رفتن به مطلب

Kevin

محروم
  • تعداد ارسال ها

    1,919
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    5

آخرین بار برد Kevin در مرداد 7 2012

Kevin یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است !

اعتبار در سایت

33 Excellent

درباره Kevin

  • درجه
    ایمان ، توکل ، تلاش
  1. Kevin

    از زندگی اموختم

    [align=CENTER]از زندگی اموختم بیشتر از اینکه به چشمهات اعتماد کنی به عقلت اعتماد کن عشق را ضایع نکن غنیمتش بشمار حرف دل را با اهل دل بگو [/align]
  2. Kevin

    از زندگی اموختم

    [align=CENTER]از زندگی اموختم که: زندگی ات می تواند در یک لحظه توسط مردمی که تو حتی آنها را نمی شاسی تغییر کند[/align]
  3. Kevin

    دوست دارم خدا

    هرچی من میخوام هیچی نگم این خدا ول نمیکنه...ای بابا بسه دیگه مسخره کردی منو؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مسابقه قوی ترین زن گذاشتی واسه خودت؟؟؟؟ تمومش کن لطفا من که قرار نیست کم بیارم اما تقاص همه این سختی هارو از روزگارت میگیرم خدا
  4. Kevin

    دوست دارم خدا

    یادم باشد.... کــه خـ‗__‗ـدا بــا مـ‗__‗ـن اســت . که فرشته ها برایم دعا میکنند، که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد ... ... ...یادم باشد..... که قاصدکی در راه است، که بهار نزدیک است که فردا منتظرم میماند که من راه رفتن میدانم... و دویدن! و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد، اگر روزی دلم گرفت یادم باشد کـــه خـ‗__‗ـدای مـ‗__‗ـن اینجـ‗__‗ـاســت همین نزدیکی ها و مــن تنــها نیســتم...
  5. Kevin

    ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆

    به چه میخندی تـــــــــو؟ به مفهوم غم انگیز جدایــــــــــی؟ به چه چیـــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــز؟ به شکست دل من یا پیروزی خویــــــــــــــــش؟ به چه میخنـــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــدی؟ به نگاهم که چه مستانه تو را باور کــــــــــــــــــــــــ ـــــــــرد ؟ یا به افسونگری حرفهایت که مرا سوخت و خاکستر کــــــــــــــــــــــرد ؟ به دل سادهی من میخندی که دگرتا ابد نیز به فکر خود نیســــــــــــــــــــت ؟ خنده دار است بخنــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــ ــــــــــــــــــــ ــــــــــــد ...
  6. Kevin

    از زندگی اموختم

    [align=CENTER] در هیایوی زندگی دریافتم چه دویدن هایی که فقط پاهایم را از من گرفت در حالیکه گویی ایستاده بودم[/b] چه غصه هایی ک فقط باعث سپیدی موهایم شد در حالیکه قصه ای کودکانه بیش نبود دریافتم کسی هست که اگر بخواهد میشود و اگر نه نمیشود "به همین سادگی" پ.ن:::کاش نه میدویدم نه غصه میخوردم فقط اورا میخواندم.....!!!!!!!!!!!!!!! [/align]
  7. Kevin

    ღ✿ღ برای تــــــــــو می نویســـــــــم ღ✿ღ

    یه مدت نبودم افسرده و غمگین و ماتم زده مات و مبهوت بودم توی این دنیا و آدماش که گیجم کرده بودن من بودم میون یه جنگل که نمیفهمیدم تو ذهن ساکنینش داره چی میگذره و میترسیدم از اینکه دارم میون اینهمه مثلا انسان زندگی میکنم توی نقطه اوج ترسم بودم که خدا رو دیدم داره نوازشم میکنه و بهم میخنده دستاشو گرفتم و خودمو پیدا کردم بی اعتنا به آدما راهمو ادامه دادم و خدا برای جبران همه سختی هایی که کشیدم یه هدیه بهم داد البته هدیه زیاد داده بود من نمیدیدم مثلا خانوادم سلامتی ... یه هدیه جدید که با تمام دردسراش برام خیلی با ارزشه و نمیخوام از دستش بدم
  8. Kevin

    دلشکسته

    وقتی کسی را دوست نداری و تظاهر به علاقه می کنی با لبخند با او روی یک میز می نشینی و چای می نوشی هرگز تعریف شرافتمندانه ای از عشق و انسان نیاموخته ای تو به روح خودت خیانت می کنی وقتی دروغ می گویی یعنی حق کسی را از حقیقت می گیری وقتی کسی باید حقیقتی را بداند و تو مانع دانستن آن باشی، عمل تو خیانت است وقتی گلی را از باغچه می کَنی، تو نه به باغچه، نه به گلدان تو به عابرانی که تمام بهار از آنجا می گذشتند خیانت کرده ای وقتی دلی را با اراده ات شکستی باید فکری به حال خودت بکنی تو حتی از خیانت پیش تر رفته ای
  9. Kevin

    ღ✿ღ برای تــــــــــو می نویســـــــــم ღ✿ღ

    من با تو و با خودم به هم خواهم زد بی‌خاطره در شهر قدم خواهم زد وقتش که رسید، پشت میز کارم یک تیر به تقدیر خودم خواهم زد *** شیاد و دروغگوی مادرزادی تو سادگی مرا نشانم دادی من خیره به آسمان که شاید منجی . . . تو مثل یک اتفاق بد افتادی *** تو می‌گذری و زندگی می‌گذرد دلگیری و دل‌سپردگی می‌گذرد تو می‌روی و خاطره‌ات می‌ماند سخت است ولی به سادگی می‌گذرد *** تا من به صداقت خودم می‌خندم تو چرتکه بنداز و بگو من چندَم تا مغز سَرم سوت کشیده‌ست قطار در خلوتِ خانه چمدان می‌بندم
  10. Kevin

    تاثیر عشق!

    روزی زنی روستایی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود، بیمار شد. شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مى کرد، براى اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد. زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت نمی دانست دستهایش را کجا بگذارد، که ناگهان شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟ و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان صورتش سرخ شد. با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از شوهرش خواست به خانه برگردند. شوهرش با تعجب پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم . زن جواب داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند. شوهر، همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه نخواهد شد که گفتن همان جمله ساده "مرا بغل کن" چقدر احساس خوشبختى در قلب همسرش باعث شده که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است. عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد. فاصله ابراز عشق دور نیست. فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرفهای دلتان را بیان کنید.
  11. Kevin

    •♥• متن هاي زيبا ، خواندني و پرانرژي •♥•

    درباره درخت، بر اساس میوه‌اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش. از لجاجت بپرهیزید كه آغازش جهل و پایانش پشیمانی است. انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمی‌زند كه خیال می‌كند دیگران را فریب داده است. كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند. هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد. كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است. اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت. اینكه ما گمان می‌كنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم.
  12. Kevin

    ★ ★ تنهـــــــــایی غـــــــریبـــــــانه ★ ★

    [align=CENTER] [align=CENTER]باز باران با ترانه،[/align][align=CENTER] ميخورد بر بام خانه... . . خانه ام كو؟[/align][align=CENTER] خانه ات كو؟[/align][align=CENTER] آن دل ديوانه ات كو؟[/align][align=CENTER] روزهاى كودكى‎ ‎كو؟[/align][align=CENTER] فصل خوب سادگى‎ ‎كو؟[/align][align=CENTER] يادت آيد روز باران[/align][align=CENTER] گردش يك روز ديرين..؟[/align][align=CENTER] پس چه شد ديگر،كجارفت[/align][align=CENTER] خاطرات خوب و رنگين؟[/align][align=CENTER] در پس آن كوى بن بست[/align][align=CENTER] در دل تو،آرزوهست؟[/align][align=CENTER] كودك خوشحال ديروز[/align][align=CENTER] غرق درغمهاى امروز![/align][align=CENTER] ياد باران رفته از ياد[/align][align=CENTER] آرزوها رفته بر باد...[/align][align=CENTER] باز باران،باز باران[/align][align=CENTER] ميخورد بربام خانه[/align][align=CENTER] بى ترانه![/align][align=CENTER] بى بهانه![/align][align=CENTER] شايدم گم كرده خانه [/align] [/align]
  13. Kevin

    °•☆ دل تنگی هــــــــای عاشقـــــــانه ☆ • °

    [align=CENTER]آسمان اینجا آبیست... من بین غریبه ها نیستم.... همه آشنایند اما....!!!!! هیچ آشنایی نیست...می دانی؟!! دلم بین این همه آشنایان غریبه..... پوسیده است... احساس حباب را حالا می فهمم... وقتی روی آب نگران ترکیدنست...![/align]
  14. Kevin

    ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆

    [JUSTIFY]چشم ها را باز می کنم،[/JUSTIFY] [JUSTIFY]و از دیدن این به ظاهر[/JUSTIFY] [JUSTIFY]نادیدنی ها[/JUSTIFY] [JUSTIFY]های های می گریم![/JUSTIFY] [JUSTIFY]با دست های شکسته،[/JUSTIFY] [JUSTIFY]بال بال می زنم![/JUSTIFY] [JUSTIFY]در فراق یار!؟[/JUSTIFY]
  15. Kevin

    ★ღ☆ د ل نـــوشــتــه هــا ؛ در فــراق تــو ★ღ☆

    [align=CENTER]برام هیچ حسی شبیه تو نیست کنار تو درگیر ارامشم همین از تمام جهان کافیه همین که کنارت نفس میکشم برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای توی عین ارامشه تو زیباترین ارزوی منی من رو از این عذاب رها نمیکنی کنارمی به من نگاه نمیکنی تمام قلب تو به من نمیرسه همین که فکرمی برای من بسه [/align]
×