رفتن به مطلب

پرچمداران


مطالب محبوب

در حال نمایش مطالب دارای بیشترین امتیاز از زمان ۱۱/۱۱/۰۴ در همه بخش ها

  1. 3 امتیاز
  2. 3 امتیاز
    [align=RIGHT]درود خدمت دوستان روی این قالب وقت زیادی گذاشته شده و کلیه مشکلات و ناسازگاری هایش برطرف شده همینطور مشکل های امنیتی اش توجه کنید روی این پوسته بسیار زحمت کشیده شده و هرگونه ریپ و یا حذف کپی رایت و یا انتشار بدون اجازه نویسنده شرعا حرام و پیگرد قانونی دارد [/align] [pol=25000] http://up.iran-talk.ir/do.php?filename=13303470401.zip [/pol]
  3. 2 امتیاز
    نداریـــــــــــــــــــــم:dance4:
  4. 2 امتیاز
    [align=CENTER]* تو تلویزیون 2 ساعت در مورد سرویس جاسوسی گوگل صحبت میکنند! آخر برنامه که میخواد پست الکترونیک بده آدرس جیمیل میده! * مجری از طرف میپرسه نظرتون راجع کتاب تو اتوبوس چیه؟ میگه خوبه، هوا گرمه تو اتوبوس باهاش خودمو باد میزنم! * توی تهران، کل جدول مندلیف رو با یه نفس میکشی تو بدن! * رفتم داروخونه میگم پماد ضد خارش میخوام, یارو زیر لب میگه نیگا جوونای این مملکت حال ندارن خودشونو بخارونن! * خواستگار اومده بابام میگه نمیدونم هر چی خودت میگی؟منم گفتم نه! میگه تو غلط کردی مگه بحرف توئه! * یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون! *رفتم نمایندگی به مسئولش میگم فرمون ماشین زیاد صدا میده، چه کار کنم؟ میگه صدای ضبط رو زیاد کن! * قیمت نون سنگک با ویندوز 7 ، یکیه![/align]
  5. 2 امتیاز
    الهی فدات بشم نگارجونم. مرسی عزیزم که به یادم بودی
  6. 2 امتیاز
    سلام منم تبریک میگم هر چند که خودم تازه واردم:D
  7. 2 امتیاز
    [align=CENTER] شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم. دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش. یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام …. پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت! مابقی هر چی مونده گذر زمانه و آینده و باز هم اشتباهاتی که فرصتی واسه جبران پیدا نمی کنند… [/align]
  8. 2 امتیاز
    یا محمد(ص) آیه ایمان تویی مرد قرآن بهترین انسان تویی اسم تو نور امـــــید است و صفای سینه هاست دین تو اسلام عشق است و بدور از کینه هاست روز میــــــــلادت شــدم مست مـــی عرفان تو آیه شرع است و حق است، خط به خط قرآن تو ای تو چون شمع و جودم عشق تو بر جان من یا محمد(ص) ای رسول ای بانی ایــــمان من میلاد حضرت محمد مصطفی(ص) و امام جعفر صادق(ع) بر تمامی مسلمانان مبارک باد
  9. 2 امتیاز
  10. 2 امتیاز
    [align=CENTER] صدای پای نور مژده آمدنت که در زمین پیچید، دشت‏های روشن توحید، از پروانه‏های سپید عشق، پوشیده شد و مکه را امواج نورانی حضورت در بر گرفت. آمدی و طاق کسرای ظلم، ترک برداشت. آمدی و آتشکده تیرگی به جوخه خاموشی سپرده شد. فرود آمدی، در سرزمینی که کویر جهل و بی‏خبری، جوانه‏های آگاهی و عاطفه را خشکانده بود و خورشید عدالت در پشت کوه‏های نا مردمی به خون نشسته بود. آه! ای رسول مهربانی! جهان، دلیل بودنش را در چشم‏های توحیدی تو جستجو می‏کند و بشر، از آن هنگام که صدای گام‏هایت را در کوچه‏های بلند رسالت شنید، شکوه زیستنش را تجربه کرد. تو خاتم النبیّینی؛ آخرین پیام آور روشنی و مهر، کسی که آسمان‏ها، معجزه شق القمرش را از خاطر نخواهند برد، او که جبرئیل، در رکابش به معراج آفتاب رفت و «حرا»، زمزمه‏های شورانگیز شبانه‏اش را در اوج جهالت و بت پرستی به شهادت می‏آید. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏آید، تا هبل، لات و عزّی، شرافت انسان را نیالایند. می‏آید تا دختران معصوم عرب را افکار پوچ و پوسیده پدرانشان در خاکستر ناجوانمردی مدفون نسازد. خشمش، شمشیری ست که تنها بر پیکر ناساز ستم، فرود می‏آید. آئینش تکاپو می‏آموزد و فصل فصل کتابش، آیینه تمام نمای رستگاری است. محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله پا به دنیا می‏گذارد و آفرینش را در عطر پرستشی سبز، یله می‏کند. او آخرین نوید خداوند است، برای انسانی که خود را در بیراهه خود پرستی گم کرده بود. او می‏آید؛ عرشیان، ستاره باران تولدش را به ترانه می‏ایستند و زمینیان، آخرین رسول وحی را به استقبال می‏دوند. «معصومه داوود آبادی» روز رهایی صدای قدسی اشراق، با عطر صلوات درآمیخته است. تولد گل‏های محمدی، رویشی از مهتاب را سر باغچه لحظه‏ها ریخته است. [align=CENTER] [/align] زمین، حق دارد در خود نگنجد از این بشارت حجیم. مژده امروز، چونان چشمه‏ای از امید، در همه‏جا جاری است. کاخ‏های هراس، به خاکستر شومی خویش نشسته‏اند. لرزه بر طاقت طاق کسرا افتاده است. آتشکده فارس، مرده‏ای بیش نیست؛ مقابل خورشید لایزال حجاز. نسیم بهاری، لابه‏لای درختان اندیشه وزیدن گرفته است. قلم، با طرز دیگری از عشق روبه‏رو شده است. سلام است و جلوه‏های سپید در زمین، ترنم، رونق گرفته است. صدای شادی و صلوات، به موازات خرد شدن بت‏های جاهلی، شنیده می‏شود. نیک‏خویی و پارسایی، به زوایای مختلف زندگی کشیده می‏شود. تکرارهای هوس‏آلود مشرکان، درهم شکسته می‏شود. عمری بود که رنج‏های بشر از بیهودگی زندگی، از شماره گذشته بود. سال‏ها زور و جهل، بندگان را در کام خویش فرو می‏کشید. امروز اما، روز رهایی از یوغ تاریکی شب‏های یلدا است. برخیزیم؛ ما نیز با نقل و صلوات، به استقبال امروز برویم! «محمدکاظم بدرالدین» [/align]
  11. 2 امتیاز
    [align=CENTER]وقتی جوراب پاته، حتما دمپایی دستشویی خیسه! اگه سال تا سال یه قرون تو جیبت نباشه مامان و بابات نمی فهمند، کافی یه نخ سیگار تو جیبت باشه همه میفهمن! موقع فوتبال نگاه کردن هشتاد دقیقه میشینی چش تو چش تلویزیون هیچ اتفاقی نمی افته، یه دقیقه میری دستشویی، میای میبینی بازی ۲-۲ تموم شده! هرچقدر هم دلیل منطقی واسه خرید یه چیز داشته باشی، همیشه یکی اون نزدیکی ها هست که بگه سرت کلاه گذاشتن عجیب! وقتی پیاده باشی تاکسی گیرت نمی آد، اما وقتی با ماشین باشی توی ترافیکی از تاکسی ها گیر می کنی. هروقت گرسنه میای خونه، اون شب اتفاقی غذا ندارین. اما یه شب که بیرون غذا می خوری وقتی میای خونه می بینی غذای مورد علاقت رو درست کردن. تو یه ظرف آجیل اولین چیزی که می خوری یه بادوم تلخه. موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب می شه. دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی. سر جلسه به دوستت که هیچی نخونده کل سوال ها رو برسونی و برگه هاتون با هم مو نزنه، نمره اون بیشتر می شه. این از قوانین ثابت مورفی هستش، شک نکن! اگه یک بار سر کلاس نری و استاد بگه جلسه بعد امتحانه، هیشکی بهت خبر نمیده! اما امان از اون روزی که یکی از اساتید حذف کنه، شونصد نفر یادت می افتن و بابای گوشیت رو در میارن از بس مسیج میدن که فلانی، استاد گفت حذفی! برای موفق شدن تنها یک راه وجود دارد، اما برای شکست خوردن راه های زیاد. اگه یه ماشین صفر بخری، هرچقدر هم مواظبش باشی و سعی کنی جای مطمئنی پارکش کنی، بازم خط روش می افته، ولی ماشین کهنه داغونت رو بزار وسط اتوبان کرج، شب بیا سالم برش دار. به وقت هایی که خیلی عجله داری اگه لاستیک هواپیما هم زیر ماشین انداخته باشی، میای می بینی ۲تاش پنچره! دقیقا همون روزی که ۵ دقیقه دیرتر بیدار شدی تمام وسایلت مفقود میشن! دقیقا وقتی جفت دستات تا آرنج گریسی یا گلی هستش، چشمت خارش می گیره! اگر یک تاریخ برای شما خیلی مهمه، ۱۰ روز قبل از اون یادتونه و دقیقا همون روز یادتون میره. ۳۵۵ روز بعدش هم دارید حرص از یادرفتنش رو می خورید. این قضیه فقط تا وقتی که اون تاریخ مهمه ادامه داره و بعدش برعکس میشه. اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد[/align]
  12. 2 امتیاز
    نویسنده: علیرضا توفیقی طراح آرم ها : علیرضا توفیقی نصب: آپلود فایل ها در پوشه my_items_menu_files افزودن کد زیر در قالب هدر (هر جا که خودتان صلاح می دانید) راهنما سالنامه لیست اعضا جستجو صفحه اصلی انجمن سردر نمونه: Default_By%20Iran-Talk-theme.zip demo.zip
  13. 2 امتیاز
    از کد زیر استفاده کنید: و تشکر و اعتبار هم که یادتون نره!
  14. 2 امتیاز
    [align=center]سال 1264 قمرى، نخستين برنامهى دولت ايران براى واکسن زدن به فرمان اميرکبير آغاز شد. در آن برنامه، کودکان و نوجوانانى ايرانى را آبلهکوبى مىکردند. اما چند روز پس از آغاز آبلهکوبى به امير کبير خبردادند که مردم از روى ناآگاهى نمىخواهند واکسن بزنند. بهويژه که چند تن از فالگيرها و دعانويسها در شهر شايعه کرده بودند که واکسن زدن باعث راه يافتن جن به خون انسان مىشود هنگامى که خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيمارى آبله جان باختهاند، امير بىدرنگ فرمان داد هر کسى که حاضر نشود آبله بکوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مى کرد که با اين فرمان همه مردم آبله مىکوبند. اما نفوذ سخن دعانويسها و نادانى مردم بيش از آن بود که فرمان امير را بپذيرند. شمارى که پول کافى داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبلهکوبى سرباز زدند. شمارى ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مىشدند يا از شهر بيرون مىرفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند که در همهى شهر تهران و روستاهاى پيرامون آن فقط سىصد و سى نفر آبله کوبيدهاند. در همان روز، پاره دوزى را که فرزندش از بيمارى آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امير به جسد کودک نگريست و آنگاه گفت: ما که براى نجات بچههايتان آبلهکوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند که اگر بچه را آبله بکوبيم جن زده مىشود. امير فرياد کشيد: واى از جهل و نادانى، حال، گذشته از اينکه فرزندت را از دست دادهاى بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.. پيرمرد با التماس گفت: باور کنيد که هيچ ندارم.. اميرکبير دست در جيب خود کرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حکم برنمىگردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقيقه ديگر، بقالى را آوردند که فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميرکبير ديگر نتوانست تحمل کند. روى صندلى نشست و با حالى زار شروع به گريستن کرد.... [/align]
  15. 2 امتیاز
    درود ممنونم اماده ی پاسخگویی به سوالات عزیزان هستم
  16. 1 امتیاز
    [align=CENTER]آقای سکسکه عمل کرده، می‌ره سر کار و میاد و زندگی‌شو می‌کنه! [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER]الفی دیگه از هیچی نمی‌‌ترسه![/align] [align=CENTER] [/align] [align=CENTER] آلیس شوهر کرده، دو تا بچه داره و یه زندگی حقیر توی یه آپارتمان ۵٠ متری ساده. [/align] [align=CENTER] [/align]
  17. 1 امتیاز
    درود عزیزانم بنده امروز 4 ساعت است با این پلاگین دچار مشکل شده بودم خداشاهده میخواستم رفع مشکلشو پولی بذارم چون کاربرا قدرشو بدونن عزیزانم بنده همینجا میگم هرکسی نسخه 1.6.5 و نسخه 1.6.6 باشد و نسخه 9.2 این پلاگین را نصب کند رسما تمام لینک هایش میترکد دوستان نفرمائید نه اقا من نسخه اینم و من نسخه اونم و اینجوری نیس شما یه فروم 1.6.5 بزنید و نصبش کنید ببینید ایا لینک های شما از قبیل ارسال پیام خصوصی و اخرین ارسال ها و..... میترکد یا نه کلا صفجه سفید می شود بنده خودم این موضوع رو تجربه کردم و واقعا چون کاربرا رو دوس دارم براشون میذارم اما خب داخل فایل پیوست چیه؟ داخلش نسخه 6.0 این پلاگینه که با نسخه 1.6.5 و 1.6.6 کاملا سازگار: *پوشه جاوا اسکریپت همان جاوا اسکریپت نسخه 9.2 است *پوشه زبان پرشین از فایل farsi(persian) که در لینک اصلی موجود است گذاشته شده و پوشه ف.ارسی حذف شده *پوشه زبان انگلیش از لینک صالی دریافت و گذاشته شده *فایل پلاگین هم از فایل farsi(persian) که در لینک اصلی موجود است گذاشته شده و پوشه ف.ارسی حذف شده نکته: لطفا این تاپیک با تاپیک علیرضا نجفی پور ( پارس عزیز) ادغام نشود نکته: اخرین زمان ابدیت برای 9.2 زده شده ولی به نسخه 6.0 اشاره ای نشده پس در این مورد ارسالی نباشد زمان ابدیت با زمان تاپیک پارس یکی است پلاگین: Profile Comments عملکرد: نمایش پیغام در پروفایل همانند اسکرین شات پیوست شده نویسنده: Aquilez اصلاح: امید کریم زاده معرفی: 22nd June 2009 لینک اصلی: http://mods.mybb.com/view/profile-comments نصب: آپلود فایل ها و فعال سازی از کنترل پنل مدیریت و سپس تنظیم در قسمت تنظیمات پلاگین نمونه: Upload.zip
  18. 1 امتیاز
    [align=CENTER] [align=CENTER][/align][/align] [align=JUSTIFY]کسانی که در غم اندوه به هم خوردن رابطه یی هستند، گرایش خیلی زیادی دارند که دقیقا برعکس آنچه که باید را انجام دهند. به همین خاطر گاهی صدمه ی جبران ناپذیری را به رابطه شان می زنند. در هر فاجعه یی، اولین قدم متوقف کردن خونریزی و بعد حل مشکل است. رابطه ی عاطفی شما هم از این امر مستثنی نیست. زن ها دنبال مردهای قوی هستند که بتوانند از آن ها محافظت کنند و مردها به هیچ وجه به زن هایی که به آن ها اجازه نمی دهند هر کاری که می خواهند بکنند، احترام نمی گذارند پس اگر می خواهید عشق سابق تان را دوباره به رابطه برگردانید چند اشتباه زیر را مرتکب نشوید. [JUSTIFY]با ترک این ده اشتباه به خودتان ثابت خواهید کرد که ارزش یک عشق واقعی را دارید.[/JUSTIFY][/align] 1) بیش از حد مهربان نباشید ]نباید این قدر راحت هر چه طرف تان می گوید را گوش دهید و انتظار داشته باشید که رابطه تان هم خیلی عالی باشد! اینطور در موردش فکر کنید؛ در همه ی داستان های خوب یک تضاد یا کشمکش وجود دارد. در فیلم جنگ ستارگان، هم آدم های خوب بودند و هم آدم های بد! پس این تضادهاست که باعث جالب و جذاب شدن مسایل می شود و یک رابطه بدون تضاد و کشمکش واقعاً خسته کننده خواهد شد. خیلی مهربان و خوب بودن یعنی منفعل، بی اعتماد به خود مضطرب و قابل پیش بینی هستید. یادتان باشد که برای روشن کردن شعله ی آتش، اصطحکاک لازم است پس روی حرف خودتان بایستید. 2) او را مجبور نکنید ]نمی توانید با یک بحث منطقی رابطه تان را از نو بسازید. شاید بتوانید برای خودتان دلیل و منطق بیاورید. اما برای طرف مقابل تان نمی توانید! ]شما نمی توانید یک نفر را قانع کنید دوست تان بدارد یا بخواهد که با شما باشد. احساسات به این طریق عمل نمی کنند. قلب انسان ها واکنشی است. نه منطقی، پس به جای این که با بحث منطقی طرف تان را برگردانید، کارهای دیگری انجام دهید تا قلب او واکنش دهد. 3) التماس نکنید [ خیلی ها برای نگه داشتن طرف شان دست به عجز و لابه می زنند؛ «خواهش می کنم نرو، هر کاری که بخواهی برایت می کنم...» به هیچ وجه این کار را نکنید! این هیچ شباهتی به یک رابطه ی عاشقانه ندارد. شاید برای چند وقت طرف مقابل با شما بماند، اما همه احترامتان را پیش او از دست خواهید داد. این یعنی به محض این که یک نفر بهتر سر راه او قرار بگیرد، شما را ترک می کند. 4) مرتب هدیه نخرید ]تا به حال شنیده اید: «عشق من را نمی توانی بخری!» شاید وقتش شده خوب به این حرف گوش کنید. گل و هدیه برای تشکر یا ابراز عشق هستند، اما برای شما جذابیت نمی خرند. در واقع، حتی می تواند تنفر آور هم باشد. این کار به طرف تان می گوید که شما فکر می کنید به اندازه ی کافی خوب نیستید و نمی توانید روی خوبی های خودتان تکیه کنید. به همین خاطر برای پوشاندن اشکالات خود برای او هدیه می خرید. 5) هر ۵ دقیقه یکبار نگویید «دوستت دارم» ]افتادن در دام این اشتباه خیلی ساده است، این که بخواهید تند و تند به طرف تان بگویید که چقدر برای تان ارزش دارد و چقدر دوستش دارید. خسته کردن طرف تان با «دوستت دارم» ها چندان کار رمانتیکی نیست. احساسات قوی شما ممکن است تنها چیزی باشد که طرف تان را از شما دور کرده است، چون نشان می دهد که گدای عشق و محبت هستید. 6) تفاوت های جنسی را فراموش نکنید ]خیلی وقت ها افراد نمی توانند نظر جنس مخالف شان را به خود جلب کنند، چون کارهایی انجام می دهند و طوری رفتار می کنند که نظر خودشان و هم جنسان شان را جلب می کند. مردها و زن ها به چیزهای مختلفی جذب می شوند. نمی توانید از چیزهایی که برای خودتان جذاب است برای جلب توجه جنس مخالف استفاده کنید. ]مثلامردها بیشتر جذب ظاهر زن ها می شوند.در حالی که برای زن ها بیشتر شخصیت مردها مهم است. ]این به آن معنی نیست که مردها نباید به ظاهرشان برسند یا زن ها نباید سعی کنند آدمهای خوبی باشند. معنی آن این است که باید تلاش تان را بکنید که روی چیزهایی که برای طرف مقابل تان جذاب است بیشتر کار کنید. 7) همه قدرت را به او ندهید طوری رفتار نکنید که اگر طرف تان شما را ترک می کند انگار زندگی تان به پایان رسیده است. این کار همه قدرت را به او می دهد و باعث می شود شما یک بدبخت بیچاره به نظر برسید که هر کس می تواند شما را راحت دور بیندازد. این چیز جالبی نیست و فقط تا زمانی ادامه پیدا می کند که یک فرد جدید از راه برسد. اگر می خواهید طرف تان را برگردانید باید احترام خودتان را نگه دارید. 8) در دام ظاهر و پول نیفتید ]فرهنگ ما طوری است که همه تصور می کنند ظاهر و پول برای همه در درجه اول اهمیت قرار دارد. اما واقعیت این است که مردم ما با این قدر کوته بین نیستند، مخصوصاً وقتی رابطه یی نزدیک با طرف مقابل داشته باشید. ظاهر و پول نمی توانند پایه و اساس یک رابطه ی پایدار را بسازند. این ها فقط مثل پرده ی خانه می مانند که بعد از یک مدت کهنه شده و دل صاحبخانه را می زند. بعضی ها اشتباه کرده و می گویند: «فوقش اینقدر پول از دست می دهم، اما باز او را به دست می آورم. نه! باید وارد عمل شوید و برای برگرداندن عشق تان اقدام کنید. 9) اشتباه نشانه ها را درک نکنید ]وقتی طرف مقابل تان می خواهد برای اصلاح اوضاع به شما فرصتی بدهد، یک نشانه وجود دارد. باید این نشانه ها را درست درک کنید تا دچار اشتباه نشده و به موقع به آن نشانه ها واکنش دهید. این مورد کمی سخت می شود، اما می توانید در مورد رفتارهای انسانی مطالعه کنید. مخصوصاً در مورد دینامیک های مرد و زن و روابط عاشقانه، وقتی اطلاعات تان در این زمینه زیاد شد. آن وقت می توانید با نشان دادن علامت های خاص خودتان، شروع به تأثیر گذاری و گرفتن کنترل هر رابطه یی کنید. 10) کمک بگیرید! ]خیلی ها با اشتباهات مختلفی که پشت سر هم مرتکب می شوند، رابطه شان به طور دردناکی به هم می خورد. در این گونه مواقع اکثر افراد نمی دانند چه باید بکنند، اما اگر وقت بگذارید و کمی در مورد روانشناسی و نیازها و امیال پایه یی انسان مطالعه کنید، می توانید کنترل از دست رفته رابطه را برگردانده و دوباره دل طرف تان را به دست آورید. باید تلاش کنید و این یعنی کمک بگیرید.
  19. 1 امتیاز
    سلام ابتین جان خیلی خوش اومدی امیدوارم که لحظات خوبی را در کنار بچه های سایت داشته باشی
  20. 1 امتیاز
    [align=CENTER]\\\|/// 0( • • )0 (_) oOo══════════╗‎═╔ 29 بهمن روز عشق ایران باستان جشن اسفندارمذ یاسپنتا مینو یا مردگیران بر تمامی ایرانیان عزیز و محترم گرامی و مبارکباد ╝═‎╚══════════oOo I██████I I██I██I I█I I█I oo0 0oo جشن های ﺁریایی همه بر اساس منطقی ترین ،طبیعی ترین ، و انسانی ترین جلوه شادی بشراست. در ایران باستان هر گاه نام ماه و روز زرتشتی یکی باشد ﺁن روز را جشن میگرفتند . واژه جشن دراوستا (یسنا) است که به معنی پرستش و نیایش است واژه عید نیزاز کلمه یسنائی اوستاست. جشن ها در ایران باستان ریشه در اعتقاد و مذهب ﺁنان داشته است در حقیقت مراسمی بوده برای شکرگزاری به درگاه مزدا. اسفند روز از اسفند ماه برابر با پنج اسفند زرتشتی و 29 بهمن خورشیدیست جشن اسفندارمذ یا سپنتامینو یا جشن مردگیران است. این روز به نام امشاسپندی (فرشته) سپنته ﺁرمئی تی تعلق دارد واژه ﺁن به معنی فروتنی و بردباریست که در جهان مادی نگهبان و محافظ زمین است و چون زمین محل زایش و رویش گیاهان است زن را به زمین نسبت داداه اند ،زیرا وظیفه باروری به عهده زنان است . در روزگار باستان ﺁریائیان در چنین روزی برای زنان جشن میگرفتن و از ﺁنان به خاطر زحماتشان تشکر و قدردانی میکردند. در این روز مردان کارهای خانه را به عهده میگرفتند و به زنان خود احترام میگذاشتندو به ﺁنان پاداش و هدیه میدادند . زمانی ﺁریائیها برای زنان جشن میگرفتند که جهان در تیره گی ، وبربریت و توحش بسر میبرد . وامروز دنیای متمدن خود را مبتکر چنین جشنی میداند، زیرا از تاریخ و تمدن پیشینه باستان ما یا بی خبرند یا نا ﺁگاهند. ﺁریائیها نیز پیش از زرتشت برای زنان اهمیت ویژه ای قائل بود زیرا بیشترین الهه های نگهبان جهان هستی زن بودند مانند ﺁناهیتا میترا. بعد از ظهور زرتشت نیز چیزی از قداست ﺁنان کم نکرد و ﺁنان از مقام خدایی به مقام امشاسپندی (فرشته ) رسیدند ، واز حقوق مساوی زن و مرد بهره مند شدند. دراین جشن از زنان و دخترانی که دارای اخلاق نیکو و پسندیده هستند تجلیل به عمل می ﺁید . پس از حمله اسکندر به ایران و کشتارمردم و خرابی شهرها او با ارزش ترین کتاب ایران را که اوستا بود با خود برد و از بزرگانی چون ..................خواست تا ﺁنان را به نام خودشان ترجمه کنند. اینگونه بود که بیشتر ﺁداب و رسوم ما توسط بیگانه گان به یغما برده شد و در اقصی نقاط جهان پراکنده شد، و الان همه را با نام خود به خورد خودمان میدهند ﺁنهم با نامی غربی غافل از اینکه 80درصد فرهنگ غرب ریشه در خود ایران دارد . وقتی ما خودمون روز عشق ایران باستان رو داریم چرا باید بریم سر وقت والنتین اونم با چهار روز اختلاف و کلی تفاوت جشن اونا به خاطر جسم زن و زیبایشه ، ولی جشن ابا اجدادی ما به خاطر بعد معنوی زن هست . [/align]
  21. 1 امتیاز
  22. 1 امتیاز
    بار آخر ، من ورق را با دلم بُر میزنم ! بار دیگر حکم کن ، اما نه بی دل ! با دلت ، دل حکم کن ! حکمِ دل : هر که دل دارد بیندازد وسط ، تا ما دلهایمان را رو کنیم ... ... ... دل که رویِ دل بیفتد ، عشق حاکم میشود ... پس به حکمِ عشق ، بازی میکنیم . این دلِ من ! رو بکن حالا دلت را ! دل نداری ؟! بُر بزن اندیشه ات را ... حکم لازم ، دل سپردن ، دل گرفتن ، هر دو لازم
  23. 1 امتیاز
    [align=center]دیگه خسته شدیم. در مورد هر چیز تردید داره. برای یک کار معمولی زمان زیادی رو صرف می کنه .حتی وظایفی رو که بر عهده ماست به خودش اجبار می کند تا انجام بده. مثلاً موقع خواب او قفل در ورودی رو چک می کند. زمان بیرون رفتن او پیچ اجاق گاز و شیرآب و... رو بررسی می کنه. در مورد موضوع های مختلف سئوال های زیادی می کنه و حتی با پاسخ دادن به او هم ذهنش قانع نشده و دوباره سئوال رو تکرار می کنه. برای طهارت و پاکیزگی آداب خاصی داره. مثلاً باید هر بار دستش رو دوبار با صابون بشوید یا... اگر نمره ای غیر از بیست داشته باشه تا چند روز منزوی شده و حالش خوب نیست. گاهی هم موهای ابروی خودش رو می کنه. واقعاً مستأصلیم. نمی دونیم چه کار کنیم. وسواس مجموعه افکار و رفتارهای اجباری است که معمولاً شخص در مقابل آنها کنترل خود رو از دست داده و قادر به تعدیل آنها نیست. این اشخاص فکر می کنند باید به این وسوسه های اجباری یا اعمالی که همیشه تکرار کرده اند عمل کنند و در صورت عمل نکردن این کار اتفاق بدی خواهد افتاد و یا با نتیجه خوبی مواجه نخواهد شد. آنچه مشخص است زیربنای اضطرابی این بیماری است که یا با پیش زمینه ژنتیک و یا غیر ژنتیک در فرد بروز می کند. اوج شروع این علائم معمولاً در 13 تا 19 سالگی است اما در بسیاری مواقع نیز افراد این بیماری را از کودکی با خود همراه دارند و یا در سنین غیر از این دامنه سنی مبتلا می شوند. اگر چه ژن می تواند به عنوان یک عامل مهم محسوب شود اما بسیارست زمان هایی که این علائم به صورت یادگیری مشاهده ای و یا آموزش های نادرست نیز ایجاد می شود. کودکانی که در سنین 8-9 سالگی دچار علائمی از نظم و پاکیزگی زیاد یا استرس های نابجا و افراطی هستند معمولاً در خانواده هایی تربیت می شوند که این مقوله ها از اهمیت بالایی برخوردار است اگر چه به صورت وسواس گونه در پدر و مادر وجود ندارد. لذا اگر در این سنین با رفتار آنها واکنش مناسب داشته باشیم از مزمن شدن و دامنگیری آن در سنین نوجوانی جلوگیری نموده ایم. از آنجائیکه ریشه این اختلال اضطراب و استرس های درونی و حل نشده است، پیش از هر اقدام و ابتلاء نوجوان باید به او در حل مسائل و تشویش های درونی کمک کنیم. آموزش مهارت های مختلف برای کنار آمدن با اضطراب و ایجاد زمینه همدلی و تخلیه روانی برای او، مهیا نمودن شرایط برای دوستی های سالم و جلوگیری از بیکاری و خلأ زمانی می تواند اقدام های مفیدی برای پیشگیری باشد.[/align]
  24. 1 امتیاز
    [align=CENTER] تا به حال فکر کرده اید چه سری هست که وقتی از gps ماشینتان استفاده می کنید یک خانم راهنمای شماست، یا چرا مثلا در سمند، یک خانم مسولیت هشدار دادن به شما را بر عهده دارد، چرا در مترجم گوگل تلفظ صدای لغات توسط یک خانم بیان می شود یا چرا اپلیکیشن سیری آیفون یک بانو مهربان هست نه یک مرد مهربان؟ در واقع، دلایل زیادی وجود دارد. دلیل اصلی احتمالا مسایل بیولوژیکی است. تحقیقات نشان داده انسان ها به سادگی در مقابل صدای زنانه واکنش نشان می دهند. علت اصلی این واکنش بر می گردد به دوران جنینی و اولین صدایی که نوزاد در رحم می شنود یعنی صدای زیبای مادر. پرفسور کلیفورد نس استاد دانشگاه استنفورد می گوید: “این پدیده به خوبی قابل اثبات است که مغز انسان به مانند صدای زن، ظریف است و به همین دلیل با صداهای ظریف بهتر ارتباط بر قرار می کند.” جالب است بدانید بیشتر مردم شنیدن صدای زنانه را ترجیح می دهند، مثلا در اکثر موارد پیدا کردن یک صدای زنانه که همه آن را دوست داشته باشند بسیار ساده تر از صدای مردانه ای است که همه علاقه مند به شنیدن آن باشند. دلیل دیگر استانداردهای صنعتی است که از زمان جنگ جهانی دوم وضع شد، در آن زمان مهندسان تصمیم گرفتند از صدای زن برای کنترل سیستم های ناوبری صوتی هواپیماهای جنگی استفاده کنند تا خلبان بتواند صدای تیم پروازی که همگی مرد بودند را از فرمان های سیستم ناوبری تشخیص دهد. خودروسازان نیز به تبعیت از این سنت، سیستم های صوتی خودروها را با صدای بانوان تولید کردند. به هر حال با گسترش تکنولوژی ناوبری برخی از شرکت ها مجبور شدند از صدای مردان نیز استفاده کنند تا هم از این قشر مظلوم حمایتی کرده باشند و هم مشکل عدم تطبیق صدای مردان با زنان حل شود. برای مثال کمپانی BMW وقتی دید بسیاری از مردان آلمانی با سیستم مسیر یاب خودرو مشکل دارند و باید بارها اسم مسیر را تکرار کنند تا دستگاه متوجه اسم درست شود مجبور شد صدای مردان را هم به این سیستم اضافه کند. اصلا فکر کرده اید اگر صدای مردان را به جای صدای بانوان در اپراتور ها می گذاشتند چه می شد؟ تصور کنید وقتی می خواستید به کسی زنگ بزنید و اتفاقا عصبی هم بودید و مع القصه در ایرانی هم زندگی می کردید که اپراتور هایش همیشه توپ کار می کنند آن وقت یک مرد از پشت خط به شما می گفت: “مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد”، آن وقت بود که عصبانیت شما با شتابی عمودی اوج می گرفت. [/align]
  25. 1 امتیاز
    [align=CENTER]و این هم ورژن دوم کتاب الکترونیکی آموزش سئو نکته: این مقاله ، ادامه ی همان ورژن قبلی می باشد و اگر ورژن قبلی را ندارید لطفا آن را هم تهیه نمایید موضوعات مقاله: - گوگل پلاس وان و سئو - بک لینک - خودم سئو کنم یا یک شرکت؟ - سه راه بهبود عملکرد صفحه اول وبسایت - لینک داخلی - استفاده صحیح و بجا از تگ Heading - دامنه و یا نام سایت - دستورات فایل htaccess. برای www لینک دانلود - کلیک کنید[/align]
×