کلمات کلیدی: تفسیر, سوه, علق, ««,
ارسال پاسخ 
 
امتیاز موضوع:
  • 1 رأی - میانگین امتیازات: 5
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«« تفسیر سوه ی علق ««
نویسنده پیام
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #1
Star «« تفسیر سوه ی علق ««
مقدمه
اغلب تفاسيرى که از سوره‏هاى قرآن به دست داده مى‏شود، حاصل نگرشى انتزاعى و کلى‏گرايانه و بريده از بستر تاريخى نزول آنها و با تلقى ماورائى و آسمانى نسبت به زبان قرآن است؛ حال آن که اين نحوه از نگرش و تلقى آدمى را از فهم صائب و صحيح مراد الهى باز مى‏دارد.
در اين نوشتار بر آن هستيم که نادرستى چنين تلقى و نگرشى را در خصوص زبان قرآن و تفسير آن با عرضه‏ىِ تفسيرى تاريخى و عرفى از سوره‏ىِ علق آشکار سازيم.
تفسير تاريخى و عرفى سوره‏ىِ علق بر دو پيش‏فرض اساسى مبتنى است: يکى آن که زبان قرآن زبانى عرفى است و به زبان عرف عام عرب حجاز در عصر نزول نازل شده است؛ البته زبانى که در مرکز و عاصمه عرب حجاز آن عصر يعنى مکه و مدينه رواج داشته است و زبان معيار آن مردم تلقى مى‏شده است؛ بر همين اساس، از الفاظ قرآن همان معناهايى اراده شده‏است که معهود عرب عصر نزول قرآن بوده و ويژگى‏هاى زبان‏شناختى قرآن همان ويژگى‏هاى زبان‏شناختى موجود در زبان آن مردم است؛ يعنى چنان که در زبان عرب مجاز و کنايه، حذف و تقدير، ايجاز و تفصيل، و جز آنها وجود دارد، در قرآن نيز اين ويژگى‏ها به چشم مى‏خورد.
پنهان نماند که عرفى بودن زبان قرآن به معناى بشرى و غير وحيانى بودن قرآن نيست. ترديدى نمى‏توان داشت که قرآن در عين حالى که وحيانى است، به منظور فهم بشر در قالب زبان بشرى)لسان عربى( نازل شده است)وحيد بهبهانى؛ الفوائد الحائريه، ص106 و نکونام؛ »عرفى بودن زبان قرآن«، صحيفه‏ىِ مبين، ش20، ص13 به بعد(.
پيش فرض ديگر آن است که آيات قرآن متناسب با مقتضيات و حاجات زمان نزولش نازل شده است و لذا ناظر به موارد و مصاديق زمان نزول خويش است)نکونام، درآمدى بر تاريخ‏گذارى قرآن، ص75 به بعد(. هر واحد نزول قرآن به مثابه‏ىِ خطبه‏ىِ خطيبى حکيم و بليغ است که حسب مقتضاى حالات و حاجات مردم عصر و مصر نزول قرآن ايراد شده است؛ به همين رو مقتضيات و اسباب نزول آيات قرآن در خود آيات انعکاس پيدا کرده است)همان، ص123).
مقتضيات و اسباب نزول قرآن دو دسته‏اند: برخى از آنها رخدادهاى خاص و برجسته‏اى‏اند که نزول آيات معينى را ايجاب کرده‏اند و اسباب نزول قرآن به معناى خاص ناظر به همين قسم است و برخى از آنها شرايطِ عامِ حاکم بر فضاى نزول قرآن به شمار مى‏روند که مى‏توان از آن به »فضاى نزول قرآن« يا »اسباب عام نزول قرآن« تعبير کرد؛ بنابراين، مى‏توان گفت: همه‏ىِ قرآن اسباب نزول داشته‏اند؛ منتها اسباب نزول برخى از آنها خاص و اسباب نزول برخى ديگر از آنها عام بوده است.
بى‏ترديد، آياتى که در تعابير مشهور فاقد اسباب نزول خوانده مى‏شوند، بدون لحاظ شرايط محيطى و فرهنگى و اجتماعى و دينى عرب عصر نزول نازل نگرديده است و اساساً رمز بلاغت قرآن نيز در رعايت همين نکته بوده‏است؛ چرا که بلاغت کلام را به رعايت مقتضاى حال مخاطب تعريف مى‏کنند)هاشمى؛ جواهر البلاغة، ص32).
مخفى نماند که لحاظ شرايط عصر نزول و رعايت مقتضاى حال مخاطبان قرآن مستلزم اختصاص آيات قرآن به آنان و عدم جاودانگى قرآن نيست)نکونام، پيشين، ص76)؛ چون معارف و احکام قرآن موافق فطرت آدمى است و فطرت آدمى از عصرى به عصرى ديگر دگرگونى نمى‏پذيرد)فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ، روم، آيه‏ىِ 30).
در قرآن از طرفى تصريح شده است، هر پيامبرى به لسان قوم خود مبعوث شده )ابراهيم، آيه‏ىِ 4) و لزوماً کتاب آسمانى هريک از پيامبران‏عليهم السلام به زبان قومش نازل گرديده و پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله نيز به همين رو خود از ميان عرب به پيامبرى برانگيخته شده و کتاب آسمانى او هم به لسان عربى نزول يافته است)بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبينٍ ، شعرا، آيه‏ىِ 195). از طرف ديگر تصريح گرديده است که قرآن براى هدايت و انذار همه‏ىِ آدميان نازل شده است)وَ أُوحِيَ إِلَيَّ هذَا الْقُرْآنُ ِلأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَ مَنْ بَلَغَ، انعام، آيه‏ىِ 19). راه جمع ميان اين دو حقيقت اين است که گفته شود، زبان قرآن عربى است؛ اما معارف و احکامش فراعربى است.
پنهان نيست که بيان تفصيلى پيش‏فرض‏هاى بحث و ادله‏ىِ متعدد آنها در اين مقاله موجب خروج از بحث اصلى مى‏گردد؛ لذا در اينجا به همين اندازه بسنده مى‏گردد.
12-11-2011 06:16 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #2
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

2. بستر تاريخى نزول سوره‏ىِ علق

سوره‏ىِ علق زمانى نازل شده است که مدتى از بعثت رسول‏خداصلى الله عليه وآله سپرى شده و در اين مدت سوره‏ىِ حمد و وضو و نماز به آن حضرت آموخته شده بود و ايشان در ملأ عام نماز مى‏گزارد و قومش را به پنهانى و انفرادى به نبوت خود مى‏آگاهانيد و آنان را به آيين خود فرامى‏خواند؛ اما آنان او را دروغگو شمرده و از او روى گردانيده و از نماز گزاردن او در ملأ عام جلوگيرى مى‏کردند و حتى براى مقابله با آن حضرت انجمن کردند و تصميم گرفتند که به نحوى جلوى نماز گزاردن آن حضرت را بگيرند که سوره‏ىِ علق نازل شد و طى آن از آن حضرت خواسته شد، با استعانت از اسم ربّ بر نمازگزارى خود ثابت‏قدم باشد و از توطئه‏ىِ قومش بيم به خود راه ندهد که خداوند آنان را کفايت خواهد کرد و چنانچه بازنايستند، آنان را عذاب خواهد نمود.
شواهدى که اين پيشينه و بستر تاريخى را براى سوره‏ىِ علق تأييد مى‏کند، به قرارى است که در پى مى‏آيد.

1 .2. مضامين سوره‏ىِ علق
[b]


چنان که اشاره شد، سوره‏هاى قرآن به اقتضاى اوضاع و شرايط بستر تاريخى زمان نزولش نازل شده‏است؛ لذا آن اوضاع و شرايط در آيات سوره‏ها منعکس گرديده است.
در خصوص سوره‏ىِ علق نيز همين گونه است. آيات سوره‏ىِ علق اوضاع و شرايط زمان نزولش را اين چنين گزارش کرده است:
پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله نماز گزارده است: »عَبْداً إِذا صَلَّى«)علق، 10)؛ »کَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ«)علق، 19).
يکى از مشرکان پيامبرصلى الله عليه وآله را از نمازگزاردن نهى کرده است: »أَ رَأَيْتَ الَّذي يَنْهى«)علق، 9).
پيامبرصلى الله عليه وآله به نبوت مبعوث شده بود: »أَ رَأَيْتَ إِنْ کانَ عَلَى الْهُدى«)علق، 11).
پيامبرصلى الله عليه وآله به تبليغ رسالتش اهتمام ورزيده است: »أَوْ أَمَرَ بِالتَّقْوى«)علق، 12).
يکى از مشرکان او را دروغگو خوانده و از او روى گردانيده است: »أَ رَأَيْتَ إِنْ کَذَّبَ وَ تَوَلَّى«)علق، 13).
آن مشرک بر عمل خود مداومت مى‏کرده است: »کَلاَّ لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ«)علق، 15).
آن مشرک از سران مشرکان بوده است: »فَلْيَدْعُ نادِيَهُ«)علق، 17).
حاصل آن که پيامبرصلى الله عليه وآله پس از آن که به پيامبرى مبعوث شده و به او نماز تعليم داده شده بود، در ملأ عام نماز مى‏گزارْد؛ از اين رو، مشرکان از آن آگاهى يافته و بزرگ آنان درباره‏ىِ آن از پيامبرصلى الله عليه وآله پرسش کرده‏است. آن حضرت، در پاسخ، ضمن بيان رسالت خويش او را به پرواپيشگى فرمان داده است؛ اما او ضمن دروغگو شمردن آن حضرت و روى‏گردانى از او، به طور مکرر، از آن حضرت مى‏خواهد از نمازگزاردن در ملأ عام بازايستد؛ اما خداوند به آن حضرت فرمان مى‏دهد: از او اطاعت مکن و به نمازگزاردن خود ادمه بده.
[/b]

12-11-2011 06:17 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #3
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

2 .2. شأن نزول سوره‏ىِ علق

درست همان مضامينى که در آيات سوره‏ىِ علق آمده است، در روايات شأن نزول نيز منعکس است:
عباس عموى پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله آورده است:
روزى در مسجد بودم که ابوجهل آمد و گفت: بر من است که اگر محمد را در حال سجده بينم، پاى بر گردنش گذارم. من بيرون رفته، بر رسول‏خداصلى الله عليه وآله درآمدم و سخن ابوجهل را به او بازگفتم.
او خشمگين آمد که به مسجد درآيد. خواست وارد شود، ديوار فروريخت.
من گفتم: اين روز بدى است؛ آنگاه لُنگ بستم و پى او رفتم.
رسول‏خداصلى الله عليه وآله واردشد و مى‏خواند: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذي خَلَقَ. وقتى به قسمت مربوط به ابوجهل رسيد]يعنى:[ کَلاَّ إِنَّ اْلإِنْسانَ لَيَطْغى، شخصى به ابوجهل گفت: اى اباحکم اين محمد است.
ابوجهل گفت: مگر آنچه را من مى‏بينم، تو نمى‏بينى؟ به خدا فضاى آسمان را بر من بسته‏است.
رسول‏خداصلى الله عليه وآله وقتى به پايان سوره رسيد، سجده کرد.
نظير اين مضامين را ابوهريره، ابن عباس، قتاده، عکرمه، مجاهد و امام باقرعليه السلام نيز نقل کرده‏اند)طبرى، جامع البيان؛ ج30، ص322 و سيوطى، الدر المنثور، ج6، ص370 و مجلسى، ج18، ص52).
در روايتى از ابن عباس آمده است: ابوجهل به پيامبرصلى الله عليه وآله گذر کرد، آن حضرت نماز مى‏گزارد. گفت: اى محمد مگر تو را از نماز گزاردن نهى نکردم؟ دانسته‏اى که در مکه هيچ‏يک بيش از من خويشاوند)نادى( ندارد)ابن کثير، ج1، ص477).

3 .2. روايات تشريع نماز


به گواهى روايات، در روز نخست بعثت، جبرئيل‏عليه السلام به پيامبرصلى الله عليه وآله وضو و نماز را آموخت و آن حضرت در همان روز نماز گزارد)ابن ابى الحديد، ج3، ص229).
آورده‏اند: اولين نمازى که واجب شد، نماز ظهر بود و على‏عليه السلام با پيامبرصلى الله عليه وآله نماز گزارد و خديجه‏عليها السلام نيز در همان روز نماز عصر را با پيامبرصلى الله عليه وآله برگزار کرد)مجلسى، ج18، ص196). نماز پيامبرصلى الله عليه وآله در آن هنگام، دو رکعتى بود و رکوع و سجود داشت)همان، ص194). او ميان دو رکن اسود و يمانى نماز مى‏گزارد و کعبه را ميان خود و شام قرار مى‏داد)همان، ص240).
عفيف(1) در مشاهدات خود از نماز پيامبرصلى الله عليه وآله در اوايل بعثت آورده است که آن نماز رکوع و سجود داشته است و در آن هنگام جز همان سه نفر - يعنى پيامبرصلى الله عليه وآله و خديجه‏عليها السلام و على‏عليه السلام - بر دين اسلام نبودند)طبرى، تاريخ الطبرى؛ ج1، ص538-537).
12-11-2011 06:17 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #4
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

4 .2. روايات مربوط به سوره‏ىِ حمد

در روايات چندى آمده است که سوره‏ىِ حمد در همان نخستين روز بعثت پيامبرصلى الله عليه وآله نازل شده است. از جمله ضحاک)ت بعد 100ق( از ابن عباس )ت68ق( و امام هادى از پدرانش از على‏عليهم السلام آورده‏اند که وقتى خداى عز و جل پيامبر ما محمدصلى الله عليه وآله را مبعوث کرد، جبرئيل‏عليه السلام به او فرمود: بگو! »بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ «)طبرى، جامع البيان طبرى، ج1، ص101 99 92 89 77 و 105 و حويزى، ج1، ص19) و عمرو بن شرحبيل ابو ميسره)ت 63ق( آورده است که جبرئيل به آن حضرت گفت: بگو: »بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ«. او هم آن را گفت و او آن را سه بار بر آن حضرت تکرار کرد؛ سپس گفت: بگو: »الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ«. سه بار تا آن که آن )سوره( را به پايان برد)واحدى، ص11 و ابن کثير، التفسير، ج1، ص424).
نيز در روايات فراوانى آمده است که رسول‏خداصلى الله عليه وآله فرمود: »لاصلاةَ لِمَنْ لَمْ يَقْرَأْ بِفاتِحَةِ الْکِتاب؛ هيچ نمازى براى کسى که )آن را( با فاتحة الکتاب نخواند، ]روا[ نيست«)قرطبى، ج1، ص84). کسانى که اين مضمون يا مشابه آن را روايت کرده‏اند، عبارت اند از: عبادة بن صامت(38 ق ه - 34ق(، ابوهريره(20ق ه -78ق(، عمر بن الخطاب ، عبدالله بن عباس)ت 68ق(، ابى بن کعب)ت 19ق(، أبى أيوب انصارى)ت 50ق(، عبدالله بن عمرو بن العاص)ت 65ق(، ابوسعيد خدرى)ت 64ق( و عثمان بن‏أبى‏العاص)ت 51ق( و خوّات بن‏جبير)ت 40ق(. همين‏طور مشابه آن را محمد بن‏مسلم)ح 150-60ق( از امام باقرعليه السلام و فضل بن شاذان)ت 260ق( از امام رضاعليه السلام روايت کرده‏اند)حر عاملى، ج4، ص732).
نظر به اهميت قرائت سوره‏ىِ فاتحه در نماز بايد گفت که به احتمال قوى پيامبرصلى الله عليه وآله هيچ نمازى را بدون آن سوره نگزارده و در نتيجه بايد گفت که به احتمال قوى آن سوره در همان آغاز نبوت نازل شده است.

5 .2. روايات مربوط به اقامه‏ىِ نماز در آغاز بعثت


در روايات متعددى آمده است که در اوايل بعثت، نخستين مسلمانان که عبارت بودند از پيامبرصلى الله عليه وآله، خديجه‏عليها السلام و على‏عليه السلام در ملأ عام در کنار خانه‏ىِ کعبه به جماعت نماز مى‏گزاردند و اين سبب شده بود که توجه مشرکان به ايشان جلب شود؛ حتى بازرگانانى که به مکه آمده بودند، به آن توجه پيدا کرده بودند و لذا درباره‏ىِ آنان از مکى‏ها سؤال مى‏کردند.
عفيف نقل مى‏کند:
من بازرگان بودم و در ايام حج به مِنى آمدم. عباس بن عبدالمطلب نيز بازرگان بود. نزد او رفتم که با او داد و ستد کنم که ديديم مردى آمد و برابر کعبه به نماز ايستاد. سپس زنى آمد و به نماز ايستاد و )نيز( نوجوانى با او به نماز ايستاد. پرسيدم: اى عباس! اين دين چيست؟ من نمى‏دانم اين چه دينى است؟ پاسخ داد: اين محمد بن عبدالله است. عقيده دارد که خدا او را فرستاده است و گنج‏هاى کسرى و قيصر را فتح خواهد کرد و اين زنش خديجه‏عليها السلام دخت خويلد است که به او گرويده است و اين نوجوان پسرعمويش على بن ابى طالب‏عليه السلام است که به او ايمان آورده است)مجلسى، ج11، ص208 و طبرى، تاريخ الطبرى، ج1، ص538 و ابن کثير، السيرة النبوية، ج1، ص447).
نماز گزاردن پيامبر در کنار کعبه عملى مستمر بوده است و لذا قصه‏هاى متعددى در اين زمينه، ميان پيامبرصلى الله عليه وآله و مشرکان رخ داده است.
12-11-2011 06:17 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #5
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««
عبدالله بن مسعود گويد:
زمانى رسول‏خداصلى الله عليه وآله در حال سجده بود و ابوجهل و گروهى از قريش پيرامونش بودند و در آنجا جفت شترى افتاده بود، گفتند: چه کسى اين جفت را برمى‏گيرد و بر پشت او مى‏اندازد که عقبة بن ابى معيط آمد و آن را بر پشت پيامبرصلى الله عليه وآله انداخت و فاطمه‏عليها السلام آمد و آن را از پشت آن حضرت برداشت و بر آن که چنين کرده بود، نفرين کرد)مجلسى، ج18، ص57 و 209 و احمدبن حنبل، ج1، ص393).
ابن مسعود اين گروه را ابوجهل، عتبة بن ربيعه، شيبة بن ربيعه، عقبة بن ابن معيط و أميّة بن خلف - يا ابى بن خلف )ترديد از راوى است( - برشمرده است)همان(.
نيز آورده‏اند که روزى پيامبر در حجر نشسته بود که جفت گوسفندى را بردند و بر آن حضرت افکندند که حمزه از آن آگاه مى‏شود و آن جفت را به سبيل همه‏ىِ آن قريشيانى که چنين کرده بودند، مى‏مالد)همان(.
همين‏طور، از عبدالله بن عمرو بن عاص نقل است که رسول‏خداصلى الله عليه وآله نزد کعبه بود. عقبة بن ابى مُعيط آمد و لباس رسول‏خداصلى الله عليه وآله را در گردنش پيچيد و به سختى کشيد)طبرى، تاريخ الطبرى، ج1، ص548).
از جمع‏بندى اين روايات چنين به دست مى‏آيد که در همان روز اول بعثت به پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله به همراه وضو و نماز سوره‏ىِ حمد نيز تعليم داده شد و با گرويدن خديجه‏عليها السلام و على‏عليه السلام به آن حضرت تا مدت قابل توجهى، آن سه در ملأ عام در کنار خانه‏ىِ کعبه به جماعت نماز مى‏گزاردند. همين امر موجب شده بود که رئيس مشرکان مکه به آنان توجه پيدا کند و از عمل آنان پرسش نمايد. طبيعتاً پيامبرصلى الله عليه وآله هم او را به واقعيت امر آشنا کرد و حتى او را به اسلام دعوت نمود؛ اما وى پيامبرصلى الله عليه وآله را دروغگو شمرد و از دعوت او روى برتافت و حتى از عمل پيامبرصلى الله عليه وآله برآشفت و درصدد برآمد، پيامبرصلى الله عليه وآله را از نمازگزاردن در کنار خانه‏ىِ کعبه بازدارد. او به طور مکرّر پيامبرصلى الله عليه وآله را از نمازگزاردن در کنار کعبه نهى مى‏کند؛ اما ظاهراً چون پيامبرصلى الله عليه وآله به نهى او ترتيب اثر نمى‏داد تا اين که درصدد برآمد، با خشونت از نمازگزاردن او جلوگيرى کند.
درست در همين شرايط سوره‏ىِ علق نازل مى‏شود و خداوند طى آن ضمن امر به پيامبرصلى الله عليه وآله به ادامه‏ىِ اقامه‏ىِ نماز در کنار کعبه، ابوجهل را تهديد مى‏کند که اگر از کار خود بازنايستد، او را عذاب خواهد کرد. به انجمن‏شان نيز هشدار مى‏دهد، درصدد تعرض به پيامبر برنيايند که آنان را نيز عذاب خواهد نمود: أَ لَمْ يَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ يَرى کَلّا لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ ناصِيَةٍ کاذِبَةٍ خاطِئَةٍ فَلْيَدْعُ نادِيَهُ سَنَدْعُ الزَّبانِيَةَ)علق، 18-15).
12-11-2011 06:18 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #6
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

6 .2. شخصيت ابوجهل
ابوجهل عمرو بن هشام بن مغيره مخزومى)حدود 624- 560م( عموزاده‏ىِ وليد بن مغيره مخزومى(622- 527م(، رئيس وقت قريش بود)مجلسى، ج15، ص153)؛ اما به لحاظ آن که وليد به هنگام بعثت(510م( از هشتاد سالگى گذشته و پير شده بود، ابوجهل رياست قريش را پيدا کرده بود. ابوجهل را بزرگ مکيان )سيد اهل القرى( مى‏خواندند)احمد بن حنبل، ج1، ص400) و حتى در روايتى آورده‏اند که مراد از بزرگ مکه در »رَجُلٍ مِنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظيمٍ«)زخرف، آيه‏ىِ 31)، ابوجهل بوده است)ابن شهر آشوب، ج1، ص47 و مجلسى، ج18، ص235). البته مشهور آن است که او وليد بن مغيره بوده است)طبرى، جامع البيان، 83 25). نيز نقل است که آيه‏ىِ »ذُقْ إِنَّکَ أَنْتَ الْعَزيزُ الْکَريمُ«)دخان، آيه‏ىِ 49) ناظر به ابوجهل است)همان، ص173).
به همين رو، ملاحظه مى‏شود، تقريباً، ابوجهل در تمام رويدادهاى ميان مشرکان مکه و پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله، نقش بسيار فعالى را بر عهده داشته است؛ نظير جلوگيرى از نمازگزارى پيامبرصلى الله عليه وآله در کنار خانه‏ىِ کعبه)مجلسى، ج18، ص58)، جفت شتر افکندن بر سر رسول خداصلى الله عليه وآله به هنگام سجده)همان، ص57)، اصرار بر وليد مبنى بر سخنى بر ردّ قرآن گفتن)همان، ص168)، اهتمام به مذاکرات متعدد با ابوطالب و رسول اکرم‏صلى الله عليه وآله جهت تسليم يا تطميع آن حضرت)همان، ص238، ج19، ص39)، تلاش در مورد حصر بنى‏هاشم و بنى‏عبدالمطب در شعب ابى‏طالب)همان، ج19، ص14)، به قتل رساندن سميه مادر عمار اولين شهيد اسلام)همان، ج18، ص210)، فعاليت در توطئه‏ىِ قتل پيامبرصلى الله عليه وآله در ليلة المبيت)همان، ج19، ص39) و سرانجام برپايى جنگ بدر که در آن به هلاکت رسيد و در همين زمان بود که پيامبرصلى الله عليه وآله او را »فرعون هذه الامة« ناميد)احمد بن حنبل، ج1، ص444).
تشبيه ابوجهل به فرعون اگر چه به لحاظ رفتار جاه‏طلبانه و متکبرانه‏ىِ او بوده است، اما بعيد نيست که در اين تشبيه نيم‏نگاهى هم به نوع موضع‏گيرى ابوجهل، به عنوان رئيس مخالفان پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله و فرعون به عنوان رئيس مخالفان حضرت موسى‏عليه السلام افکنده شده باشد. مقايسه‏ىِ آيات مربوط به فرمان خداى تعالى به حضرت موسى‏عليه السلام در آغاز نبوتش)نازعات، آيات 24 -15) با آيات سوره‏ىِ علق که حاکى از رويدادهاى آغاز نبوت پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله است، تشابهات فراوانى را نشان مى‏دهد. هر دو، فرعون و ابوجهل، در آغاز نبوت به دين الهى دعوت شدند؛ اما هر دو، پيامبر الهى وقت خود را دروغ‏گو شمردند و از ايشان روى گرداندند و به مقابله با او برخاستند.
شايان ذکر است که نبوت پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله و حضرت موسى‏عليه السلام از جهت ديگرى نيز با هم شباهت دارند و آن اين است که هر دو پيامبر در همان آغاز نبوت، به اقامه‏ىِ نماز فرمان داده شدند. آياتى که به چنين فرمانى در آغاز نبوت حضرت موسى‏عليه السلام تصريح دارد، اين چنين است:
وَ أَنَا اخْتَرْتُکَ فَاسْتَمِعْ لِما يُوحى إِنَّني أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ أَنَا فَاعْبُدْني وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْري )طه، آيات 14-13)؛ و من تو را برگزيده‏ام، پس به آنچه وحى مى‏شود، گوش فرا ده. منم، من، خدايى که جز من خدايى نيست، پس مرا پرستش کن و به ياد من نماز برپا دار.

12-11-2011 06:18 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #7
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

3. تفسير پنج آيه‏ىِ نخست در بستر تاريخى
با توجه به شواهد و مؤيداتى که آمد، بايد پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق را نيز در چنين بستر و فضايى که گزارش شد، تفسير کرد. جريان از اين قرار بوده است که پيامبرصلى الله عليه وآله به پيامبرى قومش برانگيخته شده است و رئيس قومش را به اسلام دعوت کرده است؛ اما او وى را دروغ‏گو شمرده و از او روى گردانيده است. حتى به طور جدى در صدد مقابله با آن حضرت برآمده است. بعيد نيست شروع جريان از آنجايى بوده است که مشاهده کردند، پيامبرصلى الله عليه وآله به همراه همسر و پسر عمويش در کنار خانه‏ىِ کعبه نماز مى‏گزارد. مشرکان با ملاحظه‏ىِ آن، موضوع را به اطلاع ابوجهل و ديگر سران قريش مى‏رسانند و ابوجهل بر آن مى‏شود، با رسول خداصلى الله عليه وآله در اين زمينه گفتگو کند که سرانجام به تکذيب آن حضرت و جلوگيرى از نمازگزاشتن ايشان در کنار خانه‏ىِ کعبه مى‏انجامد. حال بايد تأمل کرد که آن آيات در اين بستر و فضا چگونه معنا پيدا مى‏کند.
نويسنده بر اين نظر است که اين آيات نيز ناظر به جريانى است که مذکور افتاد؛ يعنى در اين آيات به پيامبراسلام‏صلى الله عليه وآله دستور داده شده است که کماکان نماز بگذار و اين امر با لفظ »اقرء« دو بار مورد تأکيد قرار گرفته است و در عين حال در اين آيات تلويحاً به مشرکان توجه داده شده است که پيامبرصلى الله عليه وآله را همان خدايى که آدمى را از علق آفريده، به پيامبرى برانگيخته است و آنچه را او مى‏گويد، خداوند به او آموخته است و لذا او دروغگو نيست.
شواهدى که اين نظر را تأييد مى‏کند، علاوه بر مواردى که پيش از اين آمد، به اين قرار است:

1 .3. آيات ذيل سوره‏ىِ علق
[b]

چنان که ملاحظه شد، در آيات »أَ رَأَيْتَ الَّذي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى«)علق، 9 و 10)؛ و نيز در آيه‏ىِ پايانى »کَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ«)علق، 19) سخن از نهى ابوجهل از نمازگزارى پيامبرصلى الله عليه وآله و فرمان خدا به آن حضرت مبنى بر عدم اطاعت از او و ادامه‏ىِ اقامه‏ىِ نماز است.
اين خود قرينه‏اى است بر اين که پنج آيه‏ىِ نخست اين سوره نيز ناظر به همين موضوع است و در آن به پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله دستور داده شده است که بر نمازگزارى خود پايدارى ورزد و به نهى ابوجهل ترتيب اثر ندهد.
با اين توصيف، »باء« در »اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ« باء استعانت است و به اين ترتيب، معناى آن اين مى‏شود که با استعانت از نام پروردگارت، نماز را به پادار و از توطئه‏ىِ مشرکان بيم به خود راه مده.
[/b]

12-11-2011 06:18 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #8
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

2 .3. استعمال »قرآن« به معناى »صلاة«
به نظر مى‏رسد، به لحاظ آن که، سوره‏ىِ حمد با يک يا دو سوره‏ىِ ديگر قرآن، بخش برجسته‏ىِ نماز محسوب مى‏شود، خداى تعالى از باب استعمال جزء در کل، بر نماز)صلاة(، قرآن نيز اطلاق کرده است و اين در آيات قرآن نظائر متعددى دارد؛ مانند:
أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کانَ مَشْهُوداً )اسراء، آيه‏ىِ 78)؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريکى شب برپادار، و ]نيز[ نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره ]مقرون با[ حضور ]فرشتگان [است.
يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَليلاً أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتيلاً)مزمل، آيات4-1)؛ اى جامه به خويشتن فرو پيچيده، به پا خيز شب را مگر اندکى، نيمى از شب يا اندکى از آن را بکاه، يا بر آن ]نصف [بيفزاى و قرآن)نماز( را شمرده شمرده بخوان.
فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ)مزمل، آيه‏ىِ 20)؛ هر چه از قرآن)نماز( ميسر مى‏شود، بخوانيد.
مفسران، با استناد به سياق آيات مذکور و روايات مربوط، مراد از »قرآن« را در اين آيات خواندن قرآن در نماز يا خود نماز دانسته‏اند.)طبرسى، ج6، ص283 و طباطبايى، ج13، ص 175 و ج20، ص60 و 62 و ابن کثير، التفسير، ج1، ص13).
به اين ترتيب، با لحاظ بخش برجسته‏ىِ نماز که سوره‏هاى قرآن است، استعمال »إِقْرَأْ« و »رَتِّلْ« به جاى »أَقِمْ« جايز خواهد بود؛ بنابراين مى‏توان »إِقْرَأْ« را در آيات نخست سوره‏ىِ علق نيز به معناى خواندن قرآن در نماز يا خود نماز دانست.
با توجه به اين که سوره‏ىِ حمد برابر روايات، در آغاز بعثت پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله نازل شده است، مقصود از »اقرأ« قرائت همين سوره در نماز مى‏تواند باشد.
شايان ذکر است که در قرآن، به جا آوردن نماز، تنها با لفظ »أَقِمْ« و مشتقات آن، بيان نشده است. در قرآن الفاظ ديگرى نيز دالّ بر همين معنا به چشم مى‏خورد؛ مانند: »اذْکُر« و »اسْجُدْ« و »سَبِّح« در آيات »وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ بُکْرَةً وَ أَصيلاً وَ مِنَ اللَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَويلاً )انسان، آيات 26-25).

3 .3. پيوستگى پنج آيه‏ىِ نخست به آيات بعد

پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق به دلايلى که در پى مى‏آيد، نمى‏تواند نزول مستقلى داشته باشد؛ بلکه به طور يکجا همراه آيات ذيل سوره نازل شده است.
اولاً، جمله‏ىِ اصلى در اين پنج آيه »إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ« است و بقيه، چيزى جز اوصاف ربّ نيست. اين جمله نيز تام و کامل نيست؛ چون مخاطب با شنيدن آن مقصود گوينده را درنمى‏يابد؛ لذا نمى‏تواند جمله‏ىِ مستقلى تلقى شود و نزول جداگانه‏اى داشته باشد. روشن است که سخن بليغ سخنى است که مقصود گوينده را به مخاطب بفهماند؛ اما اين پنج آيه بدون انضمام به آيات بعد چيز روشنى را نمى‏فهماند.
چنان که آمد، آيه‏ىِ پايانى يعنى »کَلاَّ لا تُطِعْهُ وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ« به روشنى مقصود از »إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ« را روشن مى‏سازد؛ بنابراين در اين آيات سخن از اين نيست که پيامبرصلى الله عليه وآله تا قبل از نزول اين سوره نماز نمى‏گزارده است و با نزول اين سوره و آيه‏ىِ »إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ« به او دستور داده شده است که نماز گزارد؛ بلکه سخن از اين است که پيامبرصلى الله عليه وآله قبل از نزول اين سوره نيز نماز مى‏گزارده است و به واقع خداوند با عبارت »إقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ« کنايتاً فرموده است: بر نمازت مداومت کن و از نهى ابوجهل اطاعت مکن.
12-11-2011 06:19 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #9
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««
شايان ذکر است که مفسران براى تام و کامل نشان دادن پيام اين پنج آيه توجيهاتى را ذکر کرده‏اند که اينک ذکر و نقد مى‏شود:
برخى از مفسران مانند طبرسى )ت548ق( »باء« را »بِاسْمِ رَبِّکَ« مانند باء در »فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّکَ« )واقعه، 74) زائد گرفته و »اِقْرَأْ« را به معناى »اُذْکَرْ« يا »اُدْعُ« دانسته، و مفعول آن را »اسْمِ رَبِّکَ« شمرده‏اند)طبرسى، ج6-5، ص78 و فخر رازى، ج32 و ص13).
اما اين نظر مردود است؛ زيرا در کلام عرب و نيز قرآن، مفعول »اِقْرَأْ« با »باء« همراه نيامده است و آن را با »سَبِّحْ« نمى‏توان قياس کرد؛ زيرا مفعول آن به هر دو صورت - با »باء« و بدون »باء« - به کار رفته است)اعلى، آيه‏ىِ 1)؛ به علاوه »اِقْرَأْ« را به معناى »اُذْکُرْ« يا »اُدْعُ« گرفتن با معناى لغوى آن بيگانه بوده و شاهدى در کلام عرب و قرآن ندارد؛ گذشته از آن، به شهادت پاره‏اى از روايات پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله حتى قبل از بعثت خدا را عبادت مى‏کرده و نام او را ياد مى‏کرده و مى‏خوانده است)طبرى، تاريخ الطبرى، ج1، ص531)؛ بر اين اساس، »اُذْکُرْ« يا »اُدْعُ« تحصيل حاصل تلقى مى‏شود.
بسيارى از مفسران مانند فخر رازى و علامه طباطبايى کلمه يا جمله‏ىِ مقدّرى نظير »القرآن« يا »ما يُوحى اليک« را مفعول »اِقْرَأْ« دانسته و »باء« را در »بِاسْمِ رَبِّکَ« »باء« ملابسه گرفته‏اند؛ به اين ترتيب، معناى آيه اين مى‏شود که قرآن يا آنچه را به تو وحى مى‏کنيم، بخوان.
علامه طباطبايى در پاسخ اين سؤال مقدّر که چگونه در حالى که طبق نظر مشهور سوره‏ىِ علق اولين سوره‏ىِ نازله است و قبل از آن حتى آيه‏اى از قرآن نازل نشده بود، در آغاز اين سوره به پيامبرصلى الله عليه وآله فرمان داده شده است که قرآن را بخواند، مى‏نويسد:
مراد از »اقرأ« فرمان فراگيرى آياتى از قرآن است که فرشته‏ىِ وحى به پيامبرصلى الله عليه وآله وحى مى‏کند، و اين جمله فرمان قرائت کتاب است؛ اما خود بخشى از کتاب است؛ مانند سخن کسى که در آغاز نامه‏اش به آن که آن را برايش فرستاده است، گويد: »اين نامه‏ام را بخوان و بدان عمل کن« اين سخن او فرمان قرائت نامه است؛ اما خود بخشى از نامه است)طباطبائى، ج20، ص323).
اين نظر نيز پذيرفتنى نيست؛ زيرا از ظاهر آيات سوره‏ىِ علق برنمى‏آيد که مفعول »اقرأ« خود آن آيات باشد، و آن را با نامه‏اى که در صدر آن تصريح شده است که »اين نامه‏ام را بخوان« نمى‏توان قياس کرد؛ به علاوه قرآن به صورت شفاهى نازل شده است و لذا آن را با نامه نمى‏توان مقايسه کرد. در پيام شفاهى قبل از القا، چيزى در اختيار مخاطب نيست؛ حال آن که در پيام کتبى، مکتوب نزد مخاطب وجود دارد؛ لذا به دريافت‏کننده‏ىِ پيام کتبى رواست که دستور »خواندن« داده شود؛ اما به دريافت‏کننده‏ىِ پيام شفاهى چنين دستورى بى وجه است.
ثانياً، به فرض آن که پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق پيام تام و کاملى را القا کند، باز دليلى بر نزول جداگانه و مستقل آن نيست؛ چون آيه‏ىِ ششم با لفظ »کلاَّ« شروع شده است و اين حاکى از پيوند آن پنج آيه با آيات بعد از آن است؛ زيرا »کلاَّ« صلاحيت واقع شدن در ابتداى کلام را ندارد؛ به لحاظ آن که هيچ سوره يا خطبه يا شعرى را نمى‏توان يافت که با اين لفظ شروع شده باشد.
معناى مشهور اين لفظ نيز که عبارت از »رَدْع« باشد، حاکى از پيوستگى آن به ماقبل خود است؛ حتى آن را منفصل از مابعدش شمرده و گفته‏اند: همواره رواست که بر آن وقف کرد و از مابعدش ابتدا کرد)سيوطى، الاتقان، نوع40)؛ حتى اگر »کلاَّ« به معناى »حقاً« يا »الا«ىِ استفتاحيه گرفته شود، به جهت آن که شاهدى بر آن يافت نمى‏شود که در آغاز کلام واقع شده باشد، دليلى بر صلاحيت وقوع آن در آغاز کلام نيست؛ چون ملاکِ صلاحيتِ وقوع در آغاز کلام، استعمال اهل زبان است.
12-11-2011 06:19 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
Negarita آفلاین
♥ رهگــــــذر...♥
******
مدیر کل سایت

ارسال‌ها: 48,817
تاریخ عضویت: Nov 2011
اعتبار: 129
ارسال: #10
RE: «« تفسیر سوه ی علق ««

4. پاسخ به يک اشکال
ممکن است اشکال شود که در روايات چندى آغاز نبوت پيامبر اسلام‏صلى الله عليه وآله با نزول پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق مصادف دانسته شده يا اين پنج آيه، اولين آيات نازله بر آن حضرت خوانده شده است. اين مضامين از عايشه، عبدالله بن شدّاد، ابن‏عباس و عُبيد بن عُمير بن قتاده ليثى)ت قبل 73ق( و سعيد بن مسيب نقل شده است)طبرى، تاريخ الطبرى، ج1، ص532، همو، جامع البيان، ج1، ص77 و ابن کثير، السيرة النبوية، ج1، ص428). حتى در روايت ليثى آمده است که پيامبرصلى الله عليه وآله راجع به آمدن جبرئيل‏عليه السلام در آغاز نبوت فرمود:
جبرئيل‏عليه السلام در وقتى که خواب بودم، پارچه‏اى ابريشمى را که در آن نوشته بود، نزدم آورد و به من فرمود: بخوان. عرض کردم: چه بخوانم؟... فرمود: اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذي خَلَقَ - تا - عَلَّمَ اْلإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ«)طبرى، تاريخ طبرى، ج1، ص532).
بنابراين روايات مذکور مى‏فهماند که اولاً، نبوت پيامبرصلى الله عليه وآله با نزول پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق مصادف بوده است؛ ثانياً، با توجه به اين که روايت ليثى ظهور در اين معنا دارد که اين پنج آيه در پارچه‏اى ابريشمى نوشته شده بود، سخن علامه طباطبايى که نزول اين آيات را به ارسال نامه تشبيه کرده بود، درست به نظر مى‏آيد.
به اين ترتيب، اين روايات معارض رواياتى خواهد بود که سوره‏ىِ حمد را مصادف با بعثت پيامبرصلى الله عليه وآله مى‏خوانند و راه حل اين تعارض آن است که قائل شويم، اولين آيات نازل شده بر رسول‏خداصلى الله عليه وآله پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق و نخستين سوره‏ىِ کاملى که نازل گرديده، سوره‏ىِ حمد است.
پاسخ اين اشکال آن است که اولاً، با اين تحليل هم‏چنان نمى‏توان برخى از ايرادات پيش‏گفته را نظير کامل و تام نبودن مضمون پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق و پيوستگى اين پنج آيه به آيات بعد پاسخ گفت؛ چون به هر تقدير پيام اصلى اين پنج آيه تنها فرمان »بخوان« است، و اين فرمان مبهم است و هيچ‏کس با اين فرمان ره به کارى نمى‏برد. چنين عبارتى را بر هرکسى بخوانند، جز حيرت و سردرگمى نمى‏افزايد.
اگر گفته مى‏شد، در آن پارچه‏ىِ ابريشمى سوره‏ىِ حمد نوشته شده بود، اين مشکل وجود نداشت؛ چون به تعبير پيامبرصلى الله عليه وآله سوره‏ىِ حمد »امّ القرآن« و »امّ الکتاب« است)سيوطى، الدرالمنثور، ج1، ص63) و در آن امّهات تعاليم الهى مندرج است و طبيعتاً پيامبرصلى الله عليه وآله با خواندن آن چيزهاى بسيارى مى‏آموخت.
ثانياً، در حالى که روايات در حدود يک قرن به طور شفاهى نقل مى‏شده و به نگارش درنيامده است، در همه‏ىِ موارد، جمع ميان دو دسته از روايات گزينه‏ىِ صحيحى نيست؛ به ويژه، آنجايى که يک دسته از روايات با پاره‏اى از ادله و شواهد ناسازگارى دارد. بايد اين را در نظر گرفت که نقل شفاهى در عين حال که بسيارى از امور مرتبط را از هم مى‏گسلد، بسيارى از امور متفرق و نامربوط را نيز به هم مى‏آميزد. بر اين اساس، بايد اين احتمال را پرورد که بسا ميان روايات مربوط به نزول پنج آيه‏ىِ نخست سوره‏ىِ علق با روايات آغاز وحى خلطى صورت گرفته باشد. بسا واقعيت قضايا از اين قرار بوده باشد که در پارچه‏ىِ ابريشمى پيش‏گفته، سوره‏ىِ حمد نوشته شده بود و در همان روز نخست بعثت جبرئيل به رسول‏خداصلى الله عليه وآله فرموده است که سوره‏ىِ حمد را بخواند و هرگز »بخوان« جبرئيل در آغاز بعثت به نزول سوره‏ىِ علق ربطى نداشته است و شأن نزول سوره‏ىِ علق همان بوده باشد که پيش‏تر آمد؛ اما راويان اين دو قصه را به هم آميخته‏اند و چنان وانمود کرده‏اند که »بخوان« جبرئيل ناظر به »اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ« بوده است.
12-11-2011 06:19 PM
مشاهده‌ی وب‌سایت کاربر یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر نقل قول این ارسال در یک پاسخ
ارسال پاسخ 


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان

اخبار فناوری اطلاعات | نرم افزار املاک | هتل آپارتمان مشهد | نرم افزار رستوران | نرم افزار تاکسی سرویس | نرم افزار رستوران | دانلود نرم افزار مطب | دانلود نرم افزار تاکسی سرویس | مجله پزشکی آسان طب | اتوماسیون پزشکی | نرم افزار دفترچه تلفن نرم افزار چاپ چک نرم افزار رستوران نرم افزار فست فود نرم افزار کافی شاپ نرم افزار تاکسی سرویس نرم افزار نمایشگاه خودرو نرم افزار املاک نرم افزار هتلداری نرم افزار مطب نرم افزار دندانپزشکی نرم افزار انبارداری نرم افزار حسابداری فروشگاه نرم افزار وکالت مجله اینترنتی پارسی وان | مجله اینترنتی زیگیل | خرید بک لینک | خرید رپورتاژ | سینما تئاتر مای استیج | یک مهاجر | دنیای مهاجرت | مجله گردشگری کاروان | وردپرس دانلود | مجله تفریحی تندیس فان | نرم افزار Software | جوک جدید | اخبار هنر | اخبار کامپیوتر | سایت پزشکی | فروشگاه اینترنتی | سایت خبری | دانلود موزیک | اندروید سه | بانک شماره موبایل | پایگاه صالحین | مجله کامپیوتری | جاب لر | نوین ساخت | سهام نت | تکی کو | تم کد | مجله اینترنتی وبدون | پورتال خبری | سایت تفریحی تک لایو | مجله سرگرمی سیب رنک | سایت پزشکی دکتر طب | مدرن بوک | فرتکست | مجله پزشکی نت سلامت | کافه ایرونی | مجله خندانک | مجله اینترنتی فان استار | مجله من | مجله اینترنتی دونیمه | مجله اینترنتی بردیا | فاینال مد | فرهنگیا | نامبروان | جان نو | مگفر | مجله 24 | نیمچه | تک پدیا | آیناز وب | مطالب بیست | میهن اسکای | نیک آنلاین | شینار | وطنی ها | طب جدید | هوای تازه | آاقای گل | برترین مطالب | دایی رضا | فارس پدیا | آجودانیه | چارشنبه | فانیفا | قارپوز | گوهرمند | گل بهار | جهان من | جوان امروز | کالچر | مه آذین | مجله سبز | مگناب | دنیای نت | نیک اندیشه | نیکاندوست | نیک پاتوق | ازبک | پارمینو | پیک آبی | پورتال من | راز آلود | روسپید | رشد نگر | رویای زندگی | شورانگیز | سیمای وب | نتیها | تاپکده | وب دوستان | ویکی وان | یکناز | زرچوب | زردقناری | عصرطلایی | فرتورز | آموزش گیتار | مایادانلود | | دکتر CMS | سایت آموزش گیتار | رایان درمان | پارسیان گشت | ایران کافه | گیتی بوک | مجله فراتوریسم | فراتوریسم | دکتر آسان دنت | آسان دنت | مجله گردشگری افراگشت | افراگشت | هشت گام | فرکافی | میهن تاج | مجله پزشکی رایان درمان | موج سینما | تیزباد | برفانک | کافه داران | کینگ دانلود |