کلمات کلیدی: نمک, نشناس,
ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نمک نشناس
نویسنده پیام
simin آفلاین
ناظم سایت
****
ناظم سایت

ارسال‌ها: 543
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 6
ارسال: #1
نمک نشناس
خسرو) يك بار ديگر به ستوان يكم (محمد علي فرجي) رييس پاسگاه، جريان را مي گويد: - روز بيست و نهم ماه، (فرزانه) براي رفتن به دانشگاه از خونه خارج شد تا به دانشگاه بره. اون روز مي خواست پايان نامه اش رو براي مدرك كارشناسي بده اما تا امروز كه اول برجه برنگشته. هر جايي رو كه سراغ داشتيم، سرزديم اما از فرزانه خبري نيست كه نيست. سروان به مرد كه مضطرب و خسته است نگاه مي كند و ناگهان مي پرسد: - ساعت چند از خونه بيرون رفت؟ مرد بي هيچ درنگي مي گويد: - ساعت هفت صبح جناب سروان. ستوان عكس فرزانه را از خسرو مي گيرد. روي فرم فقداني مي چسباند و همراه با يك گزارش جهت اخذ دستور قضايي به خسرو مي دهد و او را روانه دادگستري مي كند. سپس از دانشگاه، استعلام مي كند كه آيا فرزانه دانشجوي آن دانشگاه بوده و فارغ التحصيل شده يا خير و پاسخ دانشگاه مثبت است و خسرو با دستور قاضي (زواره اي) بازپرس شعبه اول دادگاه عمومي مراجعت مي كند كه در اين دستور، اداره آگاهي ماموريت مي يابد تا به طور محسوس و نامحسوس فقدان خانم فرزانه را پيگيري و نتيجه را به بازپرسي شعبه اول دادگاه عمومي اعلام كند. سرهنگ (كريم قاسمي) رييس پليس آگاهي مراتب را طي گزارشي همراه با دستور قضايي بازپرس شعبه اول بازپرسي دادگاه عمومي به اطلاع سرهنگ (حسين بصيرت)، فرمانده انتظامي مي رساند. طبق دستور سرهنگ بصيرت، سرهنگ قاسمي به ستوان يكم (الياس كوهي) ماموريت مي دهد تا در راس اكيپي از ورزيده ترين كارآگاهان، به بررسي پرونده پرداخته و نسبت به يافتن فقداني اقدام كند. سروان (مهدي نمكي) رييس تشخيص هويت آگاهي نيز ماموريت مي يابد تا ضمن همكاري با اكيپ، در موارد لزوم با توجه به تجارب خود در بررسي صحنه ها نسبت به بررسي موارد و اشياء مشكوك اقدام كند. تحقيقات، آغاز مي شود. ابتدا تيم هاي اطلاعاتي، ماموريت مي يابند تا افرادي كه به هر نوعي با فرزانه ارتباط داشته اند را شناسايي و تحت نظر قرار دهند و در مورد آنان نيز تحقيقات كامل انجام شود. به موازات همين عمليات تيم هاي تجسس نامحسوس به سرپرستي سروان (نيكرو) ماموريت مي يابند تا درباره خانواده فرزانه و رفتارهاي شخصي و مراودات خصوصي او به طور محسوس تحقيق كنند. نتيجه تحقيقات اين تيم ها نشان مي دهد: اول: فرزانه دختري بسيار مبادي آداب، داراي رفتار منطقي و از نظر رفتار و كردار، هيچ گونه مشكلي ندارد. دوم: خانواده فرزانه كاملا مقيد به اصول اخلاقي و مذهبي بوده و مشكلات درون خانوادگي و رفتاري با اطرافيان، به هيچ وجه ندارند. سوم: با توجه به اين كه هيچ گونه تماس از طرف فرد يا افرادي گرفته نشده تا اعلام كنند كه فرزانه را ربوده يا در قبال او پولي خواسته نشده پس مورد آدم ربايي نيز منتفي مي شود. در رابطه با دوستان خارج از منزل فرزانه نيز تحقيق به عمل مي آيد. اين تحقيقات نيز نشان مي دهد كه دوستان ناباب و وبا ضعيت نامساعد به هيچ وجه نداشته است. افسر پرونده شخصا تحقيقاتي را آغاز مي كند تا بداند آيا به طور كلي فرزانه به شهر رسيده و اگر رسيده آيا به دانشگاه رفته يا خير؟ در اين مورد تحقيقات نشان مي دهد كه فرزانه به دانشگاه مراجعه نكرده. اين مسئله نشان مي دهد كه هر اتفاقي براي فرزانه افتاده، بين خانه تا دانشگاه بوده، علاوه بر اين كه وضعيت اخلاق و رفتار فرزانه و خانواده اش، فرضيه فرار از خانه را منتفي مي كند. حال براي كليه اعضاي اكيپ مشخص است كه از فاصله خانه تا دانشگاه محل تحصيل او براي فرزانه اتفاقي افتاده. با توجه به اين كه تيمي از اكيپ، ماموريت داشته تا در مورد حوادث احتمالي تصادف يا درگيري بررسي كند، مشخص مي شود كه فرزانه تصادف نكرده و موردي براي رجوع به هيچ كدام از بيمارستان هاي شهر و اطراف آن نداشته و در سردخانه پزشكي قانوني هم اثري از او دريافت نمي شود. براي همين، فقط يك فرضيه كه فرزانه توسط فرد يا افرادي ربوده شده و بعيد نيست به قتل رسيده باشد، مي ماند و با جديت تمام پيگيري مي شود. _ از اين رو جلسه اي در محل فرماندهي انتظامي شهرستان و در اتاق فرمانده انتظامي تشكيل مي شود. در اين جلسه كه سرهنگ بصيرت، سرهنگ قاسمي، سروان نمكي، ستوان كوهي و كليه اعضاي اكيپ شركت دارند، تمامي گزارشات مربوط به فقدان فرزانه بررسي مي شود. در اين جلسه فرضيه هاي مختلف پليسي مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد. يكي از اين فرضيه ها، دلالت دارد بر ربوده شدن فرزانه توسط زورگيران با خودرو در پوشش مسافركش و مسافر كه در اين حالت امكان قتل او بسيار است. بنابراين با ايجاد گشت هاي بيشتر توسط پاسگاه ها و كلانتري هاي حوزه استحفاظي، قرار بر اين مي شود كه افراد مشكوك شناسايي شوند. فرضيه ديگر اين كه ممكن است فرزانه توسط فرد يا افراد يا حتي خواستگاراني كه جواب رد شنيده اند، طبق نقشه قبلي ربوده شده باشد كه در اين وضعيت ممكن است زنده و اسير آنان باشد يا به عللي به قتل رسيده باشد كه در اين وضعيت امكان زنده ماندن او سي درصد و امكان قتل او هفتاد درصد داده مي شد. اين دو فرضيه از فرضيات ديگر پررنگ تر و احتمال وقوع آن، ملموس تر به نظر مي رسيد. به همين دليل دستور طرح مهار به تمام كلانتري ها و پاسگاه هاي ساوه داده مي شود تا در صورتي كه زورگيراني در منطقه هستند، دستگير شوند. جهت فرضيه دوم نيز با پدر و مادر و خانواده فرزانه تماس گرفته مي شود تا همكاري كرده و افرادي را كه با آنان رفت و آمد دارند دقيقا مشخص كنند و اگر فردي در بين آنان هست كه امكان دارد فرزانه را ربوده باشد، شناسايي شود. در اين شناسايي افرادي مشخص مي شوند. تحقيق درباره آنان و حتي تعقيب با استفاده از پوشش هاي اداري و شخصي توسط ماموران اكيپ انجام مي شود. در اين بررسي ها يكي از همسايگان آنان كه تكنسين دامپزشكي است به نام (سيامك) اولا به علت همسايگي و ثانيا به عنوان تكنسين دامپزشكي براي گاو هاي خسرو كه با آنان رفت و آمد داشته و در مواردي نيز به عنوان كمك درسي، با فرزانه برخورد داشته است زير ذره بين قرار مي گيرد. سيامك نيز مانند ساير مظنونين مورد بررسي، تجزيه و تحليل و حتي تعقيب نامحسوس قرار مي گيرد. چند نكته در مورد او روشن مي شود. نكته اول اين كه درست در روز قبل از فقدان فرزانه، همسر و دو فرزندش را به تهران و خانه پدرش برده و در روز بيست و نهم يعني روز فقدان فرزانه در محل ديده شده و مضطرب بوده و سپس چند روزي در محل نبوده و بعد، با خانواده اش برگشته. اين كه روز قبل از فقدان فرزانه، همسر و فرزندانش را به تهران برده، عادي و ممكن است اتفاقي بوده، همچنين اين كه در روز فقدان فرزانه ديده شده و مضطرب بوده هم بعيد نيست اتفاقي باشد ولي اين دو اتفاق شك برانگيز است. اين موارد به قاضي زواره اي بازپرس پرونده گزارش و اجازه احضار سيامك به دادگاه براي بازجويي از وي درخواست مي شود. اين دستور از طرف زواره اي صادر مي شود. به همين خاطر سيامك احضار و در بازجويي اظهار مي دارد: - من تكنسين دامداري هستم و چون خسرو گاودار است و من هم همسايه شان هستم به خانه شان رفت و آمد دارم. فرزانه را هم مي شناسم و در موارد درسي به او كمك مي كردم. از گم شدنش خبر دارم و در اين مورد بسيار متاسفم. وي در جواب سئوالي كه از او مي پرسند: - با او چه نوع تماسي داشتيد؟ مي گويد: من، هم به صورت تلفني با او تماس داشتم و هم به صورت حضوري. ولي در مورد فقدان و اين كه چه اطلاعاتي از فرزانه دارد اظهار مي كند كه هيچ اطلاعي ندارد، دوستان او را نمي شناخته و از علت گم شدن او نيز بي اطلاع است. با توجه به اين كه جواب هاي سيامك در سه بازجويي مكرر بسيار قانع كننده و منطقي است اما حس غريبي در تمام اكيپ حاكم است و آن اين كه ممكن است سيامك از سرنوشت اين دختر اطلاع داشته باشد، بنابراين قبل از اين كه اجازه دهند سيامك آگاهي را ترك كند، درجلسه اكيپ، با حضور سرهنگ قاسمي، سروان نمكي و ستوان كوهي، سروان نمكي پيشنهاد مي كند قبل از اين كه سيامك اجازه پيدا كند به خانه اش برود، حكم بازرسي خانه او گرفته شود شايد شواهدي وجود داشته باشد. با توجه به اين كه در روز فقدان فرزانه، خانواده سيامك در منزل نبوده اند ولي او در همان روز با حالتي مضطرب ديده شده، شايد همين سرنخي براي اين پرونده باشد. اين پيشنهاد مورد قبول قرار مي گيرد و بر همين اساس گزارشي جهت قاضي زواره اي تنظيم و درخواست اجازه بازرسي از منزل سيامك را مي كنند و سروان نمكي، خود، اين گزارش را نزد قاضي برده و با اقامه دلايلي كه دارد، بازپرس پرونده دستور بازرسي از منزل سيامك را در حضور خودش مي دهد. منزل سيامك در حضور خودش بازديد و سروان نمكي با استفاده از تخصص خود، سانتي متر به سانتي متر خانه را مورد بازديد قرار مي دهد و بالاخره در اتاق خواب، آثار كمرنگ خون را مي يابد و با تفحص بيشتر در يك قسمت بين فرش و ديوار، قطره اي كوچك از خون خشك شده مي يابد. او اين آثار را در كيسه پلاستيكي مخصوص ضبط مي كند و وقتي از سيامك مي پرسند اين خون مربوط به چيست، او اظهار مي دارد: - چند ماه قبل دستم بريد، اما پريدگي رنگ او از چشم ماموران و افسر پرونده كه حضور دارند مخفي نمي ماند و در اين جا سيامك دچار حالت اضطراب مي شود.

ديگران را می بخشم , حتی آنانی را كه مرا آزرده اند . نه از برای آنكه ايشان مستحق بخشايشند , بلكه من لايق آرامشم ...
09-11-2011 04:52 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
simin آفلاین
ناظم سایت
****
ناظم سایت

ارسال‌ها: 543
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 6
ارسال: #2
RE: نمک نشناس
_ و سرانجام با اين يافته سيامك به آگاهي منتقل و آثار به دست آمده را سروان نمكي، شخصا به آزمايشگاه تشخيص هويت استان مي برد تا وضعيت آن مشخص شود. طي يك گزارش در همين مورد توسط آگاهي از بازپرس درخواست مي شود تا اجازه تحقيقات بيشتري از سيامك داده شود. زواره اي شخصا در آگاهي حاضر شده و سوالاتي از سيامك مي پرسد كه در جواب سئوالات قاضي، سيامك به علت اضطراب شديد به ضد و نقيض گويي مي پردازد. بازپرس، سيامك را با قرار بازداشت موقت جهت تحقيقات در اختيار كارآگاهان قرار مي دهد. آزمايشاتي نيز از فرزانه به دست مي آيد كه قبلا انجام شده است. خوشبختانه در اين آزمايشات، اطلاعات خوني فرزانه وجود دارد. سيامك همچنان مصر است كه فرزانه را از چند روز قبل از فقدان نديده است، تا اين كه نمكي جواب آزمايشات قطره كوچك خون خشك شده را مي گيرد و با تطبيق آن توسط آزمايشگاه تشخيص هويت استان، مشخص مي شود كه قطره خون با مشخصات خوني فرزانه مطابقت دارد و فقط نتيجه قطعي مي ماند كه آن هم با آزمايش دي.ان.اي بايد مشخص شود. در اين مورد نيز نمكي چند تار مو را كه روي برس سر فرزانه مانده است با يك گزارش براي تشخيص تطابق دي.ان.اي به آزمايشگاه استان مي فرستد. افسر پرونده در حضور سرهنگ بصيرت، سرهنگ قاسمي، سروان نمكي و چند تن از اعضاي اكيپ، با نشان دادن جواب آزمايشگاه تشخيص هويت استان از سيامك مي خواهند كه بالاخره راست بگويد. _ سيامك دهان باز مي كند: من و فرزانه از سال 1378 با يكديگر آشنا بوديم. او در رابطه با جواب سوالات دانشگاهي به منزل ما مي آمد كه از اين وضعيت همسر من نيز اطلاع دارد. چون براي واكسيناسيون و معاينه گاو هاي پدر فرزانه نيز مي رفتم، خانواده او هم نسبت به من هيچ شكي نداشتند، اما روابط ما در سال 85 نزديك تر شد. او با توجه به اين كه مي دانست من همسر و فرزند دارم، در جواب احساس علاقه من، او هم خود را به من علاقه مند نشان داد. روز حادثه، من مي خواستم بروم روستا كه ديدم او هم دارد به طرف جاده مي رود تا ماشين بگيرد. من مي دانستم كه او به دانشگاه مي رود، براي همين، تصميم گرفتم كه او را هم سر راهم برسانم. خواستم يك شوخي هم با او كرده باشم بنابراين تصميم گرفتم يك ويراژ بدهم و بترسانمش اما متاسفانه با او تصادف كردم. او را به داخل خودرو منتقل كردم ديدم فوت كرده. او را به خانه بردم و در يك ملحفه پيچيدم، پشت خودرو گذاشتم. بردم به روي پل رودخانه... از همان جا، در رودخانه انداختم. با اين اعتراف و با هماهنگي قضايي، محلي كه سيامك اعلام مي كند، مورد بازديد و توسط نيروهاي آتش نشاني وجب به وجب جستجو مي شود، ولي جنازه اي پيدا نمي شود. سيامك ادعا مي كند كه جنازه را آب برده. چندين روز متوالي اعضاي اكيپ و آتش نشانان به جستجو ادامه مي دهند ولي جنازه پيدا نمي شود. بررسي بيشتر توسط افسر پرونده نشان مي دهد سيامك نمي توانسته در آن موقع روز جسد را از پل رودخانه پايين انداخته باشد. چون محال است توسط خودروهاي عبوري ديده نشود. در ضمن دو طرف پل نيز روستا است و لااقل روستائيان متوجه مي شده اند. ضمن اين كه از او مي پرسند: - تو، براي چه خانم و بچه هايت را به تهران فرستادي و چرا به تهران رفتي و برگشتي. او جواب مي دهد: - زن و بچه هايم به خانه پدرخانمم رفته بودند، ولي پدر و مادرم در خانه ما بودند، برگشتم، بليت گرفتم و آنها را به مشهد بردم. از پدر و مادر سيامك سوال مي شود: - جريان مشهد رفتن را تعريف كنيد. پدر سيامك مي گويد: - خانمش و بچه هايش تهران بودند. آمد به ما گفت كه براي مان بليت مشهد گرفته تا به مشهد برويم. بعد هم به تهران رفتيم. بعدازظهر هم حركت كرديم به سمت مشهد. - وقتي در تهران بوديد، سيامك نزد شما بود؟ - خير، او طلوع صبح از خانه خارج شد و ساعت حدود ده و نيم آمد.با اين اطلاعات مجددا در حضور فرمانده انتظامي شهرستان و مدير آگاهي از سيامك بازجويي و به او تفهيم مي شود كه در ساعت پرتاب جنازه در رودخانه تهران بوده و اين كه چرا هنگام طلوع صبح به شهرستان برگشته در صورتي كه تا ساعت 10/30 كاري نداشته و بالاخره سيامك مي گويد: - من مدت ها بود كه نقشه مي كشيدم تا فرزانه را به خانه ام ببرم و... با اين نقشه، همسر و دو فرزندم را به خانه پدر همسرم در تهران فرستادم. بعد در تهران براي پدر و مادرم بليت مشهد گرفتم. به آنها گفتم كه بليت مشهد براي شان گرفتم و قصد دارم ببرم شان مشهد. آنها را به تهران بردم. طلوع صبح برگشتم. پليس راه به علت يخ بندان، خودروها را نگه داشته و بالاخره سپيده صبح بود كه راه باز شد و من به شهرستان برگشتم. فرزانه به همراهم زنگ زد كه مي خواهد به دانشكده برود. من رفتم او را سوار كردم و از او خواستم چند دقيقه اي به خانه برويم. او كه نمي دانست خانه خالي است، همراه من آمد. وقتي به خانه رفتيم او شروع كرد به سر و صدا. ديدم الان با سر و صداي او همسايه ها و خانواده اش كه ديوار به ديوار خانه ما هستند به خانه مي ريزند. با يك جسم سنگين به سرش كوبيدم و او افتاد. بلافاصله با روسري اش، خفه اش كردم. دست و پايم را گم كرده بودم، نمي دانستم چه كنم. مي خواستم او را در حياط دفن كنم كه منصرف شدم، يكي دو ساعت جسد در منزل بود. بالاخره او را پشت خودرو انداختم و به طرف رودخانه رفتم تا جسد را در آب بيندازم اما به علت اين كه ديدم پل از طرف روستائيان و خودروهاي عبوري كاملا ديده مي شود، به روستا برگشتم و جسد را در يك قنات خشك قديمي انداختم. با اين اعتراف، ماموران به طرف چاه كه دو كيلومتر از جاده اصلي فاصله داشت حركت مي كنند. به آتش نشاني نيز اطلاع مي دهند. چاه هشت متر عمق داشت كه حدود چهار متر آن را سيامك خاك ريخته بود. توسط افراد آتش نشاني خاك خارج شده اما در محل، كولاك شديد اجازه ادامه كار را نمي دهد تا بالاخره در ساعت شش عصر با كم شدن كولاك، جسد كشف مي شود. پس از كشف جسد و بازسازي صحنه قتل و عكسبرداري از محل جسد و فيلمبرداري از تمام مراحل بازسازي صحنه توسط سروان نمكي، سيامك به اتهام قتل فرزانه 22 ساله با قرار بازداشت موقت روانه زندان مي شود. چرا جرم؟ سرهنگ حسين بصيرت فرمانده انتظامي در مورد اين پرونده عقيده دارد : متاسفانه دختري كه در آستانه گرفتن مدرك كارشناسي بود، به علت رفت و آمد با فردي، به كام مرگ كشيده شد. در اين جا دو خانواده گرفتار مصيبت شدند. خانواده مقتول و زن و فرزندان قاتل. ما در اين پرونده مي بينيم خانواده دختر بسيار مقيد به اصول اخلاقي هستند و خود دختر هم همين طور بود، اما در ايجاد ارتباط اوليه كه به صورت حل سئوالات دانشگاهي بوده نبايد اجازه داده مي شد كه مردي نامحرم، هر چند متاهل، هر چند همسايه ديوار به ديوار، هر چند كسي كه به عنوان تكنسين دام با پدر خانواده رفت و آمد داشته، به حريم خصوصي دختر خانواده وارد شود. نمي دانم مثل قديمي پنبه و آتش را شنيده ايد يا نه؟بايد عرض كنم اين مثل براي رفت و آمد هاي اين چنيني مصداق دارد. بالاخره در اثر مرور زمان و ازدياد ملاقات، بعيد نيست يك علاقه به وجود بيايد. در اين موارد واقعا دختران حساس هستند و زود دل مي بندند و همين دل بستن آن هم به يك مرد زن دار و جواب اظهار محبت او را دادن، فاجعه مي آفريند. آيا مي شود از ظاهر به باطن كسي پي برد؟ مسلما نه. اين دختر كه تا حد مشروع دوست داشتن پيش آمده، ناگهان مواجه با فردي مي شود كه با دستاويز قرار دادن همين محبت او را به خانه آورده و حالا قصد دارد نيت شوم خود را عملي كند! اين جاست كه دختر بيدار مي شود اما بسيار دير است. او كه تا اين جا آمده، ديگر نمي تواند به سادگي بازگردد و اين جاست كه بالاخره در يك ناباوري به قتل مي رسد. عفيف مانده اما جان خودش را از دست داده. متاسفانه عاقبت چنين دوستي هايي چنين است؛ يا بايد دختر از عصمت و عفت و همه چيز خود بگذرد يا اين چنين سرنوشتي پيدا كند. پس چرا آشنايي اين گونه؟ چرا وقتي سيامك براي درس دادن مي آمد آنها تنها بودند؟ چرا يكي از اعضاي خانواده حضور نداشت؟ جواب شايد اطمينان باشد اما آيا واقعا بايد اطمينان مي كردند؟در مورد سيامك هم لازم است نكاتي را متذكر شوم. چرا بايد يك زن شوهردار اجازه بدهد شوهرش تا اين حد به دختري نزديك شود؟ مرد هم نبايد اجازه بدهد همسرش تا اين حد به مردي نزديك شود هر چند كه به همسرش اطمينان داشته باشد. مسائل احساسي، اطمينان نمي فهمد و بالاخره مراقبت و پيشگيري، بهتر از تاسف خوردن و پايان غم انگيز يك ماجراست و سيامك هم بايد قدر اطمينان همسرش و خانواده فرزانه را مي فهميد. از اطمينان آنان سو ء استفاده نمي كرد، نمكدان نمي شكست و فاتحه به هر چه اطمينان است نمي خواند تا امروز به عنوان قاتل زير چوبه دار قرار گيرد. بايد از اين اتفاقات عبرت گرفت. اين ها تجربه است، بايد به كار برد، چرا كه اين اتفاق براي من، شما و همه ممكن است بيفتد. چرا كه نه! پس درس بگيريم و مراقب باشيم.

ديگران را می بخشم , حتی آنانی را كه مرا آزرده اند . نه از برای آنكه ايشان مستحق بخشايشند , بلكه من لايق آرامشم ...
09-11-2011 04:53 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

اخبار فناوری اطلاعات | نرم افزار املاک | هتل آپارتمان مشهد | ترجمه تخصصی | نرم افزار رستوران | نرم افزار تاکسی سرویس | نرم افزار رستوران | دانلود نرم افزار مطب | دانلود نرم افزار تاکسی سرویس | مجله پزشکی آسان طب | اتوماسیون پزشکی | کنکور آسان است | نرم افزار دفترچه تلفن نرم افزار چاپ چک نرم افزار رستوران نرم افزار فست فود نرم افزار کافی شاپ نرم افزار تاکسی سرویس نرم افزار نمایشگاه خودرو نرم افزار املاک نرم افزار هتلداری نرم افزار مطب نرم افزار دندانپزشکی نرم افزار انبارداری نرم افزار حسابداری فروشگاه نرم افزار وکالت مجله اینترنتی پارسی وان | مجله اینترنتی زیگیل | خرید بک لینک | خرید رپورتاژ | سینما تئاتر مای استیج | یک مهاجر | دنیای مهاجرت | مجله گردشگری کاروان | وردپرس دانلود | مجله تفریحی تندیس فان | نرم افزار Software | جوک جدید | اخبار هنر | اخبار کامپیوتر | سایت پزشکی | فروشگاه اینترنتی | سایت خبری | دانلود موزیک | اندروید سه | بانک شماره موبایل | پایگاه صالحین | مجله کامپیوتری | جاب لر | نوین ساخت | سهام نت | تکی کو | تم کد | مجله اینترنتی وبدون | پورتال خبری | سایت تفریحی تک لایو | مجله سرگرمی سیب رنک | سایت پزشکی دکتر طب | خرید گیفت کارت | مدرن بوک | تولید کننده روغن زیتون ماشین آلات صنایع غذایی تولید کننده جعبه و کارتن تولید کننده ادویه