تبلیغات بنری ویکیوز

کلمات کلیدی: دیوان, اشعار, جامی,
موضوع بسته شده است 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دیوان اشعار جامی
نویسنده پیام
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #1
دیوان اشعار جامی
لله الحمد قبل کل کلام

به صفات الجلال و الاکرام


هر چه مفهوم عقل و ادراک است

ساحت قدس او از آن پاک است


به هوا و هوس در او نرسی

تا ز لا نگذری به هو نرسی


ای همه قدسیان قدوسی

گرد کوی تو در زمین بوسی!


پرتو روی توست از همه سو

همه را رو به توست از همه رو


قطع این ره به راه‌پیمایی

کی توان گر تو راه ننمایی ؟


بنما ره! که طالب راهیم

ره به سوی تو از تو می‌خواهیم


احدی، لیک مرجع اعداد

واحدی، لیک مجمع اضداد


اولی و تو را بدایت نی

آخری و تو را نهایت نی


ذات تو در سرادقات جلال

از ازل تا ابد به یک منوال


بر تو کس نیست آمر و ناهی

همه آن می‌کنی که می‌خواهی


ای جهانی به کام، از در تو!

کام خواهم نه دام از در تو


به جوار خودم رهی بنمای!

در حریم دلم دری بگشای!


غایب از من، مرا حضوری بخش!

به سروری رسان و نوری بخش!


هر چه غیر از تو، ز آن نفورم کن!

پای تا فرق غرق نورم کن!


چند باشم ز خودپرستی خویش

بند، در تنگنای هستی خویش؟


وارهانم ز ننگ این تنگی!

برسانم به رنگ بی‌رنگی!


می‌پرد مرغ همتم گستاخ

در ریاض امید، شاخ به شاخ


که ز بام تو دانه‌ای چینم

یا ز نامت نشانه‌ای بینم


ای که پیش تو راز پنهانم

آشکارست! تا به کی خوانم


بر تو این نامهٔ پریشانی؟

چون تو حرفا به حرف می‌دانی


چون کند دست قهرمان اجل

طی این نامهٔ خطا و خلل،


ز آب عفوش ورق بشوی نخست!

پس به کلک کرم که در کف توست،


بهر آزادی‌ام برات نویس!

وز خطاها خط نجات نویس!
15-12-2011 09:46 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #2
RE: دیوان اشعار جامی
جامی از گفت و گو ببند زبان!

هیچ سودی ندیده، چند زیان؟


پای کش در گلیم گوشهٔ خویش!

دست بگشا به کسب توشهٔ خویش!


روی دل در بقای سرمد باش!

نقد جان زیر پای احمد پاش!


فیض ام‌الکتاب پروردش

لقب امی خدای از آن کردش


لوح تعلیم ناگرفته به بر

همه ز اسرار لوح داده خبر


قلم و لوح بودش اندر مشت

ز آن نفر سودش از قلم انگشت


از گنه شست دفتر همه پاک

ورقی گر سیه نکرد چه باک؟


بر خط اوست انس و جان را سر

گر نخواند خطی، از آن چه خطر؟


جان او موج خیز علم و یقین

سر لاریب فیه اینست، این!


قم فانذر ، حدیث قامت او

فاستقم، شرح استقامت او


جعبهٔ تیر مارمیت، کفش

چشم تنگ سیه دلان، هدفش


وصف خلق کسی که قرآن است

خلق را وصف او چه امکان است؟


لاجرم معترف به عجز و قصور

می‌فرستم تحیتی از دور
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #3
RE: دیوان اشعار جامی
ای کشیده به کلک وهم و خیال

حرف زاید به لوح دل همه سال!


گشته در کارگاه بوقلمون

تختهٔ نقش‌های گوناگون!


چند باشد ز نقش‌های تباه

لوح تو تیره، تختهٔ تو سیاه؟


حرف‌خوان صحیفهٔ خود باش!

هر چه زائد، بشوی یا بتراش!


دلت آیینهٔ خدای‌نماست

روی آیینهٔ تو تیره چراست؟


صیقلی‌وار صیقلی می‌زن!

باشد آیینه‌ات شود روشن


هر چه فانی، از او زدوده شود

وآنچه باقی، در او نموده شود


صیقل آن اگر نه‌ای آگاه

نیست جز لا اله الا الله


لا نهنگی‌ست کاینات آشام

عرش تا فرش درکشیده به کام


هر کجا کرده آن نهنگ آهنگ

از من و ما، نه بوی مانده، نه رنگ


هست پرگار کارگاه قدم

گرد اعیان کشیده خط عدم


نقطه‌ای زین دوایر پرکار

نیست بیرون ز دور این پرگار


چه مرکب، درین فضا، چه بسیط

هست حکم فنا به جمله محیط


گر برون آیی از حجاب تویی

مرتفع گردد از میانه، دویی


در زمین و زمان و کون و مکان

همه او بینی آشکار و نهان


هست از آن برتر، آفتاب ازل

که در او افتد از حجاب، خلل


تو حجابی، ولی حجاب خودی

پردهٔ نور آفتاب خودی


گر زمانی ز خود خلاص شوی،

مهبط فیض نور خاص شوی


جذب آن فیض، یابد استیلا

هم ز لا وارهی هم از الا


نفی و اثبات، بار بربندند

خاطرت زیر بار نپسندند


گام بیرون نهی ز دام غرور

بهره‌ور گردی از دوام حضور


هم به وقت شنیدن و گفتن

هم به هنگام خوردن و خفتن


از همه غایب و به حق حاضر

چشم جانت بود به حق ناظر


سکر و هشیاری‌ات یکی گردد

خواب و بیداری‌ات یکی گردد


دیدهٔ ظاهر تو بر دگران

دیدهٔ باطنت به حق نگران
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #4
RE: دیوان اشعار جامی
سر مقصود را مراقبه کن!

نقد اوقات را محاسبه کن!


باش در هر نظر ز اهل شعور!

که به غفلت گذشته یا به حضور!


هر چه جز حق ز لوح دل بتراش!

بگذر از خلق و، جمله حق را باش!


رخت همت به خطهٔ جان کش

بر رخ غیر، خط نسیان کش!


در همه شغل باش واقف دل!

تا نگردی ز شغل دل غافل!


دل تو بیضه‌ای‌ست ناسوتی

حامل شاهباز لاهوتی


گر ازو تربیت نگیری باز

آید آن شاهباز در پرواز


ور تو در تربیت کنی تقصیر

گردد از این و آن فسادپذیر


تربیت چیست؟ آنکه بی گه و گاه

داری‌اش از نظر به غیر نگاه


بگسلی خویش از هوا و هوس

روی او در خدای داری و بس!
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #5
RE: دیوان اشعار جامی
آن بود اختیار در هر کار

که بود فاعل اندر آن مختار


معنی اختیار فاعل چیست؟

آنکه فاعل چو فعل را نگریست،


ایزد اندر دلش به فضل و رشاد

درک خیریت وجود نهاد


یعنی آن‌اش به دیده خیر نمود،

کید آن علم از عدم به وجود


منبعث شد از آن ارادت و خواست

کرد ایجاد فعل، بی کم و کاست


درک خیریت، اختیار بود

و آن به تعلیم کردگار بود


هر چه این علم و خواست، شد سبب‌اش

اختیاری نهد خرد لقب‌اش


وآنچه باشد بدون این اسباب

اضطراری‌ست نام آن، دریاب!


باشد از اختیار قدرت دور

فاعل آن بود بر آن مجبور


هر که در فعل خود بود مختار

فعل او دور باشد از اجبار


گرچه از جبر، فعل او دورست

اندر آن اختیار مجبورست


ورچه بی‌اختیار کارش نیست

اختیار اندر اختیارش نیست
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #6
RE: دیوان اشعار جامی
شیوهٔ واعظ آن بود که نخست

فعل خود را کند به قول، درست


چون شود کار او موافق گفت

گرد دهد پند غیر، نیست شگفت


زشت باشد که عیب خودپوشی

واندر افشای دیگران کوشی


شب عمرت به وقت صبح رسید

صبح شیب از شب شباب دمید


چرخ گردان جز این نمی‌داند

کسیا بر سر تو گرداند


به طبیبان میار روی و، مجوی!

دارویی کان سیاه سازد موی


هست عیبی به هر سر مو، شیب

اینت یک پیری و هزاران عیب!


می‌کنی از بیاض شعر اعراض

روز و شب شعر می‌بری به بیاض


گاه می‌خواهی از مداد، امداد

می‌کنی شعر را چو شعر، سواد


چون زمانه سواد شعر ربود

خود بگو از سواد شعر چه سود؟


چه زنی در ردیف قافیه چنگ؟

کار بر خود کنی چو قافیه تنگ؟


هست نظمی لطیف، عمر شریف

که‌ش مرض قافیه‌ست و مرگ ردیف


دل گرو کرده‌ای به نظم سخن

فکر کار ردیف و قافیه کن


کاملان چون در سخن سفتند

اعذب الشعر کذبه گفتند
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #7
RE: دیوان اشعار جامی
«شعر در نفس خویشتن بد نیست»

پیش اهل دل این سخن رد نیست


«نالهٔ من ز خست شرکاست»

تن چو نال‌ام ز شر ایشان کاست


پیش از این فاضلان شعر شعار

کسب کردی فضایل بسیار


مستمر بر مکارم اخلاق

مشتهر در مجامع آفاق


همه را دل ز همت عالی

از قناعت پر، از طمع خالی


وه کز ایشان بجز فسانه نماند

جز سخن هیچ در میانه نماند


لفظ شاعر اگر چه مختصرست

جامع صد هزار شین و شرست


نیست یک خلق و سیرت مذموم

که نگردد ازین لقب مفهوم


شاعری گرچه دلپذیرم نیست

طرفه حالی کز آن گزیرم نیست


می‌کنم عیب شعر و، می‌گویم!

می‌زنم طعن مشک و، می‌بویم!


طعنه بر شعر، هم به شعر زنم

قیمت و قدر آن ، بدو شکنم


چکنم؟ در سرشت من اینست!

وز ازل سرنوشت من اینست!
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #8
RE: دیوان اشعار جامی
ترک آزار کردن خواجه

دفتر کفر راست دیباجه


منکر آمد به پیش او معروف

شد به منکر عنان او مصروف


نفس محنت گریز راحت‌جوی

داردش در ره اباحت روی


گاه لافش ز مذهب تجرید

گه گزافش ز مشرب توحید


از علامات عقل و دین عاری

مذهبش حصر در کم آزاری


ورد او از مباحیان کهن:

کس میازار و هر چه خواهی کن!


نسبت خود کند به درویشان

دم زند از ارادت ایشان


هر که درویش، از او بود بیزار

کی ز درویش آید این کردار؟


نیست درویشی این، که زندقه است

نیست جمعیت این، که تفرقه است


دلش از سر کار واقف نه

معرفت بی‌شمار و عارف نه


همچو جوز تهی نماید نغز

لیک چون بشکنی، نیابی مغز


لفظ‌ها پاک و معنی‌اش گرگین

نافهٔ چین ، لفافهٔ سرگین


نافه نگشاده، مشک افشاند

ور گشایی، جهان بگنداند


آنکه شرع خدای ازوست تباه

نیست گویا ز سر شرع آگاه


کرده در کوی و خانه و بازار

شرع و دین را بهانهٔ آزار


کار باطل کند به صورت حق

برد از شرع مصطفی رونق


می‌کند پایهٔ شریعت پست

تا دهد دایهٔ طبیعت، دست


میر بازار و شحنهٔ شهر است

شرع از او، او ز شرع، بی‌بهره‌ست


فی المثل گر یکی ز عام الناس

بفروشد سه چار گز کرباس


خالی از داغ صاحب تمغا،

در همه شهر افکند غوغا


اول از شرع دست موزه کند

زو سؤال نماز و روزه کند


بعد از آن‌اش سوی عسس خانه

بفرستد برای جرمانه


خصم دین شد به حیله و دستان

ای خدا داد دین از او بستان


شرع را خوار کرد، خوارش کن!

شرم بگذاشت، شرمسارش کن!
15-12-2011 09:47 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #9
RE: دیوان اشعار جامی
قصهٔ عاشقان خوش است بسی

سخن عشق دلکش است بسی


تا مرا هوش و مستمع را گوش

هست، ازین قصه کی شوم خاموش؟


هر بن موی، صد دهانم باد!

هر دهان، جای صد زبانم باد!


هر زبانی به صد بیان گویا

تا کنم قصه‌های عشق املا


آنکه عشاق پیش او میرند،

سبق زندگی از او گیرند،


تا نمیری نباشی ارزنده

که به انفاس او شوی زنده


هست ازین مردگی مراد مرا

آنکه خواهند صوفیان به فنا


نه فنایی که جان ز تن برود

بل فنایی که ما و من برود


شوی از ما و من به کلی صاف

نشود با تو هیچ چیز مضاف


نزنی هرگز از اضافت دم

از اضافت کنی چون تنوین رم


هم ز نو وارهی و هم ز کهن

نگذرد بر زبانت گاه سخن:


«کفش من»، «تاج من»، «عمامهٔ من»

«رکوهٔ من»، «عصا و جامهٔ من»


زآنکه هر کس که از منی وارست

یک من او را هزار من بارست


صد من‌اش بار بر سر و گردن،

به که یک بار بر زبانش من!
15-12-2011 09:48 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
KaMi آفلاین
مدیر انجمن
***
مدیر انجمن

ارسال‌ها: 7,759
تاریخ عضویت: Dec 2011
اعتبار: 5
ارسال: #10
RE: دیوان اشعار جامی
خرسی از حرص طعمه بر لب رود

بهر ماهی گرفتن آمده بود


ناگه از آب ماهی‌ای برجست

برد حالی به صید ماهی دست


پایش از جای شد، در آب افتاد

پوستین ز آن خطا در آب نهاد


آب بس تیز بود و پهناور

خرس مسکین در آب شد مضطر


دست و پا زد بسی و سود نداشت

عاقبت خویش را به آب گذاشت


از بلا چون به حیله نتوان رست

باید آنجا ز حیله شستن دست


بر سر آب چرخ‌زن می‌رفت

دست شسته ز جان و تن می‌رفت


دو شناور ز دور بر لب آب

بهر کاری همی شدند شتاب


چشمشان ناگهان فتاد بر آن

از تحیر شدند خیره در آن


کن چه چیز است، مرده یا زنده‌ست؟

پوستی از قماش آگنده‌ست؟


آن یکی بر کناره منزل ساخت

و آن دگر خویش را در آب انداخت


آشنا کرد تا به آن برسید

خرس خود مخلصی همی طلبید


در شناور دو دست زد محکم

باز ماند از شنا، شناور هم


اندر آن موج، گشته از جان سیر

گاه بالا همی شد و، گه زیر


یار چون دید حال او ز کنار

بانگ برداشت کای گرامی یار!


گر گران است پوست، بگذارش!

هم بدان موج آب بسپارش!


گفت: «من پوست را گذشته‌ام

دست از پوست بازداشته‌ام»


پوست از من همی ندارد دست

بلکه پشتم به زور پنجه شکست!»


جهد کن جهد، ای برادر! بوک

پوست دانی ز خرس و خیک ز خوک


نبری خرس را ز دور گمان

پوستی پر قماش و رخت گران


نکنی خوک را ز جهل، خیال

خیکی از شهد ناب، مالامال


گر تو گویی: «ستوده نیست بسی

که نهی خرس و خوک نام کسی»


گویم: «آری، ولی بداندیشی

که‌ش نباشد بجز بدی کیشی،


جز بدی و ددی نداند هیچ

مرکب بخردی نراند، هیچ،


خرس یا خوک اگر نهندش نام

باشد آن خرس و خوک را دشنام!»


ای خدا دل گرفت ازین سخن‌ام!

چند بیهود گفت و گوی کنم؟


زین سخن مهر بر زبانم نه!

هر چه مذموم، از آن امانم ده!


از بدی و ددی، مده سازم!

وز بدان و ددان رهان بازم!
15-12-2011 09:48 AM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
موضوع بسته شده است 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

اخبار فناوری اطلاعات | نرم افزار املاک | نرم افزار دامپزشکی | تور روسیه | هتل آپارتمان مشهد | ترجمه تخصصی | نرم افزار داروخانه | نرم افزار رستوران | نرم افزار تاکسی سرویس | نرم افزار رستوران | دانلود نرم افزار مطب | دانلود نرم افزار تاکسی سرویس | مجله پزشکی آسان طب | دکتر آسان طب | اخبار موسیقی | کنکور | خرید لایسنس nod32 | بهترین سایت تفریحی |   کنکور آسان است | نرم افزار دفترچه تلفن نرم افزار چاپ چک نرم افزار رستوران نرم افزار فست فود نرم افزار کافی شاپ نرم افزار تاکسی سرویس نرم افزار نمایشگاه خودرو نرم افزار املاک نرم افزار هتلداری نرم افزار مطب نرم افزار دندانپزشکی نرم افزار انبارداری نرم افزار حسابداری فروشگاه نرم افزار وکالت مجله اینترنتی پارسی وان | مجله اینترنتی زیگیل | خرید بک لینک | خرید رپورتاژ | سینما تئاتر مای استیج | یک مهاجر | دنیای مهاجرت | مجله گردشگری کاروان | وردپرس دانلود | مجله تفریحی تندیس فان | نرم افزار Software | جوک جدید | اخبار هنر | اخبار کامپیوتر | سایت پزشکی | فروشگاه اینترنتی | سایت خبری | دانلود موزیک | اندروید سه | بانک شماره موبایل | پایگاه صالحین | مجله کامپیوتری | جاب لر | نوین ساخت | سهام نت | تکی کو | سرورمجازی | تم کد | خرید هاست | مجله خانواده | مجله اینترنتی وبدون | پورتال خبری | سایت تفریحی تک لایو | مجله سرگرمی سیب رنک | جراحی بینی | فروش جوجه بوقلمون |   تولید کننده روغن زیتون | سایت پزشکی دکتر طب | افزایش بازدید سایت | خرید گیفت کارت | مدرن بوک | لوازم ارایشی | باربری تهران | مبل | کاشت مو | پروتز سینه | جراحی زیبایی واژن | ماشین آلات بسته بندی | پروفیل یو پی وی سی | لوله پوش فیت
خرید کریو پر سرعت

برای درج تبلیغات متنی، بنری و یا رپرتاژ آگهی در این وب سایت با شماره 09370888727 تماس حاصل فرمائید