1- صاحبان اعیانی در صورتی كهمیتوانند از مقررات این قانون استفاده كنند كه ظرف یكسال از تاریخ اجرای این قانوندادخواست خود را در قبال اخذ رسید به ثبت محل تسلیم نموده باشند والا به تقاضایمالك بشرح مذكور در این ماده اقدام خواهد شد. ثبت محل مكلف است از تاریخ اجرای اینقانون منتها ظطرف یكماه بانشر آگهی در روزنامه كثیرالانتشار محل یا نزدیك بمحل والصاق آگهی در اماكن عمومی مهلت مقرر را به اطلاع صاحبان اعیان برساند. تبصره 2- پس از صدور رای هیات و پرداخت بهای اراضی و اجور آن هرگاه ملكمنتهی به ثبت در دفتر املاك شده باشد بنام صاحب اعیان در دفتر املاك تثبیت میشود واگر ملك در جریان ثبت باشد عملیات ثبتی بنام او ادامه می یابد. در اینصورت هرگاهموعد اعتراض باصل و حدود ملك منقضی نشده و یا اعتراضی رسیده باشد وجه مورد حكم هیاتتا تعیین تكلیف قطعی باید در صندوق ثبت تودیع گردد. هرگاه حكم قطعی دادگاهبنفع معترض صادر شود بنا بدرخواست صاحب اعیان رای هیات بمعترض ابلاغ می شود ومشارالیه میتواند ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ فقط نسبت به بهای تعیین شده عرصههیات مذكور در این قانون اعتراض نماید و رای هیات قطعی است. اعیان موضوعحكم نیز وقتی بمالكیت قطعی ساحب عرصه درخواهد آمد كه وجه مورد حكم كلا پرداخت شدهباشد. تبصره 3- در مورد آنقسمت از اراضی واقع در محدوده شهر كرمان كه بنحومشاع بصدور سند مالكیت منتهی و قطعاتی از آن بموجب سند عادی به اشخاص واگذار شده ودر آن اعیانی ایجاد نموده اند انتقال گیرنده از میتواند ظرف موعد مقرر در ماده 147از مقررات ماده مذكور استفاده نماید. تبصره 4- متصرفین اعیانهای اراضیعلیای خیابان بهار تهران در صورتیكه در مدت مقرر در شق الف بند (2) ماده واحد اراضیدولت و شهرداریها و اوقاف و بانكها مصوب هشتم شهریورماه 1335 و تبصره الحاقی بمادهواحد مذكور مصوب 16 بهمن ماه 1335 موفق به تقدیم درخواست نشده باشند اگر تصرف آنهاقبل از تصویب قانون هشتم شهریور ماه 1335 باشد و عرصه مورد تصرف آنها قبل بیش ازپانصد متر مربع نباشد میتوانند ظرف مدت شش ماه از تاریخ انتشار این قانون دادخواستبدفتر هیات سه نفری تسلیم نمایند والا به تقاضای مالكین طبق قسمت اخیر ماده 2 فوقالذكر اقدام خواهد شد. ماده 148 مكرر- در مورد ماده قبل و ماده 4 قانونمتمم قانون ثبت اسناد و املاك مصوب سال 1354 وجود سند عادی انتقال زمین از طرفمتقاضی ثبت یا قائم مقام او همچنین انتقال ملك بموجب سند عادی یا رسمی بنحو مشاع وتصرف بنحو مفروز و یا انتقال از طرف بعضی از مالكین مشاعی و تصرف بنحو مفروز و یاانتقال از طرف بعضی از مالكین مشاعی مانع رسیدگی هیئت های مذكور در ماده 148 قانوناصلاح قانون ثبت اسناد و املاك مصوب سال 1351 و ماده 4 قانون متمم قانون ثبت مصوبسال 1354 نخواهد بود. الف - در صورت وجود سند انتقال بمیزان سهم انتقالدهنده موجبی برای محكومیت صاحب اعیان بپرداخت قیمت عرصه یا اجرت المثل نخواهد بود. تبصره- در صورتیكه سند عادی مورد تردید یا انكار یا ادعای جعل واقع شودهیئت طرفین را به مرجع قضائی هدایت می كند دادگاه طبق قسمت اخیر ماده 147 قانوناصلاح قانون ثبت اسناد و املاك رسیدگی و حكم مقتضی صادر خواهد كرد. ب- مهلتمقرر در تبصره یك ماده 148 قانون اصلاح قانون ثبت اسناد و املاك مصوب سال 1351 وتبصره یك ماده 4 قانون متمم قانون ثبت اسناد و املاك كشور مصوب سال 1354 از تاریخاجرای این قانونن سه سال تمدید می شود. ج- وزارت دادگستری میتواند از تاریختصویب این قانون ظرف سه سال اجرای مقررات ماده 148 قانون اصلاح قانون ثبت اسناد واملاك و ماده 4 قانون متمم قانون ثبت اسناد و املاك و مفاد بند الف این قانون را درنقاط دیگر كشور كه شرایط مشابهی با شهرهای مندرج در مواد فوق الذكر داشته باشند بهكمیسیون های دادگستری مجلسین پیشنهاد نماید. كمیسیون های دادگستری مجلسینمهلت های تقدیم دادخواست را در هر مورد كه حداكثر سه سال خواهد بود تعیین می نماید. ماده 149- نسبت بملكی كه با مساحت معین مورد معامله قرار گرفته باشد وبعداً معلوم شود اضافه مساحت دارد ذینفع میتواند قیمت اضافی را بر اساس ارزش مندرجدر اولین سند انتقال و سایر هزینه های قانونی معامله بصندوق ثبت تودیع و تقاضایاصلاح سند خودرا بنماید. در صورتی كه اضافه مساحت در محدوده سند مالكیتبوده و به جاورین تجاوزی نشده و در عین حال به مالك و خریدار نسبت به اضافه مذكورقراری داده نشده باشد اداره ثبت اسناد را اصلاح و به ذینفع اخطار می نمایید تا وجهتودیع را از صندوق ثبت دریافت دارد عدم مراجعه فروشنده برای دریافت وجه در مدت زائدبر ده سال از تاریخ اصلاح سند اعراض محسوب و وجه به حساب درآمد اختصاصی ثبت واریزمی شود. تبصره- در مواردیكه تعیین ارزش اضافه مساحت میسر نباشد ارزش اضافهمساحت در زمان اولیه معامله به وسیله ارزیاب ثبت معین خواهد شد. ماده 150- هرگاه نسبت به ملكی از طرف مالك یا قائم مقام او تقاضای تفكیك شود این تقاضا بهاداره ثبت ارسال می گردد و در تقاضا نامه باید ارزش مورد تفكیك بر اساس ارزشمعاملاتی روز تعیین شود و هزینه تفكیكی از طرف ذینفع بر اساس مبلغ مزبور قبلاًپرداخت گردد مبنای وصول هزینه تفكیك ارزش معاملاتی روز خواهد بود هرچند بهای معاملهبیش از معاملات روز باشد. ماده 151- حق الثبت املاك و حقوق اجرائی و هزینهتفكیك و حق ثبت اسناد رسمی و وسایر درآمدهای ثبتی به حساب بانكی كه از طرف ثبت كلاسناد و املاك تعیین می شود پرداخت می گردد و رویه الصاق و ابطال تمبر در این مواردملقی است. ماده 152- ثبت كل می تواند در هر شهرستانی كه مقتضی بداند برایانجام امور ثبتی از قبیل امورمربوط به املاك واجرای اسناد حسابداری واحد یا واحدهایثبتی مركب از یك یا چند بخش تشكیل دهد. ماده 153- تودیع وجوده سپرده حسابمخصوص ودایع ثبتی شعب بانك ملی پس از اعلام ثبت مجاز است و محتاج بتودیع آن درصندوق حسابداری ثبت نخواهند ماند. ماده 154- پس از تصویب نقشه جامع هر شهربرای تفكیك و افراز ارارضی اداره ثبت و دادگاه ها باید با رعایت نقشه مذكور و آئیننامه های مربوط به شهر سازی رساً اقدام به تفكیك نماید. ماده 155- ثبت كلمكلف است پس از تحصیل اعتبار ترتیب بایگانی اسناد و مدارك و پرونده های ثبتی را باتنظیم آئین نامه های خاص به منظور تسریع كار و یكنواخت كردن وساده نمودن امور دربایگانی تغییر دهد. ماده 156- به منظور تشخیص حدود و موقعیت املاك واقع درمحدوده شهرها و حومه نقشه املاك به صورت كاداستر تهیه خواهد شد اداره امور املاكثبت كل علاوه بر وظایف فعلی خود عهده دار تهیه املاك به صورت نقشه كاداستر خواهدبود. تبصره 1- در مورد تقاضای تفكیك و افراز از املاك مذكور در این ماده وتهدید حدود املاك مجاور و همچنین در دعوای مطروحه در مراجع قضایی رفع اختلاف حدودینقشه كاداستر ملاك عمل خواهد شد. تبصره 2- نسبت به املاكی كه نقشه رسمیكاداستر تهیه شده است صاحبان املاك مزبور می توانند با پرداخت یكهزار ریال تقاضایالصاق نقشه مزبور را به سند مالكیت خود بنماید. تبصره 3- حدود وظایف وتشكیلات اداره امور املاك از جهت تهیه نقشه املاك به صورت كاداستر و همچنین اجرایمقررات این قانون به موجب آئین نامه و وزارت دادگستری خواهد بود. ماده 157- آئین نامه های اجرایی این قانون را وزارت دادگستری را تهیه و تصویب خواهدكرد