کلمات کلیدی: مرثیه, سرایی, درباره, محرم,
ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مرثیه سرایی درباره ی محرم
نویسنده پیام
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #1
مرثیه سرایی درباره ی محرم


نوحه شبای محرم
رنگ آئینه ام،گرفته،رنگ حسین و
می زنم به سینه،همیشه،سنگ حسین و
عمن یجیبی،شاه غریبی،تنها حبیبی،
حبیبی،حبیبی،حبیبی،حبیبی

قلبمون غرق شور و غوغاست
اسمت آرامش روح ماست
توی طوفان این زمونه
هیئتت کشتی نوح ماست
سالار زینب،سالار زینب
حیسن،حسین،حسین،حیسن
شبای محرم،تو هیئت،خروش و طوفان
به پا میشه با هر،نوای،آقام حسین جان
تو شور وشینی،تو نور عینی
ارباب حسینی،حسینی
حسینی،حسینی،حسینی،حسینی
علم و پر چمات و عشقه
بیرق روضه هات و عشقه
به خدا تو تموم عالم
آقا جون کربلات و عشقه
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
افتخار بنی هاشمه
عشق پهلوونه علقمه
رجز جنگشه یا علی
هیئت مجتبی قاسمه
توی پرواز دل،به سوی،حرم می آییم
کربلا کربلا،ما داریم،بازم می آئیم
خون خدایی،بی انتهایی،سعی و صفایی
صفایی،صفایی،صفایی،صفایی
از ازل تا همیشه شادم
به خداوند غم دلدادم
من اسیر غم حسینم
بنده عشقم و آزادم
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
تا همیشه فقط،عاشقی،تاب و تب تو
ما رایت الا،جمیلا،ذکر لب تو
وصل جلیله،حیدر قبیله،تنها عقیله
عقیله،عقیله،عقیله،عقیله
شونه های مردونه تو،تکیه گاه اهل،حرم بود
تو کاروان بعد عباس،به روی دوش تو،علم بود
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
شبای محرم تو هیئت خروش طوفان
به پا می شه با هر نوای آقا حسین جان
تو شور شینی
تو نور عینی
ارباب حسینی
حسین،حسین،حسین،حسین
علم و پرچم تو عشقه
بیرق روضه هات و عشقه
به خدا تو تموم عالم
آقا جون کربلاتو عشقه
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
می باره همیشه،رشادت،از قد بالات
هیچ کسی نمیشه،تو میدون،حریف چشمات
ساقی سردار،میروسپه دار،تنها علمدار
علمدار،علمدار،علمدار،علمدار
چادر غمش توی دلها
شده چشمامون مثل دریا
می زنم بر سر و به سینه
به یاد لب خشک سقا
سالار زینب،سالار زینب
حسین،حسین،حسین،حسین
خاک پاش همیشه،سرمه،چشم فراته
ساقی زمزمو،کوثر و،آب حیاته
آقا ابالفضل،دریا ابالفضل،سقا ابالفضل
ابالفضل،ابالفضل،ابالفضل،ابالفضل
از حرم زینب بیا
عباسم آخرش کشته شد
پیکر سقای من
به خاک خون کشیده شد

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:16 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #2
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
نوحه لاله پژمرده
با ناله هات می زنی،آتیش به جون مادرت
چشمای تو نیمه باز،رو شونه افتاده سرت
لاله،نخورده آب-حاصلِِِ،دلم بخواب
لای لای،(علیِ اصغر)
لای لای،(عزیز مادر
توی کویر خیمه ها،سر گشته تر از هاجرم
اما ندیدم زمزمی،جز اشک چشمای ترم
دیگه دارم دل می برم،از تو علی اصغرم
لاله،نخورده آب-حاصل،دلم بخواب
لای لای،(علی اصغر)
لای لای،(علی اصغر)
ای ماهی دور از آب،جونی نمونده تو تنت
مادر شده جون به لب،وقت تلظی کردنت
آتش دلم ببین-ناله حرم ببین
مادر،(نداره شیری)
وای وای،(داری می میری)
رو دست بابا بگیر،بابای تو دریا دله
سیر آب از آب می شی توای،آهوی ناز قافله
اگه گلوت و نبینه-گرگ نگاه حرمله
لای لای،(علی اصغر)
لای لای،(عزیز مادر)

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:18 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #3
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم



نوحه سخن دل
آتش گرفته حاصلم،جانی نمانده به تن
صورت گذارم بر گل رخساره پر خون او
اشک روان گشته به روی پیکر گلگون او
خاک زمین شد آشنای گریه ام
پیچیده در صحرا صدای گریه ام

اکبر من؛وای وای 6
خون می چکد از تیرها
از نیزه ها شمشیر ها
خون گل پرپرم
دارم کنار جسم او
روی لبانم اسم او
ای وای علی اکبرم
آخر چگونه این تن صد پاره را با خود برم
آه ای جوانان بنی هاشم بیائید از حرم
ای وای من،ای وای من،ای وای من
شد آیه آیه سوره طاهای من
علی اکبر من وای وای 4
به مژگان سیه گشتی رسول دوم دینم
محمد اکبر بابا،چه زیبا گشته تلقینم
لبت خشکیده واویلا
گل زردم گل لیلا
بیا با لب زلبهای تو خار تشنگی چینم
غلط وصف تو را گفتند،ای از یوسف تو یوسف تر
که او شد جامه اش پاره،تو را تن پاره می بینم
علی آئینه قدی،بیا برگرد نتوانم
که تکه های شیشه هایت را،کنار یکدیگر چینم
دو پلک را ببند اکبر،نداری طاقت دیدن
که با زانو بیایم تا تو را گیرم به بالینم

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:19 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #4
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
يا ابا عبدالله الحسين
حسين فاطمه سلام
حسين مصطفي سلام
حسين مظلوم علي
شهيد کربلا سلام
اون که مي گفت تو کربلا
خيمه هاتو آتيش زدند
نگفت کجا به بچه ها
زخم زبون و نيش زدند
اون که مي گفت يه دختره
آتيش به دامن روديده
نگفت تو اون صحرا چرا
راه نجف رو پرسيده
اون که ميگفت زينب تو
رگ بريدت رو بوسيد
نگفت ميون نيزه ها
فقط سر تو رو مي ديد
اون که مي گفت ديده بوده
گوش يکي خون مي چکيد
نگفت کجا سيلي زدو
گوشوارشو گرفت کشيد
اون که مي گفت انگشت تو
از بدنت جدا شده
نگفت که انگشترتو
غنيمت کيا شده
اون که مي گفت يه زنجيري
به گردن علي ديده
نگفت کجا با خطبه هاش
بساط ظلم رو کوبيده
اون که مي گفت

بچه هاتو
با تازيانه مي زدند
نگفت دليلشون چي بود
با چه بهونه مي زدند
مي خوام بگم که ماجرا
ازاونجايي آب مي خوره
که ظالم اولي گفت
علي بايد کنار بره
اون روزي که حسين من
مادرتو کتک زدند
کينه خيبري رو با
قباله فدک زدند
اون روزي که آتش کين
بر در خونتون نشست
برادرت قربوني شد
پهلوي مادرت شکست
اون روزي که دست علي
بسته بود و تو کوچه ها
فاطمه شو کتک زدند
جلوي چشم بچه ها
اون روزي که خونتونو
به شعله ها در کشيدند

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:20 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #5
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
تخم نفاق و کينه رو
ميون امت پاشيدند
مي خوام بگم بعد تو باز
خيل خوارج اومدند
اونايي که مادرتو
زدند دوباره اومدند
دلم دیگه راضي نشد
دست خالي پا بکشيم
اوني که زينب کشيده
يه خوردشم ما بچشيم
زينبي که تو ازدواج
مي گفت يه شرط خوب دارم
هرجا حسين من بره
منم بايد باهاش برم
زينبي که بعد دو روز
اومد پي تو قاصدش
حق داره بعد مرگ تو
شوهرشم نشناسدش
اون که وصيت تو رو
همش به جون و دل خريد
يه دخترت گم شده بود
ميگن تا صبح پي اش دويد
ميخوام بگم خواهر تو
خيلي مصيبت کشيده
بطوريکه همه ميگن
قامت زينب خميده
زينبي که هرجا مي رفت
یا هرکجا پا مي گذاشت
جبرئيل هم مي يومد و
بالهاشو اونجا مي گذاشت
زينبي که اگه يه روز
ميخواست پيش بابا بره
هاشمي ها جمع مي شدن
دخت علي تنها نره
زينبي که مي رفت بقيع
سر بزنه به مادرش
مدينه رو قرق مي کرد
ابو فاضل با لشکرش
زينبي که اگه يه روز
اراده سفر مي کرد
حسين شو صدا مي زد
عباس شو خبر مي کرد

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:21 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #6
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
زينبي که اگه يه وقت
سوار مرکبي مي شد
زانوي عباس علي
رکاب زينبي مي شد
حالا بايد سفر کنه
با بچه هاي بي پناه
گاهي مي ره تو علقمه
دور ميزنه تا قتلگاه
شايد مي خواد براي تو
پيراهني پيدا کنه
شايد مي خواد داد بزنه
عباسشو خبر کنه
اگه يه روز نمي ديدت
مريض مي شد توی خونه
بي تو کجا داره بره
مي خواد همينجا بمونه
دلش مي خواست جاش بزارن
تنها تو اون دشت بلا
ولي يهو يه دختري
داد مي زنه عمه بیا
می خوام بگم دختر تو
درد و بلا

کم ندیده
تو بچه ها هیچ کسی رو
مثل رقیه ندیده
میگن یه جا خرابه بود
خرابه ای تو شهر شام
گریه می کرد و هی می گفت
عمه بریم پیش بابام
آخه می خوام حرف بزنم
درد و بلا مو بهش بگم
شکایت این مردمو
پیش بابا جون ببرم
با التماس به خواهرت
میگفت بگو بابا بیاد
گفتم باید کاری کنی
دیگه دلش بابا نخواد
سر تو رو تو ظرفی که
یه پارچه روش کشیده بود
بردن جلوش گذاشتنو
رنگ همه پریده بود
هی می گفت من نمی خوام
عمه گرسنه ام نیست
وقتی یه خورده بو کرد
فهمید که ماجرا چیست
سرو گذاشت رو دامنش
ناز غریبونه می کرد
با دستاشون گیسوهاتو
یکی یکی شونه می کرد
می بوسید هی نازت می کرد

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:21 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #7
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
با دستای ناز و لطیف
قصه رنجشو می گفت
از اون جماعت کثیف
بابا همین که رفتی و
اسب تو بی تو باز اومد
یهو دیدیم از هر طرف
یه عالمه سرباز اومد
این بار به جای شمشیرا
با نیزه حمله ور شدند
وقتی که دور شدند دیدیم
خیمه ها شعله ور شدند
خیمه ها که آتیش گرفت
تو داشتی ما رو می دیدی
وقتی منو سیلی زدند
تو هم صداشو شنیدی
خیمه ها رو سوزوندن و
هرکی یه جا فرار می کرد
طفلکی عمه مون بابا
نمیدونی چیکار می کرد
هر بچه ای به یه طرف
از ترس دشمن می دوید
عمه به دنبال همه
بیشتر پی من می دوید
یه بار که رفت تو خیمه ها
داداش علی رو بیاره
فریاد کشید رباب بیا
علی دیگه نا نداره
یه زنجیری آوردند و
بستند به گردن داداش
از بچه ها هرکی که بود
این زنجیرو بستن به پاش
تو کاروان جلو جلو
سرها رو نیزه ها می رفت

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:22 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #8
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
پشت سر داداش علی
جلوی بچه ها می رفت
اگه می خواست که تند بره
بچه ها ناله می زدند
طفلکی تا یواش می کرد
با تازیانه می زدند
یه شب شنیدیم سر تو
خولی به خونش می بره
فرداش دیدیم سیاه شدی
موهات پر از خاکستره
بعد شنیدیم یه راهبی
سر تو رو اجاره کرد
یه تشت زر بود با گلاب
هی تو رو شست و گریه کرد
بعده یه مدتی سفر
بابا به کوفه رسیدیم
شهری که از مردمونش
زخم زبونا شنیدیم
میخوام بگم کوفه کجاست
بگم ز کار مردمش
عمه می گفت پسر عموت
مسلمو اینجا کشتنش
عمه می گفت اینا به تو
نامه نوشتند که بیا
بعد اومدند جلوی تو
صف کشیدند تو کربلا
عمه می گفت گفته بودند
بری بشی امیرشون
تو رو که تشنه کشتن و
ما هم شدیم اسیرشون
تو اون جماعت کثیف
هیچکس به فکر ما نبود
پامون تاول می زد ولی
کسی به فکر ما نبود
با شلاقهای چرمیشون
گاهی به ما سر میزدند
عمه مارو بغل می کرد
عمه رو بیشتر می زدند
یکی میگفت خارجین
یکی می گفت جلو نرین
یکی می گفت حقشونه
یکی می گفت سنگ بزنین
یکی دیدم یه عالمه
سنگ درشت تو دامنش
می گفت که هر کی بزنه
حتما بهشت می برنش
یه پیر مرد اومد جلو

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:22 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #9
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
زل زد تو چشمای داداش
گفت هرکی که کافر بشه
ظالم می شه اینه سزاش
داداش علی گفت پیرمرد
بگو بینم مسلمونی
آیا رسولو می شناسی
از دخترش چی می دونی
اگه علی رو می شناسی
فاتح خیبر وحنیف
حسین ز زهرا و علی
منم علی ابن حسین
اون پیر مرد گریش گرفت
گفت آقا جون ببخشیدم
آره علی رو می شناسم
باور کنید نفهمیدم
گفت که می خوای دعات کنم
یه پارچه تمیز بیار
ببند زیر این آهنا
رو زخم گردنم بذار
یکی یه تیکه نون آورد
انداخت و گفت مال گداست
عمه صدا زد بی حیا
این اهل بیت مصطفی ست
وقتی که عمه گفت سکوت
زنگوله هام صدا نکرد
کسی دیگه جیک نمی زد
سنگم کسی رها نکرد
عمه می گفت ای کوفیا
خنده بسه گریه کنید
ننگ به دامن شما
شما که پیمان شکنید
کی بود نوشت خسته شدیم
از ستم و ظلم یزید
حالا به دور بچه هاش
جمع شدید و کف می زنید
کی بود نوشت اگه بیای
همه می شیم فدای تو
تمام هست و بودمون
را می ریزیم به پای تو
بگم از این شام بلا
می خوام بگم مصیبتش
عمه رو پیر کرده بابا
عمه رو پیر کرده بابا
ما رو تو شهر چرخوندنو
جماعتم کف می زدند
زنها روی پشت بونا
با هلهله دست می زدند
از خوشحالی دست می زدند
گفتند بیاید مسلمونا
کافرا از راه رسیدند
یهو دیدیم جماعتی
به سمت ما می دویدند
سر تو رو برداشتنو
به دور هم می چرخیدند
جلوی چشم بچه ها
با هم دیگه می رقصیدند
تو کوچه ها بردنمون
مردم تماشا بکنند
خواستن که هتک حرمتی

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:23 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
majid01 آفلاین
مسافر
مدیر بازنشسته

ارسال‌ها: 1,622
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 5
ارسال: #10
RE: مرثیه سرایی درباره ی محرم
به آل طه بکنند
فحش به علی می دادن و
تبریک به هم می گفتند
چشمای رزل و پستشون
دایم به ما می دوختند
وقتی می گفتیم نکنید
نگهبانا میومدند
دمبالمون می کردنو
با شلاقاشون می زدند
اینجا پر نامحرمه
وگرنه پیراهنمو
در می آوردم ببینی
کبودیای تنمو
بابا جون این خواهرتم
مثل خودت دلیرو بود
میخوام بگم تو سینه اش
انگار دل یه شیرو بود
یهو دیدیم فریاد کشید
ای برده زادگان پست
ای که لیاقت شماست
یزید میمون باز مست
ای آل بوسفیان مگر
نشینیده اید از ثقلین
چرا به نیزه می برید
راس برادرم حسین
ای ننگ و ذلت به شما
با چشم ساز فطرتین
با گلستان مصطفی
با بوستان عترتین
فریا کشید بیخبرا
چرا باید چنین باشه
یک ولد حرامیو
امیر مسلمین باشه
بابا یه مطلبی می خواد
قلبمو از جا بکنه
ترسم اینه اگه بگم
عمه باهام قهر بکنه
بهت می گم یواشکی
می خوام گوشاتو وا کنی
عمه اگه گفت چی می گه
یادت باشه حاشا کنی
عمه رو که تو می شناسی
با اون حیا و غیرتش
چادرشو کشیدنو
سیلی زدند تو صورتش
حالا که اومدی پیشم
حالا که مهمونی شده
می گم چرا عمه سرش
شکسته و خونی شده
نه که فقط فهش دادنو
نه که فقط کتک زدند
تو مجلس شرابشون
به زخممون نمک زدند
صبح همگی تو کاخ شاه
یه چوب دیدیم دست یزید
جلوی چشم بچه ها
یه کاری کرد پست پلید
عمه دیگه طاقت نداشت

go fly your kite
[تصویر:  6hm4oegsbz413do844.jpg]


29-11-2011 05:23 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

اخبار فناوری اطلاعات | نرم افزار املاک | هتل آپارتمان مشهد | ترجمه تخصصی | نرم افزار رستوران | نرم افزار تاکسی سرویس | نرم افزار رستوران | دانلود نرم افزار مطب | دانلود نرم افزار تاکسی سرویس | مجله پزشکی آسان طب | اتوماسیون پزشکی | کنکور آسان است | نرم افزار دفترچه تلفن نرم افزار چاپ چک نرم افزار رستوران نرم افزار فست فود نرم افزار کافی شاپ نرم افزار تاکسی سرویس نرم افزار نمایشگاه خودرو نرم افزار املاک نرم افزار هتلداری نرم افزار مطب نرم افزار دندانپزشکی نرم افزار انبارداری نرم افزار حسابداری فروشگاه نرم افزار وکالت مجله اینترنتی پارسی وان | مجله اینترنتی زیگیل | خرید بک لینک | خرید رپورتاژ | سینما تئاتر مای استیج | یک مهاجر | دنیای مهاجرت | مجله گردشگری کاروان | وردپرس دانلود | مجله تفریحی تندیس فان | نرم افزار Software | جوک جدید | اخبار هنر | اخبار کامپیوتر | سایت پزشکی | فروشگاه اینترنتی | سایت خبری | دانلود موزیک | اندروید سه | بانک شماره موبایل | پایگاه صالحین | مجله کامپیوتری | جاب لر | نوین ساخت | سهام نت | تکی کو | تم کد | مجله اینترنتی وبدون | پورتال خبری | سایت تفریحی تک لایو | مجله سرگرمی سیب رنک | سایت پزشکی دکتر طب | خرید گیفت کارت | مدرن بوک | گیفت کارت | تولید کننده روغن زیتون ماشین آلات صنایع غذایی تولید کننده جعبه و کارتن تولید کننده ادویه
X بستن تبلیغات