کلمات کلیدی: «حكايت, مرد, شترسوار, مار»,
ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«حكايت مرد شترسوار و مار»
نویسنده پیام
simin آفلاین
ناظم سایت
****
ناظم سایت

ارسال‌ها: 543
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 6
ارسال: #1
«حكايت مرد شترسوار و مار»
«بازنوشت حكايتي از جوامع الحكايات»
روزي روزگاري مردي شترسوار در بيابان مي گذشت.به محله اي رسيد كه كاروان ها در آن جا اطراق مي كردند.كاروانسرا خالي بود،اما پيدا بود كه تازه كاروان گذشته است. بادشعله اجاق را گيرانده وبه خرمن هيزم هاي گوشه كاروانسرا انداخته بود. مرد چوب كشيد و به جان آتش افتاد تا آتش را از خرمن هيزم جدا كند. درست وسط آتش چشمش به مار بزرگي افتاد كه گرفتار شده و از هيچ طرف راه فرار ندارد. دل مرد به رحم آمد. با خودش گفت: شايد عمر اين فلك زده به سر نيامده است كه من سر راهش سبز شده ام خدا را خوش نمي آيد همين طور او را به حال خودش بگذارم. توبره اش را از كول گرفت.آن را به سر چوب بلندي گره زد و داخل آتش برد. * *مارخزيد و رفت تو توبره. چوب را از دل آتش بيرون كشيد و در آن را باز كرد . به مار روكرد وگفت: - عمرت به سر نيامده بود. حالا راهت را بكش برو. مار چرخي زد و خودش را كشيد طرف مرد ودور مچ پايش چنبره زد.گفت: - چرا خلاصم كردي؟ - گفتم درحقت خوبي كرده باشم. - من هم درحقت خوبي مي كنم؟ كمك ات مي كنم راحت بشي. حالا وقتشه غزل خداحافظي را بخواني. - آخر اين چه رسميه؟ خوبي كجا رفته! - حرفي نيست تو در حق من خوبي كردي؟ تا حالا اگر چيزي از رفاقت مار با آدمي زاد شنيده اي براي من هم بگو! هيچ مي داني تا حالا چند نفر را خاكستر كردم؟ - كار ديگري نداري؟! ... حالا بيا واز خيرِ ما يكي بگذر. - از قديم گفته اند سزاي خوبي بدي است. - والله ما جور ديگري شنيده ايم. آخركجا ديده اي جواب كار خوب را با بدي بدهند؟ - همين ديگر!... تو چوب حماقتت را مي خوري. مرد كه ديد راه فراري نيست گفت: در مرام ما براي اين كه حرفت به كرسي بنشيند بايد سه تا شاهد بياوري. مار گفت: روي حرفت كه هستي؟! مرد گفت : تو شاهد بياور گردن من از مو باريك تر. مار دوروبرش را نگاه كرد .گاوميش را ديد كه داشت مي چريد.مار كش آمد و خزيد طرف گاوميش و پرسيد: - ترا به خدا حاليِ اين آدمي زاد بكن كه سزاي كارخوب چه چيزي است. گاوميش گفت:در مرام شما آدم هاي دوپا اين طور است ديگر.شما جواب خوبي را با بدي مي دهيد.من مال يكي از همين آدم ها بودم. هرسال برايش يك گوساله مي آوردم. دم ودستگاه او را پر از روغن وسفره اش را پر از روزي كرده بودم.از دولتيِ سرِ من به نان و نوايي رسيده و آدمِ خودشان شده بودند. اما، روزي كه پير شدم واز كار افتادم مرا به حال خودم نگذاشت.چون چاق و چله شده بودم و به كار ديگري نمي آمدم، رفت ويك قصاب آورد و مرا به او فروخت. مار گفت: شنيدي حالا؟! اين را داشته باش. مرد شتر سوار گفت: با حرف يك نفر كه نمي شود فتوا داد. مار دور و بر خود را نگاه كرد. درخت تنومند و پر بروباري را ديد. نزديك درخت رفتند.مار رو به درخت فيشي كرد و گفت: ببين با تو هستم! جواب ما را بده! عاقبت خوبي كردن چه چيزي است؟! درخت گفت: نمي دانم چه بگويم ... از اين موجود دوپا هرچه بگويي بر مي آيد. همين كه توي اين بيابان برهوت به من مي رسند و تو سايه ام لم مي دهند ، شروع مي كنند به نقشه كشيدن. يكي مي گويد شاخه هاي اين درخت جان مي دهد براي تير وكمان درست كردن. يكي مي گويد از شاخه ها وتنه ام يك دروپيكر درست و حسابي در مي آيد. آن يكي تبر مي كشد به جان من كه هيزم اين درخت حرف ندارد. خوب حالا چه مي گويي؟ مرد شتر سوار پاك نا اميد شد.توي فكر رفت. باخودش گفت : از اين ستون به اين ستون فرج است. به مارگفت: - آقا جان حرف تو درست. بيا و يك شاهد ديگر هم پيدا كنيم كه خيال من راحت بشود. روباهي آن دوروبرها داشت آن ها را مي پاييد و گوش خوابانده بود. مرد زبان باز نكرده بود كه روباه سر او جار زد: - آخر مرد تو چه طور نمي داني كه مكافات عمل خوبي، بدي است! مرد شتر سوار رنگ از صورتش پريد. مار چنبره زد وآماده خيز شد. روباه رو به مرد كرد وگفت: - بگو ببينم تو چه خوبي در حق اين مار زبان بسته كرده اي؟ مرد كه ديگر رنگ به صورت نداشت گفت: - من ِ فلك زده آمدم ثواب كنم.اين مار وسط آتش گير كرده بود . دستم بشكند كه او را بيرون آوردم. - اين چه حرفي است؟ مي خواهي باور كنم؟ نكند فكر مي كني با دسته كورها طرف هستي؟ اگر راست مي گويي بگو كه اورا چه طور از آتش بيرون كشيدي؟ مرد گفت: - توبره ام را سر اين چوب بستم و بردم تو آتش. مار رفت تو توبره بعد كشيدمش بيرون. - آخر مرد حسابي اين حرف را چه كسي باور مي كند. يك چيزي بگو كه بگنجد. آخر مار به اين گردن كلفتي تو اين توبره كوچك جا مي گيرد؟ تا به چشم خودم نبينم حكم خودم را نمي دهم. مار كه به غيرتش بر خورده بودگفت: - ناراحت نشو مار از سر رفاقت مي گويد. مرد درتوبره را باز كرد.مار وارد توبره شد.روباه روبه مردكردوگفت: - مهلت نده. مرد سر توبره را محكم گرفت و به زمين كوبيدو مار را كشت. روباه گفت: - آخر مگر عقل به كله ات نيست.دشمن را اگر ديدي گرفتار شده امانش نده. اگر خلاص شد ديگر از عهده اش بر نمي آيي! باقي بقاي شما.

ديگران را می بخشم , حتی آنانی را كه مرا آزرده اند . نه از برای آنكه ايشان مستحق بخشايشند , بلكه من لايق آرامشم ...
09-11-2011 05:49 PM
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
! Omid StaR ! آفلاین
امید کریم زاده
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 4,725
تاریخ عضویت: Oct 2011
اعتبار: 104
ارسال: #2
RE: «حكايت مرد شترسوار و مار»
ممنون خیلی جالب بود

زندگی به من آموخت

که همیشه منتظر حمله احتمالی کسی باشم
که به او محبت فراوانی کرده ام
09-11-2011 06:01 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

اخبار فناوری اطلاعات | نرم افزار املاک | نرم افزار رستوران | نرم افزار تاکسی سرویس | نرم افزار رستوران | دانلود نرم افزار مطب | دانلود نرم افزار تاکسی سرویس | مجله پزشکی آسان طب | اتوماسیون پزشکی | نرم افزار دفترچه تلفن نرم افزار چاپ چک نرم افزار رستوران نرم افزار فست فود نرم افزار کافی شاپ نرم افزار تاکسی سرویس نرم افزار نمایشگاه خودرو نرم افزار املاک نرم افزار هتلداری نرم افزار مطب نرم افزار دندانپزشکی نرم افزار انبارداری نرم افزار حسابداری فروشگاه نرم افزار وکالت مجله اینترنتی پارسی وان | مجله اینترنتی زیگیل | خرید بک لینک | خرید رپورتاژ | سینما تئاتر مای استیج | یک مهاجر | دنیای مهاجرت | مجله گردشگری کاروان | وردپرس دانلود | مجله تفریحی تندیس فان | نرم افزار Software | جوک جدید | اخبار هنر | اخبار کامپیوتر | سایت پزشکی | فروشگاه اینترنتی | سایت خبری | اندروید سه | مجله کامپیوتری | تم کد | مجله اینترنتی وبدون | سایت تفریحی تک لایو | مجله سرگرمی سایت پزشکی دکتر طب | فرتکست | مجله پزشکی نت سلامت | کافه ایرونی | مجله خندانک | مجله اینترنتی فان استار | مجله من | مجله اینترنتی دونیمه | مجله اینترنتی بردیا | فاینال مد | فرهنگیا | نامبروان | جان نو | مگفر | مجله 24 | نیمچه | تک پدیا | آیناز وب | مطالب بیست | میهن اسکای | نیک آنلاین | شینار | وطنی ها | طب جدید | هوای تازه | آاقای گل | برترین مطالب | دایی رضا | فارس پدیا | آجودانیه | چارشنبه | فانیفا | قارپوز | گوهرمند | گل بهار | جهان من | جوان امروز | کالچر | مه آذین | مجله سبز | مگناب | دنیای نت | نیک اندیشه | نیکاندوست | نیک پاتوق | ازبک | پارمینو | پیک آبی | پورتال من | راز آلود | روسپید | رشد نگر | رویای زندگی | شورانگیز | سیمای وب | نتیها | تاپکده | وب دوستان | ویکی وان | یکناز | زرچوب | زردقناری | عصرطلایی | فرتورز | آموزش گیتار | مایادانلود | | دکتر CMS | سایت آموزش گیتار | رایان درمان | پارسیان گشت | ایران کافه | گیتی بوک | مجله فراتوریسم | فراتوریسم | دکتر آسان دنت | آسان دنت | مجله گردشگری افراگشت | افراگشت | هشت گام | فرکافی | میهن تاج | مجله پزشکی رایان درمان | موج سینما | تیزباد | برفانک | کافه داران | کینگ دانلود |