ALI 0131

Members
  • تعداد ارسال ها

    13
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

0 Neutral

درباره ALI 0131

  • درجه
    Newbie
  1. ALI 0131

    تسلیت به ایدا عزیز

    ایشالله غم آخرشون باشه :( تسلیت میگم
  2. ALI 0131

    حقيقي: به جام جهاني فکر مي‌کنم

    حقيقي: به جام جهاني فکر مي‌کنم هافبک پرسپوليس گفت:‌ در حال حاضر فقط به جام جهاني فکر مي‌کنم و کاري به حواشي به وجود آمده در خصوص تيم ملي ندارم. [align=JUSTIFY]رضا حقيقي در مورد اردوي پرسپوليس در مازندران اظهار داشت: نتيجه اين اردو و بازي‌هاي تدارکاتي را در بازي با داماش خواهيد ديد. مهم‌ترين مسئله اين بود که ما در کنار هم بوديم. از مسئولان هم مي‌خواهم که به مشکلات ما رسيدگي کنند. به گزارش فارس، وي ادامه داد: هيچ وقت به دنبال کلاس گذاشتن و اين حرف ها نيستيم، اما يک بازيکن بايد با فکر باز کارش را انجام دهد. هافبک پرسپوليس در خصوص اينکه گفته مي‌شود در مورد نکونام اخبار را شما در اختيار رسانه‌ها قرار داده ايد، گفت‌: کي‌روش خودش همه چيز را مي‌داند. من الان فقط به جام جهاني فکر مي‌کنم نه اين حاشيه‌ها. بازيکن حرفه‌اي هستم و کارم را با قدرت انجام مي‌دهم. اين مسائل چيزي نيست که در موردش فکر کنم. حقيقي تاکيد کرد: با تمام وجودم آماده‌ام در سه بازي آينده پرسپوليس بازي کنم و بهترين عملکرد را داشته باشم. در مورد حرف و حديث‌ها در مورد تيم ملي هم که مطرح شده است، صحبتي نمي‌کنم.[/align]
  3. ALI 0131

    درودگر: قول داده‌ام حرف نزنم

    درودگر: قول داده‌ام حرف نزنم مديرعامل سابق باشگاه ملوان انزلي گفت: به مازيار زارع قول داده‌ام حرفي در مورد ملوان نزنم. [JUSTIFY]صادق درودگر در گفت و گو با فارس در مورد انصراف سيروس محجوب از مالکيت باشگاه ملوان گفت: من به مازيار زارع قول داده‌ام که هيچ حرفي در مورد ملوان نزنم و به احترام مردم انزلي و هواداران ملوان و زارع هيچ چيز نمي‌گويم فقط يک جمله بيان مي‌کنم اينکه حق انزلي‌چي‌ها و مردم خوب بندرانزلي بيش از اينهاست.[/JUSTIFY]
  4. [align=JUSTIFY] تمرين تيم فوتبال استقلال پس از يک روز استراحت در زمين شماره 2 آزادي برگزار شد. به نقل از تسنيم، اميرحسين صادقي، سياوش‌اکبرپور و آرش برهاني غايبان تمرين ‌بودند. صادقي به دليل شکستگي بيني هنوز نتوانسته مجوز حضور در تمرينات را پيدا کند. * بيشتر بازيکنان استقلال با چهره درهم و ناراحت به دليل شکست مقابل الريان قطر وارد زمين شماره 2 آزادي مي‌شدند اما پس از اينکه تمرين آغاز شد و آيتم‌هاي مربوط به کري‌خواني بين بازيکنان انجام شد چهره بازيکنان تغيير کرد. * آندرانيک تيموريان يکي ديگر از بازيکنان مصدوم استقلال بعد از چند روز غيبت با لباس‌هاي جالب توجه به زمين شماره 2 آمد و مورد استقبال بازيکنان و اعضاي کادر فني قرار گرفت. بازيکنان استقلال وقتي آندو را ديدند با حالت شوخي به اين بازيکن گفتند به استقلال خوش‌ آمدي! تيموريان پس از خوش و بش با بازيکنان به سمت امير قلعه‌نويي رفت و دقايقي با او به صحبت پرداخت. * يکي از اعضاي تدارکات استقلال که ظاهرا علاقه زيادي به تيموريان دارد او را در آغوش گرفت. * حنيف‌ عمران‌زاده هنگامي که وارد مجموعه آزادي شد و زمين را ديد که هيچکس در آن حضور ندارد به حالت شوخي به خبرنگاران گفت: مطمئن هستيد که امروز تمرين داريم؟ * تعدادي از مسئولان ورزشگاه آزادي به زمين شماره 2 آمدند و پس از چند دقيقه تماشاي تمرين با امير قلعه‌نويي به گفت‌وگو پرداختند. * در حالي که هميشه جي‌لويد ساموئل، آنتونيو کارواليو و بوبکر کبه با يک آژانس به تمرين مي‌آمدند امروز آنتونيو به دليل حضور در فيزيوتراپي جدا از ساير بازيکنان به زمين آمد. راننده آژانس سويشرت ورزشي که در صندوق عقب ماشينش بود به آنتونيو نشان داد و گفت لباست را در ماشين جا گذاشتي که هافبک استقلال با اشاره به شماره 3 اين لباس به راننده آژانس گفت لباس براي ساموئل است و خاطر اينکه حواس‌پرتي دارد فکر کرده اين پيراهن براي من است! * دو دوربين‌ در تمرين حضور داشتند و از تمرين آبي‌پوشان تصويربرداري کردند. يکي از دوربين‌ها قصد مصاحبه با ساموئل را داشت اما هنگامي که کادر فني استقلال سوت آغاز تمرين را زد ساموئل بدون هيچ توضيحي به گزارشگران شبکه خبر به سمت بازيکنان رفت. * مهدي رحمتي حدود 45 دقيقه زودتر به محل تمرين آمد و زيرنظر حميد بابازاده تمرين اختصاصي انجام داد. * احمد جمشيديان که پس از مدت‌ها دقايقي مقابل الريان بازي کرده بود در تپه‌هاي اطراف زمين شماره 2 به صورت اختصاصي دويد. * ليدر معروف استيل‌آذين با همان شکل و شمايل معروفش در تمرين آبي‌پوشان حضور داشت. * از تمرين امروز آبي‌پوشان تنها 20 هوادار استقلال کردند که بيشتر صحبت آنها در خصوص مصاحبه امروز امير قلعه‌نويي با خبرگزاري تسنيم بود. * منصور پورحيدري و سيروس دين‌محمدي نظاره‌گر تمرين آبي‌پوشان بودند. * محور تمرين امروز استقلال گرم کردن با توپ، آقاوسط و مرور تمرينات تاکتيکي بود که البته امير قلعه‌نويي دقايقي کوتاه براي بازيکنان صحبت کرد. * در اواسط تمرين بارش باران آغاز شد و تمرين در هواي باراني ادامه پيدا کرد. * بوبکر کبه و آنتونيو استوک‌هاي 2 رنگ سبز و زرد پوشيده بودند و نگاه همه را به خود جلب کرده بودند. * يکي از بخش‌هاي تمرين آبي‌پوشان فوتبال تحت فشار بود که اين تمرين زير نظر قلعه‌نويي انجام شد و سرمربي استقلال تذکرات جدي به شاگردانش مي‌داد. استقلال پس از 2 شکست مقابل الشباب عربستان و الريان قطر در سومين ديدار خود در ليگ قهرمانان آسيا روز سه‌شنبه هفته جاري در ورزشگاه آزادي به مصاف الجزيره امارات مي‌رود.[/align]
  5. نوري: مسئولان با شيطنت‌ها برخورد کنند کاپيتان تيم فوتبال پرسپوليس گفت: با اجازه علي دايي و براي استقبال از خانواده‌ام که از مکه مکرمه آمده بودند به تهران آمدم. [align=JUSTIFY]محمد نوري ابتدا در خصوص اردوي مازندران اظهار داشت: خوشبختانه اردوي خوبي را با توجه به تدابير کادر فني در مازندران برگزار کرديم و در کل دو بازي دوستانه نتيجه‌اش اين بود به آمادگي خوبي براي مقابله با داماش برسيم. به گزارش فارس، روي افزود: ما در دو بازي تدارکاتي به نظر خوب ظاهر شديم البته بازي اول آسان‌تر نسبت به بازي دوم بود اما در کل ما به دنبال تمرين و آشنايي با آب و هوايي مانند داماش بوديم تا بتوانيم با شرايط رشت آشناتر شويم. ما هرگز در دو بازي دوستانه به دنبال برد و باخت و اين حرف‌ها نبوديم و به نظرم محک خوبي براي بازي با داماش خورديم. وي در پاسخ سوالي که چرا در بازي نساجي غايب بودي گفت: ابتدا بايد به بازيکنان پرسپوليس بگويم مراقب باشند چون متاسفانه حاشيه‌سازان دست به کار شدند تا پرسپوليس را به حاشيه ببرند و به نظرم براي رسيدن به هدفشان دست به هر کاري خواهند زد، پس همه بايد مراقب باشيم. هافبک پرسپوليس تاکيد کرد: من با توجه به اينکه خانواده‌ام قرار بود از سفر مکه مکرمه به تهران بازگردند با هماهنگي علي دايي که از روز اول اردو به ايشان گفتم که من بايد پنجشنبه به تهران بازگردم و خدا رو شکر ايشان هم موافقت کرد به تهران آمدم تا کار خانواده ام را انجام بدهم و زن و بچه‌ام دچار مشکل نشوند. نوري ادامه داد: دايي از اول هفته به من اجازه داده بود و مشکل خاصي در اين باره نبود. البته از بچه‌ها شنيدم که بازي خوبي را انجام داده ‌ايم و در کل بازي سنگين بود اما در اين بازي نتيجه اصلا براي ما مهم نبود چون ما به دنبال رسيدن به آمادگي براي بازي با داماش بوديم که اميدوارم آقاي دايي به اهدافش از اين اردو و بازي‌ها رسيده باشد. وي در خصوص مشکلات تيم فوتبال پرسپوليس که موجب نارضايتي بازيکنان شده نيز گفت: من فقط بايد بگويم اميدوارم که اين مشکلات حل شود. ما در اين سه بازي فقط تمرکزمان به روي نتيجه است تا ان‌شاءالله قهرمان شويم. ما موضع خود را قبلا اعلام کرده‌ايم و فقط اميدوارم وزارت ورزش بيشتر به فکر پرسپوليس باشد. ديگر بقيه چيزها دست مديريت و کادر فني است. وي افزود: ما بازيکنان همه همدل و هم‌قسم هستيم تا ان‌شاءالله قهرماني را کسب کنيم. هدف ما همين است ولي کارمان خيلي سخت است. متاسفانه در اين شرايط هم همه مي‌خواهند پرسپوليس را با اخبار کذب به حاشيه ببرند که من اميدوارم مسئولان باشگاه با اين شيطنت‌ها برخورد کند. ما بايد در اين شرايط خيلي باهوش‌تر باشيم تا خدا نکرده اين شايعات لطمه‌اي به تيم نزند چون اگر بتوانيم اين حواشي‌ها را پشت سر بگذاريم راحت مي‌توانيم به هدفمان برسيم[/align]
  6. پيروزي آلومينيوم هرمزگان مقابل پارسه تهران تيم فوتبال آلومينيوم هرمزگان ، پارسه تهران را شکست داد . [align=JUSTIFY]در تنها بازي باقيمانده هفته بيست و چهارم مسابقات فوتبال ليگ يک باشگاههاي کشور ، تيم آلومينيوم هرمزگان در ورزشگاه خليج فارس بندرعباس ميهمان خود پارسه تهران را ( 3 - 1 ) شکست داد . براي نماينده هرمزگان رضا چاووشي ، ميثم مجيدي و جعفر بذري به ترتيب در دقايق10، 29 و 47 گلزني کردند و تک گل پارسه را نيز محمد اسماعيل نظر در دقيقه 78 به ثمر رساند . آلومينيوم هرمزگان با اين پيروزي 28 امتيازي شد و با دو پله صعود در جايگاه هشتم گروه ب ليگ يک باشگاههاي کشور ايستاد.[/align]
  7. ALI 0131

    اولادي: بايد به فکر آينده باشيم

    اولادي: بايد به فکر آينده باشيم مهاجم تيم فوتبال استقلال گفت: مي‌دانيم مردم ناراحت هستند ولي چهار بازي ديگر مانده و ما بايد به فکر آينده باشيم. [align=JUSTIFY]مهرداد اولادي در پايان تمرين امروز تيم استقلال در جمع خبرنگاران اظهار داشت: بازي با الجزيره آسان نيست چون ما در بازي قبل باخته‌ايم ولي تمرينات خوبي انجام داديم و به فکر سه امتياز اين ديدار هستيم. به نقل از فارس، وي افزود: مي‌دانم مردم ناراحت هستند ولي ما چهار بازي ديگر داريم و بايد به فکر آينده باشيم. مهاجم استقلال در خصوص برگزاري مسابقه در شب چهارشنبه‌سوري گفت: چه بگويم، اماراتي‌ها که چهارشنبه سوري ندارند و AFC هم از اين موضوع مطلع نبوده، ما تابع تصميمات هستيم و هرکاري بگويند انجام مي‌دهيم. ازيکنان تيم استقلال بعد از پايان تمرين به خاطر سرما راهي رختکن شدند و با يکي از دوربين‌ها مصاحبه نکردند که اولادي در اين خصوص گفت: من به احترام شما ايستادم ولي مصاحبه کردن شخصي است و هرکس دوست داشته باشد اين کار را انجام مي‌دهد.[/align]
  8. آگوئرو داربي منچستر را از دست داد سرمربي شيليايي تيم فوتبال منچسترسيتي از دوري دو هفته اي مهاجم آرژانتيني اين تيم از مسابقات خبر داد. [align=JUSTIFY]مانوئل پييگريني اعلام کرد سرخيو آگوئرو در بازي هفته قبل در ليگ قهرمانان اروپا برابر بارسلونا از ناحيه زردپي زانو آسيب ديد و دو هفته بازي نخواهد کرد. بدين ترتيب آگوئرو که اين فصل با مصدوميت هاي متوالي روبرو شده اما در رقابت هاي مختلف 26 گل براي اين تيم به ثمر رسانده است ، در بازي امروز برابر هول سيتي به ميدان نمي آيد و بازي هاي حساس برابر فولام و نيز داربي منچستر براي منچستريونايتد را نيز از دست خواهد داد. وي ماه فوريه نيز در 5 بازي شرکت نکرد.[/align]
  9. ALI 0131

    داستان عاشقانه و بسیار غمگین

    داستان عاشقانه و بسیار غمگین شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه : سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند…
  10. میخواهم برگردم ولی توای که منو نمی خوای [align=CENTER]میخواهم برگردم به روزهای کودکی آن زمان ها که پدر تنها قهرمان بود عشق, تنها در آغوش مادر خلاصه میشد بالا ترین نقطه ی زمین شانه های پدر بود بدترین دشمنانم, خواهر و برادران خودم بودند تنها دردم, زانو های زخمی خودم بود تنها چیزی که میشکست, اسباب بازی هایم بود... ساده ها بی معنی روزها تکرارند دوستی دلخوشی و عشق ها رهوارند عشق آغاز نداشت عشق آن آخَر بود دل و احساس گناه کودکی یاور بود عشـق پرواز بلند تا همه جا لبخند عشق بسیار شدن وقت گُل چون پیوند [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER]خیلی دوست دارم[/align]
  11. ALI 0131

    یادته حرفایی که بهم زدی؟ آره

    یادته حرفایی که بهم زدی؟ آره [align=CENTER]یه روز بهم گفت: «می خوام باهات دوست باشم؛آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»[/align] [align=CENTER] یه روز دیگه بهم گفت: «می خوام تا ابدباهات بمونم؛ آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه.من هم خیلی تنهام»[/align] [align=CENTER] یه روز دیگه گفت: «می خوام برم یه جای دور، جایی كه هیچ مزاحمی نباشه بعد كه همه چیز روبراه شد تو هم بیا آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام»[/align] [align=CENTER] بهش لبخند زدم و گفتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز تو نامه ش نوشت: «من اینجا یه دوست پیدا كردم آخه می دونی؟من اینجا خیلی تنهام»[/align] [align=CENTER] براش یه لبخند كشیدم وزیرش نوشتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام» یه روز یه نامه نوشت و توش نوشت:[/align] [align=CENTER] «من قراره اینجا با این دوستم تا ابد زندگی كنم آخه می دونی؟ من اینجا خیلی تنهام» براش یه لبخند كشیدم و زیرش نوشتم: «آره می دونم فكر خوبیه من هم خیلی تنهام»[/align] [align=CENTER] حالا دیگه اون تنها نیست و من از این بابت خیلی خوشحالم و چیزی که بیشتر خوشحالم می کنه اینه که نمی دونه[/align] [align=CENTER] (من هنوز هم خیلی تنهام) (من هنوز هم خیلیدوستت دارم)[/align]