کلمات کلیدی: بانک, اطلاعات, تاریخ, ایران, بعد, از, اسلام,
ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بانک اطلاعات تاریخ ایران بعد از اسلام
نویسنده پیام
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #1
بانک اطلاعات تاریخ ایران بعد از اسلام
با توجه به زیاد بودن مطالب،
پست ها ترتیب خاصی ندارند
و همچنین لطفا در نظر سنجی شرکت نمایید!
با تشکر، HackeR

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 11:48 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #2
سلسله ی سامانیان
سامانیان

سامانیان (۲۶۱ - ۳۹۵ ق / ۸۷۴ - ۱۰۰۴ م) یکی از دودمان‌های پارسی‌زبان در شرق ایران بودند. آن‌ها نزدیک به صد سال (از ۲۸۷ تا ۳۸۹ ه‍.ق.) در بخشی از ایران کنونی و بخش بزرگی از افغانستان و آسیای میانه فرمانروایی کردند.

انقراض حکومت طاهریان
انقراض حکومت طاهریان و ضعف و فتور تدریجی که از غلبه ترکان در دستگاه خلافت پدید آمد، سرزمینهای شرقی خلافت را از نفوذ خلیفه و از امکان اعمال قدرت عملی او آزاد کرد. در چنین ایمنی و فراغی که به ویژه دوری از بغداد آن را بی دغدغه می‏ساخت، ولایت ماوراءالنهر که از عهد طاهریان یا پیش از آن به آل سامان واگذار شده بود، تحت رهبری امیران این خاندان، مرکز یک دولت قدرتمند شد و خراسان و ری، و مدتی هم، جرجان، طبرستان، و سیستان، از جانب خلیفه یا به حکم استیلاء و غلبه، ضمیمه قلمرو آنها شد. با آن که استیلای این خاندان بر جرجان، طبرستان و سیستان مستمر نبود و چندان دوام نداشت، ولی خراسان و ماوراء النهر در بخش عمده دوره امارت آنها، از مداخله مستقیم عمال خلیفه آزاد ماند و باقی مانده دنیای باستانی ایران، در شکل اسلامی خود، در تمام این نواحی، حیاتی تازه یافت.
سامانیان
سامانیان که منسوب به سامان خداه، دهقانی زرتشتی از نواحی بلخ و بد قولی سمرقند و مالک قریه سامان در آن نواحی بودند، از زمان خلافت مأمون در خراسان، یعنی اندک مدتی پیش از روی کار آمدن طاهریان، در قسمتی از ماوراء النهر حکومتهای مستقل کوچکی را که به حکم خلیفه به آنها واگذار شده بود، به عهده داشتند. و نسب خود را - به دنبال به دست گرفتن قدرت - به بهرام چوبینه، سردار معروف عهد ساسانیان می‏رساندند.
نصر اول مؤسس سلسله سامانی
مؤسس این سلسله، نصر اول و عده‏ای از فرمانروایان برجسته آن، توانسته بودند دورانی از آرامش نسبی را برای ایرانیان فراهم آورند، ولی البته همه آنان چنین نبودند و همیشه نیز چنین نبود. ثبات این سرزمین با کوششهایی که توسط مرداویج زیاری برای بازگرداندن طرز حکومت پیش از اسلامی صورت گرفت و همچنین با افراط کاریهای دینی پادشاه با شکوه سامانی، نصر دوم در اواخر زندگی خود به مذهب اسماعیلی گروید و از این راه خود را با دستگاه خلافت درگیر کرد، در صورتی که این دستگاه در حقیقت تکیه گاه عمده این سلسله به شمار می‏رفت. با وجود این، حتی پیش از آن که نشانه سقوط سامانیان در نتیجه کشمکشهای ایشان با خاندانهای زمیندار با نفوذ یعنی «دهقانان» و خاندانهای مأموران رسمی ظاهر شود و نیز در نتیجه نزاعهای داخل خاندان خود ایشان و بالاخره با توسعه قدرت آل بویه در باختر و جنوب باختری ایران آشکار شود، تحولی در نوار غربی منطقه نفوذ ایشان حاصل شد که چهره جهان اسلامی را از سده پنجم هجری / یازدهم میلادی به بعد کاملاً تغییر داد. مدت درازی مجاهدان در راه ایمان، بار جنگهای دفاعی را در مرزهای امپراتوری بیزانیس بر دوش داشتند و تقریباً همه ساله با هجومهایی که به «حمله‏های تابستانی» معروف شده بود، در سرزمینهای آل بویه پیشروی می‏کردند، ولی هیچ پیشرفت بزرگی عاید مردم ارتدوکس مذهب آناتولی، نمی‏شد. در ماوراءالنهر و کناره دره فرغانه نیز با همسایگان غیر مسلمان زد و خوردی صورت می‏گرفت. که از این میان تنها بهره عمده‏ای که در مبارزه سامانیان با همسایگانشان نصیب ایشان شد، تسخیر طراز «تلاس» در ۲۸۰ ق / ۸۹۳ م بود. همسایگان مورد بحث؛ قَرَه خانیان یا ایلخانان «هر دو نام عنوانهایی است که داشتند» بودند؛ که بر ترکان قَرلُق فرمانروایی داشتند. مملکت ایشان پس از انقراض دومین فرمانروایی کُوک تورک به وجود آمده بود، که خیلی زود پاره پاره شد، به صورت دولتهای کوچکی درآمد که روابط آنان با یکدیگر خیلی هم دوستانه نبود.
زبان پارسی در دوره سامانیان
در دوره ایران سامانی، زبان پارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در امور اداری زبان عربی را به کار می‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت می‌شمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعرانی ایرانی همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ - ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ - ۷۰ ق / ۹۳۵ - ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونه‏ای از زبان ملی خود که از تکمیل و تلفیق لهجه‏های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند. این زبان در دبار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان «پارسی جدید» رواج پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای مانده‌است.
پادشاهان سلسله سامانی
نام و لقب نه تن از پادشاهان این سلسله با توالی و مدت حکومتشان، از این قرار است:
اسماعیل بن احمد، معروف به امیر ماضی (۲۹۵ – ۲۷۹ ه‍.ق.)
احمد بن اسماعیل، معروف به امیر شهید (۳۰۱ – ۲۵۹ ه‍.ق.)
نصر بن احمد، معروف به امیر سعید (۳۳۱ – ۳۰۱ ه‍.ق.)
نوح بن نصر، معروف به امیر حمید (۳۴۳ – ۳۳۱ ه‍.ق.)
عبدالملک بن نوح، معروف به امیر رشید (۳۵۰ – ۳۴۳ ه‍.ق.)
منصوربن نوح، معروف به امیر سدید (۳۶۵ – ۳۵۰ ه‍.ق.)
نوح بن منصور، معروف به امیر رضی (۳۸۷ – ۳۶۵ ه‍.ق.)
منصور بن نوح (۳۸۹ – ۳۸۷ ه‍.ق.)
عبدالملک بن نوح (۳۸۹ – ۳۸۹ ه‍.ق.)

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 11:49 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #3
نصر یکم بنیانگذار سلسله سامانی
نصر یکم بنیانگذار سلسله سامانی

بنیانگذار این سلسله، نصر اول و گروهی از فرمانروایان برجسته آن، توانسته بودند دورانی از آرامش نسبی را برای ایرانیان فراهم آورند، ولی البته همه آنان چنین نبودند و همیشه نیز چنین نبود. ثبات این سرزمین با کوششهایی که توسط مرداویج زیاری برای بازگرداندن طرز حکومت پیش از اسلامی صورت گرفت و همچنین با افراط کاریهای دینی پادشاه با شکوه سامانی، نصر دوم در اواخر زندگی خود به مذهب اسماعیلی گروید و از این راه خود را با دستگاه خلافت درگیر کرد، در صورتی که این دستگاه در حقیقت تکیه گاه عمده این سلسله به شمار می‌رفت. با وجود این، حتی پیش از آن که نشانه سقوط سامانیان در نتیجه کشمکشهای ایشان با خاندانهای زمیندار با نفوذ یعنی «دهقانان» و خاندانهای مأموران رسمی پدیدار شود و نیز در نتیجه جنگهای درون خاندان خود ایشان و بالاخره با گسترش قدرت آل بویه در باختر و جنوب باختری ایران آشکار شود، تحولی در نوار باختری منطقه نفوذ ایشان به دست آمد که چهره جهان اسلامی را از سده پنجم هجری / یازدهم میلادی به بعد کاملاً تغییر داد. مدت درازی مجاهدان در راه ایمان، بار جنگهای دفاعی را در مرزهای امپراتوری بیزانیس بر دوش داشتند و تقریباً همه ساله با هجومهایی که به «حمله‌های تابستانی» معروف شده بود، در سرزمینهای آل بویه پیشروی می‌کردند، ولی هیچ پیشرفت بزرگی برای مردم ارتدوکس و آیین آناتولی به دست نمی آمد. در فرارود و کناره دره فرغانه نیز با همسایگان غیر مسلمان زد و خوردی صورت می‌گرفت. که از این میان تنها بهره عمده‌ای که در نبرد سامانیان با همسایگانشان نصیب ایشان شد، گرفتن طراز «تلاس» در ۲۸۰ ق / ۸۹۳ م بود. همسایگان نامبرده شده؛ قَرَه خانیان یا ایلخانان «هر دو نام عنوانهایی است که داشتند» بودند؛ که بر ترکان قَرلُق فرمانروایی داشتند. کشور ایشان پس از انقراض دومین فرمانروایی گؤک تؤرکها (=کوک تؤرک‌ها، ترکان آسمانی ) به وجود آمده بود، که خیلی زود پاره پاره شد، به صورت دولتهای کوچکی درآمد که روابط آنان با یکدیگر خیلی هم دوستانه نبود

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 11:50 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #4
زبان پارسی در دوره سامانیان
زبان پارسی در دوره سامانیان

سامانیان ایجادگر دومین نو ایرانگرائی تاریخ تمدن ایران بودند و در شکل‌گیری فرهنگ، تمدن و دانش در ایران پس از اسلام نقش بسزائی دارند.
در دوره سامانیان، زبان پارسی از پیشرفت و شکوفایی زیادی برخوردار شد. با آن که سامانیان در کارهای اداری زبان عربی را به کار می‌بردند و آن را شعار وحدت خلافت می‌شمردند، امکان آن را فراهم آوردند تا شاعران پارسی دری همچون رودکی «وفات در ۳۲۹ ق / ۹۴۰ - ۱ م» و دقیقی «حدود ۳۲۵ - ۷۰ ق / ۹۳۵ - ۸۰ م» از نخستین کسانی باشند که با گونه‌ای از زبان ملی خود که از تکمیل و آمیختن لهجه ‏های محلی گوناگون فراهم آمده بود مطلب بنویسند. این زبان در دربار سامانیان پذیرفته شد و سرانجام به عنوان زبان پارسی نوین گسترش پیدا کرد که با اندکی تغییرات آوایی تا زمان حاضر بر جای مانده‌است. پارسی نوین به خط عربی نوشته شد و رفته رفته هر چه بیشتر واژه‌های عربی به آن راه یافت که این امر تا اندازه ای نتیجه پیشرفت جهانی تمدن اسلام بوده‌است.

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 11:51 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #5
پادشاهان سلسله سامانی
--------------------------------------------------------------------------------

پادشاهان سلسله سامانی


نام و لقب نه تن از پادشاهان این سلسله با توالی و مدت حکومتشان، از این قرار است:

سامان خدا
اسد بن سامان
یحیی بن اسد
نصر اول
اسماعیل بن احمد، معروف به امیر ماضی (۲۹۵ – ۲۷۹ ه‍.ق.)
احمد بن اسماعیل، معروف به امیر شهید (۳۰۱ – ۲۵۹ ه‍.ق.)
نصر بن احمد، معروف به امیر سعید (۳۳۱ – ۳۰۱ ه‍.ق.)
نوح بن نصر، معروف به امیر حمید (۳۴۳ – ۳۳۱ ه‍.ق.)
عبدالملک بن نوح، معروف به امیر رشید (۳۵۰ – ۳۴۳ ه‍.ق.)
منصوربن نوح، معروف به امیر سدید (۳۶۵ – ۳۵۰ ه‍.ق.)
نوح بن منصور، معروف به امیر رضی (۳۸۷ – ۳۶۵ ه‍.ق.)
منصور بن نوح (۳۸۹ – ۳۸۷ ه‍.ق.)
عبدالملک بن نوح (۳۸۹ – ۳۸۹ ه‍.ق.)
ابراهیم بن منصور (۳۸۹ – ۳۹۰ ه‍.ق.)

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 11:54 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #6
تاریخ خوارزمشاهیان
خوارزمشاهیان

«616 - 491 ق / 1219 - 1098 م»


آغاز کار خوارزمشاهیان

نوشکتین نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سامانیان خریداری شد.

این غلام در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد.
نوشتکین صاحب 9 پسر بود که بزرگترین آنها، قطب الدین محمد نام داشت.

پس از نوشتکین، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «491 ق / 1098 م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد.

بدین ترتیب دولت جدیدی بنیانگذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد.

پسرش اتسز هم که بعد از او در 522 ق / 1128 م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیریهای متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند.

چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «551 ق / 1156 م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «558 ق / 1163 م» و ماوراءالنهر «553 ق / 1158 م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.



میراث سلجوقی در اختیار خوارزمشاهان

بعد از ایل ارسلان، منازعاتی که بین پسرانش سلطانشاه و علاءالدین تکش برای دستیابی به فرمانروایی ولایات بروز کرد، بارها موجب رویارویی نیروهای این دو برادر شد، تا این که عاقبت با استیلای تکش این درگیریها به پایان رسید.

در زمان تکش تمامی خراسان، ری و عراق عجم، یعنی آخرین میراث سلجوقی به دست خوارزمشاهیان افتاد.

غلبه تکش بر تمام میراث سلجوقی، نارضایتی خلیفه بغداد را به دنبال خود داشت که اثر این ناخرسندی و عواقب آن، بعدها دامنگیر محمد بن تکش شد. با درگذشت علاءالدین تکش «رمضان 596 ق / ژوئن 1200 م»، پسرش محمد خود را علاءالدین محمد خواند و به این ترتیب سلطان محمد خوارزمشاه شد.



رویارویی علاء الدین محمد با خلیفه عباسی

بیست سال «596 - 616 ق / 1200 - 1219 م» فرمانروایی علاءالدین تکش به طول انجامید.

علاءالدین محمد که میراث دشمنی با خلیفه را از پدر داشت، از همان آغاز امارت، خود را از تأیید و حمایت فقیهان و ائمه ولایت محروم دید به همین دلیل ناچار شد تا بر امیران قبچاق خویش، یعنی ترکان قنقلی که خویشان مادریش بودند، تکیه کند

و با میدان دادن به این دسته از سپاهیان متجاوز، بی رحم و عاری از انضباط که در نزد اهل خوارزم بیگانه هم تلقی می‏شدند، به تدریج حکومت خوارزمشاه را در همه جا مورد نفرت عام ساخت.



رویارویی با مغولان

در طی همان ایامی که محمد خوارزمشاه قدرت خود را در نواحی شرقی مرزهای ماوراءالنهر گسترش می‏داد و خلیفه بغداد - الناصر الدین بالله - برای مقابله با توسعه قدرت او در جبال و عراق سرگرم توطئه بود؛

در آن سوی مرزهای شرقی قلمرو خوارزمشاهیان، قدرت نو خاسته‏ای در حال طلوع بود .
مغولان که در آن ایام با ایجاد اتحادیه‏ای از طوایف بدوی یا بدوی گونه، خود را برای حرکت به سوی ماوراءالنهر آماده می‏ساختند، اهمیت و قدرتشان در معادلات و مجادلات سیاسی سلطان خوارزمشاه و خلیفه بغداد، نه تنها جایگاهی پیدا نکرد بلکه به حساب هم آورده نشد.

در نتیجه فاجعه عظیمی که تدارک دیده می‏شد، از دید دو قدرت و نیروی مهم آن پوشیده ماند به طوری که هنگامی که دهان باز کرد، نه از سلطنت پر آوازه خوارزم چیزی باقی گذاشت و نه از دستگاه خلافت.

آنچه باقی ماند، ویرانی، تباهی، کشتارهای دسته جمعی، روحیه تباه شد. و در یک کلام، ویرانی یک تمدن بود. هنگامی که چنگیز خان به تختگاه خویش باز می‏گشت، بخش عمده ایران به کلی ویران شده و بسیاری از آثار تمدنی آن نابود شده بود.

دستاوردهای دولت خوارزمشاهی که با سعی و کوشش بنیانگذاران آن که می‏توانست آینده بهتری را برای ایران زمین و تمدن اسلامی رقم زند، در نکبت استبداد مطلقه، ماجراجوییهای شاهانه و تنگ نظریهای مذهبی و سیاسی، رنگ باخت و تباهی را نصیب مجریان، کارگزاران، کار گردانان و از همه مهمتر مردم محروم نمود.

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 11:56 AM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #7
جلال الدین منکبرنی (تاریه خوارزمشاهیان
جلال الدین منکبرنی

«628 -617 ق/ 1231 - 1220 م»

چنگیز خان مغول پس از هشت سال کشتار و ویرانی که در ماوراءالنهر و ایران به بار آورد سرانجام به سرزمین خویش بازگشت و در 624 ق / 1227 م، از دنیا رفت و به این ترتیب از شر وجود خویش آسوده ساخت.

تاخت و تاز او، ایران را به قلمرو مغولان ملحق ساخت، اما آن را به صورت سرزمینی ویران و سوخته رها کرد. لشکرکشیهای خان مغول، تنها به قصد انتقام و غارت بود. از این رو، بعد از آن که او از کینه جوییهایش تشفی خاطر حاصل کرد، هنوز امید به اعاده نظم و ایجاد یک قدرت تازه باقی بود.

جلال الدین منکبرنی، فرزند، قطب الدین محمد، که نفوذ سوء ترکان خاتون در سلطان، او را مدتها از اعتماد پدر محروم ساخته بود، در آخرین روزهای فرمانروایی سلطان محمد به کوشش فراوان برای دفع دشمن به پا خاست. به این ترتیب بعد از فرار سلطان از خوارزم که در آن زمان هنوز به دست مغولان نیفتاده بود، بر تخت و بر جای پدر نشست.

از میان ده الی دوازده پسر و دختر سلطان، جلال الدین سربازی رشید در عین حال یک جنگجوی واقعی بود، با این وجود مدعیانش - عده‏ای از سپاهیان که هوادار برادرش قطب الدین ازلاغ شاه بودند و چشم دیدن او را نداشتند - در صدد کشتنش برآمدند.

جلال الدین ناچار از خوارزم گریخت و به فسا رفت. در آن جا بعد از مقابله با عده‏ای از سپاهیان مغول که بر آنها غالب شد، از طریق نیشابور و زوزن خود را به غزنه رساند «618 ق / 1221 م». او بعد از گرد آوری لشکرش در حدود بامیان با مغولان جنگید که در طی چند زد و خورد توانست آن‏ها را مغلوب کند،

اما رسیدن چنگیز به آن حدود، لشکر جلال الدین را از گرد وی پراکنده ساخت، در نتیجه به ناچار از غزنه گریخت و راه سند را در پیش گرفت و در مقابل چشم لشکر چنگیز با رشادت و جلادت تمام از سند عبور کرد «619 ق / 1222 م».


جنگ و گریز جلال الدین منکبرنی و مغولان

چندی بعد جلال الدین به کرمان آمد «621 ق / 1224 م» و از راه ولایات جبال به آذربایجان و اران رفت که در طول این مسیر، چندین بار با سپاهیان مغول جنگید.

به گرجستان و گنجه نیز تاخت و تاز می‏کرد و مضاف بر آن شهر خلاط را در ارمنستان تسخیر کرد «626 ق / 1229 م»، اما نزدیک ارزنجان از سلطان علاءالدین کیقباد شکست خورد «627 ق / 1230 م» و در حدود دشت مغان نیز از سپاه مغولان چشم زخم دید.

به این ترتیب چون از عهده مقاومت در مقابل تعقیب و تهاجم پی در پی مغولان بر نیامد به ناچار به کردان گریخت. تا این که در کوههای میا خارقین نام و نشانش از بین رفت و نقل کرده‏اند که به دست کردان کشته شد «628 ق / 1231 م».

اما خاطره مقاومت او چنان در خاطرها زنده ماند که سالها بعد از انقراض دولت خوارزمشاهیان نیز نظر کسانی را که طالب بازگشت او بودند، جلب می‏کرد.



سیاست های منکبرنی در برخورد با مغولان

جلال الدین منکبرنی که طی مدت بیش از ده سال با شجاعت با دشمنان جنگید . با آن که در طی تمام جنگ و گریزهایش، همواره مورد تعقیب مغولان بود، مع هذا در چنین احوالی بیشتر اوقات فراغتش را در لهو و لعب می‏گذراند.

رفتارش به هنگام ورود به شهرها با امیران و بزرگان آن دیار چنان با غرور همراه بود که هیچ یک از آنها تمایلی به همراهی با وی نشان نمی‏دادند. تمام کرّ و فرّ جلادت آمیز اما بی هدف و عاری از نقشه او، تنها سپاه مغول را همه جا به دنبالش به اطراف و اکناف می‏کشاند تا جایی که همه جا را در آشوب و ویرانی غرق می‏کرد.



حمله مغولان نتیجه سیاست های فرمانروایان خوارزمشاهی

بدین گونه بود که شتابکاری این پسر و پدر، دولتی را که گریزی از خرسندی اتسز و تکش آن را به اوج قدرت رسانده بود، با بخش عمده‏ای از ممالک اطراف در آتش خشم مغولان فرو برد.

حمله ی مغول که شاید به قول ابن اثیر، تا آن زمان هرگز آدمیان چنان حمله ای را ندیده بودند، عالمی را به ویرانی و تباهی کشاند.

به این ترتیب جزییات این رویداد نیز تاریخ عصر را به شرح یک سلسله پایان ناپذیر از کشتار و ویرانی تبدیل کرد.

یکی از مورخان آن عصر که تمام واقعه را از زبان شاهدانش در عبارت

«آمدند و کشتند و سوختند و بردند و رفتند»

خلاصه می‏کند.

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
(آخرین ویرایش در این ارسال: 05-11-2011 01:37 PM، توسط Sobhan.)
05-11-2011 01:35 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #8
اتسز خوارزمشاه
اتسز خوارزمشاه

«551 - 522 ق / 1156 - 1128 م»


روی کار آمدن اتسز خوارزمشاه

محمد نوشتکین، پدر اتسز، به مدت سی سال بر خوارزم فرمانروایی داشت که در این مدت همچنان تابع و مطیع سلجوقیان بود.

گویند در تمام این مدت یک سال، خود برای اظهار اطاعت به درگاه سلطان می‏آمد و سال بعد، پسرش اتسز را می‏فرستاد.

با مرگ محمد نوشتکین، اتسز، به فرمان سلطان سنجر در 522 ق / 1128 م، به امارت خوارزم رسید که از نزدیکان دربار سنجر به شمار می‏رفت. با این حال اندک زمانی بعد از امارت خوارزم، خود را مورد سوء ظن سلطان یافت و به این ترتیب عصیانی را که در باطن داشت، اظهار کرد.


درگیری های اتسز خوارزمشاه و سنجر سلجوقی

سلطان سنجر در 533 ق / 1138 م، همراه با سپاهی گران برای تأدیب اتسز رهسپار خوارزم شد. اما اتسز که خود را در مقابله با سپاه سنجر ناتوان می‏دید، از خوارزم گریخت.

به این ترتیب امیر سلجوقی امارت خوارزم را به برادر زاده خود سلیمان بن محمد واگذاشت و خود به خراسان بازگشت. پس از رفتن سپاهیان سنجر، استز بار دیگر به خوارزم بازگشت و با شکستی که به سپاهیان سلیمان بن محمد وارد کرد، وی را وادار به فرار نمود.



رویارویی اتسز خوارزمشاه با سنجر

در 536 ق / 1141 م، هنگامی که سلطان سنجر در جنگ قطوان از قراختاییان شکست خورد، اتسز جرأت پیدا کرد تا به مرو برود، از این رو به چپاول و غارت اموال مردم و کشتار آنان دست زد که البته در این فاصله چند بار نیز به فکر تسخیر خراسان افتاد که هیچ گاه توفیق آن را پیدا نکرد.

به همین دلیل یک بار نیز آدم کشانی را برای قتل سنجر فرستاد که از بخت بدش این راز با کوشش ادیب صابر، نماینده سنجر، که در خوارزم نزد اتسز بود، فاش شد. به طوری که این امر موجب هلاکت ادیب صابر شد و به فرمان اتسز به رودخانه جیحون انداخته شد.


مرگ اتسز خوارزمشاه

اتسز در طی تاخت و تازهایی هم که در ماوراء النهر در قلمرو ایلک خانیان انجام داد ولایت جُند را به تصرف خود درآورد.

بر خلاف سنجر که ظاهراً از خط و سواد بی بهره بود، اتسز اهل سواد، ادب و شعر بود که اشعار پارسی نیز می‏سرود و با رشیدالدین وطواط بلخی، صاحب دیوان رسائل خود

معاشرت صمیمانه و توأم با تکریم داشت.

وی پیش از سنجر سلجوقی در نهم جمادی الاخر سال 551 ق / 30 جولای 1156 م، پس از بیست و نه سال فرمانروایی، سرانجام چشم از جهان فرو بست.

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 01:39 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #9
زنان ایران در دوره ی خوارزمشاهیان
--------------------------------------------------------------------------------

دوره خوارزمشاهي (490-628)

عصر خوارزمشاهيان دوره مهمي از لحاظ حکومت زن بر ايران است. در نتيجه ازدواجها وسيله نزديکي حکام و سلاطين به يکديگر مي شدند.

از اولين زن مشهور خاندان ترکان خاتون همسر سلطان ايل ارسلان است که يکي از مهمترين و بزرگترين زنان دوره خوارزمشاهي به حساب مي آيد. وي در زمان شوهر مورد مشورت او و بنا بر سنت ترکان در کار مملکت نظارت مستقيم داشت. وقتي شوهرشان فوت شد ايشان خود به تنهايي زمام امور به دست گرفت که در جنگهاي بسيار هم شرکت کرد.

ترکان خاتون که در دوره فرمانروايي سلطان محمد رسما حکومت خوارزمي را بعهده داشت در اداره مملکت هم پايه پسرش بود و در سراسر قلمرو خوازمشاهي هنگامي که از جانب وي و سلطان دوفرمان جداگانه ومختلف در يک قضيه ميرسيد تنها تاريخ فرمان را نگاه مي کردند هر کدام تاريخي موخر داشت آن فرمان را به کار مي بستند

ترکان خاتون وزير مخصوص داشت وهفت تن از دانشمندان مشهور در ديوان انشاي او به کار مشغول بودند.

ترکان خاتون زني ستمکار و سنگدل بود وسبب نابودي بسياري از خاندان هاي کهن و اصيل ايراني شد. همچنين او زني عياش و خوشگذران بود و پيوسته درخفا مجالس انس و طرب برپا مي کرد.

و سرانجام به حمله مغول ها به ايران توسط چنگيز خان دستگير شد و تا زماني که سلطان جلال الدين در قيد حيات بود از اخبار ترکان خاتون خبري بدست مي آمد ولي پس از مرگ وي ديگر از سرنوشت اين خاتون در ايران اطلاعي به دست نيامد.

پس مي توان نتيجه گرفت که مغول سنت احترام و اهميت نسبت به زن را بر زمينه مطلوب و استواري که در طول دو قرن و نيم در ايران فراهم شده بود، گسترد.

در دوره هاي گوناگون تاريخ ايران بعد از اسلام، هيچ گاه زن رسما" در امور سياسي مملکتي دخالت نداشته است، مگر در مواردي خاص و استثنائي که شامل چند زن پادشاه يا حاکم و يا زناني که براساس لياقت و شهامت خاص و دارا بودن هوش و استعداد فوق العاده از پوسته خود بيرون آمده و در عرصه جامعه وسياست قدم نهاده اند. و از اين زنان تا به امروز آثاري زيادي برجا مانده است.

در دوران استيلاي عنصر ترک بر ايران که پيش ازهجوم مغول در حدود دو قرن ونيم به طول انجاميد، از لحاظ شباهت بيش از حد آداب و رسوم و سنتهاي قبيله اي ترک و مغول، جابجا به اهميت وقدرت سياسي زن بر مي خوريم وهمين خود سبب فراهم کردن زمينه اي موافق ومساعد در ايران براي او در زمان حکومت هاي بعدي مي شود.

در زماني که مغول به ايران حمله کرد، حدود دو قرن ونيم مي گذشت که قبايل ترک آسياي مرکزي بر ايران مسلط شده بودند و حکومتهاي کم و بيش بزرگ و مهمي تشکيل داده بودند. هر چند که در اين دوره ها ايرانيان تلاش و کوشش زيادي انجام داده بودند که تمدن و فرهنگ، سنن و آداب خود را همچنان دست نخورده و پابرجا نگهدارند و البته تا حدودي هم موفق شدند. که در اين ميان ميتوان به وضع زن در جامعه ايراني که بنابر سنت قبيله اي آسياي مرکزي حقوقي بالاتر و مقامي والاتر از آنچه داشت دريافت کرد.

ترک ها همجون مغول ها براي زنان اهميت واحترامي زيادي قائل بودند و زن ومرد از حقوق مادي و معنوي مساوي برخودار بودند. زنان در کارهاي خانه، گردش چرخ اقتصادي، جنگ و همچنين در امور سياسي و مسائل گوناگون همپاي مردانشان مشغول فعاليت بودند. همچنين زنان در اين دوره اموال و ثروت هاي خاص خويش داشتند و به مقامات مهم نائل مي شدند و همچنين در موقع لزوم زمام امور قبيله و يا ايل را در دست مي گرفتند.

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 01:49 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Sobhan آفلاین
تنها ترین پسر سایت
*
کاربر ویژه

ارسال‌ها: 949
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 8
ارسال: #10
آغاز کار خوارزمشاهیان
نوشتکین نیای بزرگ خوارزمشاهیان، غلامی بود از اهالی غرجستان که توسط سپهسالار کل سپاه خراسان در زمان سلجوقیان خریداری شد. این غلام رفته رفته در دوران فرمانروایی سلجوقیان به سبب استعداد سرشار و کفایتی که از خود نشان داد به زودی مدارج ترقی را طی کرد و به مقامات عالی رسید تا این که سرانجام به امارت خوارزم برگزیده شد. نوشتکین صاحب ۹ پسر بود که بزرگ‌ترین آنها، قطب الدین محمد نام داشت. پس از نوشتکین، فرزندش محمد از جانب برکیارق به ولایت خوارزم رسید «۴۹۱ ق / ۱۰۹۸ م» و سلطان سنجر نیز بعدها او را در آن سمت ابقاء کرد. بدین ترتیب دولت جدیدی بنیانگذاری شد که بیش از هر چیز برآورده و دست پرورده سلجوقیان بود. قطب الدین محمد به مدت سی سال تحت قیومیت و اطاعت سلجوقیان امارت کرد. پسرش اتسز هم که بعد از او در ۵۲۲ ق / ۱۱۲۸ م به فرمان سنجر امارت خوارزم یافت، از نزدیکان درگاه سلطان سلجوقی بود. هر چند بعدها کدورتی بین وی و سلطان سنجر پدید آمد که به درگیریهای متعددی هم منجر شد، اما تا زمان حیات سلطان سنجر، اتسز نتوانست به توسعه قلمرو خوارزمشاهیان کمک چندانی بکند. چون اتسز پیش از سنجر وفات یافت، پسرش ایل ارسلان «۵۵۱ ق / ۱۱۵۶ م» امیر خوارزم شد. اما در زمان او که سلطان سنجر نیز وفات یافته بود، نزاع داخلی سلجوقیان، امکانی را فراهم آورد تا ایل ارسلان به قسمتی از خراسان «۵۵۸ ق / ۱۱۶۳ م» و ماوراءالنهر «۵۵۳ ق / ۱۱۵۸ م» که هر دو در آن ایام دچار فترت بودند، دست یابد و به این ترتیب نزدیک به پانزده سال به عنوان خوارزمشاه حکومت کند.

[تصویر:  AA.gif]


همه از این متنفرند:
به خاطر کار نکرده مجازات شوند!
این است کلک روزگار! شاید هم نامردی افراد!

Dragon Hackers
Made By: SobhaN HackeR
On:MARCH 2008

میگویند زندگی را بپذیر، هر چند امواج خروشانش تو را به دوردست ترین جزیره ببرد

با رنج عمیق درونی آدمی از دیگران جدا می شود و والا می شود. فردریش نیچه

اشکهای دیگران را مبدل به نگاههای پر از شادی نمودن بهترین خوشبختی هاست . بیچاره آنی که خنده را مبدل به گریه کند.

برخی پست های مفید:
آموزش ساخت پوسته ورد پرس!(اینجا کلیک کنید!)
بانک ترفند های ویندوز ویستا!(اینجا کلیک کنید!)
05-11-2011 01:52 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

اخبار فناوری اطلاعات | نرم افزار املاک | هتل آپارتمان مشهد | ترجمه تخصصی | نرم افزار رستوران | نرم افزار تاکسی سرویس | نرم افزار رستوران | دانلود نرم افزار مطب | دانلود نرم افزار تاکسی سرویس | مجله پزشکی آسان طب | اتوماسیون پزشکی | کنکور آسان است | نرم افزار دفترچه تلفن نرم افزار چاپ چک نرم افزار رستوران نرم افزار فست فود نرم افزار کافی شاپ نرم افزار تاکسی سرویس نرم افزار نمایشگاه خودرو نرم افزار املاک نرم افزار هتلداری نرم افزار مطب نرم افزار دندانپزشکی نرم افزار انبارداری نرم افزار حسابداری فروشگاه نرم افزار وکالت مجله اینترنتی پارسی وان | مجله اینترنتی زیگیل | خرید بک لینک | خرید رپورتاژ | سینما تئاتر مای استیج | یک مهاجر | دنیای مهاجرت | مجله گردشگری کاروان | وردپرس دانلود | مجله تفریحی تندیس فان | نرم افزار Software | جوک جدید | اخبار هنر | اخبار کامپیوتر | سایت پزشکی | فروشگاه اینترنتی | سایت خبری | دانلود موزیک | اندروید سه | بانک شماره موبایل | پایگاه صالحین | مجله کامپیوتری | جاب لر | نوین ساخت | سهام نت | تکی کو | تم کد | مجله اینترنتی وبدون | پورتال خبری | سایت تفریحی تک لایو | مجله سرگرمی سیب رنک | سایت پزشکی دکتر طب | خرید گیفت کارت | مدرن بوک | تولید کننده روغن زیتون ماشین آلات صنایع غذایی تولید کننده جعبه و کارتن تولید کننده ادویه